حرفه:هنرمند
📈 تحلیل کانال تلگرام حرفه:هنرمند
کانال حرفه:هنرمند (@herfeh_honarmand) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 874 مشترک است و جایگاه 1 392 را در دسته هنر و طراحی و رتبه 15 614 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 874 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 27 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 122 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -6 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 7.92% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.44% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 732 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 972 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 11 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“نشریهی هنرهای تصویری”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته هنر و طراحی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 28 ژوئیه | +4 | |||
| 27 ژوئیه | +3 | |||
| 26 ژوئیه | +1 | |||
| 25 ژوئیه | +6 | |||
| 24 ژوئیه | +12 | |||
| 23 ژوئیه | +10 | |||
| 22 ژوئیه | +3 | |||
| 21 ژوئیه | +6 | |||
| 20 ژوئیه | +14 | |||
| 19 ژوئیه | +9 | |||
| 18 ژوئیه | +4 | |||
| 17 ژوئیه | +1 | |||
| 16 ژوئیه | 0 | |||
| 15 ژوئیه | +5 | |||
| 14 ژوئیه | +3 | |||
| 13 ژوئیه | +4 | |||
| 12 ژوئیه | +9 | |||
| 11 ژوئیه | +5 | |||
| 10 ژوئیه | +6 | |||
| 09 ژوئیه | +7 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | +5 | |||
| 06 ژوئیه | +3 | |||
| 05 ژوئیه | +4 | |||
| 04 ژوئیه | +1 | |||
| 03 ژوئیه | +7 | |||
| 02 ژوئیه | +9 | |||
| 01 ژوئیه | +6 |
| 2 | «آرشیو مجلات کاغذی خود را کامل کنید»
چهارشنبه در دفتر حرفه: هنرمند
فروش حضوری مجلات با ۲۰ درصد تخفیف
به همراه فروش مجلات آسیب دیده تا ۷۰ درصد تخفیف
۷ مرداد ساعت ۱۰ تا ۲۰
راه ارتباطی فروش غیرحضوری
از طریق پیامک و واتساپ
۰۹۹۳ ۶۹۱ ۲۷۵۵
📍آدرس:خیابان کریمخان، خیابان نجاتاللهی (ویلا)، خیابان اراک، کوچه مهر، بنبست خسروی، پلاک ۴، زنگ ۱
پوستر از: بهراد بهروزوزیری | 732 |
| 3 | دوم؛ فهرستِ چهرههایی که میبینید، نوک کوه یخیست که نمایان است! طی این دو سال با دهها شخصیتِ اثرگذارِ دیگر صحبت کردیم؛ به ویژه زنان. سعی کردیم به سراغ بهترین چهرههایی که میشناختیم و حرفی برای گفتن داشتند برویم. اما به دلایل مختلفی امکان همکاری با همهی این اشخاص فراهم نشد؛ عدمِ تمایل و علاقه به این موضوع، عدم آمادگی ذهنی، امکانات کم و نیروی محدود ما، و گرفتارهای زندگی در روزهای اعتراض و کشتار و جنگ؛ باعث شد بسیاری از افراد نتوانند در این پرونده همراه ما باشند. مشخصاً بسیاری از زنان، بهرغم موافقت و علاقهی به موضوع، پس از حوادث دیماه و جنگ ۴۰ روزه، آمادگی لازم برای همراهی در این پرونده را نداشتند. برخی از آنها مهلتی خواستند تا از این گردنهی دشوار عبور کنیم و بعدتر برای فیلمبرداری به دفتر بیایند؛
پس ویدیوهایی بیشتری خواهیم داشت. شما هم همراه ما باشید و تخیل کنید. | 863 |
| 4 | دو نکته در تکمیل ویدیو:
«حرفه: هنرمند را چه به این حرفها!؟»، «اصلاً چرا شما باید با اقتصاددان و جامعهشناس و فعال محیطزیست دربارهی آینده گفتوگو کنید؟» پاسخمان این است که ما پیشتر هم، به موضوعات کلیترِ سیاست و جامعه پرداختهایم؛ از جمله در ویژهنامههای ۳۶ (تجربهی تهران)، شمارهی ۵۰ (مهاجرت)، و شمارهی ۸۲ (دههی ۷۰؛ تولد و مرگ یک رویای جمعی). مهمتر اینکه، در تار و پود فکری مجله، همیشه دغدغهی «زمان» وجود داشته. چهطور میتوان هنرمند معاصر بود بیآنکه درکی از تاریخ- گذشته، اکنون و آینده- نداشت؟ از ۹ سال پیش درسگفتارهایی دربارهی تاریخ هنر و فرهنگ ایران منتشر میکنیم، بارها سالشمار تهیه کردیم و سعی کردیم هنر ایران را دورهبندی کنیم. حالا پس از ۲۳ سال، غلطک تاریخ از روی خود ما رَد میشود و ما هم به دورهای از تاریخ میپیوندیم! وقت آن بود که در این روزگار عجیب که تاریخ سریعتر ورق میخورد، و چیزها در حال زیر و رو شدن هستند، به «آینده» برویم! مَرْکبِ ما تخیل است، و میدانیم که هنرمندان عموماً عضلاتِ تخیلشان نیرومندتر و منعطفتر است؛ اما ابعاد مساله بزرگتر از این حرفهاست! هنر معاصر اگر میخواهد معنیدار باشد، باید با مخیلهی جمعی یا «خیالخانه»ی ایرانیان متصل شود. ما قصد داریم تخیل طیف متنوعی از افراد اثرگذار را ثبت کنیم، چرا که این مخیلهی جمعی، صرفاً حاصل آثار هنرمندان نیست، بلکه مثل بخاری است که از اذهانِ عموم ملت بلند میشود و بر ساحتِ جمعی جامعه، مثل اَبْری بزرگ شکل میبندد؛ ابری هرَدم هزاررنگ، هزارشکل. | 742 |
| 5 | دو نکته در تکمیل ویدیو:
«حرفه: هنرمند را چه به این حرفها!؟»، «اصلاً چرا شما باید با اقتصاددان و جامعهشناس و فعال محیطزیست دربارهی آینده گفتوگو کنید؟» پاسخمان این است که ما پیشتر هم، به موضوعات کلیترِ سیاست و جامعه پرداختهایم؛ از جمله در ویژهنامههای ۳۶ (تجربهی تهران)، شمارهی ۵۰ (مهاجرت)، و شمارهی ۸۲ (دههی ۷۰؛ تولد و مرگ یک رویای جمعی). مهمتر اینکه، در تار و پود فکری مجله، همیشه دغدغهی «زمان» وجود داشته. چهطور میتوان هنرمند معاصر بود بیآنکه درکی از تاریخ- گذشته، اکنون و آینده- نداشت؟ از ۹ سال پیش درسگفتارهایی دربارهی تاریخ هنر و فرهنگ ایران منتشر میکنیم، بارها سالشمار تهیه کردیم و سعی کردیم هنر ایران را دورهبندی کنیم. حالا پس از ۲۳ سال، غلطک تاریخ از روی خود ما رَد میشود و ما هم به دورهای از تاریخ میپیوندیم! وقت آن بود که در این روزگار عجیب که تاریخ سریعتر ورق میخورد، و چیزها در حال زیر و رو شدن هستند، به «آینده» برویم! مَرْکبِ ما تخیل است، و میدانیم که هنرمندان عموماً عضلاتِ تخیلشان نیرومندتر و منعطفتر است؛ اما ابعاد مساله بزرگتر از این حرفهاست! هنر معاصر اگر میخواهد معنیدار باشد، باید با مخیلهی جمعی یا «خیالخانه»ی ایرانیان متصل شود. ما قصد داریم تخیل طیف متنوعی از افراد اثرگذار را ثبت کنیم، چرا که این مخیلهی جمعی، صرفاً حاصل آثار هنرمندان نیست، بلکه مثل بخاری است که از اذهانِ عموم ملت بلند میشود و بر ساحتِ جمعی جامعه، مثل اَبْری بزرگ شکل میبندد؛ ابری هرَدم هزاررنگ، هزارشکل. | 1 |
| 6 | «این یک بازیه؛ بیاید یک چیز خیالی بسازیم.»
بخشی از توضیحات علیرضا رضای اقدم سردبیر دربارهی شکلگیری پرونده و قصهی ایران سی سال بعد در حرفه: هنرمند
نسخهی بلندتر ویدیو را در صفحهی ایران؛ سی سال بعد در سایت حرفه: هنرمند ببینید:
📌https://explore.herfeh-honarmand.com/iran-30-years-later/ | 1 511 |
| 7 | شمارهی ۶۳ مجلهی «حرفه: هنرمند» با موضوع «هنر و زمان»، یکی از پرفروشترین شمارههای این مجله بوده است.
اکنون تنها تعداد محدودی از این شماره باقی مانده است.
برای خرید، از طریق پیامک یا واتساپ با شمارهی زیر در ارتباط باشید:
۰۹۹۳۶۹۱۲۷۵۵ | 1 104 |
| 8 | بهاین ترتیب دوران جدیدی آغاز شده است که در آن آگاهی به «زمانهی آنجا» دائما هنرهای تجسمی اینجا را با فاصلهی حداقل سیسالهای که به نظر برناگذشتنی میآید بهاصطلاح «بهروز» کرده است و ما را به این توهّم دچار که میشود «نبض هنر اینجا با آنجا همزمان بتپد»؛ اما اکنون پس از گذشت دههها به نظر میرسد واقعیت جز این بوده است. کنکورد که هیچ، اینترنت هم زمانِ خلق اثر را در آنجا و اینجا یکی نکرده است.
آنچه به هم نزدیک میشود زمان مصرف نرمافزارهای خلق اثر است. این نرمافزارها میتوانند کوبیسم باشند، یا سورئالیسم، آبستره یا هنر جدید. ما سازندهی این نرمافزارها نیستیم و رقابتمان بر سر زودترخریدن و مصرفکردنشان است. در دهههای گذشته این تقلا برای همزمانی یا معاصرشدن با غرب شاید اصلیترین صورتبندی از معنای «زمان» نزد متجددان ما بوده است: «اکنونِ دیگری بهمثابه آیندهی ما»، یا آرزوی اینکه روزی آیندهی ما بشود مانند اکنون آنها. هر بار که تصور کردیم از راههای میانبُر میتوانیم خود را به قافله برسانیم، در لحظهی موعود آنها را جلوتر و دستنیافتنیتر یافتیم. حاصل تجددخواهی این آگاهی شوربخت بود که ما در اینجا (با این زبان و جغرافیا) توان اندیشیدن و تصویرکردن جهان جدید را نداریم …
بخشی از:
ایمان افسریان، چراما نمیتوانیم هنر معاصر داشته باشیم؟، ویژهنامهی هنر و زمان، شمارهی ۶۳، بهار ۹۶
📌 herfeh-honarmand.com/product/why-cant-we-have-contemporary-art/ | 908 |
| 9 | تجربهی زمانهی جدید برای ما تجربهی عقبماندگی است؛ نوعی آگاهی به ما میگوید «زمانِ اینجا» از «زمانِ آنجا» عقبتر است. این حسِ خوابماندگی هر نوع چارهجویی را به چهکُنمی برای رسیدن به قافلهی زمان بدل میکند. از دههی سی که این فاصله هر چه بیشتر به چشممان آمده چنان است که گویی به این نتیجه رسیدهایم که چنین فاصلهای را نمیتوان با آن مَرکبهای قدیم پیمود. محمدامین میرفندرسکی در دههی چهل و در اولین سخنرانیاش در هنگام تصدی ریاست دانشکده هنرهای زیبا بهروشنی این اضطراب ناشی از مواجههی سرعت کُند و تند را به زبان میآورد: «از امروز میخواهیم از شتر پیاده شویم و سوار کنکورد شویم».
بخشی از:
ایمان افسریان، چراما نمیتوانیم هنر معاصر داشته باشیم؟، ویژهنامهی هنر و زمان، شمارهی ۶۳، بهار ۹۶
📌 herfeh-honarmand.com/product/why-cant-we-have-contemporary-art/ | 800 |
| 10 | شباهت دو نقاش، که تفاوت آنهاست. یکی جهان را در روشنای ظهر میبیند و دیگری در تاریکی شب؛ یکی به رنگهای زنده اعتماد میکند و دیگری به سنگینی و ابهام رنگهای تیره. اما هر دو از یک جا آغاز میکنند: از اقلیمی که بیش از آنکه منظره بسازد، شیوهای از دیدن را در ذهن ساکنانش پرورش داده است. اقلیمی زیبا با خاکی دامنگیر. «مایل» بیش از آنکه نمایشگاهی از دو نقاش باشد، گفتوگوی دو نگاه است که از یک جغرافیا برخاستهاند؛ دو نگاهی که جهان را اندکی از تعادل همیشگیاش دور میکنند تا آن را به تجربهی زیسته، خاطره و خیال نزدیکتر ببینند. از همین رو، این آثار کوچک و بیتکلف، تنها منظرههایی از اردبیل نیستند؛ آنها کیفیتی از زیستن را نقاشی میکنند. شاید به همین دلیل است که، با همهی شباهتها و تفاوتهایشان، هنوز به خودِ نقاشی وفادار ماندهاند؛ نقاشیای که نه در پی نمایش مهارت است و نه منتظر ایده، بلکه با صداقت و آرامش شکل میگیرد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد | 854 |
| 11 | اما نقاشیهایی قادر برایم حال و هوای «سمفونی مردگان» عباس معروفی را داشت. جایی که اورهان در شبی سخت و طبیعتی سختتر در پی آیدین میگردد. رمانی روانشناسانه که به خواننده اجازه میدهد تا در اعماق ذهن پریشان شخصیتها غرق شود. در آن شب بلند و در طول مسیر، اورهان مدام کودکیشان را به یاد میآورد که در این دشتها و تپهها و برکهها و در کنار این درختها چهها که نمیکردند. اما هرچه بیشتر در نمایش پیش میرفتی، تفاوتهای آثار آشکارتر میشد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد | 764 |
| 12 | نقاشیهای ولی برای من یاد آور مجموعهی «قصههای سبلان» محمدرضا بایرامی است. سه داستان از زندگی مردمان منطقه سبلان. مجموعهای که نشان از ادبیات اقلیمی و تجربه زیستی نویسنده دارد. جهانی که در آن، انسان، حیوان و طبیعت در زیستی مشترک به هم گره خوردهاند. جلال، شخصیت اصلی و راوی داستان و دیگر شخصیتها حتی در سادهترین کارهای روزمره رفتاری کاملاً روستایی و اصیل دارند.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد | 678 |
| 13 | نقاشیهای ولی و قادر از یک اقلیم و در یک ژانرند. به لحاظ سبکی شبیهاند و از نظر زبانی نیز به یکدیگر نزدیک. در چیدمان نمایشگاه هم تفکیکی در کار نبود و آثار در کنار هم و بدون مرز چیده شده بود. اما چه چیزی اهمیت داشت که در نمایشی دونفره باید آثار اینگونه باهم بده بستان میکردند؟ تصمیمی که هرچند مرز دو جهان را کمرنگ میکرد، اما در عوض گفتوگویی پیوسته میان آنها به وجود میآورد.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد | 841 |
| 14 | نقاشیهای ولی برای من یاد آور مجموعهی «قصههای سبلان» محمدرضا بایرامی است. سه داستان از زندگی مردمان منطقه سبلان. مجموعهای که نشان از ادبیات اقلیمی و تجربه زیستی نویسنده دارد. جهانی که در آن، انسان، حیوان و طبیعت در زیستی مشترک به هم گره خوردهاند. جلال، شخصیت اصلی و راوی داستان و دیگر شخصیتها حتی در سادهترین کارهای روزمره رفتاری کاملاً روستایی و اصیل دارند.
#یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد | 3 |
| 15 | #یک_اقلیم_دو_زمان
یادداشت مسلم خضری، دربارهی آثار قادر منصوری و ولی جوادیآذر در گالری زم، تا ۳۰ مرداد
در دامنهی سبلان، باد که از میان شاخهها میگذرد؛ انگار تصویرش در نگاه آدمها جا خوش میکند. درختها خم میشوند، آرامآرام کوهها و خانهها نیز همان خصلت را میگیرند. و جهان اندکی مایل میشود. نه در واقعیت، در ذهن ساکنانش. تکرار که میشود یعنی اتفاقی نیست. این نگاه، در همزیستیِ طولانی با یک اقلیم بهتدریج شکل گرفته است. نمایش «مایل» بر همین وجه مشترک انگشت میگذارد و از تصویر همین جابهجایی آغاز میشود. | 915 |
| 16 | سؤال اصلی در باب آینده آن است که آیا «جرأت»اش را داریم که آیندهی خودمان را تصور کنیم؟ چرا که آیندهی او قطعاً آیندهی ما نیست. آیا ایدهای داریم که چه باید کرد؟
از متن «خیالِ آیندهی ایران» نوشتهی باوند بهپور
در پاسخ به این سوال ما که: «چهطور میشود به آینده فکر کرد وقتی نمیدانیم یک هفتهی بعد چه میشود؟»
📌متن کامل در سایت حرفه: هنرمند:
https://herfeh-honarmand.com/blog/the-dream-of-irans-future/
این پرونده با همراهی «رُست» منتشر میشود
@rost.ir
#ایران_سی_سال_بعد | 1 242 |
| 17 | #ایران_سی_سال_بعد | 1 304 |
| 18 | #ایران_سی_سال_بعد شما چه شکلی است؟
هر آیندهای، پیش از آنکه ساخته شود، باید تصور شود. این پرونده دعوتی است به تخیل؛ تخیلِ ایرانی که میتواند باشد، اگر امروز دربارهاش فکر کنیم، گفتوگو کنیم و برای ساختنش قدم برداریم.
برای ما بنویسید.✍️ | 1 340 |
| 19 | در پروندهی «ایران؛ سی سال بعد»، ما «سرمون توی آسمونه، رؤیاپردازی میکنیم، اما پاهامون روی زمینه و دربارهی ایران حرف میزنیم». میخواهیم آیندهای را تصور کنیم که نه خیالِ محض، بلکه افقی دستیافتنی باشد؛ ایرانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم، فرزندانمان در آن بزرگ شوند و نسلهای بعد آن را خانهای امن، آباد و امیدبخش بدانند.
#ایران_سی_سال_بعد | 1 304 |
| 20 | ایران؛ ۳۰ سال بعد: گفتاری از فرهاد نیلی دربارهی «خلق یک رؤیای جمعی»
📌ویدیوی کامل را از سایت حرفه: هنرمند تماشا کنید:
https://herfeh-honarmand.com/product/iran-in-30-years-farhad-nili/
این پرونده با همراهی «رُست» منتشر میشود.
rost.ir
#ایران_سی_سال_بعد | 1 864 |
