Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
نمایش بیشتر395
مشترکین
+224 ساعت
+97 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
انگشتی که به ماه اشاره میکند ماه نیست..
حقیقت نیاز به اثبات توسط شما ندارد
کار نفس است که موردی را پیدا کرده و خود را با آن یکی انگاری میکند و با دفاع از آن موضوع مشخص سعی در محق دانستن خود و بر خطا دانستن دیگران دارد...
با یک مثال مورد بالا را روشن میکنیم:
اصلی علمیست که سرعت نور بیش از سرعت صوت است..
اگر شما در بحثی بگویید سرعت نور بیشتر از سرعت صوت است ، به اصلی علمی اشاره کردهاید..
اما وقتی فردی دارای آگاهی کمتر است و این گفته را قبول نمیکند و شما به او میگویید ؛ قبول کن (من) میدانم
چرا هیچ وقت حرفهای مرا قبول نمیکنی؟
در اینجا نفس خود را وارد کرده است
نفس در واژهی ریز و کوچک من پنهان است و از طریق شخصی سازی همه چیز حالت دفاعی برای خود پدید میآورد و حتی ممکن است با پرخاشگری چهره نمایی کند .
اگر نه برای نور و یا صوت چه اهمیتی دارد که سرعت کدام یک بیشتر باشد؟
به هر حال حقیقت نیازمند دفاع نیست و در حقیقت این ماییم که از خود دفاع میکنیم و سعی در محق جلوه دادن خود هستیم...
تمرین
مشاهدهی کلیهی بحثهای کوچک و بزرگ که در طی روز به آن میپردازید..
از دفاع از تیم مورد علاقهتان تا رستورانی که بهتر میدانید
اثبات بد بودن فردی یا هر چیز دیگر
و دیدن این واقعیت که شما در حقیقت نظر خود را درست میدانید و در پی اثبات خود و عقایدتان هستید.
موارد را یادداشت کنید...
صادق باشید...
#تمرین
@lightworkers
الهی در مغزم و در قوهی ادراکم باش
الهی در چشمانم و در نگاه کردنم باش
الهی در دهانم و در سخن گفتنم باش
الهی در زبانم و در چشیدنم باش
الهی در لبهایم و در سلام کردنم باش
الهی در بینیام و در هوایی که نفس میکشم و در بوئیدنم باش
الهی در گوشهایم و در شنیدنم باش
الهی در گردنم و در تواضع کردنم باش
الهی در شانههایم و در تحمل کردنم باش
الهی در پشتم و در ایستادنم باش
الهی در بازوانم و در دادن و ستاندنم باش
الهی در پاهایم و در راه رفتنم باش
الهی در کف پاهایم و در استواریم باش
الهی در مفاصلم و در پیوندهایم باش
الهی در جگرم و در احساساتم باش
الهی در رودههایم و در گذشت کردنم باش
الهی در کمرم و در گرایشهایم باش
الهی در ششهایم و در نفس کشیدنم باش
الهی در قلبم و در عشق ورزیدنم باش
الهی در پوستم و در لمس کردنم باش
الهی در گوشم و در درد کشیدن و غصه خوردنم باش
الهی در خونم و در زندگی کردنم باش
الهی در استخوانهایم و در مردنم باش
الهی در مرگم و در دوباره زنده شدنم باش...
آمین...آمین...آمین...
@lightworkers
"تو همانی هستی
که انجام میدهی،
نه آن چیزی که میگویی
انجام خواهی داد."
#کارل_گوستاو_یونگ
@lightworkers
یکی از صوفیان برای انبساطِ روحی در باغی نشست و به مراقبه مشغول شد .
مردکی فضول که از حالتِ مراقبۀ او دلتنگ و بی حوصله شده بود رو به صوفی کرد و گفت :
چرا خوابیدهای؟
برخیز و گیاهان و درختانِ سرسبز باغ را تماشا کن . صوفی گفت : همۀ زیباییها در دلِ آدمی است و هر چه زیبایی در این دنیاست .
تماماََ انعکاسی است از آن .
امّا عامۀ مردم گمان میدارند که جلوههای مظاهر دنیوی ذاتی است .
پس شیفته و مفتونِ آن میشوند.
لیکن وقتی که حجاب دنیوی واپس رود بدین حقیقت واقف شوند...
@lightworkers
هر چیز تاریکی که در آن بیفتید را میتوان «آیین گذار» نامید.
گذر از یک چیز به معنای وارد شدن در آن چیز است. قدم اول معمولاً افتادن در مکان تاریک است و معمولاً به شکل مشکوک یا منفی ظاهر میشود. شمنها میگویند شفاگر بودن با افتادن در قدرت شیاطین آغاز میشود.
کسی که از مکان تاریک بیرون میآید شفاگر میشود و کسی که در آن میماند بیمار است.
میتوانید هر بیماری روانی را به عنوان آیین گذار در نظر بگیرید.
حتی بدترین چیزهایی که در آن میافتید تلاشی برای آیین گذار است، زیرا شما در چیزی هستید که به شما تعلق دارد، و اکنون باید از آن خارج شوید...
#فون_فرانس
@lightworkers
آن زنبور را دیدی که بیهودهرو است؟
هرجا که رایش بود، مینشست.
قصاب چند بارش از رویِ گوشت براند،
مُمتنع نشد.
سوم بار تبر برآورد، سرش جدا کرد.
بر زمین میغلتید و میپیچید.
قصّاب گفت:
نگفتمت که هرجا منشین؟
@lightworkers
داشتن کسی که به شما به صورت موجودی زنده و در حال رشد نگاه میکند ،
درست مثل گیاهی که از دل خاک سربرآورده،
یا گلدانی سرسبز در خانه،
یا باغچهی گل سرخی در حیاط خلوت،
موهبتی است.
همراهان و یا دوستانی که به شما به چشم یک ذات زندهی واقعی نگاه کنند،
به چشم کسی که انسان است و
در عین حال از مواد بسیار ظریف و ترد و جادویی ساخته شده،
همسر و دوستانی که از مخلوق موجود در درون شما حمایت کنند،
اینها همان کسانی هستند که شما بدنبالشان هستید.
آنها دوستان مادام العمر روح شما خواهند بود...
#زنانی_که_با_گرگها_میدوند
#پینکولا_کلاریسا_استس
پ ن :
حتی اگر چنین فردی را در بیرون خود سراغ ندارید این آینه را از درون جستجو کنید
در میان مشغلهها و روزمرگیها از خویشتن غافل میشویم ، وجودی که اگر به آن سر بزنیم و زنگار از رویش بزداییم آینه حسن است و زیبایی!
اما در ملاقات اول زنگاری که میبینیم ما را وحشت زده میکند و متواری میشویم از خویشتن!
تحمل کن تو آن زنگار نیستی
تو خودت آینهای!
به تعبیر فروغی بسطامی:
تو پریچهره اگر دست به آیینه بری،
آنچنان شیفته گردی که گریبان بدری
با وجودت دوجهان بیخبر از خویشتنند،
تو چنان والِهِ خود کز دوجهان بیخبری
#عاطفه_عبدی
@lightworkers
یونگ معتقد بود که حقیقت این است که سایه نود درصد طلای خالص است.
هر آنچه سرکوب شده باشد،
انرژی عظیمی با پتانسیل مثبت فراوان در خود نگه میدارد.
بنابراین سایه، هر چقدر هم که دردسرساز باشد،
ذاتاً شیطانی نیست...
#کانی_زوایگ
#ملاقات_با_سایه
ترجمه:محمد کهربی
@lightworkers
برای هر چیز زمانی وجود دارد
زمانی برای تولد، زمانی برای مرگ.
زمانی برای كاشت، زمانی برای برداشت.
زمانی برای كشتن، زمانی برای شفا دادن.
زمانی برای خراب كردن، زمانی برای ساختن.
زمانی برای گریستن، زمانی برای خندیدن.
زمانی برای اندوه، زمانی برای رقصیدن.
زمانی برای در آغوش گرفتن، زمانی برای اجتناب از درآغوش گرفتن.
زمانی برای به دست آوردن، زمانی برای از دست دادن.
زمانی برای محبت، زمانی برای (نشاندادن) نفرت.
زمانی برای جنگ و زمانی برای صلح و آشتی.
زمانی برای نگه داشتن، زمانی برای دور انداختن.
زمانی برای گسیختن، زمانی برای پیوند و دوختن.
زمانی برای سكوت، زمانی برای شکست سکوت...
بر گرفته از کتاب
#جامعه_سلیمان
@lightworkers
برای هر چیز زمانی وجود دارد
زمانی برای تولد، زمانی برای مرگ.
زمانی برای كاشت، زمانی برای برداشت.
زمانی برای كشتن، زمانی برای شفا دادن.
زمانی برای خراب كردن، زمانی برای ساختن.
زمانی برای گریستن، زمانی برای خندیدن.
زمانی برای اندوه، زمانی برای رقصیدن.
زمانی برای در آغوش گرفتن، زمانی برای اجتناب از درآغوش گرفتن.
زمانی برای به دست آوردن، زمانی برای از دست دادن.
زمانی برای محبت، زمانی برای (نشاندادن) نفرت.
زمانی برای جنگ و زمانی برای صلح و آشتی...
زمانی برای نگه داشتن، زمانی برای دور انداختن.
زمانی برای گسیختن، زمانی برای پیوند و دوختن.
زمانی برای سكوت، زمانی برای شکست سکوت...
بر گرفته از
#کتاب_جامعه_سلیمان
دوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
خستگی اندر طلبت راحت است
درد کشیدن به امیدِ دوا
سر نتوانم که برآرم چو چنگ
ور چو دفم پوست بدرّد قَفا
هر سَحر از عشق دمی میزنم
روزِ دگر میشنوم بر ملا
قصهٔ دردم همه عالَم گرفت
در که نگیرد نفسِ آشنا؟
#سعدی
@lightworkers
گاهی میبینیم افراد شریکهای عشقی را انتخاب میکنند و با آنها وارد رابطه میشوند و عمیقا جذب جنبهای از شخصیت آنها شدهاند که در خودشان وجود ندارد؛
همه ما ممکن است در نگاه اول جذب چیزی شویم که در وجود خودمان نداریم یا آنگونه نیستیم.
اگر شما کاملا محافظهکار هستید ممکن است مثل آهنربا جذب افرادی شوید که آشکارا خطرپذیر به نظر میرسند یا اگر بیش از حد برونگرا باشید ممکن است جذب افراد ساکت شوید و اگر معروف به محتاط بودن و نظم هستید، ممکن است چیزی در وجودتان باشد که شما را شیفتهی فردی خودانگیخته و بیخیال کند...
مشکل دقیقا در اینجاست چرا که هر چند قطبهای متضاد ممکن است جذب یکدیگر شوند، اما نهایتا ما با آنهایی سازگارتریم که شخصیتشان نزدیک به ماست.
فردی که یک ویژگی یا رفتار چشمگیر دارد و تا حدی مورد ستایش شماست، میتواند هیجانانگیز باشد، اما در طول زمان جذابیتش کمتر میشود و حتی به منبع کشمکشهای واقعی تبدیل میگردد.
در این صورت ما خودمان را درگیر یک رابطه مشکلدار کردهایم تنها به خاطر تلاش برای پیدا کردن کسی که تا حدی میتواند نداشتههایمان را پر کند...
@lightworkers
شاگرد تو میباشم گر کودن و کژپوزم
تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
ای چشمه آگاهی شاگرد نمیخواهی
چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم
#حضرت_مولانا
@lightworkers
پنج مرتبۀ مقدماتی سلوک دائویی
تزکیه و تخلیۀ عقل
مرتبۀ یکم:
ناآرامیِ عقل بسیار است و سکون آن کم است. تفکر به ده هزار جا وابسته است. در پذیرفتن و رد کردن هیچ ثباتی ندارد. بیمناکی و تشویش، از حدّ خارج است، مانند اسبی وحشی است. این عقل عموم مردم را است.
مرتبۀ دوم:
سکونِ عقل کم است و ناآرامی آن بسیار است. ناآرامیها را میخواهد مهار کند تا آدمی سکون یابد، اما عقل هنوز آشفته است. مهار آن را سخت بتوان به دست آورد و مطیعاش ساخت. روی آوردن به مهار کردنِ ناآرامیها، خود آغاز پی گرفتنِ دائو است.
مرتبۀ سوم:
ناآرامی و سکونِ عقل با هم برابر است. سکون عقل در ظاهر به دست آمده است، جمع و تفرقۀ عقل بهیکسان برابر است. عقل نگرانِ ناآرامیهایش است. اندک اندک به پختگی روی میکند.
مرتبۀ چهارم:
سکون عقل بسیار است و ناآرامی آن کم است. فرد در مهار کردن عقل، اندک اندک پخته میشود. بر نقطۀ وحدت تمرکز میکند، این تمرکز از دست که رود هم زود به دست میآید.
مرتبۀ پنجم:
عقل یکسره پاک و ساکن میگردد. چه با مسائل برونی برخورد کند، چه فارغ باشد، ناآرام نیست. مهار کردن عقل به کمال میرسد. خواطر آشفته همه جمعیت مییابد....
@lightworkers
سوخت رسانی به نفس چیست؟
واکنش
نفس زنده به واکنش است...
تمرین امروز بیواکنشیست.
تمرین شفقت...
شفقت آن است که عمیقا درک کنیم همه دچار بیماری ذهنی واحدی هستیم هر چند در برخی شدیدتر از دیگریست.
شفقت آن است که دیگران را بر مبنای نفسشان قضاوت نکنیم.
آگاهی چون نردبانیست و ما در پلکان مختلف نردبان در حال بالا رفتن هستیم.
ما هم پلکان پایینتر بودهایم و افراد در پلکان بالاتر از ما هم وجود دارند...
@lightworkers
