fa
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

رفتن به کانال در Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

نمایش بیشتر
375
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
از امروز عاشقانِ مولانا تا ۲۶ آذر سالگرد وصال مراسم بزرگداشت جشن و سماع دارند. مرگ ما هست عروسیِّ اَبَد سِرِّ آن چیست؟ هو الله احد روز درگذشت مولانا را روز عُرْس یا عُرُس یا عَروس می گویند چون عُرس و عُرُس به معنی سور و عروسی است. می گفتند که این مرگ پلی است که ما را متصل می کند و پیوند می دهد به معشوق ازل و لم یزل. وصالِ عاشق به معشوق، عروج ملکوتی حضرت مولانا معروف به روز عُرُس تهنیت باد.

بحث انسان کامل یکی از پردامنه ترین مباحث عرفانی است که با عرفان و تصوف ابن عربی قرین شده است. و زان پس این تعبیر در میان اهل عرفان و تصوف رواج یافت تا بدانجا که رسالات مفرده ای در این باب نگاشته شد. ابن عربی در فصوص الحکم. فصّ آدمی به نحو مبسوطی در این زمینه، بحث کرده است. او انسان را کون جامع میداند. زیراکون در اصطلاح عرفا عبارت از عالَم هستی است. یعنی انسان زبده و سُلافه هستی است. و انسان در واقع روح عالم و عالم، جسد اوست. یعنی جهان بدون در نظر گرفتن انسان، کالبدی است مرده و جامد. از اینرو ابن عربی گوید: فَإِنَّهُ لَوْلَمْ يَكُنْ مَوْجُوداً به كَانَ كَجَسَدٍ مُلْقَى لَا رُوحَ فِيهِ. بدین سان انسان کامل را نسخه تامّه عالَم دانسته اند. چنانکه عزیزالدین نسفی، گوید: بدان که هر چیز که در عالم کبیر اثبات می کنند باید که نمودار آن در عالم صغیر باشد تا آن سخن راست بود. از جهت آنکه عالم صغير، نسخه و نمودار عالم کبیر است. و هرچیز که در عالم کبیر هست در عالم صغیر نمودار این است. شیخ محمود شبستری در بیان مقام انسان کامل گوید: یکی ره برتر از کون و مکان شو جهان بگذار و خود در خود جهان شو #انسان_کامل @lightworkers

Ahmed Hameed - Rhythm Of love [Vmusic.ir].mp310.18 MB

ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی می‌کنند و نمی‌دانند که: "به
ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی می‌کنند و نمی‌دانند که: "به‌جز خدایتعالى هیچ‌چیز و هیچ‌کس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود." اگر فهم نکردی روشنتر بگویم: بدانکه اگر کسی از موم صد چیز بسازد بضرورت صد شکل و صد اسم پدید آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد. اما عاقل داند که بغیر موم چیز دیگری موجود نیست و اینجمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است. که این فقط موم بود که بجهات مختلف و باضافات و اعتبارات آمده است. "با خودی کفر و بیخودی دین است هرچه گفتیم مغز آن این است" #کشف_الحقایق #عزیزالدین_نسفی @lightworkers

باشد که برکت دیدن آنچه هست را یافته باشی، بدون اینکه در دام جهالت «دانستن» افتاده باشی... باشد که به شیوه‌های بی‌شمار حس کنی، رگ و ریشه‌ی بدنت را، که خود را به سوی جهان هستی پیچ و تاب می‌دهند... باشد که به نشانه‌های عمیقِ زایش توجه کنی: به پاهایت که به سوی نادیده قدم بر می دارند، به سر خود که به سوی شیء نادیده دیگری می‌چرخد، به دستهایت که خود را دردمندانه گشوده‌اند، تا برکت دهند همان اندازه که برکت دریافت می‌کنند. به اینکه بدن تو حتی در عدم قطعیت‌ها، با شکوه خیال انگیزی حرکت می‌کند که فرای فهم است... #پیتر_دلیوو @lightworkers

آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی آرام جان خویش ز جانان خویش جوی دو چشم را تو ناظر هر بی‌نظر مکن در ناظری گریز و ازو آن خ
آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی آرام جان خویش ز جانان خویش جوی دو چشم را تو ناظر هر بی‌نظر مکن در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی نقلست از رسول که مردم معادنند پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی #حضرت_مولانا @lightworkers

راه رهایی از رنج در این هشت چیز خلاصه می‌شود؛ 1- بینش 1-1-دیدگاه درست: دیدن واقعیت همان‌گونه که هست نه آن‌گونه که به نظر می‌آید. آگاهی از آیین نیک (دین، مکتب یا مذهب درست و چهار حقیقت شریف). 1-2- نیت درست: نیت دست‌یابی به توان دست کشیدن و چشم‌پوشی از چیزها. نیت رسیدن به آزادی و بی‌آزاری. 2-اخلاق‌مداری 1-2- گفتار درست: شیوه گفتاری که بی‌دروغ و بی‌زیان باشد. خودداری از دروغ گویی، بدگویی، درشت گویی (ناسزا، متلک، ....)، یاوه گویی (حرف از روی نادانی و حرّافی بی‌مورد). 2-2-کردار درست: کردار به شیوه‌ای بی‌زیان. خودداری از آزار، کشتار و تبعیض موجودات، خودداری از گرفتن آنچه به تو تعلّق ندارد، رابطه جنسی نامناسب (رابطه با زور، رابطه با فرد متأهل، رابطه با کودکان نابالغ). 3-2-معاش درست: معاشی بی‌زیان. خودداری از مشاغلی که باعث آزار است: اسلحه‌فروشی، حیوان‌فروشی، اِعمال و تلقین نظر به دیگران (به هر اسمی. حتّی به اسم گسترش آیین یا هدایت) به‌ویژه اگر با زور و ارعاب باشد، رباخواری، کلاه‌برداری، رمالی، جادو و غیره. 3- تمرکز روانی 1-3-کوشش درست: کوشش برای بهبود. گام نخست: دور ماندن از خواسته‌های ناشایست همراه با شکوفا کردن تمایلات خوب. گام دوم: غلبه کامل بر عادات ناشایست همراه با ایجاد عادات نیک. 2-3- اندیشه درست: رسیدن به آگاهی که از طریق آن بتوان اصل واقعیت چیزها را با ذهنی بازدید. آگاه بودن از واقعیت موجود در درون خود، بدون میل و نیاز یا بیرازی از آن. اندیشه آزاد از کام و شهوت، آزاد از بدخواهی و آزاد از ستمگری. 3-3-تمرکز درست: مراقبه یا تمرکز صحیح که از آن به عنوان چهار درون‌پویی Dhyāna نخست یاد شده‌است. ذکرگویی چندان توصیه نشده ولی ممنوع نیست. بینش بخش آخر راه هشت‌گانه، یعنی جهان‌بینی درست و پندار درست، تشکیل‌دهندهٔ بینش (پرگیا) است. رسیدن به بینش یا به عبارتی حکمت اعلاء، در بوداگرایی به معنی یافتن دسترسی مستقیم به واقعیت نهفته در پشت چیزها و یافتن بینشی فراسوی هرگونه شناخت است. این گام پس از گام‌های درست‌کاری و یکدِلگی می‌آید و نتیجهٔ یک درون‌پویی ویژهٔ بودایی است. جهان‌بینی درست، همان درک کامل چهار حقیقت شریف و پندار درست، همان مهرورزی و عشق است که ذهن را از شهوت، بدخواهی و ددمنشی می‌پالاید. این‌ها راه را برای رسیدن به بینش فراشناخت هموار می‌سازند. اخلاق‌مندی اخلاق‌مندی که در راه هشت‌گانه به گونهٔ گفتار درست، کردار درست و معاش درست آمده، دستورهایی اخلاقی مانند خودداری از کشتن و دروغگویی را در بر می‌گیرد. یک بخش از درست‌کاری در بوداگرایی، مربوط به دهش (دانا) می‌شود. این دهش تنها به مواردی مانند صدقه دادن و سخاوت‌مندی محدود نمی‌شود و معنی مشخص دینی دارد؛ یعنی تأمین نیازمندی‌های روزانه سانگها (جامعه راهبان بودایی). اعضاء سانگها نیز به نوبه خود به دهش می‌پردازند. دهش آنها، بالاترین دهش‌ها یعنی آموزش آیین بودا (دارما) است. تمرکز روانی مفهوم دوم راه هشت‌گانه یعنی دل را یک‌دله کردن یا کار کردن بر روی تمرکز است که سه بخش کوشش درست، توجه درست و تمرکز درست را در بر می‌گیرد. در این مرحله تمرکز شدیدی دست می‌دهد که در آن اندیشنده، با موضوع اندیشه یکی می‌شود. این پدیده، شهود و رسیدن به فراشناخت نیست، بلکه یک پدیدهٔ روانی است. این‌کار از راه یوگا و درون‌پویی انجام می‌گیرد. بوداگرایی همانند دیگر کیش‌های هندی، ذهن را ابزار بنیادین رهایی می‌داند و بر ورزیدگی درست ذهن تأکید می‌کند. آماج کوشش درست، یکپارچگی ذهنی و جلوگیری از پراکندگی اندیشه است. توجه درست، باعث آگاهی از احساسات و آگاهی از کنش‌های بدن و ذهن می‌شود. این تمرینات سرانجام ما را به تمرکز درست می‌رساند که رسیدن به حالات گوناگون آگاهی‌های خلسه‌آمیز در حین درون‌پویی (مراقبه) است و با آزمودن خشنودی بزرگی همراه است. رسیدن به این حالات را درون‌نگری (دیانا) می‌نامند. #راه_هشتگانه #بودا @lightworkers

راه شریفه هشتگانه؛ از اصول اصلی آموزه‌های بودا است. این راه به باور بوداییان راه رها شدن از رنج (dukkha) و رسیدن به بیداری رو
راه شریفه هشتگانه؛ از اصول اصلی آموزه‌های بودا است. این راه به باور بوداییان راه رها شدن از رنج (dukkha) و رسیدن به بیداری روحی است. راه شریفه هشتگانه که نسخهٔ تجویز انسان روشن‌ضمیر (بودا) برای درمان رنج‌هایی است که همه موجودات دچار آن هستند، خود به سه قسمت دسته‌بندی می‌شود: اخلاق‌مندی (سیلا)، تمرکز ذهن (سَمادی) و خرد (پانیا). این سه مفهوم هستهٔ تمرین‌های معنوی بودا را می‌سازند. هشت جزء این راه که در این سه قسمت قرار می‌گیرند عبارت‌اند از: دیدگاه درست، نیت درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، اندیشه درست، و تمرکز درست. #بودا @lightworkers

مستمع همچون‌ آرد است پیش خمیر کننده کلام همچون آب است در آن آرد آنقدر آب ریزند که صلاح اوست... @حضرت_مولانا @lightworkers
مستمع همچون‌ آرد است پیش خمیر کننده کلام همچون آب است در آن آرد آنقدر آب ریزند که صلاح اوست... @حضرت_مولانا @lightworkers

پرورش تمرکز با عمل به سیلا (اخلاق مندی)، می کوشیم گفتار و اعمال فیزیکی خود را کنترل کنیم. اما علت رنج در اعمال ذهنی است. اگر ذهن همچنان در اشتیاق و بیزاری، در اعمال زیانبار ذهنی، دست و پا زند صرف بازداشتن کردار و گفتارمان بی فایده است. اگر دائماً با خود در جنگ باشیم هرگز نمی توانیم شادمان باشیم دیر یا زود، اشتیاق و بیزاری فوران می کنند و ما سیلا را زیر پا میگذاریم و به خود و دیگران زیان می رسانیم. از لحاظ عقلانی شخص ممکن است دریابد که ارتکاب اعمال زیانبار، نادرست است. در کل در طی هزاران سال، همه مذاهب درباره اهمیت اخلاقیات موعظه کرده اند اما وقتی وسوسه بروز کند، ذهن را مغلوب کرده و شخص سیلا را زیر پا می گذارد. یک شخص الكلى ممكن است بخوبی اطلاع داشته باشد که نباید بنوشد چــون الکل برایش زیانبار است. اما باز وقتی اشتیاق بروز کرد، به الکل پناه آورده و مست می شود. او نمی تواند جلوی خود را بگیرد، چون هیچ کنترلی بر ذهن خود ندارد اما وقتی شخص بیاموزد که دست از انجام اعمال ذهنی زیانبار بردارد، خودداری از گفتار و کردار زیانبار ساده می گردد. از آنجا که مشکل ریشه در ذهن دارد، باید در سطح ذهنی با آن مقابله کنیم. بدین منظور باید به انجام (بآوانا)، گردن نهیم که لفظاً به معنی پرورش ذهنی است و به زبان عامیانه "مراقبه" نام گرفته است. از زمان بودا با منسوخ شدن عمل به بآوانا، معنای این واژه در ابهام فرو رفته است. در دوران اخیر این واژه به هر نوع اعتلای روحی یا پرورش ذهنی اطلاق میشود؛ حتا فعالیت هایی چون خواندن، گفتن، شنیدن و یا فکر کردن در مورد (دامما). حتا واژه "مديتيشن" که رایج ترین برگردان انگلیسی از بآوانا است بگونه ای رایج تر به فعالیت هایی بسیار، از استراحت ذهنی، رؤیاپردازی و تداعی آزاد گرفته تا خود هیپنوتیزم، اطلاق می گردد. تمامی اینها با آن چه بودا از بآوانا (مراقبه) منظور داشت فاصله دارد. او این واژه را برای تمرینات ویژه ذهنی و روش هایی دقیق برای متمرکز کردن و پالایش ذهن به کار برد بآوانا شامل دو قسمت است؛ ۱-پرورش تمرکز (سمادی) ۲- تربیت فرزانگی (پانیا) پرورش تمرکز، پرورش آرامش (سامان) (بآوانا) و پرورش فرزانگی پرورش بصیرت (ویپاسانآبآوانا) نامیده شده است. عمل به بآوانا با تمرکز آغاز می شود که دومین بخش از راه هشتگانه والا است. آموختن این عمل سودمند به منظور به کنترل درآوردن فرایندهای ذهنی و مسلط شدن بر ذهن است. سه بخش از راه هشتگانه والا در این قسمت قرار می گیرند: تلاش درست و نیک، آگاهی درست و نیک و تمرکز درست و نیک. #آموزه های_بودا #تمرکز #پرورش_فکر @lightworkers

نه آن شیرم که با دشمن برآیم مرا این بس که من با من برآیم... #حضرت_مولانا @lightworkers
نه آن شیرم که با دشمن برآیم مرا این بس که من با من برآیم... #حضرت_مولانا @lightworkers

خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد همیشه سر به گریبان ماتمی دارد تو مرد صحبت دل نیستی، چه می دانی که سر به جیب کشیدن چه عالمی
خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد همیشه سر به گریبان ماتمی دارد تو مرد صحبت دل نیستی، چه می دانی که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد #صائب @lightworkers

هر انسان یک جهان است که موجوداتی کور در شورشی تاریک در مخالفت با "من" در او ساکن شده‌اند. آن "من" که من می‌شناسم آن‌قدرها نمی
هر انسان یک جهان است که موجوداتی کور در شورشی تاریک در مخالفت با "من" در او ساکن شده‌اند. آن "من" که من می‌شناسم آن‌قدرها نمی‌داند تا بداند که آن‌قدر‌ها نمی‌داند. وقتی می‌گویم "من" کدام من دارد سخن می‌گوید؟ من چگونه می‌توانم بگویم خودم را می‌شناسم؟ #جیمز_هالیس چرا انسان‌های خوب کارهای بد می‌کنند؟ @lightworkers

Sufi-relaxing-your-soul.mp327.63 MB

کشته شمشیر عشق، حال نگوید که چون تشنه دیدار دوست، راه نپرسد که چند هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر بس که بخواهد شنید سرزنش
کشته شمشیر عشق، حال نگوید که چون تشنه دیدار دوست، راه نپرسد که چند هر که پسند آمدش چون تو یکی در نظر بس که بخواهد شنید سرزنش ناپسند در نظر دشمنان، نوش نباشد هنی وز قبل دوستان، نیش نباشد گزند این که سرش در کمند جان به دهانش رسید می‌نکند التفات، آن که به دستش کمند سعدی اگر عاقلی، عشق طریق تو نیست با کف زورآزمای، پنجه نشاید فکند #سعدی @lightworkers

دلبستگی دلبستگی انواع متعددی دارد. نخستین رنج، دلبستگی به عادتِ لذت جویی نفسانی است. یک معتاد به این خاطر از ماده مخدر استفاده می کند که میخواهد احساس لذت بخشی که آن ماده مخدر ایجاد می کند را تجربه کند، حتا با وجود آن که می داند با مصرف آن ماده مخدر اعتیادش تشدید خواهد شد. به همین ترتیب، ما به حالت اشتیاق داشتن معتادیم. به محض آن که هوسی ارضا شد، هوس دیگری پیدا می شود. خود موضوع، در مرحله دوم است. واقعیت آن است که ما پیوسته خواهان حفظ حالت اشتیاق هستیم، زیرا همین اشتیاق احساس لذت بخشی در ما ایجاد می کند که خواستار تداوم آن هستیم. اشتیاق، عادتی می شود که نمی توانیم آن را ترک کنیم، یعنی به یک اعتیاد تبدیل می شود و درست همان گونه که یک معتاد به تدریج نسبت به ماده مخدر برگزیده اش مقاومت بروز می دهد و برای ایجاد تخدیر هر بار به مقادیر بیشتری از ماده مخدر نیاز دارد اشتیاق های ما نیز هرچه بیشتر برآورده شوند، پیوسته شدیدتر می شوند. بدین سان ما هرگز نمی توانیم به آنها پایان دهیم، و تا وقتی اشتیاق بورزیم، شادمان نخواهیم بود. دلبستگی بزرگ دیگر دلبستگی به "من" یا خود است؛ همان تصویری که از خویشتن داریم در نزد همه ما، "من" مهمترین شخص در دنیاست. طوری رفتار می کنیم که انگار آهن ربایی هستیم محصور براده های آهن؛ آهن ربا خود به خود براده های آهن را به گونه ای به نظم در می آورد که خود در مرکز آن قرار داشته باشد و با اندکی تأمل می بینیم که همۀ ما به طور غریزی سعی داریم دنیا را مطابق میل خود در آوریم یعنی موارد خوشایند را جذب می کنیم و موارد ناخوشایند را از خود دفع می کنیم. اما هیچ کدام از ما در این دنیا تنها نیست: یک "من" مجبور به تقابل با "من" دیگر است. حوزه مغناطیسی دیگران، که هرکس می خواهد ایجاد کند را مختل می سازد و خود ما هم در معرض جذب و دفع قرار می گیریم. نتیجه فقط می تواند بدبختی و رنج باشد. اگر دلبستگی را به من محدود نکنیم آن را به "مال من" تعمیم می دهیم، یعنی آن چه متعلق به ماست. همه ما نسبت به آن چه در تملک داریم، دلبستگی زیادی نشان می دهیم، زیرا این دلبستگی با ما عجین شده است و تصویر من را تقویت می کند. اگر آن چه شخص مال من می نامد جاودانی بود و من تا ابد برای لذت بردن از آن باقی می ماند این دلبستگی هیچ مشکلی ایجاد نمی کرد. اما واقعیت آن است که دیر یا زود این "من"، از "مال من" جدا می شود. وقت جدایی فرا می رسد و آنگاه، هرچه این چسبیدن به "مال من" بیشتر باشد، رنج بیشتری ایجاد خواهد شد. دلبستگی نیز همچنان گسترش می یابد و دیدگاهها و اعتقادات ما را هم در بر می گیرد. صرف نظر از این که محتوای حقیقی آنها چه باشد و این که درست باشند یا نادرست، اگر به آنها دلبسته باشیم مطمئناً باعث افسردگی ما می شوند. همۀ ما متقاعد شده ایم که دیدگاهها و سنت هایمان بهترین هستند و زمانی که این دیدگاهها و سنت ها مورد انتقاد قرار گیرند، بسیار ناراحت می شویم. اگر سعی کنیم دیدگاههای خود را بیان کنیم و دیگران آنها را نپذیرند باز ناراحت می شویم نمی خواهیم بپذیریم که هر شخصی اعتقادات خودش را دارد. بحث درباره این که کدام نظر درست است، کاری است بیهوده. سودمندتر آن است که همه عقاید از پیش فرض شده را کنار بگذاریم و سعی کنیم واقعیت را ببینیم اما دلبستگی ما به دیدگاهها مانع انجام چنین کاری می شود و ما را همچنان ناشادمان نگه می دارد. در پایان می رسیم به دلبستگی به صور و آداب مذهبی. ما تمایل داریم که بر تظاهرات بیرونی مذهب، بیش از معنای درونی اش تأکید داشته باشیم. و نیز احساس می کنیم کسی که این آداب را انجام ندهد نمی تواند یک فرد مذهبی حقیقی باشد. از یاد می بریم کـه وجـه صوری مذهب بدون جوهره و ذات آن، پوسته ای توخالی خواهـد بود. اگر ذهن سرشار از خشم شهوت و سوءنیت باقی بماند، دینداری به شکل خواندن دعا و انجام آداب و مناسک، بی ارزش است. برای این که حقیقتاً مذهبی باشیم باید سلوکی مذهبی از خود نشان دهیم: پاکی دل عشق و شفقت نسبت به همگان. اما دلبستگی ما به صورتهای ظاهری مذهب باعث می شود که ما به ظاهر آن بیشتر از باطنش اهمیت بدهیم در نتیجه جوهره مذهب را از یاد می بریم و از این رو بدبخت باقی می مانیم. تمامی رنج های ما هرچه که باشد به یکی از این دلبستگی ها مربوط می شود دلبستگی و رنج همیشه با یکدیگر یافت می شوند. #دلبستگی #رنج @lightworkers

دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه ام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقه ای.... دوست داشتنت عشق که نبود،
دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه ام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقه ای.... دوست داشتنت عشق که نبود، آیین بود بدان مشرف شدم بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی... دوست داشتنت نماز که نبود اما گزاردمش ، شبانروزی هزار رکعت به وقت صبح و ظهر و شام... دوست داشتنت زکات که نداشت اما پرداختمش به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفس... دوست داشتنت دینی بود که مخفیانه به آن ایمان آوردم، دینی که جز تنهایی ثوابی نداشت... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers