AghayedNet
رفتن به کانال در Telegram
2 488
مشترکین
-324 ساعت
-17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
2 488
🔺مرگ مبارک
خدمات مرحوم ملا مشهد شبستری (از شاگردان عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنهما)
و حکایت عجیب وفات آن مرحوم در روز عاشورا
@AghayedNet
2 488
✔️🔻نقدی بر تعریض صاحب النوافج و الروزنامج به عالم ربانی، مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔸بخش دوم و پایانی
در پاسخ، نخست باید گفت که آیات و روایات مربوط به عرضۀ ولایت بر همۀ موجودات، به حد تواتر، بلکه فراتر از آن رسیده است. بزرگان دین که خود از اهل فن بودهاند تصریح کردهاند:
«الأحادیث لا تکاد تُحصى، بل تزید على حدّ التواتر، تجد أکثرَ من أن تُحصىٰ و أعلى من أن تُستقصىٰ» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۸۵۴ ـ جواهر الحکم، ج۱۲، «رسالة فی جواب المیرزا ابراهیم الشیرازی»، ص۱۹).
مرحوم مجلسی رحمهالله نیز در بحار الانوار بابی مستقل به این موضوع اختصاص دادهاند (ج۲۷، ص۲۸۰ تا ۲۸۴). بنابراین، کسی که این روایات را نادیده بگیرد سخنی برای گفتن باقی نمیگذارد.
ازاینرو، اگر صاحب النوافج و الروزنامج با عمومات این روایات مخالف بودهاند، اگر امروز در قید حیات بودند، سزاوار بود در دیدگاه خود تجدیدنظر کنند.
اما اگر اشکال ایشان به محبت انسان نسبتبه جن مؤمن، فرشته، حیوان مؤمن، گیاه مؤمن و جماد مؤمن است، این معنا نیز در همان روایات آمده است. بلکه لازمۀ فرمایش امام معصوم صلوات الله علیه که برخی حیوانات و گیاهان و جمادات را مؤمن معرفی فرمودهاند، آن است که انسان به آنان محبت داشته باشد.
با این حال، بهنظر میرسد اشکال اصلی مؤلف نه این مطالب، بلکه اصل «رکن رابع» است؛ زیرا بلافاصله مینویسند:
«فلیُنظَر أیُّ قدرٍ یبقی لمعرفة الرکن الرابع.»
درحالیکه رکن رابع، بهمعنای ولایت اولیای خدا و برائت از دشمنان خدا، دارای مراتب است و مرحوم آقای کرمانی، در حقیقت، بیان میفرمایند که این عقیده همۀ عرصهها را فراگرفته است؛ یعنی انسان باید دوستدار هر دوست خدا باشد، خواه آن دوست خدا جماد یا گیاه یا حیوان طیب باشد یا جن مؤمن یا فرشته. روشن است که این مراتب، در درجات بالاتر، به شیعیانِ انس، نقباء، نجباء، رسولان الهی و ائمه اطهار علیهمالسلام میرسد که عالیترین مراتب محبت اولیای الهیاند.
محقق محترم نیز در پاورقی نوشتهاند که نیازی به توضیح «رکن رابع» نیست، «لعدم الفائدة فیه».
این سخن را باید ناشی از بیاطلاعی ایشان از گسترۀ این عقیده دانست؛ وگرنه چگونه ممکن است ولایت اولیای الهی و برائت از دشمنان خدا بیفایده تلقی شود، درحالیکه اعتقادنامههای شیعه، روایات، ادعیه و زیارتها سرشار از بیان حب و بغضِ فیالله است؟!
ایشان همچنین نوشتهاند که چهار شبانهروز از عمر خود را صرف تصحیح این «نافجه» و تنظیم پاورقیهای آن کردهاند؛ ازجمله اینکه عبارات ارشاد العوام را نقل کرده و به چاپهای مختلف آن اشاره نمودهاند. ایکاش چهار شبانهروز دیگر نیز صرف میکردند و افزون بر تعلیق، به تحقیق نیز میپرداختند و این «نافجه» را بهصورت علمی نقد میکردند! مثلاً بیانات مرحوم سید نعمتالله جزایری را درباره حیات، شعور و تکلیف موجودات نقل مینمودند؛ همان سخنانی که عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، از ایشان نقل کرده و فرمودهاند:
«و أحبّ نقل کلمات للسید نعمةالله الجزایری فی رسالته التی صنفها فی الطاعون و أسبابه و أحکامه [...]» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۸۵۸).
در آن رساله، درباره نطق و شعور پرندگان، حیوانات، نباتات و معادن بحث شده است؛ چه رسد به جن که سورههای مبارکه جن و الرحمن، بهصراحت، بر نطق و شعور و تکلیف آنان دلالت دارد و عنوان «ثقلین» نیز اصطلاحی قرآنی است: «سنفرغ لکم أیّه الثقلان» (الرحمن: ۳۱).
هرچند شاید انتظار زیادی باشد که هر محققی بتواند از بندهای رایج پژوهشی رها شود و انصاف علمی را در بررسیها محور قرار دهد.
در این مجال، نیازی به ذکر شواهد فراوان قرآنی و روایی، اعم از اخبار، ادعیه و زیارات، یا دلایل حکمی و عقلی نیست؛ زیرا این بحث از محدودۀ این یادداشت بیرون است و مجالی مستقل و تکنگاریای مفصل میطلبد.
@AghayedNet
2 488
✔️🔻نقدی بر تعریض صاحب النوافج و الروزنامج به عالم ربانی، مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔸بخش نخست
بهتازگی کتابی از شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی (۱۲۸۷ تا ۱۳۶۲ ق)، با تحقیق آقای مجید هادیزاده و در دو جلد، منتشر شده است. عنوان کامل کتاب چنین است: النوافج و الروزنامج فی نوادر الأخبار و النکت العلمیة (چاپ اول، قم: دار زینالعابدین، ۱۴۴۷ ق).
در مجلد دوم ص۳۲۷، آمده است:
«[۱۸۰. نافجةٌ: قول کریم خان الکرمانی فی «الصراط» و تعریضُ المصنف به]
(۱۰۰) إرشاد، ج۲، ص۱۴۹.
للصراط نفس و روح و طبعها لزومُ معرفة إخواننا من الجن و منها معرفة الحیوانات.
فلیُنظَر أیُّ قدرٍ یبقیٰ لمعرفة الرکن الرابع.»
مرحوم آقای کرمانی در ارشاد العوام، در توضیح مراحل جزئی معاد، در فصلی مستقل به موضوع «صراط» پرداخته و با استناد به روایات، معانی گوناگونی برای این عقیدۀ اسلامی و شیعی بیان کردهاند (مکارم الابرار (فارسی)، ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۲۴۱ تا ۲۵۹). روشن است که اصل معاد و مراحل آن و عناوینی همچون صراط و میزان از ضروریات دین است؛ هرچند در تفسیر و کیفیت این مراحل، میان علماء اختلافنظر وجود دارد. برای نمونه، اصل وجود «میزان» در آخرت از ضروریات بحث معاد است، اما اینکه این میزان چگونه است و آیا وجود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میزانالاعمال است یا آنکه میزانی همانند ترازوهای دوکفه در صحرای محشر برپا میشود، محل اختلاف است.
صراط نیز از همین قبیل است. اصل آن مورد تردید نیست، اما با توجه به تعریف آن، یعنی راهی که انسان از نهایت دوری از خدا تا نهایت قرب به او میپیماید، دارای مصادیق و مراتب مختلفی است. برترین معنای صراط، معرفت خداوند متعال است؛ زیرا انسان در مسیر معرفت، بهسوی او سیر میکند. از دیگر معانی صراط، ولایت آلمحمد علیهمالسلام، ولایت اولیای الهی و رعایت حقوق اخوان و نیز راه شریعت مقدس است.
از سوی دیگر، چون در جای خود ثابت شده است که انسان دارای مراتب گوناگونی همچون فؤاد، عقل، نفس، روح، ماده، طبع، مثال و جسم است، هر مرتبه عبادت و جهت خاص خود را دارد. یکی از این عبادتها محبت است؛ یعنی دوست داشتن آنچه خداوند بدان رضایت دارد و لازمۀ آن که بیزاری از آنچه مورد نهی یا بغض الهی باشد.
بر همین اساس، صراط نیز به تناسب مراتب مکلف، دارای مراتب خواهد بود. فؤادِ صراط معرفت خداوند است و هرکس از این مسیر منحرف شود، از صراط سقوط کرده است. عقلِ صراط معرفت پیامبر و ائمه طاهرین علیهمالسلام است و هرکس برای آنان بدیلی قرار دهد یا به غیر ایشان گرایش یابد، از صراط منحرف شده است. برای صراط، روحی است که معرفت پیامبران است و نفسی است که معرفت اولیای الهی و ایمان به نقباء و نجباء و تولای اولیای ایشان است. صراط طبعی نیز دارد. چون جن از مرتبۀ طبعاند و درمیان آنان نیز مؤمن و غیرمؤمن هست و سوره مبارکه جن بر این مطلب تصریح کرده است، محبتِ مؤمنانِ جن طبعِ صراط خواهد بود. همچنین برای صراط، مادهای است؛ تولای ملائکه مادۀ آن است. صراط مثالی دارد و محبتِ حیواناتِ محبِّ اهلبیت علیهمالسلام مثال آن است. و نیز جسمی دارد که محبت گیاهان طیّب باشد و جسدی دارد که محبت جمادات طیّب است و اینها هم از مراتب صراط بهشمار میرود.
عالم ربانی، مرحوم آقای کرمانی، این مطالب را در جلد دوم ارشاد العوام بیان کرده و چند بار تأکید فرمودهاند که عمومات قرآن و حدیث بر آنها دلالت دارد (مکارم الابرار (فارسی)، ج۳، ص۲۴۷).
صاحب النوافج و الروزنامج پساز نقل ناقص و ابترِ کلامِ این بزرگوار، چنین نتیجه گرفته است:
«فلیُنظَر أیُّ قدرٍ یبقیٰ لمعرفة الرکن الرابع»؛ یعنی بنگرید که برای معرفت رکن رابع چه ارزشی باقی میماند!
مقصود ایشان آن است که هم سخن مرحوم آقای کرمانی و هم مسئلۀ رکن رابع را خفیف و بیارزش جلوه دهد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 488
✔️🔻نمونهای از اندیشه و استدلالِ برخی نویسندگانِ سبکمایه در علمالفضائل
در سلسله مباحث کتاب ارشادالعوام، جلد اول اشاره کرده بودیم که یکی از فضائل رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام ابلاغ و تبلیغ شریعت به همه طبقات موجودات است و یکی از فروعاتِ این مسئله تجلی به هیئت اسد است. تفصیل مسئله را در جزوۀ فرّت مِن قسورة ارائه کردهایم.
در آن گفتار، با توجه به دلایل نقلی و مباحث حکمت، ثابت کردیم که طبق روایات، در مواضعی، امیرالمؤمنین به هیئت اسد تجلی فرمودهاند و نکته مهم این است که ذاتِ علی علیهالسلام اسد نشده است تا اشکال وارد شود که به حضرت امیر توهین شده! همچنین اشاره کردیم تجلی به هیئت اسد نافیِ هیئتِ انسانیت نیست و اثباتِ شیء نفیِ ما عدا نمیکند.
به عبارات برخیاز علماء شیعه رحمة الله علیهم اشاره کردیم که این روایات را مقبول دانسته و در کتب خود نقل کردهاند. بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز در مواضعی امکان عقلی و وقوعی اینگونه تجلی را ثابت فرمودهاند.
درمقابل، نشان دادیم که مثل سید محمدعلی قاضی، حاشیهنویسِ کتابِ الانوار النعمانیه، این حادثه را صحیح ندانسته و توجیهاتی آورده. در آن فرصت، اشکالات او را بهتفصیل پاسخ دادیم. اینک به نمونهای معاصر اشاره میکنیم.
این نمونهٔ اخیر و معاصر عبارات کتاب حدیثوارهها در کتب شیعه است. این کتاب که با محوریت احادیث مجعول نگاشته شده، از سنت سنیّه علماء شیعه رحمة الله علیهم فاصله گرفته و نوع روایات را جعلی خوانده است. سخن درباره ادعاهای نابهجای این کتاب فراوان است و دیدگاه مکتب درباره حدیثوارهها و «ما لیس بحدیث» را در تکنگاری دیگری بررسی کردهایم؛ اما آنچه مربوط به بحث ما است اینکه در صفحه ۳۲۱ به روایت تجلی حضرت امیر در کربلا اشاره کرده و عنوان حدیث را چنین گفته: «مسخ علی (ع) در قتلگاه کربلا!» سپس حکایت عربی و ترجمه آن نقل شده و چنین نتیجهگیری شده است:
«بررسی روایت
یکم. روایت مجهولی است که نه شاهد ماجرا معلوم است و نه ناقلان آن تا قرن دوازدهم!
دوم. خاستگاه این روایت، در قرن یازدهم، کتاب المنتخب طریحی است و از آن، به دیگر کتابهای بعداز خود، منتقل شده است!
سوم. این داستان، حضرت امیرمؤمنان علی (ع) را که صاحب بالاترین کمالات انسانی و مقامات معنوی و ملکوتی پساز حضرت خاتم النبیین (ص) است _ العیاذبالله _ به پایینترین درجه خلقت که همانا مرتبه حیوانیت است فرود آورده و مسخ او را رضایت داده است، تا مرثیهای ساخته و اشکی درآورده باشد!
جا داشت که علمای اسلام با خواندن این افسانه خرافی که اوج اهانت به اسلام، امامت و ولایت در آن موج میزند، صدای وااسلاما سر داده و در رد و نقد آن قلمفرسایی مینمودند؛ اما این مصیبت را کجا میتوان برد که علما و محدثین نامآوری چون سید هاشم بحرانی، علامه مجلسی، سید نعمتالله جزائری، عبدالله بحرانی اصفهانی و... نهتنها چنین نمیکنند، بلکه حریصانه آن را به دیده قبول مینگرند و برای روایت در کتابهای خود از همدیگر سبقت میگیرند؛ بدون اینکه کوچکترین نقدی داشته باشند!
چهارم. مشاهده جنّیان ازسوی داستانسُرا و گفتوگوی با آنان، از خرافات دیگر این داستان است که دیگری نیازی به پرداختن آن نیست!» (حدیثوارهها در کتب شیعه، تهران: نگاه معاصر، ۱۴۰۰، ص۳۲۳)
پاسخ میدهیم: این نویسنده خود پاسخ خود را داده و با نام بردن از اساطین علم و دانش همچون علامه مجلسی و دیگران، دیدگاه خود را سرکوب کرده است! این علمائی که نام برده با میراث شیعه و آموزههای شیعی آشناتر بودهاند یا امثال این نویسنده؟! وقتی آن بزرگواران این روایت و امثال این را تلقی به قبول کردهاند، قطعاً و حتماً و جزماً آن را صحیح میدانستهاند و معنای درستی برای آن قائل بودهاند. ما هم پیشاز این اشاره کردیم که ذات امیرالمؤمنین به هیئت اسد نشد تا موضوع مَسخ پیش آید.
نویسندهای که مشاهده جنیان و گفتوگوی با آنان را خرافه میداند و از سوره مبارکه «جن» و تفاسیر ذیل آیات آن غافل است، مخاطب اهل فن نیست و ما صرفاً ازجهت آشنایی با نمونههای نقدهای معاصران به نوشته او اشاره کردیم. و السلام علی من اتبع الهدی.
@AghayedNet
2 488
🔺فَرَّت مِن قَسوَرَة
واکاوی امکان عقلی و وقوعی تجلی حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اسد در کربلا و معراج
@AghayedNet
2 488
🔺فَرَّت مِن قَسوَرَة
واکاوی امکان عقلی و وقوعی تجلی حضرت امیر علیهالسلام به هیئت اسد در کربلا و معراج
@AghayedNet
2 488
🔺عبارتی از کتاب مصائب المعصومين عليهم السلام، تألیف شيخ عبدالخالق يزدی
▪️إنّ من أعظم معجزاته و أصعبها هو صبره عليه السلام على المصائب الواردة عليه في أرض الكرب و البلاء و رضاه بقضاء الله و تسليمه لأمره.
فوالله إنّه صَبَر صبراً تتحيّر من تصوّره العقول، و تعجز عن تأمّله الفحول، فكيف بتحمّله، و نعم ما قال مولانا صاحب الزمان عجّل الله فرجه للانتقام عن أهل العدوان في الزيارة المفجعة: قد عجبت من صبرك ملائكة السماوات، و أحدقوا بك من كلّ الجهات.
حاصل معنی:
از بزرگترین و دشوارترین معجزات آن حضرت، صبر ایشان در برابر مصیبتهایی است که در سرزمین کرب و بلا بر او وارد آمد، و نیز رضایتش به قضای الهی و تسلیمش در برابر فرمان خداوند.
به خدا سوگند، او چنان صبری ورزید که عقلها در تصور آن سرگردان میشوند و بزرگان و نیرومندانِ اندیشه از تأمل در آن ناتوان میمانند؛ چه رسد به تحمل آن. و چه نیکو فرمود مولایمان، حضرت صاحبالزمان (عجل الله فرجه)، در آن زیارت جانسوز که برای خونخواهی از اهل ستم فرموده است:
«فرشتگان آسمانها از صبر تو به شگفت آمدند و از هر سو تو را در میان گرفتند».
@AghayedNet
2 488
🔺عبارتی از کتاب مصائب المعصومين عليهم سلام، تألیف شيخ عبدالخالق يزدی
▪️إنّ من أعظم معجزاته و أصعبها هو صبره عليه السلام على المصائب الواردة عليه في أرض الكرب و البلاء و رضاه بقضاء الله و تسليمه لأمره.
فوالله إنّه صَبَر صبراً تتحيّر من تصوّره العقول، و تعجز عن تأمّله الفحول، فكيف بتحمّله، و نعم ما قال مولانا صاحب الزمان عجّل الله فرجه للانتقام عن أهل العدوان في الزيارة المفجعة: قد عجبت من صبرك ملائكة السماوات، و أحدقوا بك من كلّ الجهات.
حاصل معنی:
از بزرگترین و دشوارترین معجزات آن حضرت، صبر ایشان در برابر مصیبتهایی است که در سرزمین کرب و بلا بر او وارد آمد، و نیز رضایتش به قضای الهی و تسلیمش در برابر فرمان خداوند.
به خدا سوگند، او چنان صبری ورزید که عقلها در تصور آن سرگردان میشوند و بزرگان و نیرومندانِ اندیشه از تأمل در آن ناتوان میمانند؛ چه رسد به تحمل آن. و چه نیکو فرمود مولایمان، حضرت صاحبالزمان (عجل الله فرجه)، در آن زیارت جانسوز که برای خونخواهی از اهل ستم فرموده است:
«فرشتگان آسمانها از صبر تو به شگفت آمدند و از هر سو تو را در میان گرفتند».
@AghayedNet
2 488
🔺عبارتی از کتاب مصائب المعصومين عليهم السلام، تألیف شيخ عبدالخالق يزدی
▪️إنّ من أعظم معجزاته و أصعبها هو صبره عليه السلام على المصائب الواردة عليه في أرض الكرب و البلاء و رضاه بقضاء الله و تسليمه لأمره.
فوالله إنّه صَبَر صبراً تتحيّر من تصوّره العقول، و تعجز عن تأمّله الفحول، فكيف بتحمّله، و نعم ما قال مولانا صاحب الزمان عجّل الله فرجه للانتقام عن أهل العدوان في الزيارة المفجعة: قد عجبت من صبرك ملائكة السماوات، و أحدقوا بك من كلّ الجهات.
حاصل معنی:
از بزرگترین و دشوارترین معجزات آن حضرت، صبر ایشان در برابر مصیبتهایی است که در سرزمین کرب و بلا بر او وارد آمد، و نیز رضایتش به قضای الهی و تسلیمش در برابر فرمان خداوند.
به خدا سوگند، او چنان صبری ورزید که عقلها در تصور آن سرگردان میشوند و بزرگان و نیرومندانِ اندیشه از تأمل در آن ناتوان میمانند؛ چه رسد به تحمل آن. و چه نیکو فرمود مولایمان، حضرت صاحبالزمان (عجل الله فرجه)، در آن زیارت جانسوز که برای خونخواهی از اهل ستم فرموده است:
«فرشتگان آسمانها از صبر تو به شگفت آمدند و از هر سو تو را در میان گرفتند».
@AghayedNet
2 488
🔺قصیده اول از قصاید دوازدهگانهٔ
عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
📝 به همراه ترجمه منظوم سرور معظم، حاج سید احمد پورموسویان حفظه الله
@AghayedNet
2 488
🔺چاپ جدید کتاب شرح الزیارة المطلقة
در مجموعه آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه با نام دعائم الحکمة
#شیخیه #کتاب
@AghayedNet
2 488
🔺کتابی در شرح زیارت مطلقه حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه
از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
#شیخیه #کتاب
@AghayedNet
2 488
+3
🔺کتاب تازهمنتشرشده
تحفة الباکین فی مصائب آل طه و یاسین
تألیف شیخ قاسم بن سعید گیلانی کربلائی
مؤلف در جلد سوم این کتاب، بعضی قصیدههای عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه در رثاء حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه را نقل کرده است.
@AghayedNet
2 488
✔️ وحی کودک و خبر نبوت رسولخدا و واقعه کربلا
🔻به گزارش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
«فقراتی است كه در وحی كودک است و آن كودكی بوده كه سی و چهار سال قبلاز ولادت پيغمبر صلی الله علیه و آله متولد شده است و اعتبار آن مسلّمی يهود است [متنی پیشگویانه در میراث مکتوب یهودی است، مربوط به چند دهه قبلاز ولادت خاتمالانبیاء که در آن از نام ایشان (محمد) و برخی حوادث دوران حیات و بعداز حیات ایشان تا آخرالزمان، خبر داده شده است. پیشگوییهایی که به زبان کودکی بنیاسرائیلی به نام نحمان بن پنحاس ملقب به خاطوفا آمده و متن مکتوب آنها در زبان عبری با عنوان نووئت هیلد (کتاب پیشگوییهای کودک یا آنطور که در منابع فارسی مشهور شده است: کتاب وحی کودک) شناخته میشود.]
لهذا ايراد میشود:
▪️در وحی اول میگويد: بيايند گروهی كه از جا بكنند تمام خلق را، كرده شود خرابیها بهدست پسر كنيز، دنيا را فراموش كند يا حركت دهد و دور كند، جباران را سست كند و بشكند و خوار كند.
و اين فقرات ظاهر است درباره پيغمبر صلی الله علیه و آله كه پسر هاجر بود و متصف به باقی آنچه گفته بود.
▪️و باز میگويد: محمد صاحب اقتدار باشد، كل و جمله يا بهتر از همه يا تاج باشد.
زيرا كه به لفظ «كليليا» گفته و كليليا در عبری به همه اين معانی آمده.
▪️باز میگويد: روشن كند چون برسد و به نشان قيامت برسد، كننده جنگ باشد و باشد از سفال گلين بيرون آمده.
و مراد از سفال گلين عرب است؛ چنانكه در كتاب دانيال، تعبير از عرب به سفال گلين آورده.
▪️باز میگويد: محكم كند سخن را مدح و تسبيحات را و برود و ببُرد.
▪️میگويد: بپوشاند سختی را و براندازد سختی را و باطل كند بت را و مسلط شود آسمان را و بگذرد تا آخر.
و اين دليل معراج است و ساير صفات او.
▪️باز میگويد: او از سفال است، بزرگ كند پسران بتپرستان را، نشان قولاقاو است، همه او در شاديست تا آخر.
بودن از سفال، عرب است. و اما نشان قولاقاو است يعنی حدی بعداز حدی؛ چنانكه در كتاب اشعياست. و ظاهر آن است كه مراد آن است كه برای هر چيز حدی قرار دهد يا حدی پساز حدی برای او نازل شود.
▪️میگويد: بسيار شود شرافت و بسيار شود جبروت و گشوده شوند بستگان تا آخر.
▪️و عجب آنكه از صحرای كربلا هم خبر داده و گفته: شش آرزومندان همان شش به دشواری افتند دشواری بعداز دشواری و چسپندگان بهزحمت افتند.
▪️میگويد: به سختی افتند و به تنگی افتند و به عذاب افتند و كنده شوند و خورد شوند.
▪️و باز میگويد: به خنجر از قفا بريده شود بركنار رودخانه و در صحرا مثل ممتحن و شكسته شده گرفته میشود در زفاف.
▪️میگويد: خيمههای رنگين كه نشيمن فرزندزادگان است سوخته شود و آشكار شوند خويشان معروف كه به ناز پروريده شده بودند تا آخر.
و شش نفر فرزندان اميرالمؤمنيناند كه كشته شدند و چسپندگان اصحاب و به خنجر سر سيدالشهداء علیهالسلام را از قفا بريدند و رودخانه فرات است و صحراء كربلا و گرفته شدن در زفاف شايد اشاره به عروسی حضرت قاسم باشد كه مشهور است و خيمههای ايشان را سوختند و عترت اسير شدند بديهی و آشكار است.
و در حقيقت نطق طفل به اين امور حجتی است از خدا بر يهود و معجزهايست از پيغمبر صلی الله علیه و آله و ديگر محل تأمل نيست و ادله از كتب يهود بسيار است و در اين مختصر گنجايش آن نيست و در كتاب نصرة الدين قدری تفصيل دادهام.»
📚کتاب سلطانیه، نگاشته عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
