606
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت مرحوم مغفور مرتضی جعفری ندوشن را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض میکنیم.
خداوند بزرگ ایشان را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد انشاءالله، و به بازماندگان محترم صبر عنایت فرماید.
روحش شاد و در آرامش🖤
@farhangenodoushan
Repost from سیمای ندوشن
ندوشن. مرکز فیزیوتراپی خیری
صالحات وباقیات تنها ساخت مسجدو
حسینیه نیست،بلکه بسیاری از کارهای
عام المنفعه هست که به مراتب واجب
تر ولازمترو ضروری ترین نیاز مردم است.
خیری نیک اندیش چندی پیش دراقدامی
شایسته وخداپسندانه وبا توجه به نیاز مردم بخش ندوشن با خرید چندین دستگاه ولوازم ضروری باعث وبانی راه اندازی این مرکز شدکه مورداستقبال مردم قرار گرفت. امروز دو تن از بهترین فیزیوتراپیست های استان هفته ای
دو روز با حضور درزادگاهشان با کمال میل وافتخاری وبه کمک فیزیو تراپ های
دوره دیده وساکن، این مرکز را اداره کرده به درمان بیماران می پردازند.کارکنان این مرکز
تا کنون هیچ دستمزدی دریافت نکرده اند
که جای بسی تاسف است.دراین تابستان
گرم این مرکز مردمی فاقد کولر ووسایل
خنک کننده می باشد.البته امکانات دیگری هم لازم دارد که انشاالله صاحب مرامی با دید خدمت به مردم که عین رضایت خداوند متعال است قدمی دراین
راه به ثواب نزدیکتر برخواهدداشت.اما
جای بسی تاسف است تاکنون ارگان وادارات ذیربط کوچکترین قدمی در این راه برنداشته اندوانتظاری هم ازآنان نبوده ونیست.البته مردم هم نیک به این موضوع واقفند.امیدواریم کارکنان دراین مرکز دلسرد نشده وبه
راه درستی که انتخاب کرده اند ادامه دهند.مردم ندوشن قدردان زحمات این
عزیزان هستندوخواهند بود.اجرتان با
خداوند عادل.چه شیرین وگواراست
کاستن از آلام یک بیمار که بارنج ودردبسیار
چشم به مهرومحبت ودستان شما دارد
وچه آرامبخش است خدمت به مردم وبخصوص محرومین، به دمی یا درهمی
یا قلمی،یا قدمی.
✍سید مهدی موسوی ندوشن
❇️سیمای ندوشن
@simanodoushan
Repost from دکتر اسلامی نُدوشن
چهاردهم تیر، روز قلم بر اهالی کلمه مبارک
«هرکسی در زندگی تکیهگاهی میجوید تا بتواند بر روی خاک، تعادلِ خود را حفظ کند. برای من این تکیهگاه قلم بود و در مصاحبتِ آن، ساعتهای سرشاری را گذراندم.
روزی جوانی نزد من آمد و گفت: «من سهبار قصدِ خودکُشی کردم و مرا نجات دادند، بعد با نوشتههای شما آشنا شدم و دیگر تصمیم دارم که این کار را تکرار نکنم.» حرفِ این جوان برای من خوشترین اَجری بود که از قلمِ خود میگرفتم.»
#برگریزان
آن جان جهان، مرا قلم بود قلم
وان روی نگارگون، وان زلف به خم
در صبح امیدبخش و در شام دُژم
وینها همه رفتند و عدم ماند عدم
کانال دکتر اسلامی ندوشن
@dr_eslaminodoushan
برای شرکت در این طرح میتوانید از طریق لینک ارسالی بصورت آنلاین سرمایه گذاری نمایید و در صورت هرگونه سوال بنده در خدمتتان هستم.
لازم به توضیح است قرارداد شما یکساله خواهد بود و به صورت هر سه ماه یکبار با سود ۴۶ درصد پرداخت خواهد شد و اصل سرمایه شما نیز توسط بانک شهر تضمین می شود.
لطفا جهت شرکت در طرح و سرمایه گذاری تماس بگیرید.
لینک ورود جهت سرمایه گذاری
https://yektacrowd.ir/active?utm_source=mj&utm_medium=user&utm_campaign=mj
با تشکر
جعفری ندوشن
۰۹۱۲۴۴۸۰۲۲۷
مصاحبه دکتر جلالی ندوشن
مدیر عامل انجمن ققنوس
با پایگاه خبری خیر ایران
@farhangenodoushan
▪️بدینوسیله به اطلاع میرساند؛ مراسم چهارمین سالگرد درگذشت پدری مهربان و همسری دلسوز شادروان حاج شیخ محمدعلی خدامی نُدوشن پیرغلام و ذاکر اباعبدالله الحسین(ع) ساعت ۲۰:۳۰ روز چهارشنبه دهم تیرماه در محل حسینیه علیاء ندوشن برگزار میگردد.
🏴روحشان شاد و در آرامش ابدی🖤
@farhangenodoushan
انا لله و انا الیه راجعون
درگذشت مرحوم مغفور حسین جعفری ندوشن (حسین عزیز) را خدمت خانواده محترم و سایر بستگان آن مرحوم تسلیت عرض میکنیم.
خداوند بزرگ ایشان را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار دهد انشاءالله، و به بازماندگان محترم صبر عنایت فرماید.
روحش شاد و در آرامش🖤
@farhangenodoushan
Repost from ندوشن دات کام
شهید در روزهای آخر عمرش، به عنوان فرمانده گروهان با درجه استوار دومی مشغول به خدمت بود. ایشان در عملیاتی که در شهر سوسنگرد با دشمن بعثی متجاوز مقابله می کرد یکی از نیروهای تحت فرماندهیش وسط میدان زخمی می شود که به کمک او می شتابد و او را بر دوش کشیده تا به اورژانس برساند که خود از پشت سر با گلوله مستقیم دشمن به شهادت می رسد. ایشان که قبل از شهادت افتخار جانبازی و زخم هایی در بدن داشت در لحظات آخر با ذکر یا حسین و یا ابوالفضل و گفتن شهادتین جان به جان آفرین تقدیم می کند.
شهید یحیی جعفری ندوشن در حقیقت دومین شهید شهر ندوشن بعد از شهید حیدرعلی نظری و اولین شهید ندوشن است که پیکر پاکش در تاریخ ۱۳۶۰/۷/۲ در حسینیه علیای شهر ندوشن به خاک سپرده شد. شهید یحیی جعفری ندوشن در اوایل شهریورماه چند روزی قبل از شهادت به مرخصی می آید که به او پیشنهاد ازدواج می دهند. شب هنگام خواب می بیند که به او می گویند همه چیز برای ازدواج فراهم است ولی تو باید اول بروی خونت را آزمایش کنی بعد بیایی و ازدواج کنی. بعد از دیدن این خواب می گوید باید بروم جبهه، ازدواج باشد برای بعد. که چند روز بعد هنگام شهادت، ملائکه حجله عروسی او را برپا می کنند.
از دیگر خاطرات شهید در اواخر زندگی اش این بود که خوابی می بیند که حکایت از شهادت او داشت. به اطرافیان نمی گوید ولی فقط به همرزمانش می گوید و تأکید می کند که فقط مواظب باشید که جنازه ام را اشتباهی دفن نکنند. اتفاقاً بعد از شهادت، پیکر پاکش را همراه ۵ شهید دیگر به یزد انتقال داده می شوند که در خلدبرین برای تجهیز مجدد شهدا اشتباهاً نام او را روی یک جنازه شهید دیگری که سوخته بود می گذارند وقتی بستگان برای تحویل او به خلدبرین می روند با تعجب با جسد سوخته ای روبرو می شوند که با دیدن جنازه دیگر شهدا متوجه می شوند که یحیی جنازه اش سالم است و فقط گلوله ای به سرش اصابت کرده و در حقیقت این همان رویای صادقه شهید بود.
یاد و نام شهدای گرانقدر میهن اسلامی به خصوص شهید یحیی جعفری ندوشن را گرامی می داریم.
روز ارتش بر ارتشیان مقتدر و فداکار و قهرمان مبارکباد🌹🌹🌹
شادی روح شهدای عزیز ارتش جمهوری اسلامی ایران بخصوص شهید معزز و والامقام یحیی جعفری ندوشن فاتحه مع صلوات.
https://t.me/farhangenodoushan
Repost from ندوشن دات کام
شهید یحیی جعفری ندوشن، دومین شهید ندوشن
به گزارش پایگاه فرهنگی – خبری فرهنگ ندوشن ؛ شهید یحیی جعفری فرزند رضا در روز بیست و سوم بهمن ماه ۱۳۳۷ در خانواده ای مذهبی و کشاورز متولد شد. در شب ولادتش پدرش خوابی دید که دلیل بر نامگذاری اش به نام یحیی شد و خواب این بود که در شب بیست و سوم بهمن آن سال، نوزادی نزد او می آید و سلام می کند و در آن لحظه ندایی می شنود که می گوید او یحیی است. پدر از خواب بیدار می شود و به یاد حضرت یحیای زکریا گریه می کند. صبح همان شب به او خبر می دهند که همسرت فرزند پسری به دنیا آورده است. پدر خواب شب قبل را تداعی می کند و برای خانواده تعریف می کند و همه این موضوع خواب را تأیید می کنند و می گویند این همان یحیی است و نام او را یحیی انتخاب می کنند و هم بستگان که خواب را می شنوند می گریند و اینگونه این خواب را تعبیر می کنند که این پسر، همچون یحیی فرزند زکریای نبی به شهادت می رسد.
کودکی استوار یکم ارتش جمهوری اسلامی، یحیی چنین گذشت. وقتی که خوب و بد را تشخیص داد تحت تعلیم پدر و مادرش دستورات دینی را آموخت و با توجه به پایبندی خانواده به مذهب شیعه او را در ۵ سالگی به مکتب خانه برای یادگیری قرآن فرستادند. در سن ۷ سالگی در عین بضاعت کم در دبستان ناصرخسرو ندوشن تحصیل نمود و در کنار درس به کار زیلوبافی می پرداخت.
بعد از تحصیلات ۶ ساله دوره ابتدایی محلی برای ادامه تحصیلات در روستا نبود لذا به یزد رفت و سال اول متوسطه را در دبیرستان علی دیهیمی به صورت شبانه شروع کرد. در حین تحصیل، روزها کار می کرد و شب ها به مدرسه می رفت تا اینکه سال دوم متوسطه را شبانه گذارند و سال سوم را به علت هجرت از یزد به اردکان می بایست روزانه طی کند چرا که در آنجا مدرسه شبانه وجود نداشت و مشکل او هم هزینه ثبت نام و مخارج دیگرش بود. در ادامه دو سال دیگر نیز تحصیل نمود تا پنجم متوسطه، که قبل از اخذ دیپلم تصمیم گرفت به جای تحصیل وارد ارتش شود. ایشان به مدت یک سال و نیم آموزش لازم را در شهرهای تهران و تبریز طی کرد و در نهایت در تیپ ۶۶ هوابرد شیراز مشغول به خدمت شد. در اوایل سال ۵۷ که زمزمه های انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) گوش های مردم مظلوم و ستم دیده را نوازش می داد بدون لباس نظامی در تظاهرات شرکت می جست و در ادامه با مردم همکاری لازم را کرد تا اینکه به دست ساواک شیراز دستگیر و به مدت ۱۰ روز در ارتش بازداشت و مورد شکنجه افسران قرار گرفت و وقتی ساواک به تصرف مردم در آمد آزاد شد و به فرمان امام (ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، از ارتش فرار کرد و به امواج خروشان مردمی در مبارزه با حکومت آمریکایی شاهنشاهی پیوست.
بعد از پیروزی انقلاب به کار خود در ارتش ادامه داد و هنوز ۲ سال از عمر انقلاب نگذشته بود که جمهوری اسلامی از سوی گروهکهای مسلح وابسته در نقاطی از کشور اسلامی ایران، از جمله در کردستان، گنبد، خوزستان و تهران مورد تهدید واقع شد و از جانب دیگر مورد تهاجم دشمن بعثی عراق قرار گرفت. شهید یحیی جعفری ندوشن دعوت امام (ره) جهت دفاع همه جانبه از میهن اسلامی را لبیک گفت و در جبهه کردستان به صفوف مدافعان پیوست.
شهید بزرگوار از خاطرات خود در کردستان می گفت :
شروع جنگ که با ریاست جمهوری بنی صدر ملعون و خائن همراه بود به مدت ۶ ماه در کردستان بودم ارتش جمهوری اسلامی ایران به علت کوهستانی بودن منطقه غرب مجبور بود نیروهای خود را از طریق هلی کوپتر انتقال دهد. آن زمان که بالگردها از منطقه بر می گشتند احزاب معارض مانند کوموله و دموکرات، نیروها را مورد حمله قرار می دادند و به شهادت می رساندند و یا بالگردها را مورد حمله قرار می دادند و در آخر تنها جوابی که داشتند این بود که اشتباهاً این اتفاق رخ داده است.
در جایی دیگر تعریف می کرد در منطقه ای در کردستان ایشان به همراه چند تن از همرزمانش بدون تجهیزات در محاصره کوموله ها قرار گرفتند نقشه بر این شد که همگی خود را به مردن بزنند. عادت وحشیانه کوموله ها این بود که به مرده های رزمندگانی که محاسن داشتند به خصوص نیروهای سپاه نیز رحم نمی کردند و سر می بردیدند ولی چون شهید و همرزمانش محاسن تراشیده داشتند آنها را رها نمودند و اینگونه خود را نجات دادند.
بعد از جبهه کردستان، شهید یحیی جعفری ندوشن به جبهه های جنوب اعزام شدند و حدود یک سال در جبهه دزفول و سوسنگرد از تمامیت میهن و انقلاب اسلامی دفاع نمود تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۰/۰۶/۲۷ در جبهه سوسنگرد به مقام والای شهادت نایل گردید.
Repost from ندوشن دات کام
✅شهدای ارتش ندوشن
◀️شهید یحیی جعفری ندوشن
تاریخ تولد : 1337/01/08
تاریخ شهادت : 1360/06/27
محل شهادت : سوسنگرد
محل آرامگاه : ندوشن
یادشان گرامی🌺🌺
@farhangenodoushan
▪️مادر شهید معزز و گرانقدر یحیی جعفری ندوشن آسمانی شد... 🏴🖤
بسمالله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت ام الشهید؛ مرحومه مؤمنه حاجیه خانم خیرالنساء سروی مادر مکرمه شهید سرافراز یحیی جعفری ندوشن که با همتی والا و ایمانی راسخ، عزیزترین سرمایه خود را در مسیر دفاع از ارزشهای نظام اسلامی و کشور عزیز جمهوری اسلامی ایران تقدیم کرد، موجب تأثر و تألم خاطر فراوان شد.
اینجانب ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت این مادر دلسوز، فداکار و صبور، از درگاه خداوند منان رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان اجر و شکیبایی مسألت دارم.
خادم الشهداء
احمد نقیبی ندوشن
@farhangenodoushan
Repost from حلقه دیدگاه نو
از رنجهایی که ما ایرانیان میبریم
با حضور:
امیرحسین جلالی ندوشن
حسین کاجی
June 27, 2:00 PM EST
شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۶، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران
کلاب حلقه دیدگاه نو
https://www.clubhouse.com/i/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86/F9FndU8R
#حلقه_دیدگاه_نو
@didgahenochann
Repost from دکتر اسلامی نُدوشن
«رستخیز عام»
صحنۀ آخر تعزیه، آمدن شمر بر سر پیکر امام بود. شمر، چکمه به پا، کمربند به کمر که خنجری به آن آویخته بود، شمشیر برهنه در دست، جسور و بیادب، پا بر زمین میکوفت. اینکه میگویند «شمر، جلودارش نیست» در حق او صدق میکرد که کف بر لب داشت و نعرههای عنیف میزد. امام، برعکس، در بزرگواری مظلومانۀ خود، سر بر خاک نهاده بود و سجده میکرد. شمر با خشونت کار خود را میکرد و میرفت، که معروف است که هنگام جداکردن سر امام، زمین زیر پایش میلرزید. به دنبال او ساربان میآمد که دیگر از فریاد و گریه قیامت میشد.
سرها را بر سر نیزه میکردند. چندین سرِ گِلی جوان و پیر، خیلی استادانه ساخته بودند، چهرههای خوشرو و زیبا با ریش، که رنگ سرخ به جای خون بر آنها به کار رفته بود. دیگر «شبیه» به انتهای خود رسیده بود. دنبالۀ زاریها، بهخصوص از غرفۀ زنها به گوش میرسید. در این زمان چند تا از بچهها را میآوردند که آنها را سوار بر ذوالجناح (اسب امام حسین) بکنند و هر یک، یک دور گِرد میدان بگردانند. این نیز متبرّک و مجرّب شناخته میشد. اسبهای «تعزیه» از آنِ ساکنان دِه بودند که برحسب نذری که داشتند آنها را به عاریت میدادند. اسبی که میبایست «امام» بر آن سوار شود، پیشانی و کاکلش را با گِل سرخ رنگ میکردند که این نیز نشانۀ خونآلود بودن بود.
آنگاه نوبت به برداشتن «نخل» میرسید که منظرۀ بینظیری بود. «امام» کشته شده بود و میبایست جنازهاش را بر دوش گرفت. همۀ خوانین و اعیان دِه، آشفتهحال، پابرهنه، سربرهنه، شال سیاه بر گردن، میدویدند به جانب نخل و سایر مردها به دنبال آنها. بیش از صد مرد در چهار ردیف جلو و عقب، شانه میزدند زیر تیر نخل. ما بچهها نیز خود را میرساندیم. از چوببست وسط بالا میرفتیم و خود را به طنابها میآویختیم که زنگ ها را بجنبانیم. این هیکل عظیم، یاعلیگویان، با یا علی سوم مانند کشتیای به جنبش میآمد. در همان لحظه طنابها را میکشیدیم که زنگهای قوی به صدا میافتاد. نخل از آشیانۀ خود بیرون برده میشد. زنها در غرفههای خود ایستاده و شیون میکردند. یکی از روضهخوانها که سید وزینی بود و صدای غرّای خوشی داشت، دستارش را از سر برداشته، دور گردن میپیچید. دست از آستین عبای سیاه بیرون میآورد، و پابرهنه، درحالیکه صورتش به حدّ اعلا برافروخته شده بود، رو به نخل عقبعقب قدم برمیداشت و ذکر مصیبت میکرد. نخل، آرامآرام شبیه به جنازۀ پرشکوهی در حرکت بود. برق آفتاب بعدازظهر، بر آینهها و فلز شمشیرها و پولکها میتابید. پارچهها و دستمالهای رنگارنگ و منگلههایی که آویخته بود، لرزۀ ملایمی برمیداشتند.
صدای زنگها با صدای مصیبتخوانی ذاکر که سوزناکترین کلمات را ادا میکرد، و شیون زنها، به هم میآمیخت. رنگ و نور و صدا و حرکت و برق آینهها، دست به دست هم میدادند و عصب بینندگان را در اوج کشش نگاه میداشتند.
در همان حین، گوسفندانی را که برای قربانی در جلوی پای نخل آورده بودند، میخواباندند و کارد بر گلویشان میکشیدند که خون فوّاره میزد. منظرۀ خون بر رقّت موضوع میافزود. این گوسفندها به تعداد دهدوازده از آنِ کسانی بود که نذر داشتند، و مانند هابیل درشتترین آنها را هم انتخاب کرده بودند. آنها نیز سورمه به چشمانشان کشیده و گِل سرخ بر پیشانیشان مالیده شده بود.
📚 [روزها (جلد اول و دوم)، محمدعلی اسلامی ندوشن، نشر سرو سخنگو]
//////////////////////////
#سرو_سخنگو 🌿
@sarvpub
Repost from ندوشن دات کام
⚫درعزای حسین بغض عالم شکست
بر رخ کربلا گرد ماتم نشست
انقلاب حسین پیام آزادی بود
محو ویرانی و نشان آبادی بود
🏴عاشواری حسینی تسلیت باد
@farhangenodoushan
Repost from ندوشن دات کام
شب عاشورا امام حسین (ع) به یارانش فرمود: هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود؛
او به جهان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم از بین برنده حق الناس نیست!
در عجبم از کسانی که هزاران گناه و حق الناس میکنند ولی معتقدند یک قطره اشک بر حسین ضامن بهشتِ آن هاست ...!!
@farhangenodoushan
⬛شدَّه
«شدّه» به منزله «درفش» امام حسین بود و آن عبارت از چوب بلندی بود که بر سر آن هیکل بزرگ آهنینی قرار داشت، با شاخه های مانند پنجه دست و برگ و گل و زینت آلات فلزی شبیه به پرهای خود که به علت ظرافتی که در ساخت آنها به کار برده شده بود، با حرکت قدم به لرزش می آمدند و صدای جِلنگ جِلنگ از خود برون می دادند . شدّه که بار سنگینی هم بود، یکی از مردان نیرومند ده به دوش می کشید و هر سال هم همان یک نفر بود . سنگین سنگین راه می رفت و عده ای به دنبالش حرکت می کردند .
Repost from ندوشن دات کام
فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی و شهادت مظلومانه سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش را تسلیت عرض می نماییم.
@farhangenodoushan
