Light Workers🔆
رفتن به کانال در Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
نمایش بیشتر395
مشترکین
+224 ساعت
+97 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
از هر آزمون دشواری که با شرافت بگذری، عید میشود.
تاب و توان و طاقت خویش را که بیازمایی و سربلند بشوی، مبارک خواهی شد.
رنج نهانت را که قدر بدانی و معنایش کنی، شادمان میشوی.
شعف، همان تلاش با توفیق است و اندوه، همان جهد بیتوفیق.
زندگی به چرایی محتاج است.
اگر چراییاش را نمیدانی باید که برایش چرایی بیافرینی و گرنه زندگی تهی میشود و زندگی تهی، ترسناک است.
عید همان زیرای باشکوه است.
عید، یافتن پاسخی برای چراهاست...
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
طبق تعریف رایج، آدمهایی که در جامعه موقعیتهای مهمی دارند «کسی هستند» و بقیه «کسی نیستند».
این واژهها بیمعنیاند چون همهی ما قطعاً کسانی هستیم با هویت فردی و همهمان ادعاهای مشابهی راجع به وجود خود داریم. اما چنین کلماتی به خوبی این مفهوم را منتقل میکنند که چه نوع رفتارهایی نصیب گروههای مختلف میشود.
آنهایی که جایگاه اجتماعی رفیعی ندارند دیده نمیشوند، با آنها بیادبانه رفتار میشود، به دشواریهای زندگیشان بیاعتنایی میشود و هویتشان نادیده گرفته میشود.
تأثیر جایگاه پایین اجتماعی نباید فقط از جنبه مادی در نظر گرفته شود. تاوان آن، لااقل در سطحی بالاتر از زندگی بخورونمیر، فقط نداشتن رفاه مادی نیست.
علاوه بر آن، و حتی مهمتر از آن، جایگاه پایین اجتماعی عزتنفس را زیر سؤال میبرد.
رنج و سختی را میتوان بدون شکایت تا مدتهای طولانی تحمل کرد، ولی در صورتی که با تحقیر همراه نباشد. برای مثال، سربازان و کاوشگرانی را در نظر بگیرید که خودخواسته محرومیتی را تحمل میکنند که خیلی بیشتر از محرومیت فقیرترین آدمهای جامعهشان است و با این حال به واسطه آگاهی از احترامی که دیگران برایشان قائلاند سختیها را پشت سر میگذارند...
@lightworkers
اکثر مردم هنگامی که به پایانِ کار میرسند
و نظری بر گذشته میافکنند،
درمییابند که سرتاسرِ زندگی را چون چیزی گذرا زیستهاند و با حیرت مشاهده میکنند که آنچه بیاعتنا از کنارش گذشتهاند
و لذّتی از آن نبردهاند،
همان زندگیشان بوده است....
#آرتور_شوپنهاور
@lightworkers
یکی گفت که ما را هیچ دلیل قاطع نیست که ولی حق و واصل به حق کدام است؛
نه قول نه فعل و نه کرامات و نه هیچ چیز. زیرا که قول شاید آموخته باشد، و فعل و کرامات رُهابین (راهبان) را هم هست و ایشان استخراج ضمیر میکنند و بسیار عجایب به طریق سحر نیز اظهار کردهاند و از این جنس بر شمرد.
فرمود که: تو هیچ کس را معتقد هستی یا نه؟ گفت: ای والله، معتقدم و عاشقم.
فرمود که: آن اعتقاد تو در حق آن کس مبنی بر دلیلی و نشانی بود، یا خود همچنین چشم فراز کردی و آن کس را گرفتی؟
گفت حاشا که بیدلیل و نشان باشد!
فرمود که: پس چرا میگویی که بر اعتقاد هیچ دلیلی نیست و نشانی نیست، سخن متناقض میگویی؟
#فیه_ما_فیه
@lightworkers
دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهم شد،
میدانم، میدانم، میدانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت...
#سهراب_سپهری
@lightworkers
شاید متوجه شوید فردی در زندگی شما به هیچ وجه قادر به پذیرش بازخورد یا انتقاد سازنده نیست.
عملکرد تدافعی دارد به دنبال توجیه خویشتن است یا سعی دارد ثابت کند که اشتباه از جانب شما بوده است.
به خاطر داشته باشید ایگو در برابر آهنگ صدا ناشنواست
کوچکترین انتقادی توسط ایگو تدافعی شنیده می شود و شدید اللحن تر به نظر میرسد. ایگوی فرد حتی بازخوردهای شفقت آمیز را به صورت لحنی تهدید آمیز از شما میشنود. این روند منجر به فعال شدن واکنش قابل پیش بینی دفاع از خود و در نتیجه منجر به ناشنوایی میشود.
در این حالت کلام و سخنان ما بیتاثیر خواهد بود، درست مثل زمانی که برای یک فرد مبتلا به ناشنوایی دلسوزی و شفقت کنیم....
#رقص_سایه
#دیوید_ریکو
@lightworkers
ما سادگی را نمیپسندیم!
از دیدگاه ما سادگی به معنای ملالآور، بیهیجان و ابلهانه است.
ما این نکته را از یاد بردهایم که سادگی یکی از امور ضروری زندگی انسانی است.
هنر انسان در بازیابی معنا و لذت در امور کوچک، طبیعی و کم هیاهوست....
#رابرت_الکس_جانسون
@lightworkers
اعمالتان را تغییر دهید، نه خودتان را...
اكثر ما حس میکنیم در عادتهای خاصی گیر کردهایم؛ در واقع علت این گیر افتادن این است که از نظر احساسی غرق در رفتارهای ناسالم شدهایم.
افراد سیگاری فقط سیگار نمیکشند، آنها هویت کاملی را حول سیگار کشیدن شکل میدهند. این امر زندگی اجتماعی، عادتها، خوردوخوراک، خواب و دیدگاهشان نسبت به خودشان و دیگران را تحتالشعاع قرار میدهد. آنها نزد دوستان و خانواده به «فردی سیگاری» تبدیل میشوند؛ آنها با سیگار خود ارتباط عاطفی برقرار میکنند؛ همانطورکه من و شما با حیوان خانگی یا اسباب بازی محبوبمان ارتباطی عاطفی برقرار میکنیم.
وقتی تصمیم میگیرند خودشان را تغییر بدهند و سیگارکشیدن را ترک کنند، در اصل سعی میکنند کلیت هویتشان را تغییر بدهند، تمام روابط، عادتها و پنداشتهایی که با انجام دادن تنها یک کار طی چند سال به وجود آمدهاند، تعجبی ندارد که شکست میخورند...
فنِ ترک سیگار یا تغییر هر عادتی پذیرش این موضوع است که هویت شما منظور چهارچوب ذهنیای که در مغزتان به عنوان «من» بر آن برچسب میزنید - که در حقیقت وجود ندارد- موضوعی قراردادی است. تنها نوعی نماست. بنابه خواست شما برافراشته میشود و فرو میپاشد. شما سیگاری نیستید، شما کسی هستید که انتخاب میکند سیگار بکشد. شما شبزندهدار نیستید، فردی هستید که انتخاب میکند در طول شب فعال باشد و در طول روز بخوابد. شما فرد ناکارآمدی نیستید فردی هستید که تصمیم گرفته کارهایی بکند که مفید نیستند. شما منفور نیستید فردی هستید که در حال حاضر حس میکند به او توجه نمیشود...
@lightworkers
الهی قبلهٔ عارفان خورشید روی تو است
و محراب جانها طاق ابروی تو است
و مسجد اقصی دلها حریم کوی تو است،
نظری بسوی ما فرما
که نظر ما بسوی تو است...
#خواجه_عبدالله_انصاری
@lightworkers
حتی اگر خودتان را قطعه قطعه کنید و برای آرامش و رفاه کسی در چرخ گوشت بیندازید و رشته رشته شوید، یک روز از راه میرسد که همان کس، توی چشمتان خیره شود و میگوید:
_تو هیچ وقت، هیچ کاری برای من نکردی!
وقتی این "هیچ" را میگوید دلت می خواهد زندگی دنده عقب داشت و مثل خرسی که تمام یک زمستان سرد را در دل غاری گرم میخوابد، بر میگشتی به بطن مادرت، کز میکردی، همانجا میماندی و هرگز به این دنیا نمیآمدی.
اگر میخواهید در این دنیا زنده بمانید تمرین کنید از "هیچ کس هیچ چیز" توقع نداشته باشید، حتی از پدر و مادرتان. حتی از آنها که هم خونتان هستند چه رسد به دیگران.
اینطور هیچ چیز غافلگیرتان نمیکند حتی وقتی همان یک نفر بر میگردد، توی چشم تان خیره میشود و میگوید:
_تو هیچ وقت، هیچ کاری برای من نکردی!
اگر این جمله را نشنیدهاید هنوز روزش فرا نرسیده. میرسد!
بیتوقع بودن تمرین سختی است. خیلی سخت. مثل رنجِ زنده زنده، رشته رشته شدن در چرخ گوشت!
#احسان_محمدی
@lightworkers
الهی "دردهایی" هست كه با هیچ گوشی نمیتوان گفت...
گفتنیهایی" هست كه هیچ قلبی محرم آن نیست...
الهی "تلاشهایی" هست كه جز به مدد تو ثمر نمیبخشد...
تغییراتی هست كه جز به تقدیر تو ممكن نیست...
دعاهایی هست كه جز به "آمین تو" اجابت نمیشود...
الهی "قدمهای گمشدهای" دارم كه تنها هدایتگرش تویی...
"افكار آشفتهای "دارم، كه تنها سامان دهندهاش تویی...
الهی مرا تو دعا كن ...
برای من تو دعا كن ...
دعای مرا تو دعا كن ...
@lightworkers
در سال جدید یادم باشد که زیباییهای کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتیهای بزرگ باشند....
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند،نه آن گونه که میخواهم باشند...
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم،
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمیتواند مرا با خود آشتی دهد....
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمیتواند با دیگران مهربان باشد...
@lightworkers
هرگز ز دل
امید گل آوردنم نرفت
این شاخ خشک
زنده به بوی بهار توست...
#هوشنگ_ابتهاج
سال نو مبارک....
@lightworkers
چون این سین سمبل است، بنده هم حق دارم به اندازه خودم مثل دیگران، این سمبل را معنا بکنم. اگر پسندیدید، شما هم بپذیرید؛ نپسندیدید هم سرگرمی است...
سین یک حرف دندانه دار است و همین دندانهها در حقیقت همان ریشه و اصل ماجرا هستند.
این سینها به نظر من دندانههای کلیدند و هفت تا کلید یعنی هفت دری که شما می خواهید باز کنید. در حقیقت هفت سین به شما هفت کلید میدهد، یک دسته کلید میدهد.چنین معنایی را باید از او اخذ بکنیم که کلیدها را به دست بگیرید و به دنبال گشودن قفلها و گرهها باشید...
همین بیت حافظ:
چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان
تو همچو باد بهاری
گره گشا میباش
کلیدهایی که در گذشته میساختند دندانه داشت، از قضا امروز کلید از دندانه دار بودن دارد خارج میشود.حالا دیگر قفلهای دیجیتال و غیره آمده و دندانه ندارد ولی کلیدها در قدیم دندانه دار بودند.غزل خیلی نیکویی مولانا دارد که گمان دارم بسیاری از ما آن را شنیده باشیم:
حیلت رها کن عاشقان،
دیوانه شو، دیوانه شو
تا به این بیت میرسد:
قفلی بود میل و هوا،
بنهاده در دلهای ما
مفتاح شو، مفتاح را
دندانه شو، دندانه شو
فوق العاده نکته لطیف و نغزی است که اینجا مولانا میپرورد.میگوید این امیال این زنگارها این خواستهها این توقعات، به منزله قفلهایی هستند که بر دل ما نهاده شدهاند، شما مفتاح شو شما کلید شو و مفتاح را دندانه شو مثل دندانه کلید باش، مثل دندانه مفتاح باش.
ما در فارسی کلمه کلید را استفاده میکنیم، ولی کلمه مفتاح در عربی گویاتر است.
مفتاح یعنی آلت باز کردن، چیزی که فتح می کند، میگشاید، باز میکند.
در قرآن هم هست: و عندهُ مفتاح الغیب... کلیدهای غیب در دست خداوند است.
مولانا هنگامی که راجع به ختمیت پیغمبر اسلام سخن میگوید،ختم یعنی مهر، یعنی آن مهری که بر پایان یک نامه میزنند، آن را تفسیر به کلید میکند:
در گشاد ختمها تو خاتمی
در جهان روح بخشان حاتمی
هست اشارات محمد المراد
کل گشاد اندر گشاد اندر گشاد
میگوید تو خاتمی چون بهتر از هر کس دیگری میتوانی قفلها را باز بکنی.
گشایندگی در اینجا صفت اصلی است که برای پیامبر نقل میکند.همه اشارتها و درسهای محمد (ع) عبارت است از گشادن و گشادن و گشادن. سه بار گشادن را میگوید، شما هفت بار بگویید، میشود هفت سین.
میخواهم عرض کنم که این مفهوم گره گشا بودن و قفل نبودن هم در وجود فرد آدمی و هم در نسبت فرد با آدمیان دیگر از گره گشاترین مفاهيم است و اگر واقعا هفت سین به ما به نحوی سمبلیک و نمادین بتواند این معنا را افاده کند، هر سال در آغاز سال، در آغاز بهار طبیعت به جای اینکه به سرکه و سمنو و... نگاه کنیم و اهمیت بدهیم، یک قدم فراتر از او برویم، مفهوم کلید را از آنها احذ کنیم، آن وقت میتوانیم برای یک سال، سرمایه داشته باشیم. یعنی درس بگیریم هم از طبیعتی که گشاده میشود، گلی که مىروید و میشکفد و میخندد و هم از این هفت سینی که هفت تا کلید به دست ما میدهد.
میدانید مولانا در باب عشق نظرش چیست؟
وقتی که راجع به عشق سخن میگوید، یا شاید هم راجع به خودش:
این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
پیغامبر عشق است و ز محراب رسیده
این کسیت چنین غلغله در شهر فکنده
بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده...
تصویری که یک شاعر عارف عاشق از عشق میدهد، یک دسته کلید است، یک هفت سین است، یک دسته کلید است که هفت تا کلید در خود دارد.
خوب این عشق گشاینده چه معجزهای میکند که همهی گرهها را باز میکند. همه بنبستها را میگشاید و باز میکند. همهی گرفتگیها و گیرها را رفع میکند و یک جاده روشن و یک افق گستردهای را در مقابل چشم شما قرار میدهد.
چرا ما از هفت سین این درس را نگیریم؟
چرا درس عشق،
درس محبت،
درسگرهگشایی،
درس کلید بودن به جای قفل بودن نگیریم؟
بعضی آدمها نه تنها با دیگران قفلند، با خودشان هم قفلند، یعنی با خودشان هم قهرند،این قدر زنگار، این قدر تعلقات بر آنها نشسته که خودشان از چشم خودشان غایب شدهاند، خودشان را هم نمیبینند.خودشان را زیر هفتاد لحاف پنهان کردهاند.
حتی اگر بخواهند ببینند، این قدر رسوبات روی وجود آنها را گرفته که باید منجنیق بیاورند تا این آدم را از شرّ آن رسوبات جدا کنند.
این آدمی که با خودش قهر است، با دیگران هم قفل است یعنی نمیتواند ارتباط بگیرد، نمیتواند راهی به محبت باز کند و در دل آنها برود؛با همان دسته کلید عشق است که درهای بسته را باز میکند.
این مهمترین درسی است که به نظر من ما میتوانیم از سمبلیسم هفتسین بگیریم...
#هفت_سين
#عبدالكريم_سروش
@lightworkers
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند...
#حضرت_مولانا
@lightworkers
مرا ببخش مادر
آنگونه که آرزو داشتی همچون دوستانم نشدم
آنان با یک سنگ دو گنجشک را میزنند
در حالی که من زخمهایشان را میبندم...
#عباس_حسین
ترجمه:
#سعید_هلیچی
@lightworkers
و شما ای داوران که میخواهید دادگر باشید،
چیست داوریِ شما درباره آن کس که تنش شریف است و روحش دزد؟
چیست کیفرِ شما از برای آن کس که تنی را میکُشَد، اما روحِ خودِ او را دیگران کشتهاند؟
و چگونه دنبال میکنید آن کس را که در کردار فریبکار و ستمکار است،
اما برخودِ او نیز فریب و ستم رفته است؟
#جبران_خلیل_جبران
@lightworkers
اگر از جسم بگذری و به جان رسی به حادثی رسیده باشی.
حقْ قدیم است، از کجا یابد حادث قدیم را؟ "ما لِلتُّرابِ وَ رَبِّ الاَرباب؟"
نزد تو آنچه بِدان بِجَهی و بِرَهی، جان است،
و آنگه اگر جان بر کف نَهی چه کرده باشی؟
عاشقانت بَرِ تو تحفه اگر جان آرند
به سَر تو که همه زیره به کرمان آرند
زیره به کرمان بَری چه قیمت و چه نرخ و چه آبروی آرد؟ چون چنین بارگاهیست..
اکنون او بینیاز است، تو نیاز بِبَر که بینیاز نیاز دوست دارد.
به واسطۀ آن نیاز از میان این حوادث ناگاه بجهی، از قدیم چیزی به تو پیوندد و آن عشق است.
دام عشق آمد و در او پیچید که "یُحِبُّونَهُ" تأثیر "یُحِبُّهُم" است.
از آن قدیم، قدیم را ببینی. "وَ هُوَ یُدرِکُ الاَبصارَ" .
این است تمامی این سخن که تمامش نیست، "اِلی یَومِ القِیامَه" تمام نخواهد شد...
#شمس_تبریزی
@lightworkers
نیا را همی بود آیین و کیش
پرستیدن ایزدی بود پیش
نگویی که آتش پرستان بُدند
پرستنده ی پاک یزدان بُدند
بدان گَه بُدی آتش خوبرنگ
چو مر تازیان راست مهراب سنگ
#فردوسی
#شاهنامه
#الهه_قمشه_ای
@lightworkers
نگاه خوبی بر خویشتن بیندازید...
همهی حقیقتها در درون شما هستند.
جستجوی برای حقیقت بیرون از خویشتن، جستجوی برای آب در بیرون از اقیانوس است.
نگاه خوبی بر خویشتن بیندازید.
هیچ مرگی در ابدیت وجود ندارد، اما آنانی که خودشان را نمیشناسند درباره مرگ نگران هستند.آنها درباره مرگ کج خلقی میکنند، و آنها از او وحشت دارند.
نگاه خوبی بر خویشتن بیندازید.
شما فطرتاً طلای خالص هستید . اما چونکه با منفعت شخصی و حرص و آز کور میشوید ، این طلا را بعنوان آلیاژ اشتباه میگیرید. خودخواهی خود را فراموش کنید و همه انرژی خود را برای کمک به دیگران به کار بگیرید.اگر همه رد پاهای حرص و آز و آرزو را از میان بردارید، آن چشم قلب معنوی باز خواهد شد و شما خویشتن را به عنوان آنچه که واقعاً هستید، به عنوان طلای خالص خواهید...
@lightworkers
