2 488
订阅者
-124 小时
-27 天
-930 天
帖子存档
2 488
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش نهم
ج) در مواقعی، پرسشکننده به کاملان و علماء دین مراجعه میکرده و اصول عقاید دین را خدمت این بزرگواران عرضه میکرده تا ایشان این عقاید را بررسی و صحتسنجی بفرمایند و درصورت نیاز، تصحیح کنند. برای نمونه، آقا جعفر قراگوزلو همدانی عقاید خود را نگاشته و خدمت شیخ مرحوم ارسال کرده است و ایشان شرحی بر آن عقاید نگاشتهاند. در ابتدای رساله میفرمایند:
«قد ارسل الیّ الشیخ الافخر العالم العامل الآقا جعفر قراگوزلوی الهمدانی اصلح اللّه جمیع احواله فی مبدئه و مآله بحرمة محمد و آله آمین ربّ العالمین کلمات ذکر فیها اعتقاده لانظر فیه و اقرّر منه ما وافق الحق و ما رأیتُ فیه منافاة اذکر وجه عدم صحته و اذکر الصحیح و اشیر الی وجه صحته و ذلک لمّا تکلّم فی عِرْضه بعض الناس و قال انّه صوفی و التصوّف یطلق علی الاعمال المنافیة للشرع مع دعوی انّها طریقة الشارع علیهالسلام و یطلق علی الاعتقادات الباطلة التی هی تُخالِف ما اتی به صاحب الشریعة علیهالسلام و حیث عُلِم من حاله انّه ملازم لما اتی به الشارع علیهالسلام ذکر الاعتقاد الذی فیه الکلام من بعض الناسِ علیه و انا اذکر عبارته علی نحو المتن و اتکلم علی ما فیه المنافی للاعتقاد الصحیح» (جوامع الکلم، ج۵، «رسالة فی جواب الشیخ جعفر قراگوزلوی الهمدانی»، ص۸).
د) در مواقعی، بدفهمیهای مخالفان و تهمتها و انگ زدنهای ایشان به بزرگان دین و اشاعۀ آن تهمتها در جامعه سبب میشد که بزرگان دین و علماء ابرار اعتقادنامه بنویسند یا بیان کنند تا آن سمپاشیها را بزدایند. برای نمونه، شیخ مرحوم در ابتدای یک اعتقادنامه که در جوامع الکلم منتشر نشده، میفرمایند:
«انه قد اشتبه علی بعض الناظرین فی کتبی حتی ظنوا الظنون التی لایجوز احتمالها لعدم معرفتهم بالفن و عدم انسهم بما جریٰ علیه الاصطلاح و لاسباب اخر فاشار علیّ بعض المؤمنین اناذکر مجمل ما اشتبهوا فیه و اذکر ما اعتقده فی ذلک و ادین الله به عسی انیکون اولئک انما قالوا بما فهموه فتقوم بذلک الحجة [...].»
همچنین خطبۀ سید مرحوم در صحن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه (جواهر الحکم، ج۷، «خطبة انشدت فی یوم الغدیر و الجمعة، ص۲۲۳) و سخنرانی ایشان در صحن حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه در شب ترویه به زبان عربی و در شب عرفه به زبان فارسی (جواهر الحکم، ج۷، «دلیل المتحیرین»، ص۲۹۸) و آخرین موعظۀ مرحوم آقای کرمانی در یزد (۴۶ موعظه، «موعظه چهل و پنجم»، ص۴۹۷ تا ۵۱۳ و نیز: چاپشده با عنوان پاسخ پارهای تهمتها به مکتب شیخیه) نمونههایی از بیان شفاهی اعتقادات دربرابر فشار اجتماعی ازناحیۀ مخالفان است که سبب میشد بزرگان از اعتقادات خود دفاع کنند و اعتقادنامهای را کتبی یا شفاهی بیان بفرمایند.
مناسب است که در این موضع، عبارت سید مرحوم درباره خطبه شب ترویه و عرفه را از کتاب دلیل المتحیرین نقل کنیم:
«ثمّ بعد تعرّضهم بی (لی خل) و فعلهم معی بعض ما شرحته لک سابقاً التمس منّی جناب الشیخ العلی الشیخ علی بن الشیخ جعفر ما التمس اخوه المرحوم [الشیخ موسی] تغمّده اللّه برحمته قبل ذلک من کتابة صریح الاعتقاد و بیان حقیقة المراد و انه مرجع تلک العبارات فکتبتها و رشمت المکتوب بخاتمی و بعثته الیه. ثم جعلت تلک النسخة نسخاً متعددة فرقتها فی الاطراف و الاکناف اتماماً للحجة لئلّا یقول قائل انّی لماطّلع. ثم ازداد جناب الشیخ علی التماس اخیه بان قال لی اصعد المنبر و بیّن للناس العقاید الحقة و نزّه نفسک عمّا ینسبونه الیک من الاشیاء الفاسدة و العقاید القبیحة. فانّ الانسان اذا اخبر عمّا فی ضمیره من العقاید لا یقال له انّ عبارتک تدلّ علی غیر هذا بضرورة من الاسلام. ولکنّک اذکر و بیّن و اوضح باللغة العربیة لیفهم العرب ثم ثنها بالعجمیة و الفارسیة لیفهم العجم.
و اتفق تلک الایام کانت موسم زیارة عرفة و الخلایق ملتمة مجتمعین من کلّ فجّ عمیق، فنصب لی منبر مرتفع، فصعدت علیه لیلة الترویة، فخطبت و بیّنت العقاید الصحیحة و الاعتقادات التی انعقد علیها مذهب الاثنیعشریة بلسان عربی مبین ثم فی لیلة أخری بعدها لیلة عرفة فی الصحن الشریف صعدت المنبر باعلی مراقیه و خطبت بلسان الفارسیة و العجمیة حتّی لایخفی الامر علی عرب و لا علی عجم فی جمیع البلاد و الاطراف و الاکناف» (جواهر الحکم، ج۷، «دلیل المتحیرین»، ص۲۹۸).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 488
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش هشتم
با همۀ این تفاصیل، اگر بخواهیم جملهای مختصر درباره موقعیت اعتقادات بنویسیم، چنین تعبیر میآوریم: هیچ کتابی و رسالهای و درسی و موعظهای نیست مگر اینکه با «خطبه» آغاز میشود و خطبه نیز بر اصول عقاید اسلامیه و ایمانیه مشتمل است! به تعبیر دیگر، در هر گفتاری و نوشتاری، با اعتقادات تجدیدعهد میشود!
با توجه به آنچه اشاره کردیم، جای شگفتی نخواهد بود که «اعتقادیهها» یا «اعتقادنامهها» در مکتب فراوان باشد. منظور از اعتقادنامهها رسالهها یا فرمایشاتی است که بزرگان دین و علماء مکتب بهطور مکتوب یا شفاهی درباره اصول عقاید اسلامیه و ایمانیه به یادگار گذاشتهاند. اینک گزارشاتی درباره این اعتقادیهها ارائه میکنیم. با تحلیل این آثار به این نتایج میرسیم:
۱) همۀ این اعتقادیهها نتیجۀ نیازی است که در اجتماع ایمانی آن زمان بوده و مصنف و مؤلف را به نوشتن اعتقادیه وا داشته است. گاهی تابعان و مقلدان طبق این نیاز درخواست میکردند و بزرگان دین و علماء مکتب پاسخ میفرمودند و گاهی بزرگان دین و علماء مکتب، خود، مطابق تشخیص خود اعتقادیه مینوشتند. در این حالت اگرچه کسی سؤالی نکرده بود، اما بنابر نیاز موجود، اعتقادیه تنظیم میشد. برای مثال مرحوم آقای کرمانی کتاب رجوم الشیاطین را مطابق نیازی که تشخیص دادند تصنیف فرمودند و کسی از ایشان سؤال نکرده بود. ازاینجهت مرحوم آقای شریف طباطبائی میفرمایند:
«من ندیدهام کسی که این رساله رجوم الشیاطین به نظرش عجیبوغریب آمده باشد. غالباً هرکه را دیدم پری اعتناء نکرد به آن کتاب. و کم رساله را آقای مرحوم ابتدائاً نوشتهاند که جواب از سؤالات مردم نباشد. لکن این رجوم الشیاطین را ابتدائاً نوشتهاند؛ جواب از سؤال نیست» (دروس، ج۵، «درس دهم، ۲۴ ربیعالاول ۱۲۹۷»، ص۱۱۱).
این نیازِ جامعه گونههای مختلفی داشته است:
الف) در مواقعی، اهمیت موضوع «اعتقادات» سبب شده تابعان و مقلدان از بزرگان و علماء درخواست کنند تا اصول عقاید اسلامیه (= توحید و نبوت) و امامیه (= امامت و معرفت شیعه) را بنویسند یا بیان کنند. برای نمونه، در ابتدای کتاب ارشاد العوام میفرمایند:
«چون دیدم بعضیاز مؤمنین را که طالب تصحیح اعتقادات حقه بودند و از فهم زبان عربی محروم، و جمله کتابها که در این علم نوشته شده بود به زبان عربی بود و اگر قلیلی هم به زبان فارسی بود، بر فهمهای ایشان گران بود و به قسم مشکلی نوشته شده بود به حدّی که بعداز ترجمه کردن باز نمیتوانستند که آن را بفهمند، و هم لفظ آنها مشکل بود و هم دلیلهایی که آورده بودند و عوام از فهم آنها بهکلی محروم مانده بودند، با وجودی که درست کردن اعتقادها بر همه آنها واجب و لازم بود. و بعضی هم التماس کردند از این فقیر که کتابی برای آنها بنویسم به لفظهایی که مأنوس طبعهای ایشان باشد و دلیلهایی که همهکس از عوام از زن و از مرد و بزرگ و کوچک بتوانند آنها را بفهمند و به آنها یقین حاصل کنند. و استخاره از خداوند عالم کردم. پساز رخصت در نوشتن این کتاب شروع کردم. و امیدوارم که بهطوری بر قلم من جاری شود که همهکس از آن بهره برند، چه عالم و چه جاهل و چه زن و چه مرد و چه کوچک و چه بزرگ. و امید دارم که بسیاری از سخنهای بلند را هم در آن با لفظ آسانی بگذارم تا از مطلبهای بلند هم محروم نباشند. و صاحبان عبارات فصیحه بر این کتاب نکته نگیرند؛ زیراکه مقصود فهمانیدن عوام است، نه سجع و الفاظ فصیحه. و با هرکس باید به طور او سخن گفت و شاید که همین عین بلاغت باشد. و نام این کتاب را هم ارشاد العوام گذاردم و آن را چهار قسمت کردم [...]» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۲، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد اول»، ص۲).
ب) در مواقعی، بعضی شبهههای اعتقادی بر ذهن سؤالکننده هجوم آورده و او بهاجبار به پناهگاه اعتقادی (یعنی علماء و کاملان دین) مراجعه کرده و از ایشان «اعتقادنامه» خواسته است تا شکوک و شبهات او برطرف شود. برای نمونه، مرحوم آقای شریف طباطبائی در پایان کتاب دره نجفیه میفرمایند:
«و مخفی نماند که موجب نوشتن این رساله سؤالاتی چند بود ازجانب سنیّالجوانب شخص بزرگی که مشحون بود به شبهاتی چند از توحید الهی گرفته تا نبوت عامه و خاصه و ولایت عامه و خاصه و اهل حق و باطل و شرایع و نوامیس. و فضایح آن شبهات به طوری بود که سؤالکننده با اینکه سؤال کرده بود، خود او وحشت از ابراز و اظهار آنها ازجانب او کرده بود؛ چنانکه تاکنون خود او شاهد است که آنها مکنون است. پس به این جهت، بهطور عموم، رسالهای نوشته شد که رافع جمیع آن شبهات شد و الحمدللّه که در عقاید صحیحه اهل دین و مذهب کافی است، ان شاء اللّه تعالی» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۳، «دره نجفیه جلد دوم»، ص۵۵۶).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 488
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش هفتم
ساختار عقاید (اصول دین) در بیان علماء امامیه
یکی دیگر از فعالیتهای بزرگان مکتب استبصار که نشاندهندۀ عظمت اعتقادات در منظومه فکری مکتب است، سامان دادنِ ترتیبِ اصولِ دین بر پایۀ مأثورات است.
در دوران غیبت امام علیهالسلام، علماء شیعه به گونههای متعددی ساختار عقاید را برشمردهاند.
مرحوم سید مرتضی در رسالۀ جمل العلم و العمل (ص۲۹ تا ۳۱) و مرحوم شیخ طوسی در ابتدای کتاب الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد (ص۲۴)، ساختار دوگانۀ عقاید (توحید، عدل) را ذکر کردهاند.
محقق طوسی، مرحوم خواجه نصیرالدین، در کتاب قواعد العقائد، اصول دین را نزد شیعه سه اصل معرفی میکند و از ساختار سهگانۀ عقاید (توحید، نبوت، امامت) سخن میگوید: «قالت الشیعة: اصول الایمان ثلاثة: التصدیق بوحدانیة الله تعالی فی ذاته و العدل فی افعاله و التصدیق بنبوة الانبیاء و التصدیق بامامة الائمة المعصومین من بعد الانبیاء» (ص۱۴۵).
محمدتقی استرآبادی در کتاب الاعتقادات خود، قول خواجه نصیر را اینگونه توضیح میدهد: ظاهراً او اصل معاد را در نبوت و رسالت مندرج کرده، همانطور که اصل عدل الهی را در توحید محسوب نموده است. احتمال بعید هم میرود که معاد را جزوِ عدلِ مندرج در توحید آورده باشد:
«و الظاهر انه ادرج اصل المعاد فی النبوة و الرسالة کما ادرج اصل العدالة فی التوحید. و یمکن علی بُعد انیکون قد ادرج المعاد فی العدالة المدرجة فی التوحید» (ص۵۷).
اگر چنین باشد که محمدتقی استرآبادی توضیح داده، نشاندهندۀ این است که این نوع بیان درمیان شیعه سابقه داشته است. در جای خود روشن شده که مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی نیز معاد و عدل را در اصول دیگر مندرج کردهاند. بنابراین، کلام مرحوم آقای کرمانی، مانند بیان محقق طوسی، باعث شگفتی و غرابت نیست و سبب تکفیر یا طرد آن بزرگوار نمیشود.
مرحوم محقق حلی در المسلک فی اصول الدین (ص۳۴) و مرحوم فاضل مقداد در شرح خود بر الفصول النصیریه (الانوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، ص۱۰۰) به ساختار چهارگانۀ نوع اول (توحید، عدل، نبوت، امامت) اشاره نمودهاند.
ساختار چهارگانۀ نوع دوم (توحید، نبوت، امامت، معاد) را مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در تجرید الاعتقاد (ص۱۸۷ تا ۳۱۰) و مرحوم مقدس اردبیلی در رساله اصول دین (ص۱۹ تا ۱۸۳) آوردهاند. از معاصران هم علامه طباطبائی در شیعه در اسلام (ص۱۰۱ تا ۱۹۶) این ساختار را برگزیده است.
ساختار چهارگانۀ نوع سوم (شناخت خدا و پیغمبر و امام و شیعه) را مرحوم شیخ مفید در المقنعه (ص۲۷ تا ۳۳) و احکام النساء (ص۱۵) ذکر نموده¹ و بزرگان شیخیه همچون عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در ارشاد العوام و... بهتفصیل به این ساختار پرداختهاند.
مرحوم مجلسی نیز در بعضی کتابهای خود، از ساختار پنجگانه (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد)، به «الاصول الخمسة» تعبیر آورده است (بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۰۵ و...).
آنچه سبب بدفهمی مخالفان شده همین ساختار چهارگانهای است که در کلمات همۀ بزرگان مکتب استبصار (از شیخ مرحوم تا مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم) دیده میشود. شیخ مرحوم در شرح الزیاره میفرمایند: «فامّا المعرفة فمعرفة اللّه و توحیده فی ذاته [...] و معرفة رسولاللّه صلی الله علیه و آله بأنه عبداللّه و رسوله و حجته [...] و معرفة الامام علیهالسلام انّه كلّ ما ذكر من هذه الاوصاف المذكورة للنبیّ صلی الله علیه و آله و غیرها فانه شریكه فیها الا شیئین [...] و معرفة شیعة الامام علیهالسلام كما تعرف الشعاع من الشمس [...] و معرفة اعدائهم و البراءة منهم و من اتباعهم [...]» (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۱، «شرح قوله علیهالسلام: و ابواب الایمان»، ص۷۴ تا ۷۶).
مرحوم آقای کرمانی نیز مفصِّل و مشیّد این ترتیب هستند و بیانات ایشان مشهور است و معروف. مرحوم آقای شریف طباطبائی نیز ادامهدهندۀ همین مسیرند و در فرمایشات خود به همین سیاق اشاره فرمودهاند. بررسی تفصیلی ترتیببندی ارکان دین طبق تقریر مرحوم آقای کرمانی رفع الله شأنه نیازمند تکنگاری دیگری است و بیان همۀ زوایای آن، خارج از موضوع این نوشتار است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
——————————————
¹ اصل چهارم در المقنعه: «ما یجب من ولایة اولیاء الله فی الدین و عداوة اعدائه الفاسقین» و در احکام النساء: «اعتقاد وجوب ولاية اميرالمؤمنين و عداوة الكافرين و المودة لاهل الطاعة فی الدين و النصيحة لاهل التوحيد و المعرفة و اليقين».
2 488
🌷الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و أولاده المعصومین و فاطمة الصدیقة الطاهرة علیهمالسلام و شیعتهم المنتجبین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
@AghayedNet
2 488
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش ششم
بسیار بهجا است که از تعابیر مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه وام بگیریم و اینطور بنویسیم که رسالت اصلی بزرگان دین اعلی الله مقامهم «تصحیح عقاید» بوده است! بهخصوص شیخ مرحوم و سید مرحوم که برای اصلاح انحرافهایی که در فقه و اصول و دیگر علوم و فنون رسوخ کرده بود متعرض نشدند و بر «عقاید» تمرکز داشتند.
«ان قال قائل انت تصدق الشیخ الاوحد و القمقام الامجد الشیخ احمد اعلی الله مقامه و رفع فی الخلد اعلامه و تذعن للسید الجلیل العالم فخر الاکابر و الاعاظم السید کاظم اجل الله شأنه و انار برهانه و هما فی زمانهما لمینکرا علی القوم هذا الانکار الشدید بل باحثا و صنفا فی هذا العلم و جریا مجراهم فما بالک انت تنکر هذا الانکار و تخالف ذلک المدار؟! أ لیس انکارک علیهم انکاراً علیهما ایضاً؟!
فالجواب عنه انهما انار الله برهانهما قد ظهرا بامر کان اصلاحه اوجب من جمیع الفرایض و هو اصلاح العقاید و اظهار فضائل آل الله علیهمالسلام و نفی تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین و ابطال الصوفیة الملحدین و ازهاق حجج القائلین بوحده الوجود و اتحاد الموجود و سایر الفرق الضالة المضلة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۰، «رسالة فی جواب الشیخ احمد بن شکر»، ص۹۹).
توضیحی درباره فرمایش مرحوم آقای کرمانی درضمن یک مثال
رسالت و مأموریت و برنامه اصلی شیخ جلیل اعلی الله مقامه در سراسر زندگی نورانیشان چه بود؟ توجه به اعتقادات. این را مثل مرحوم آقای کرمانی بیان میفرماید. به تعبیر ما، ایشان میفرماید که اگر بخواهم در دو تعبیر، کارنامه و برنامه عملی شیخ مرحوم را بیان کنم، میگویم شیخ آمد زندگی کرد برای دو کلمه: «اصلاح العقاید و اظهار فضائل آل الله علیهمالسلام».
مگر فقه و مباحث فقهی اشکالات نداشت؟ چرا. در قسمتهای مختلف فقه و اصول فقه، متأسفانه انحرافاتی پیدا شده بود. اما شیخ بر «اصلاح العقاید» متمرکز بود. رد کردن وحدت وجود و موجود. رد کردن مباحث صوفیه و تحریف غالین و انتحال مبطلین و تأویل جاهلین. همۀ اینها را رد کرد. برنامه اصلیاش «اصلاح العقاید» شد.
شیخ مرحوم به بدنۀ تشیع نگاه کرد و بهاصطلاح آنالیزش کرد. فقه و اصول فقهش باید در قسمتهایی اصلاح شود. عرفانش باید اصلاح شود. عرفان محییالدین نباشد؛ باید عرفان قرآنی باشد. اموری باید اصلاح شود.
مثل اینکه در آزمایشگاه، کسی را چکاپ کلی کنند. هر قسمتی را که بررسی میکنند، آلارم میدهد که اینجا خراب است و مشکل دارد. پزشک باید چهکار کند؟ از اصل تریاژ (Triage) استفاده میکند. تریاژ اولویتبندی است و رسیدگی به مصدومین براساس اولویتها. دو نفر وارد بیمارستان میشوند. یکی میگوید که من یک زخم دارم، یکی هم ازحال رفته و نفسش دارد بند میآید. آیا پزشک میتواند بگوید: شما که نفست دارد بند میآید اینجا بنشین تا من بروم زخم ایشان را پانسمان کنم؟! این کار معقول است؟! نه. میگوید: اینیکی دارد میمیرد و اولویت با او است. <من احیاها فکأنما احیا الناس جمیعاً> (مائده: ۳۲). باید الآن او زنده بماند. «حفظ النفوس فی شرعنا من اوجب الواجبات.» این قاعدۀ تریاژ است.
شیخ مرحوم به کالبد تشیع نگاه میکند. میگوید: در این کالبد تشیع ممکن است پایش زخم باشد، دستش مجروح باشد، سینهاش شکافته شده باشد. اما مهم قلب است. مهم مغز است که باید فعال باشد و فعالیت داشته باشد و فرکانسهای مغزی باید در مسیر صحیحی باشد. ازاینجهت طبقِ این اصلِ اولویتبندی، شیخ مرحوم نه در سراسر زندگی خود چندان به تنقیح فقه پرداخت و نه به اصول فقه و نه سایر مباحث عرفانی و کلامی. تمرکز شیخ مرحوم بر احیاء نفوس بود. طبق آن اصل، به این بدن شوک وارد کند و آن را زنده گرداند.
شیخ مرحوم در فوائد و شرح الفوائد میفرماید: «یجب علیّ اناروّعهم بعجائب من المطالب» (جوامع الکلم، ج۱، «شرح الفوائد»، ص۲۸۱ و ج۲، «الفوائد»، ص۱۷۸). کلام ایشان به تعبیر امروز این میشود: میخواهم به آنها شوک بدهم. میخواهم بترسانمشان یعنی شوک بدهم و زندهشان کنم. بهخود بیایند. «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا» (بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۳۴). میخواهم اینها را که در قید حیات هستند، به حیات ایمانی و روحالایمان زنده کنم. چطور؟ شیخ مرحوم مباحث حکمت حقۀ محمد و آلمحمد علیهم الصلاة و السلام را بیان کرد. روشن کرد که وحدت وجود و موجود و عقاید صوفیه ناصحیح است. خدا و خلق یکی نیستند. کلام آقا علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه را بیان کرد: «انما هو الله عزوجل و خلقه لا ثالث بینهما و لا ثالث غیرهما» (التوحید، ص۴۳۸). توضیح داد که خدا و خلق مابهالاشتراک و مابهالامتیاز ندارند.
پس کار شیخ «اصلاح العقاید و اظهار الفضائل» بود. طبق اصل اولویتبندی، بدنه تشیع را احیاء کرد.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
2 488
🔺کتاب تازهمنتشرشده
احقاق الحق
(به زبان فارسی)
از آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
با مقدمۀ سید محمدصادق پورموسویان
تهران، انتشارات میراث شرق، ۱۴۰۵
@AghayedNet
2 488
🔺کتاب تازهمنتشرشده
Realization Of Truth
کتاب احقاق الحق
از آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
به زبان انگلیسی
با مقدمۀ سید محمدصادق پورموسویان
ترجمۀ انگلیسی: سید حمیدرضا زهرائی
Zagros Publication Canada
2026
@AghayedNet
2 488
🔺کتاب تازهمنتشرشده
معرفت امیرالمؤمنین علیهالسلام
محور همه عقائد در تشیع
مجموعهٔ چهار جلدی
@AghayedNet
2 488
🔺کتاب تازهمنتشرشده
Realization Of Truth
کتاب احقاق الحق
از آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنه
به زبان انگلیسی
با مقدمۀ سید محمدصادق پورموسویان
ترجمۀ انگلیسی: سید حمیدرضا زهرائی
Zagros Publication Canada
2026
@AghayedNet
2 488
🌷اسعد الله ایامکم
در ۱۶ ذیحجه و در آستانهٔ عید سعید غدیر خم
🔸معرفی میشود:
@AghayedNet
2 488
🌷اسعد الله ایامکم
در ایام ۱۶ ذیحجه و در آستانهٔ عید سعید غدیر خم
🔸معرفی میشود:
@AghayedNet
2 488
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش پنجم
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«[...] پس عرض مىکنم که به اتفاق عقول اهل ادیان با کتابهاى ایشان، خداوند عالم جلّشأنه اعتقادات صحیحه از بندگان خود خواسته و ایشان را به خودشان وا نگذارده که هر طایفه هر اعتقادى که داشته باشند معذور باشند در اعتقاد خود. بلکه خواسته که اعتقاد کنند به وجود و وحدانیت و صفات و اسماء او به طورى که خود او خود را توصیف کرده، نه به طورى که هر طایفه به گمان خود او را توصیف کنند. پس خواسته که اعتقاد کنند که او دانا است به هر چیزى و به زبان پیغمبران خود تعلیم کرده به ایشان که او دانا و عالم است به هر چیزى، از کلیات گرفته تا ذرات جزئیات. پس اگر قومى به گمان خود خیال کنند که او به جزئیات و ذرات موجودات دانا نیست، او امضاء نکند گمان ایشان را و مؤاخذه کند از ایشان و بازخواست کند از ایشان که چرا مرا به آن طورى که بودم و خود از خود خبر دادم به زبان پیغمبران خود به شما، ندانستید؟! و مرا توصیف نکردید به طورى که خود خود را توصیف کرده بودم از براى شما؟!
و همچنین خواسته که خلقْ او را قادر بر هر کارى بدانند و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده که او قادر بر هر چیزى است. پس اگر قومى به گمان خود او را عاجز از کارى دانستند و اعتقاد کردند، از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند. و همچنین از خلق خواسته که او را عادل بدانند و اعتقاد کنند و به زبان پیغمبران خود به ایشان خبر داده از حال خود که ظلم نمىکند. پس اگر قومى به گمان خود او را ظالم دانستند و اعتقاد کردند و خلق را مجبور و مظلوم دانستند، او از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند که چرا مرا به طورى که بودم و از خود خبر دادم ندانستید و اعتقاد نکردید؟! آیا شما مرا از خود من بهتر مىشناختید که دانستید که من عادل نیستم و ظالم هستم و خود ندانستهام که ظالمم و شما دانستهاید؟!
و همچنین در جمیع صفات و اسماء خود به طورى که خود از خود خبر داده و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده، به همانطور خواسته که خلق بدانند و اعتقاد کنند.
و همچنین است حال سایر معتقدات و سایر اعمالى که امر فرموده بهجا آورند. پس جمیع معتقدات ممضىٰ است اگر به طورى که پیغمبران تعلیم کردهاند اعتقاد شود و الّا مؤاخذه الهى و بازخواست او درمیان است. چنانکه جمیع شرایع و اعمال باید به طورى که پیغمبران امر کردهاند بهعمل آید و الّا مردود و غیرمقبول خواهد بود و عذاب و انتقام الهى درمیان است.
و اگر نه چنین بود و جمیع معتقدات مختلفه و جمیع شرایع و نوامیس مختلفه از طوایف مختلفه ممضى بود ازجانب خداوند عالم جلّ شأنه، ارسال رسل و انزال کتب و وضع دین و آیین الهى لغو و بىفایده بود و تعالى اللّه عن ذلک علوّاً کبیراً» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
علاوهبر اینکه مقدمه را با بیان جایگاه اصول عقاید حقه آغاز میفرمایند، در مطاوی کتاب نیز چند مسئله درباره اهمیت عقاید تنظیم فرمودهاند. دقت شود که کفایة المسائل کتابی فقهی است؛ فقه اما مترتب بر تصحیح عقاید است:
«مسئله: ثواب اعمال نیک و اعتقادات صحیحه و عقاب اعمال بد و اعتقادات باطله فوائد و ثمراتى است که از آنها بهعمل میآید. مثل آنکه میوههاى خوشگوار از اشجار طیبه بهوجود میآید و میوههاى خبیثه مثل حنظل از نبات حنظل بهوجود میآید. هر تخمى که کِشته شد از عقاید و اعمال صحیحه، ثوابهاى آنها همه گوارا خواهد بود. و هر تخمى که کشته شد از عقاید و اعمال باطله، عقابهاى آنها ناگوار خواهد بود. و ثواب عقاید و اعمال صحیحه مانند شیرینى شیرین است که تا شیرینى را نخورى، کام تو شیرین نشود. و عقاب عقاید و اعمال باطله مانند تلخى حنظل است که هرکس آن را خورد، کام او تلخ خواهد شد. <من یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.> <لیس للانسان الّا ما سعىٰ، و ان سعیه سوف یرىٰ، ثم یجزاه الجزاء الاوفىٰ.> آنچه مىکارى مىدروى و آنچه را سعى کردهاى به تو خواهد رسید. چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ج۱۰، «کفایة المسائل جلد (۲)»، ص۵۷).
«مسئله: عقاید و اعمال باطله مانند زهر کشنده هلاک مىکند و عقاید و اعمال صحیحه و توبه و انابه و سایر کفارات مقرره مانند پازهر است که رفع سمّیت را مىکند. <ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرىٰ للذاکرین.> چنانکه از آیات و احادیث معلوم مىشود و خلافى در آن نیست» (همان، ص۵۸).
«مسئله: سزاوار است که مومن عقاید خود را در وقت وصیت کردن در حضور مؤمنین اظهار کند. چنانکه در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست» (همان، ص۳۸۷).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
