fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Light Workers🔆

Light Workers🔆

رفتن به کانال در Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

نمایش بیشتر
411
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
هنوز نمی توانم باور کنم، نمی توانم بنویسم، نمی توانم فکر کنم... همین قدر،مست و برق زده، گیج و خوشبخت،با خودم می گویم: برکت عشق تو با من باد! و این دعای همه ی عمر من است، هر بامداد که با تو از خواب بیدار می شوم و هر شامگاه که در کنار تو به خواب روم. برکت عشق تو با من باد! #احمد_شاملو @lightworkers

تفاوت عقول را از حیث مقام و مرتبه این تفاوت عقل ها را نیک دان در مراتب از زمین تا آسمان قول از نظرِ مقام و مرتبه از زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارند . تو باید این تفاوت های عمیق را خوب درک کنی هست عقلی همچو قرصِ آفتاب هست عقلی کمتر از زُهره و شِهاب عقلی هست که مانندِ چشمۀ خورشید است و در مقابل عقلی هم وجود دارد که از زهره و شهاب هم کم نورتر است هست عقلی چون چراغی سَرخوشی هست عقلی چون ستارۀ آتشی عقلی هست که مانندِ چراغِ روشن و خوش سوز است و نیز عقلی وجود دارد که مانندِ یک جرقۀ آتش است ز آنکه ابر از پیشِ آن چون واجهِد نورِ یزدان بین خِرَدها بر دهد زیرا وقتی که ابر از مقابلِ آن عقل واپس رود . به عقلی مبدّل می شود که هم تجلیّاتِ الهی را می بیند و هم به سایرِ عقول ، نورِ معرفت می بخشد[ هر گاه ابرِ مقتضیاتِ بشری و حجاب های دنیوی زائل شود . چنین عقلی خدابین می شود و دیگران را نیز ارشاد می کند و به عقولشان معرفت می بخشد . ] عقلِ جزوی عقل را بَدنام کرد کامِ دنیا مرد را بی کام کرد عقل جزوی ( = عقل معاش ، عقلِ ظاهربین ) موجبِ بدنامی عقلِ کُلّی ( = عقلِ معاد ، عقلِ باطن بین ) شده است . و کامروایی های دنیوی و مادّی آدمی را از کامروایی های اُخروی و معنوی محروم کرده است . آن ز صیدی ، حُسنِ صیّادی بدید وین ز صیّادی ، غمِ صیدی کشید عقلِ کُلّی به سببِ صید شدن بوسیلۀ صیّادِ جهانِ هستی ، زیبایی و جمالِ او را دیده است . امّا عقلِ جزوی چون صیّادِ صیدهای حقیر شده در غمِ آن صیدها گرفتار آمده است. آن ز خدمت، نازِ مخدومی بیافت وین ز مخدومی ز راهِ عِز بتافت عقل کلی و یا صاحبِ عقلِ کلی به سببِ خدمت و عبادت به مقامِ سَروری و مخدومی رسید . در حالی که عقلِ جزوی و یا صاحب عقلِ جزوی به سببِ علاقه به سروری و مخدومی دنیوی از راهِ عزّت و سربلندی به بیراهه افتاد. آن ز فرعونی اسیرِ آب شد وز اسیری ، سِبط صد سهراب شد عقل جزوی و یا صاحبِ عقلِ جزوی به سببِ داشتن خویِ فرعونی گرفتارِ آبِ هلاکت شد . امّا بنی اسرائیل به سببِ اسارت ، به صد سهراب مبدّل شدند. لَعبِ معکوس است و فَرزین بندِ سخت حیله کم کُن کارِ اقبال است و بخت تدبیرِ الهی درست مانندِ یک بازی وارونه و فرزین بندِ محکم است . حیله گری مکن که رستگاری و سعادت تنها از اقبال و بختِ الهی حاصل می شود. بر خیال و حیله کم تَن تار را که غنی رَه کم دهد مکّار را اینقدر به خیالاتِ خام و نیرنگ های خود تمسُک مجو . زیرا خداوندِ غنی ، نیرنگباز را به حریمِ خود راه ندهد. مکر کُن در راهِ نیکو خدمتی تا نبوّت یابی اندر اُمّتی در راهِ خدمتِ نیک مَکر بکار ببر تا در میانِ مردم به مقامِ نبوّت برسی . [ مراد از «مکر» در اینجا تدبیر است و مراد از «نبوّت» در اینجا مقامِ ارشاد و هدایت است . ] مکر کُن تا وارَهی از مکرِ خَود مکر کُن تا فرد گردی از جسد مکر الهی (تدبیر) را بکار ببر تا از مکرهای زیانبارِ خود نجات یابی . مَکری بکار ببر تا از جسم و جسمانیّات جدا شوی. مکر کن تا کمترین بنده شوی در کمی رفتی ، خداونده شوی مِکر بکار بگیر تا کمترین بندۀ حضرتِ حق شوی . اگر فروتنی و خاکساری را پیشۀ خود کنی به مقامِ سَروری خواهی رسید . روبَهی و خدمت ای گُرگِ کهُن هیچ ، بر قصدِ خداوندی مَکُن ای گُرگِ کُهنه کار ، هرگز حیله گری و خدمت را به قصدِ سروری در هم نیامیز . یعنی اگر خدمت و عبادت می کنی آن را خالصاََ لوجه الله انجام بده نه آنکه عبادت و خدمت را وسیلۀ فریبِ مردم قرار دهی و در پی ریاست و سروری برآیی. لیک چون پروانه در آتش بتاز کیسه یی ز آن بر مدوز و پاک باز اما باید مانندِ پروانه به سوی آتش پرواز کنی یعنی باید عاشقانه به طرفِ آتشِ خدمت و عشقِ حقیقی بشتابی . و هرگز در این راه متوقّعِ پاداش و مواهبِ دنیوی نباشی . و هر چه داری در راهِ خدمت به خدا و خلق و عبادتِ حق ، خالصانه نثار کنی. زور را بگذار و زاری را بگیر رحم سویِ زاری آید ای فقیر قدرتِ شخصی خویش را رها کُن و به ناله و تضرّعِ درگاهِ الهی روی آور. زیرا ای فقیر، رحمتِ الهی به سویِ ناله و تضرّعِ بنده می رود. زاریِ مضطرِّ تشنه معنوی ست زاریِ سردِ دروغ ، آنِ غوی ست برای مثال ، ناله و زاری کسی که از شدّتِ تشنگی ( خواهشگری ) درمانده شده ، حقیقی و از صمیمِ دل است . اما شخصِ گمراه ، ناله و زاری سرد و دروغین سَر می دهد. گریۀ اِخوانِ یوسف حیلت است که درونشان پُر ز رَشک و علّت است چنانکه گریه برادرانِ حضرتِ یوسف (ع) حیله ای بیش نبود . زیرا سینۀ آنان پُر از کینه و سایر بیماری های روحی و اخلاقی بود . [ وقتی برادرانِ یوسف (ع) او را به چاه افکندند از روی حیله با چشمی گریان به نزدِ پدرِ خود ( یعقوب ) آمدند. #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

آتش به جان بی قرارم افتاده است چه ها که از انتظار تو بر سرم آمده است نیک می دانم، که لطف تو بسیار است اما گناهان من بیش از آن ... #کیهان_کلهر #شجاعت_حسین_خان *چشم ها را ببندید و در سکوت و خلوت تمام نغمه ها و زخمه های ساز را بشنوید ... @lightworkers

ابوسعید ابوالخیر در راه بود. گفت:"هر جا كه نظر می‌كنم،بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته. كسی نمی‌بیند و كسی نمی‌چیند." گفتند: "كو؟ كجاست؟" گفت: "همه جاست. هر جا كه می‌توان خدمتی كرد؛ یا هر جا كه می‌توان راحتی به دلی آورد. آن جا كه غمگینی هست و آن جا كه مسكینی هست. آن جا كه یاری طالب محبت است و آن جا كه رفیقی محتاج مروت." #ابوسعید_ابوالخیر @lightworkers

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم #س
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم #سعدی @lightworkers

ای همه مردم، در اين جهان به چه کاريد؟ عمر گران‌مايه را چگونه گذاريد؟ هرچه به عالم بود اگر به‌کف آريد هيچ نداريد اگر که عشق نداريد وایِ شما دل به عشق اگر نسپاريد گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد عشق بورزيد دوست بداريد #فریدون_مشیری @lightworkers

اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است #صائب_تبریزی @lightworkers
اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است #صائب_تبریزی @lightworkers

هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی می دهند آن هم برای نام، و این خواهشِ پنهانْ بخششِ آن ها را آلوده می کند. و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می دهند،این کسان به زندگی و برکتِ زندگی باور دارند، و دست شان هرگز تهی نمی شود. هستند کسانی که با شادی می دهند، و پاداشِ آن ها همان شادی ست. و هستند کسانی که با درد می دهند، و آن درد تعمیدِ آن هاست. و هستند کسانی که می دهند و از دَهش دردی نمی کشند، حتا شادی هم نمی خواهند و نظری به ثواب هم ندارند؛این ها چنان می دهند که در آن دره ی دوردست بته ی مورْدْ، عطرِ خود را در فضا می پراکَنَد. با دستِ این کسان است که خداوند سخن می گوید، و از پسِ چشمِ این کسان است که او به زمین لبخند می زند. #جبران_خلیل_جبران #پیامبر @lightworkers

اگر هستی شما تهی از عشق است، هر کاری دلتان می‌خواهدبکنید؛به جستجوی همۀخدایان روی زمین بروید؛ دست به انواع اصلاحات و عملیات اجتماعی بزنید؛بکوشیدتادر وضع مردم فقیر تغییر و بهبود ایجاد کنید؛ وارد تشکیلات وفعالیت‌های سیاسی بشوید؛ کتاب‌ها بنویسید، شعر و غزل بگویید وبنویسید؛ همه بی‌فایدست شما یک انسان مرده‌اید. بدون عشق،رنج‌هاو مسائل شماافزایش خواهند یافت؛ بی‌وقفه و تا پایان عمر مضاعف خواهند شد. با عشق هر کاری دلتان می‌خواهد بکنید؛ هیچ خطری شما را تهدید نخواهد کرد؛ شما هرگز اسیر تضاد و تناقض نخواهید بود. و در آن صورت عشق جوهر و عصارۀ فضیلت است. #کریشنا_مورتی #عشق_و_تنهایی @lightworkers

زندگی رقص نجیبی‌ست که از چشمه‌ی بودن، جاریست رقص یک شاپرک بازیگوش لای یک دسته گلِ یاس معطر در باغ رقصِ یک نغمه‌ی آرامِ اذان ک
زندگی رقص نجیبی‌ست که از چشمه‌ی بودن، جاریست رقص یک شاپرک بازیگوش لای یک دسته گلِ یاس معطر در باغ رقصِ یک نغمه‌ی آرامِ اذان که شبی باد میان من و این قبله پراکنده کند رقص کِرمی شب تاب که شبیه تپشِ خورشید است زندگی شعر نجیبی ست که در دفترِ اندیشه‌ی این گنبدِ دَوار پر از قافیه است چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟؟ #اکرم_بهرامچی @lightworkers

به دنبال آرامش نگرديد, در پى هيچ حالتى به جز حالتى که اکنون در آن هستيد نباشيد, وگرنه تضاد درونى و مقاومت ناآگاهانه در خود ايجاد مى کنيد. از اين که در آرامش نيستيد, خود را ببخشيد. همين که نا آرامى خود را به طور کامل بپذيريد, عدم آرامش شما به آرامش تبديل مى شود. هر چيزى را که به طور کامل بپذيريد, شما را به مقصد,به آرامش مى رساند. اين معجزه تسليم است. هنگامى که آنچه را که هست مى پذيريد, يکايک لحظات, بهترين هستند. اين پذيرش, همان روشن بينى است ... #اکهارت_تله @lightworkers

انگشتی که به ماه اشاره می‌کند ماه نیست.. حقیقت نیاز به اثبات توسط شما ندارد کار نفس است که موردی را پیدا کرده و خود را با آن یکی انگاری می‌کند و با دفاع از آن موضوع مشخص سعی در محق دانستن خود و بر خطا دانستن دیگران دارد... با یک مثال مورد بالا را روشن می‌کنیم: اصلی علمی‌ست که سرعت نور بیش از سرعت صوت است.. اگر شما در بحثی بگویید سرعت نور بیشتر از سرعت صوت است ، به اصلی علمی اشاره کرده‌اید.. اما وقتی فردی دارای آگاهی کمتر است و این گفته را قبول نمی‌کند و شما به او میگویید ؛ قبول کن (من) میدانم چرا هیچ وقت حرفهای مرا قبول نمی‌کنی؟ در اینجا نفس خود را وارد کرده است نفس در واژه‌ی ریز و کوچک من پنهان است و از طریق شخصی سازی همه چیز حالت دفاعی برای خود پدید می‌آورد و حتی ممکن است با پرخاشگری چهره نمایی کند . اگر نه برای نور و یا صوت چه اهمیتی دارد که سرعت کدام یک بیشتر باشد؟ به هر حال حقیقت نیازمند دفاع نیست و در حقیقت این ماییم که از خود دفاع می‌کنیم و سعی در محق جلوه دادن خود هستیم... #تمرین مشاهده‌ی کلیه‌ی بحثهای کوچک و بزرگ که در طی روز به آن می‌پردازید.. از دفاع از تیم مورد علاقه‌تان تا رستورانی که بهتر می‌دانید اثبات بد بودن فردی یا هر چیز دیگر و دیدن این واقعیت که شما در حقیقت نظر خود را درست می‌دانید و در پی اثبات خود و عقایدتان هستید. موارد را یادداشت کنید... صادق باشید... @lightworkers

چون گریزانی ز نالهٔ خاکیان غم چه ریزی بر دل غمناکیان ای که هر صبحی که از مشرق بتافت همچو چشمهٔ مشرقت در جوش یافت #حضرت_مولانا
چون گریزانی ز نالهٔ خاکیان غم چه ریزی بر دل غمناکیان ای که هر صبحی که از مشرق بتافت همچو چشمهٔ مشرقت در جوش یافت #حضرت_مولانا @lightworkers

ناتانائیل، کاش در تو هیچ انتظاری، حتی میل هم نباشد و فقط استعدادی برای پذیرفتن باشد. آنچه را که به سویت می‌آید منتظر باش؛ اما جز آنچه را که به سویت می‌آید خواستار مباش. جز آنچه داری آرزو مکن... بفهم که در هر لحظه‌ای از روز، می‌توانی مالک خدا با همه ملکوتش باشی.... آرزوی تو از عشق باشد و مالک شدنت عاشقانه.... زیرا آرزویی که موثر نباشد به چه کار آید؟!... #آندره_ژید @lightworkers

ای مه تابنده جان دوست میدارم تو را ای عزیز مصر عرفان دوست میدارم تو را با نگاه جانگدازت هستی ام را سوختی خوش بسوزان خوش بسوزان دوست میدارم تو را چنگ افکندی تو خوش در روح پر غوغای من گشته ام غمگین و حیران دوست میدارم تو را شد وجودم پر ز تو از خویش خالی گشته ام ای خدای عشق و ایمان دوست میدارم تو را غنچه لعل لبت آرام میبخشد بجان ای گل گلزار خوبان دوست میدارم تو را از نظر کی میروی هر جا که هستم با منی ای وفا جو از دل و جان دوست میدارم تو را روز خورشید دل و شبها تو ماه خاطری ای فروزان مهر تابان دوست میدارم تو را بار عشق و دوستی را میکشم بر دوش دل رنج و غم باشد فراوان دوست میدارم تو را صابرم از عشق رویت شهره ام در ملک غم با دل غمگین و پژمان دوست میدارم تو را #صابر_کرمانی @lightworkers

دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی که بامداد پگاهش تو روی بنمایی جهان شب است و تو خورشید عالم آرایی صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی
دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی که بامداد پگاهش تو روی بنمایی جهان شب است و تو خورشید عالم آرایی صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی #حضرت_سعدی @lightworkers

روزی صلاح‌الدين‌ايوبی فرمانده مسلمانان در جنگ‌های صليبی به خاطر كمبود بودجه نظامی نزد شخص ثروتمندی رفت تا شايد بتواند پولی برای ادامه جنگ‌ هايش بگيرد آن تاجر مبلغ مورد نياز فرمانده مسلمانان را به او پرداخت كرد. صلاح‌الدين موقعی كه خواست از خانه بيرون برود رو به آن مرد نمود و پرسيد: به نظر شما بين سه دين يهود و مسيح و اسلام كه با هم در جنگ هستند حق با كداميک است؟ آن تاجر بزرگ گفت: بنشين تا يک داستان برايت بگويم، بعد خودت نتيجه گيری كن ... او گفت در روزگاران قديم مرد كشاورزی بود كه صاحب يک انگشتر بود و همه می‌گفتند اين انگشتر نزد هر كس باشد، به كمال انسانيت می‌رسد. خداوند به مرد كشاورز سه پسر داد و وقتی پسران بزرگ شدند پدر آنها از روی آن انگشتر دو تای ديگر دقيقا شبيه اولی درست كرد و به هر كدام از پسرانش يكی از انگشترها را داد از اين به بعد هر كدام از پسرها می ‌گفتند كه انگشتر اصلی پيش اوست و هميشه با هم دعوا داشتند بر سر اينكه انگشتر اصلی كه باعث كمال انسانيت می ‌شود پيش كداميک از آنهاست. تا بالاخره تصميم گرفتند برای مشخص شدن انگشتر اصلی پيش قاضی بروند. وقتی شرح ماجرا را برای قاضی گفتند، قاضی گفت: احتمالا انگشتر اصلی گم شده‌ است، چون قرار بر اين بوده كه آن انگشتر پيش هر كس باشد، دارای كمالات انسانی باشد، اما شما سه نفر كه هيچ فرقی با هم نداريد و مدام در پی جنگ و ناسزاگویی به یکدیگر هستید.... @lightworkers

دانی که چها چها چها میخواهم وصل تو من بی سر و پا می‌خواهم فریاد و فغان و ناله‌ام دانی چیست یعنی که ترا ترا ترا می‌خواهم #ابوس
دانی که چها چها چها میخواهم وصل تو من بی سر و پا می‌خواهم فریاد و فغان و ناله‌ام دانی چیست یعنی که ترا ترا ترا می‌خواهم #ابوسعید_ابوالخیر @lightworkers

من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است راه دل خود را، نتوانم که نپویم هر صبح، در آیینه جادویی خورشید، چون می نگرم، او همه من،
من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است راه دل خود را، نتوانم که نپویم هر صبح، در آیینه جادویی خورشید، چون می نگرم، او همه من، من همه اویم! او، روشنی و گرمی بازار وجود است در سینه من نیز، دلی گرم تر از اوست او یک سرآسوده به بالین ننهادست، من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست #فریدون_مشیری @lightworkers

شرابخانه عالم شده‌ست سینه من هزار رحمت بر سینه جوانمردم هزار حمد و ثنا مر خدای عالم را که دنگ عشقم و از ننگ خویشتن فردم چو خاک شاه شدم ارغوان ز من رویید چو مات شاه شدم جمله لعب را بردم چو دانه‌ای که بمیرد هزار خوشه شود شدم به فضل خدا صد هزار چون مردم منم بهشت خدا لیک نام من عشق است که از فشار رهد هر دلی کش افشردم رهد ز تیر فلک وز سنان مریخش هر آن مرید که او را به عشق پروردم چو آفتاب سعادت رسید سوی حمل دو صد تموز بجوشید از دی سردم #حضرت_مولانا @lightworkers