دیجیتال مارکتینگ با محمود بشاش از تورنتو
رفتن به کانال در Telegram
كانال محرمانه آموزش بازاریابی ديجيتال در تورنتو کانادا. تماس با ادمین کانال: @mahmoodb ایمیل ادمین: info@mahmoodb.com وبسایت ادمین: www.mahmoodbashash.com
نمایش بیشتر2 052
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '260
در 1 کانالها
سپتامبر '260
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 0 کانالها
Get PRO
مه '260
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+9
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+14
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+19
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+26
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+35
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+116
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+81
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+20
در 1 کانالها
Get PRO
مه '25
+31
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+35
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+37
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+59
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+106
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+99
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+158
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+77
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+38
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+36
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+44
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+54
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+83
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+64
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+142
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+225
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+239
در 6 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+90
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+14
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+99
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+177
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+80
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+185
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 014
در 0 کانالها
پستهای کانال
📬 اگر قرار باشد از خبرنامهتان تبلیغات بگیرید، چه زمانی باید به یک اسپانسر «نه» بگویید؟
خیلیها فکر میکنند درآمدزایی از خبرنامه یعنی به محض پیدا شدن اسپانسر، یک جای تبلیغاتی به او بفروشیم.
اما Kit در گزارشی درباره تجربه تولیدکنندگان محتوا، نکته مهمی را مطرح میکند:
توانایی رد کردن تبلیغات نامناسب، بخشی از حفظ اعتماد مخاطب است.
تصور کنید چند سال درباره موضوع مشخصی نوشتهاید.
مخاطبان کمکم به انتخابها و قضاوت شما اعتماد کردهاند.
حالا یک شرکت حاضر است برای معرفی محصولش پول خوبی بدهد.
اما محصول چندان با نیاز مخاطبانتان مرتبط نیست.
شاید از نظر مالی رد کردن پیشنهاد سخت باشد.
ولی اگر خبرنامه بهتدریج پر از تبلیغات نامرتبط شود، چیزی که آسیب میبیند فقط نرخ باز شدن ایمیلها نیست.
اعتمادی است که ساختنش سالها طول کشیده.
پس قبل از قبول اسپانسر، یک چکلیست ساده داشته باشید:
آیا محصول واقعاً به درد مخاطبان من میخورد؟
آیا خودم با معرفی آن راحت هستم
آیا ادعاهای تبلیغاتی آن قابل بررسیاند؟
آیا مخاطب بهوضوح میفهمد این بخش تبلیغاتی است؟
آیا درآمد امروز ارزش ریسک احتمالی برای اعتماد فردا را دارد؟
این نگاه فقط مخصوص خبرنامه نیست.
برای تبلیغات اینستاگرامی، همکاری در یوتیوب، پادکست و حتی معرفی ابزارهای Affiliate هم کاربرد دارد.
مخاطب وفادار فقط منبع درآمد نیست. دلیل امکانپذیر شدن درآمد است.
اگر این رابطه آسیب ببیند، بهترین قرارداد تبلیغاتی هم ممکن است در بلندمدت معامله خوبی نباشد.
منبع:
https://kit.com/resources/blog/how-creators-earn-revenue-newsletter-sponsorships
| 2 | 💰 قبل از اینکه سه ماه برای ساختن یک دوره آموزشی وقت بگذارید، اول ببینید کسی حاضر است آن را بخرد یا نه!
داستان Katelyn Bourgoin، نویسنده خبرنامه Why We Buy، از این نظر جالب است.
او درباره روانشناسی خرید و رفتار مشتری محتوا تولید میکند و محصولات آموزشی هم دارد.
اما برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان محتوا، معمولاً قبل از ساختن یک محصول بزرگ، تقاضا برای آن را آزمایش میکند.
طبق مطالعه موردی Kit که ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ بهروزرسانی شده، او برای یکی از برنامههای آموزشیاش ابتدا یک Waitlist ساخت.
بعد یک پیشنهاد پیشفروش برای افراد همان لیست فرستاد.
نتیجه؟
۵۰ جایگاه اولیه در کمتر از یک ساعت فروخته شد.
بعداً هم در عرضه رسمی، فهرست انتظار او به بیش از ۳۰۰۰ نفر رسیده بود.
نکته مهم داستان فقط سرعت فروش نیست.
موضوع این است که او قبل از سرمایهگذاری سنگین روی ساخت محصول، نشانهای واقعی از تقاضا به دست آورد.
این روش برای متخصصان، مدرسها و تولیدکنندگان محتوا بسیار کاربردی است.
مثلاً اگر قصد دارید یک دوره آموزشی بسازید:
۱. ابتدا مسئله را در چند محتوای رایگان مطرح کنید.
۲. واکنشها و سؤالهای مخاطبان را بررسی کنید.
۳. یک صفحه معرفی دوره و فهرست انتظار بسازید.
۴. از افراد علاقهمند بخواهید ثبتنام کنند.
۵. در صورت مناسب بودن شرایط، یک نسخه آزمایشی پولی یا پیشفروش محدود ارائه دهید.
البته عضویت در فهرست انتظار به معنی خرید قطعی نیست.
اما پرداخت واقعی، شواهد بسیار قویتری از لایک و کامنت است.
گاهی مهمترین کاری که قبل از ساختن محصول باید انجام دهید، ساختن خود محصول نیست.
آزمایش تقاضاست.
منبع:
https://kit.com/resources/blog/katelyn-bourgoin-case-study | 97 |
| 3 | 🔎 وقتی مردم اسم شما را در گوگل جستوجو میکنند، چه کسی شما را معرفی میکند؟ خودتان یا هوش مصنوعی؟
یک پژوهش تازه Ahrefs که دوم اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شده، نتیجه بسیار جالبی دارد.
طبق بررسی بیش از ۲۳۲ میلیون نتیجه جستوجوی گوگل در آمریکا، در پایان سپتامبر حدود ۸۳٪ جستوجوهای مرتبط با نام برندها با AI Overview همراه بودهاند.
یعنی حتی اگر کسی اسم شرکت یا برند شما را جستوجو کند، ممکن است قبل از رسیدن به سایت رسمی شما، توضیحی را ببیند که هوش مصنوعی آماده کرده است.
اما نکته جالبتر اینجاست:
در بخش دیگری از پژوهش Ahrefs، سه منبع خارجی که بیشتر در پاسخهای AI درباره برندها دیده میشدند عبارت بودند از:
ویکیپدیا، یوتیوب و لینکدین.
این یعنی تصویر آنلاین شما دیگر فقط چیزی نیست که در سایت رسمیتان نوشتهاید.
مطالب دیگران، ویدیوها، پروفایلها و اطلاعات پراکنده در اینترنت هم میتوانند در معرفی شما نقش داشته باشند.
پس چه کار کنیم؟
۱. اسم برندتان را در گوگل جستوجو کنید و ببینید AI چه توضیحی میدهد.
۲. اطلاعات اصلی برند را در سایت، لینکدین و سایر کانالهای رسمی یکسان و دقیق نگه دارید.
۳. برای موضوعاتی که در آنها تخصص دارید، محتوای قابل استناد تولید کنید.
۴. اطلاعات قدیمی و متناقض را تا حد امکان اصلاح کنید.
شاید سئوی آینده فقط درباره رتبه سایت نباشد. درباره این هم باشد که اینترنت شما را چطور میشناسد و معرفی میکند.
منبع پژوهش:
https://ahrefs.com/blog/ai-overviews-on-branded-searches/ | 139 |
| 4 | خیلی از کسبوکارها از خبرنامه مثل یک بروشور ایمیلی استفاده میکنند:
محصول جدید داریم.
تخفیف داریم.
ثبتنام کنید.
بخرید.
اما Rally Rd. مسیر متفاوتی رفته است.
این شرکت یک خبرنامه هفتگی به نام Shiny Things ساخته که بیشتر روی داستان، زمینه و ایجاد اعتماد تمرکز دارد.
طبق مطالعه موردی beehiiv در فوریه ۲۰۲۶، کاربرانی که از طریق این خبرنامه وارد میشوند، سه برابر بیشتر تبدیل میشوند و رفتار سرمایهگذاری در میان مخاطبان آن بیش از ۲۰٪ افزایش داشته است.
نکته مهم اینجاست:
خبرنامه دائماً نمیگوید «بخر».
کاری میکند که مخاطب بیشتر بفهمد، بیشتر اعتماد کند و ارتباطش با موضوع عمیقتر شود.
این یک کاربرد کاملاً متفاوت برای محتواست.
محتوا فقط برای گرفتن کلیک نیست.
گاهی وظیفه محتوا این است که فاصله بین:
«این برند را میشناسم»
و
«به این برند اعتماد دارم»
را کم کند.
تمرین عملی:
قبل از ارسال خبرنامه بعدی، یک بار CTAها را فراموش کنید و بپرسید:
«بعد از خواندن این ایمیل، مخاطب چه چیزی را بهتر از قبل میفهمد؟»
اگر جواب مشخصی ندارید، احتمالاً هنوز یک ایمیل تبلیغاتی ساختهاید، نه یک رسانه.
منبع، منتشرشده در ۱۳ فوریه ۲۰۲۶:
https://www.beehiiv.com/case-studies/rallyrd/ | 153 |
| 5 | یک خبرنامه را میشود مثل یک «پست هفتگی» دید.
یا مثل یک دارایی که هر هفته ارزش بیشتری پیدا میکند.
داستان AI Central نمونه جالبی از نگاه دوم است.
این رسانه حالا بیش از ۳۰۰ هزار مخاطب در خبرنامه و LinkedIn دارد و بیش از ۱۴۶ هفته بدون وقفه منتشر کرده است.
اما چیزی که برای من جالبتر بود، سیستم پشت آن است.
آنها یک فرآیند ششمرحلهای و
AI-assisted
ساختهاند که:
ایدهها را ارزیابی میکند،
زاویههای درآمدی پیشنهاد میدهد،
محتوا را مدیریت میکند،
عملکرد را تحلیل میکند،
و نتایج را با معیارهای قبلی مقایسه میکند.
یعنی خبرنامه دیگر فقط «چیزی نیست که باید این هفته بنویسیم».
تبدیل شده به یک زیرساخت.
نتیجه مالی هم قابل توجه است. طبق مطالعه موردی beehiiv، فقط از شبکه تبلیغاتی این پلتفرم بیش از ۱۵۰ هزار دلار درآمد داشتهاند.
ولی یک جمله در این مطالعه برای من مهمتر از درآمد بود:
خبرنامه کمکم از «محصول» به «مدرک اعتبار» تبدیل شده است.
این یک تغییر ذهنی مهم است.
وقتی مرتب منتشر میکنید، فقط محتوا جمع نمیکنید.
دارید سابقه، اعتماد، داده، مخاطب و دارایی فکری جمع میکنید.
منبع، منتشرشده در ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶:
https://www.beehiiv.com/case-studies/ai-central | 187 |
| 6 | https://digitalk.substack.com/p/e112 | 184 |
| 7 | یک اشتباه رایج این است که فکر کنیم اگر AI میتواند محتوا تولید کند، پس باید تا جای ممکن «محتوای بیشتری» تولید کنیم.
اما تجربه جدید Ahrefs تقریباً جهت مخالف را نشان میدهد.
تیم محتوای آنها حالا بخشهایی از کار را با AI و سیستمهای خودکار انجام میدهد، ولی Ryan Law میگوید هدفشان این نیست که وبلاگ را با دهها هزار مقاله پر کنند.
هدف این است که کارهای تکراری مثل:
جمعآوری داده،
تحلیل،
سئو،
فرمتبندی،
لینکسازی داخلی،
و بهروزرسانی مطالب قدیمی
بیشتر توسط سیستم انجام شود.
تا وقت انسان برای چیزهایی بماند که واقعاً ارزش انسانی دارند:
نظر،
تجربه،
قضاوت،
ایده تازه،
و انتخاب اینکه اصلاً چه چیزی ارزش انتشار دارد.
این شاید یکی از مهمترین تغییرات AI در تولید محتوا باشد:
قبلاً سؤال این بود:
«چطور با AI سریعتر محتوا بسازم؟»
حالا سؤال بهتر این است:
«کدام قسمت از کار من واقعاً به مغز من نیاز دارد؟»
بقیه، کاندیدای سیستمسازی است.
منبع، منتشرشده در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶:
https://ahrefs.com/blog/how-to-optimize-for-ai-search | 195 |
| 8 | یک تولیدکننده محتوا سالها وبلاگ داشت و ۳۰۰۰ نفر هم عضو لیست ایمیلش بودند.
بعد تصمیم گرفت ایمیل را جدی بگیرد.
نتیجه؟
طبق مطالعه موردی شرکت KIT اکانت Tanya Harris توانست ظرف ۷ ماه لیستش را از ۳۰۰۰ به ۱۰ هزار نفر برساند و امروز این عدد از ۶۷ هزار نفر گذشته است.
اما چیزی که در داستان او مهمتر از عددهاست، تغییر نگاه او به ایمیل است.
او قبلاً فرم عضویت را روی سایت گذاشته بود و منتظر میماند مردم عضو شوند.
بعد شروع کرد برای عضویت «دلیل» ساختن.
مثلاً بهجای اینکه فقط بگوید:
عضو خبرنامه شوید.
منابع مشخص و مفیدی ساخت که مخاطب برای دریافت آنها ایمیلش را وارد میکرد.
این تفاوت کوچک نیست.
خیلی از ما میپرسیم:
«چطور لیست ایمیلم را بزرگ کنم؟»
ولی شاید سؤال قبلی مهمتر باشد:
«چرا یک نفر باید ایمیلش را به من بدهد؟»
یک چکلیست؟
یک راهنمای کوتاه؟
یک مجموعه مثال؟
یک ابزار؟
یک دوره ایمیلی چندروزه؟
یک آرشیو ارزشمند؟
قبل از اینکه دنبال ابزارهای رشد مخاطب برویم، باید چیزی بسازیم که ارزش عضویت داشته باشد.
فرم عضویت، مخاطب نمیسازد.
دلیل عضویت میسازد.
https://kit.com/resources/blog/tanya-harris-case-study | 213 |
| 9 | یک آمار تازه درباره AI توجهم را جلب کرد، اما نه آن آماری که احتمالاً فکر میکنید.
شرکت Ahrefs در گزارشی که ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر کرده، از ۳۰۱ بازاریاب درباره استفاده از AI در تولید محتوا پرسیده است.
۹۳٪ گفتهاند از AI برای تولید یا کمک به تولید محتوا استفاده میکنند.
اما عدد مهمتر برای من این بود:
فقط ۲.۷٪ گفتهاند بدون بررسی انسانی به محتوای تولیدشده توسط AI اعتماد میکنند.
یعنی ما کمکم از مرحله «آیا باید از AI استفاده کنیم؟» عبور کردهایم.
سؤال حرفهایتر حالا این است:
«کدام قسمت را به AI بسپاریم و کدام قسمت باید مال خودمان بماند؟»
مثلاً AI برای:
جمعآوری و دستهبندی اطلاعات
پیدا کردن الگوها
ساختن چند ساختار پیشنهادی
استخراج محتواهای فرعی
اما انسان برای:
انتخاب زاویه
تجربه شخصی
قضاوت
بررسی صحت
نظر واقعی
و تصمیم نهایی درباره انتشار
اگر همهچیز را به AI بدهیم، سرعت میگیریم اما ممکن است همان چیزی را حذف کنیم که باعث میشود محتوا متعلق به «ما» باشد.
هدف خوب شاید این نباشد که AI جای ما محتوا تولید کند.
هدف این است که بخشهای ماشینی کار را ماشین انجام دهد تا ما وقت بیشتری برای بخشهای انسانی داشته باشیم.
https://ahrefs.com/blog/marketers-ai-content-creation/ | 202 |
| 10 | یک نکته جالب درباره استفاده حرفهای از هوش مصنوعی:
شاید مزیت اصلی دیگر «پرامپت بهتر» نباشد.
مزیت اصلی میتواند «فرآیند بهتر» باشد.
آقای Ryan Law از Ahrefs توضیح داده که چطور فرآیند تولید محتوای تیمش را به ۲۳ فایل دستورالعمل کوچک تبدیل کرده است.
هر فایل یک وظیفه مشخص دارد:
تحقیق
ساختار مقاله
ویرایش
لینکسازی داخلی
بررسی محصول
متادیتا
و کارهای دیگر.
بعد هوش مصنوعی این مراحل را پشت سر هم اجرا میکند.
نتیجه جالب است. طبق تجربه منتشرشده Ahrefs، پیشنویسهایی که قبلاً زمان زیادی میگرفتند، در این سیستم ظرف چند دقیقه آماده میشوند.
اما مهمترین بخش مقاله برای من سرعت نبود.
آقای Ryan تأکید میکند این سیستم فقط به این دلیل خوب کار میکند که فرآیند انسانیِ خوبی از قبل وجود داشته است.
یعنی:
AI + فرآیند ضعیف = تولید سریعتر محتوای ضعیف
AI + فرآیند قوی = مقیاسپذیر شدن تجربه و استانداردهای شما
یک تمرین عملی:
دفعه بعد که کاری را خوب انجام دادید، فقط نتیجه را ذخیره نکنید.
مراحل تصمیمگیریتان را هم بنویسید.
چه چیزی را بررسی کردید؟
چه چیزی را رد کردید؟
چه معیارهایی داشتید؟
چطور کیفیت را کنترل کردید؟
این مستندات ممکن است بعدها از صدها پرامپت آماده ارزشمندتر شوند.
https://ahrefs.com/blog/how-i-do-content-engineering-with-claude-code/ | 221 |
| 11 | یک ایده مهم که خیلی از تولیدکنندههای محتوا نادیده میگیرند:
گاهی بهترین محتوای جدید شما، همان محتوای قدیمی شماست.
شرکت Ahrefs اخیراً درباره «بهروزرسانی و انتشار دوباره محتوا» یک بررسی جالب منتشر کرده.
آنها یک مقاله قدیمی درباره Link Reclamation داشتند که عملکرد متوسطی داشت. در آگوست ۲۰۲۴ مقاله را جدی بازنویسی و دوباره منتشر کردند.
نتیجه؟
طبق داده خود Ahrefs، ترافیک ارگانیک آن تقریباً سه برابر شد.
اما نکته مهم این نیست که تاریخ مقاله را عوض کنیم و دوباره منتشرش کنیم!
بهروزرسانی واقعی یعنی:
آمار قدیمی را عوض کنیم.
مثالهای جدید اضافه کنیم.
بخشهای ضعیف را بازنویسی کنیم.
سؤالهای جدید مخاطب را پوشش دهیم.
لینکهای داخلی را بهتر کنیم.
و اگر لازم بود، زاویه مقاله را کاملاً تغییر دهیم.
این نگاه یک نتیجه مهم دارد:
آرشیو محتوا، قبرستان پستهای قدیمی نیست.
یک دارایی است که میتواند دوباره کار کند.
من اگر ۱۰۰ مقاله قدیمی داشته باشم، قبل از اینکه برای مقاله شماره ۱۰۱ دنبال ایده بگردم، اول میپرسم:
کدامیک از آن ۱۰۰ مقاله هنوز پتانسیل دارد، اما پیر شده است؟
https://ahrefs.com/blog/republishing-content/ | 975 |
| 12 | ۶۰۰ هزار فالوئر دارید.
حالا چه؟
داستان Bogey Bois برای من از این جهت جالب است.
آنها با ویدیوهای گلف در TikTok و شبکههای اجتماعی رشد کردند و مجموعاً بیش از ۶۰۰ هزار دنبالکننده ساختند.
اما همانجا متوقف نشدند.
یک خبرنامه راه انداختند که طبق مطالعه موردی beehiiv، حالا بیش از ۲۲۰ هزار خواننده دارد و سه روز در هفته منتشر میشود.
این تغییر خیلی مهم است.
شبکه اجتماعی برای آنها موتور «کشف شدن» بود.
اما خبرنامه تبدیل شد به جایی برای رابطه مستقیمتر با بخشی از همان مخاطبان، و البته ایجاد فرصتهای درآمدی.
این مدل را میشود خیلی ساده تصور کرد:
Social → Discovery
Email → Relationship
Product/Service → Revenue
اشتباه این است که از شبکه اجتماعی انتظار داشته باشیم هر سه کار را بهتنهایی انجام دهد.
ممکن است کسی ویدیوی شما را ببیند، لایک کند و دیگر هیچوقت شما را نبیند.
بنابراین شاید KPI بعدی شما فقط تعداد فالوئر نباشد.
یک عدد مهمتر هم اضافه کنید:
این ماه چند نفر از مخاطبان شبکه اجتماعی وارد کانالی شدند که میتوانم دوباره مستقیماً با آنها ارتباط برقرار کنم؟
https://www.beehiiv.com/case-studies/bogey-bois | 284 |
| 13 | یک مدل درآمدی جالب برای محتوا:
محتوا لازم نیست خودش محصول باشد تا پولساز باشد.
در یک گزارش جدید beehiiv درباره کسبوکارهای رسانهای، نمونه Open Source CEO جالب است.
این خبرنامه متعلق به Bill Kerr، بنیانگذار Athyna است.
طبق گزارش beehiiv، خبرنامه او از تبلیغات هر شماره حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار درآمد ایجاد میکند.
اما قسمت جذاب داستان جای دیگری است.
همین خبرنامه تا ۱۷ درصد از pipeline شرکت را هم ایجاد کرده است.
یعنی یک رسانه میتواند همزمان چند کار انجام دهد:
درآمد تبلیغاتی بسازد.
مشتری بالقوه ایجاد کند.
اعتماد ایجاد کند.
آموزش بدهد.
مخاطب را نگه دارد.
و زمینه فروش محصولات و خدمات دیگر را فراهم کند.
این نگاه، تعریف «بازگشت سرمایه محتوا» را تغییر میدهد.
اگر فقط بپرسیم:
«این مقاله چند فروش ایجاد کرد؟»
ممکن است بخش بزرگی از ارزش آن را نبینیم.
سؤال بهتر:
«این رسانه در کدام قسمتهای کسبوکار برای من ارزش ایجاد میکند؟»
وقتی محتوا تبدیل به یک دارایی رسانهای شود، الزاماً فقط از یک در پول وارد نمیشود.
https://www.beehiiv.com/blog/beehiiv-for-enterprise-2026 | 293 |
| 14 | 📚 اگر محتوای امروز شما فقط برای امروز ساخته شده، فردا دوباره باید از صفر شروع کنید.
کتاب Perennial Seller نوشته Ryan Holiday درباره ساختن کارهایی است که عمرشان از موج، ترند و هیجان اولیه بیشتر باشد.
یکی از ایدههای مهم کتاب این است که بازاریابی نمیتواند یک کار متوسط را برای همیشه نجات دهد.
اول باید چیزی بسازیم که واقعاً ارزش ماندن داشته باشد.
این نگاه برای تولید محتوا هم بسیار مهم است.
بعضی محتواها عمداً کوتاهعمرند:
خبر امروز،
ترند این هفته،
آپدیت یک ابزار،
یا واکنش به اتفاقی که همه دربارهاش حرف میزنند.
اما اگر تمام خروجی ما از همین جنس باشد، وارد یک چرخه بیپایان میشویم:
منتشر کن → چند روز دیده شو → فراموش شو → دوباره تولید کن.
در کنار محتوای روزانه، باید چیزهایی هم بسازیم که شش ماه یا حتی چند سال بعد هنوز قابل پیدا کردن و استفاده باشند.
مثلاً:
یک راهنمای کامل،
یک مقاله مرجع،
یک آموزش کاربردی،
یک مدل یا چارچوب فکری،
یک مجموعه ایمیلی،
یک کتابچه،
یا محتوایی که پاسخ یک سؤال دائمی مخاطب باشد.
یک سؤال خوب قبل از انتشار:
آیا کسی یک سال دیگر هم دلیلی برای پیدا کردن این محتوا خواهد داشت؟
اگر پاسخ گاهی «بله» باشد، دیگر فقط Feed را پر نمیکنید.
کمکم دارید یک آرشیو ارزشمند میسازید.
📖 Perennial Seller
Ryan Holiday
Amazon.ca:
https://www.amazon.ca/s?k=Perennial+Seller+Ryan+Holiday | 292 |
| 15 | 📩 یکی از مهمترین ایمیلهای شما ممکن است خبرنامه بعدیتان نباشد. ایمیلی است که مشترک جدید همین امروز دریافت میکند.
تیم Kit بعد از بررسی رفتار تولیدکنندگان موفق به نکته مهمی اشاره میکند:
۷ تا ۱۴ روز اول عضویت، یکی از مهمترین دورههای رابطه شما با مشترک جدید است.
بااینحال، خیلیها فقط یک ایمیل Welcome میفرستند:
«ممنون که عضو شدید.»
و تمام.
اما تصور کنید کسی امروز برای اولین بار شما را پیدا کرده و ایمیلش را داده است.
این دقیقاً زمانی است که بیشترین کنجکاوی را درباره شما دارد.
پس بهجای یک Welcome Email، یک مسیر کوتاه بسازید:
ایمیل ۱: خوشآمدگویی + دقیقاً چه چیزی دریافت خواهد کرد
ایمیل ۲: بهترین مطلبی که برای شروع باید بخواند
ایمیل ۳: داستان یا تجربهای که توضیح میدهد چرا این موضوع برای شما مهم است
ایمیل ۴: یک سؤال ساده: بزرگترین چالش شما در این زمینه چیست؟
ایمیل ۵: معرفی بهترین منابع، محصول یا قدم بعدی
این Sequence لازم نیست پیچیده باشد.
حتی پنج ایمیل ساده میتواند کاری کند که مشترک جدید قبل از دریافت خبرنامههای عادی، بفهمد:
شما چه کسی هستید،
چه چیزی ارائه میکنید،
و چرا باید ایمیل بعدی شما را باز کند.
ما معمولاً تمام انرژی را صرف گرفتن Subscriber میکنیم.
شاید باید کمی بیشتر روی این سؤال وقت بگذاریم:
بعد از اینکه Subscriber را گرفتیم، چه اتفاقی برایش میافتد؟
منبع:
https://kit.com/resources/blog/creator-email-marketing-tips | 266 |
| 16 | 📬 برای رشد خبرنامه، شاید لازم نباشد همیشه دنبال مخاطب جدید بگردید. شاید مخاطب شما همین حالا خبرنامه دیگری را میخواند.
پلتفرم Substack اخیراً قابلیتی به نام Creator Match اضافه کرده که ناشران را بر اساس شباهت موضوع، اندازه مخاطب و احتمال موفقیت همکاری به یکدیگر معرفی میکند.
پشت این قابلیت یک ایده مهمتر وجود دارد:
رشد رسانه الزاماً نباید فقط از الگوریتم یا تبلیغات بیاید. میتواند از همکاری بین رسانهها بیاید.
فرض کنید شما درباره بازاریابی ایمیلی مینویسید و فرد دیگری درباره کسبوکارهای کوچک.
مخاطبانتان کاملاً یکسان نیستند، اما همپوشانی دارند.
حالا بهجای اینکه هر دو جداگانه برای گرفتن همان آدمها تبلیغ کنید، میتوانید:
• خبرنامه یکدیگر را معرفی کنید
• Guest Post بنویسید
• یک گفتوگوی مشترک برگزار کنید
• محتوای یکدیگر را به مخاطبان مرتبط پیشنهاد دهید
خود Substack میگوید شبکه آن اکنون حدود ۲۵٪ اشتراکهای پولی روی پلتفرم را ایجاد میکند.
اما نکته مهم این است:
برای همکاری دنبال بزرگترین رسانه نباشید.
دنبال رسانهای باشید که اگر خوانندهاش شما را پیدا کرد، با خودش بگوید:
«این دقیقاً چیز دیگری است که دوست دارم بخوانم.»
گاهی ۱۰۰۰ مخاطب درست، ارزشمندتر از معرفی شدن به ۱۰۰ هزار آدم نامرتبط هستند.
منبع:
https://on.substack.com/p/new-on-substack-creator-match-audience | 271 |
| 17 | 📚کتاب امروز:
Company of One
Paul Jarvis
تقریباً تمام ادبیات کسبوکار یک پیام تکراری دارد:
بزرگتر شو.
کارمند بیشتری استخدام کن.
مشتری بیشتری بگیر.
درآمد را چند برابر کن.
Paul Jarvis در کتاب Company of One سؤال متفاوتی مطرح میکند:
اگر بزرگتر شدن اصلاً هدف مناسبی نباشد چه؟
ایده کتاب این نیست که کسبوکار نباید رشد کند. حرف اصلی این است که رشد باید در خدمت زندگی و سودآوری باشد، نه اینکه خودش تبدیل به هدف شود.
برای یک متخصص یا تولیدکننده محتوا این نگاه بسیار کاربردی است.
لازم نیست از روز اول تیم محتوا، استودیو، چند سایت، ده ابزار و حضور در تمام شبکههای اجتماعی داشته باشید.
گاهی یک سیستم کوچک کافی است:
یک حوزه مشخص که در آن حرف جدی دارید.
یک رسانه اصلی که مرتب منتشر میکنید.
چند کانال برای توزیع آن.
یک رابطه مستقیم با مخاطب.
و یک یا دو راه روشن برای تبدیل اعتماد به درآمد.
بعد بهجای اضافه کردن دائمی کارهای جدید، همان سیستم را بهتر میکنید.
این شاید یکی از مهمترین تفاوتهای یک کسبوکار کوچک هوشمند با یک کسبوکار صرفاً شلوغ باشد:
هدف این نیست که کارهای بیشتری انجام دهید. هدف این است که چیزهای کمتری بسازید که مدت بیشتری برایتان کار کنند.
📖 Company of One, Paul Jarvis
مشاهده کتاب در Amazon.ca | 258 |
| 18 | 💰 خبرنامه فقط یک ابزار ارسال ایمیل نیست. میتواند خودش یک کسبوکار باشد.
خبرگزاری Reuters در ژانویه ۲۰۲۶ گزارشی درباره رشد beehiiv منتشر کرد که یک تغییر مهم در بازار محتوا را نشان میدهد.
این شرکت انتظار دارد درآمد سالانهاش در سال ۲۰۲۶ تقریباً دو برابر شود و به حدود ۵۰ میلیون دلار برسد. نکته جالبتر، مدل درآمدی اطراف خبرنامههاست. شبکه تبلیغاتی beehiiv در کنار اشتراک پولی به ناشران اجازه میدهد از مخاطب خود به روشهای مختلف درآمد ایجاد کنند.
این یعنی یک تغییر ذهنیت:
Newsletter ≠ Marketing Campaign
خبرنامه میتواند خودش یک محصول رسانهای باشد.
فرض کنید یک متخصص هر هفته فقط یک خبرنامه خوب منتشر کند. بعد از مدتی اطراف همان یک رسانه میتواند چند مدل درآمد شکل بگیرد:
اسپانسر،
اشتراک پولی،
محصول دیجیتال،
دوره یا ورکشاپ،
خدمات مشاوره،
Affiliate،
یا حتی رویداد.
تفاوت بزرگی بین این دو مدل وجود دارد:
در مدل اول، محتوا برای تبلیغ کسبوکار ساخته میشود.
در مدل دوم، محتوا خودش تبدیل به بخشی از کسبوکار میشود.
شاید به همین دلیل بهتر باشد بهجای اینکه همیشه بپرسیم «این هفته چه چیزی پست کنم؟»، گاهی بپرسیم:
«دارم چه رسانهای میسازم که سه سال دیگر هنوز ارزش داشته باشد؟»
منبع: گزارش Reuters درباره رشد کسبوکار خبرنامهها | 256 |
| 19 | 📉 مسئله فقط الگوریتم نیست، مسئله این است که مخاطب واقعاً مال چه کسی است؟
گزارش State of the Creator Economy 2026 یک عدد قابلتأمل دارد.
طبق دادههای گردآوریشده در این گزارش، بخش بزرگی از تولیدکنندگان محتوا در پلتفرمهای اصلی برای هر پست حتی به ۱۰۰۰ بازدید هم نمیرسند.
برای نمونه، این رقم برای TikTok حدود ۷۶٪، برای ویدیوهای بلند YouTube حدود ۵۹٪ و برای Instagram حدود ۴۶٪ گزارش شده است.
این آمار یک سؤال مهم ایجاد میکند.
اگر ۵۰ هزار فالوئر دارید، اما یک الگوریتم تعیین میکند کدام ۲ هزار نفر محتوای امروزتان را ببینند، واقعاً اندازه مخاطب شما چقدر است؟
شاید باید دو عدد متفاوت داشته باشیم:
Audience Size: چند نفر ما را Follow کردهاند.
Reachable Audience: با چند نفر میتوانیم مستقیماً ارتباط برقرار کنیم.
ایمیل، خبرنامه، اعضای یک جامعه خصوصی و مشتریانی که اطلاعات تماسشان را با اجازه خودشان در اختیار شما گذاشتهاند، در دسته دوم قرار میگیرند.
شبکههای اجتماعی برای کشف شدن فوقالعادهاند. مشکل از جایی شروع میشود که تمام رابطه با مخاطب را همانجا باقی میگذاریم.
بنابراین شاید KPI مهم بعدی فقط رشد فالوئر نباشد.
هر ماه چند نفر از مخاطبان قرضی من، تبدیل به مخاطبانی میشوند که دوباره میتوانم مستقیماً به آنها دسترسی داشته باشم؟
منبع: State of the Creator Economy 2026 | 236 |
| 20 | 🎙️ اگر برای هر قسمت جدید پادکست فقط یک ایمیل میفرستید که میگوید «اپیزود جدید منتشر شد»، احتمالاً دارید بهترین بخش ایمیل را هدر میدهید.
یک راهنمای تازه درباره تبدیل پادکست به خبرنامه، تفاوت جالبی مطرح میکند:
پادکست میتواند توجه بگیرد، اما ایمیل میتواند آن توجه را به رابطهای تکرارشونده تبدیل کند.
اشتباه رایج این است که خبرنامه فقط تبدیل شود به تابلوی اعلان:
«قسمت جدید منتشر شد. اینجا گوش کنید.»
در این حالت، مخاطب برای گرفتن هر ارزشی باید ایمیل را ترک کند و مثلاً ۴۵ دقیقه پادکست گوش کند.
روش بهتر؟
از هر اپیزود، یک ایده مستقل و ارزشمند بیرون بکشید و همان را داخل ایمیل کامل کنید.
طوری که حتی اگر مخاطب هرگز روی لینک پادکست کلیک نکرد، باز هم از خواندن ایمیل چیزی به دست آورده باشد.
بعد لینک پادکست میشود مرحله دوم برای کسی که میخواهد عمیقتر برود.
این یک تغییر کوچک در ظاهر، اما بزرگ در استراتژی است:
❌ ایمیل برای تبلیغ محتوا
✅ ایمیل بهعنوان خودِ محتوا
یک تست ساده:
اگر ایمیل شما بدون کلیک روی لینک اصلی تقریباً هیچ ارزشی ندارد، احتمالاً خبرنامه نیست، Notification است.
منبع:
Podcast to Email Newsletter: Your 2026 Growth Guide | 253 |
