fa
Feedback
محمدحسین فیاض

محمدحسین فیاض

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط با مدیر کانال: @Mf_fayyaz چینل یوتیوب: https://youtube.com/channel/UCgI1Xac5PKn8WE8_J9P0OfQ

نمایش بیشتر
1 396
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-530 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+3
در 0 کانال‌ها
ژوئن '26
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+324
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+2
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+469
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+171
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+73
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+471
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+494
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+146
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
08 ژوئیه0
07 ژوئیه+1
06 ژوئیه0
05 ژوئیه0
04 ژوئیه0
03 ژوئیه+1
02 ژوئیه0
01 ژوئیه+1
پست‌های کانال
روایت جریری نهروانی.doc0.46 KB

2
البته در هیچ‌یک از این گزارش‌های قرن چهارم و پنجم هجری، اشاره‌ای روشن به زنجیرزنی، قمه‌زنی، تعزیه یا هیئت‌های سازمان‌یافته امروزی دیده نمی‌شود. (در قسمت دوم اشاره خواهم کرد که از چه زمانی زنجیرزنی و غیره وارد مراسم عزاداری محرم شد). روشن است که برگزاری مراسم با حمایت حکومت آل‌بویه انجام شد و ابن اثیر تصریح می‌کند که اهل سنت نتوانستند مانع آن شوند، زیرا شیعیان قدرت و نفوذ بیشتری داشتند. این نشان می‌دهد که مراسم یک بُعد سیاسی و نمایش حضور اجتماعی نیز داشته است. گزارش ابن مسکویه در سال ۳۹۳ق نشان می‌دهد که حکومت از ترس تنش‌های مذهبی، نوحه در مشاهد و نصب پارچه‌های عزا در بازارها را ممنوع کرد. اگر مراسم صرفاً یک عبادت خصوصی بود، معمولاً چنین حساسیتی ایجاد نمی‌کرد. ابن کثیر تصریح می‌کند که شیعیان با این مراسم می‌خواستند بنی‌امیه را نکوهش کنند و در مقابل، برخی ناصبیان نیز عاشورا را به صورت جشن برگزار می‌کردند تا با شیعیان مقابله کنند. این بخش نشان می‌دهد که عاشورا به میدان رقابت هویتی دو جریان مذهبی تبدیل شده بود. به هر حال گزارش‌ها نشان می‌دهند که شیعیان واقعاً برای حسین بن علی عزاداری می‌کردند، اما در فضای بغداد قرن چهارم که محله‌های شیعه و سنی در کنار هم بودند، این عزاداری تنها یک عمل عبادی نبود؛ بلکه به نمادی از هویت و حضور اجتماعی شیعه نیز تبدیل شده بود. همان‌گونه که در واکنش، برخی مخالفان شیعه نیز مراسمی معکوس (اظهار شادی در عاشورا) پدید آوردند. این تقابل هویتی را حتی منابع سنی مانند ابن کثیر نیز تأیید می‌کنند. بنابراین، تهداب عزاداری خیابانی در قرن چهارم گذاشته شد و در جهت تقابل با اهل سنت و ابراز هویت شیعی تفسیر گردید و از این رو در برخی مناطق تنش‌هایی را به دنبال داشت. #منابع ۱. ابن اثیر، عزالدین. (۱۳۸۵ق). الکامل فی التاریخ، چاپ اول، بیروت: دار صادر. ۲. ابن جوزی، جمال‌الدین ابوالفرج. (۱۴۱۲ق). المنتظم فی تاریخ الأمم والملوک، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، مصطفى عبدالقادر عطا، چاپ اول، بیروت: دار الکتب العلمیه. ۳. ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر. (۱۴۰۷ق). البدایة والنهایة، چاپ اول، بیروت: دارالفکر. ۴. ابن مسکویه، احمد بن محمد. (۲۰۰۰م). تجارب الأمم و تعاقب الهمم، تحقیق: ابوالقاسم امامی، چاپ دوم، تهران: سروش. @mfayyaz
284
3
#پیشینه‌ی_عزاداری_خیابانی_شیعیان قسمت اول ------ آل‌بویه در سال‌های ۳۲۲ تا ۴۴۸ق، در بغداد حکومت کردند. آل‌بویه، ایرانی‌تبار بودند و نخستین سلسله حکومت شیعی را در سایهٔ خلافت عباسی به وجود آوردند. در حکومت آل‌بویه برای اولین بار عزاداری عاشورا از حالت محفلی خارج شده و به خیابان کشیده شد. ابن جوزی (م ۵۹۷ق) ذیل حوادث سال ۳۵۲ هجری و حکومت معزالدوله می‌نویسد: «در روز دهم محرم، بازارهای بغداد بسته شد و داد و ستد تعطیل گردید. قصابان حیوانی ذبح نکردند و آشپزان غذایی نپختند. مردم از برداشتن و ذخیره کردن آب منع شدند. در بازارها خیمه‌ها و سایبان‌هایی برپا شد و بر آن‌ها پارچه‌های خشنِ عزا (مسوح) آویختند. زنان با موهای پریشان در بازارها بیرون آمدند و بر سر و صورت خود می‌زدند، و برای امام حسین(ع) نوحه‌سرایی برپا شد» (ابن جوزی، ۱۴۱۲، ج ۱۴: ۱۵۰). ابن اثیر (م ۶۳۰ق) ذیل حوادث ۳۵۲ هجری که معزالدوله دیلمی پس از تثبیت قدرت آل‌بویه در بغداد، برای نخستین بار عزاداری عاشورا را به صورت رسمی و عمومی برگزار کرد، می‌نویسد: «در این سال، در روز عاشورا، معزالدوله فرمان داد که مردم دکان‌های خود را ببندند، بازارها را تعطیل کنند و خرید و فروش متوقف شود. همچنین دستور داد نوحه و سوگواری برای امام حسین آشکارا برگزار گردد. زنان با موهای پریشان و چهره‌های آشکار از خانه‌ها بیرون آمدند و در کوچه‌ها و بازارها به نوحه‌سرایی و عزاداری پرداختند. اهل سنت توان جلوگیری از این کار را نداشتند، زیرا شیعیان بسیار بودند و حکومت نیز از آنان پشتیبانی می‌کرد. این مراسم در سال ۳۵۳ هجری دوباره تکرار شد و میان برخی گروه‌های شیعه و سنی تنش‌هایی پدید آمد» (ابن اثیر، ۱۳۸۵، ج ۸: ۵۴۹). ابن مسکویه (م ۴۲۱ق)، ذیل حوادث ۳۹۳ هجری می‌نویسد: «عمیدالجیوش (فرمانده لشکریان)، مردم کرخ و باب‌الطاق را در روز عاشورا از نوحه‌سرایی در مشاهد (زیارتگاه‌ها و اماکن مقدس) و آویختن پارچه‌های عزا (مسوح) در بازارها منع کرد؛ پس آنان خودداری کردند. و نیز مردم باب‌البصره و باب‌الشعیر را از انجام کار مشابهی که به مناسبت کشته شدن مصعب بن زبیر انجام می‌دادند، منع کرد» (ابن مسکویه، ۲۰۰۰، ج ۷: ۵۲۷). ابن کثیر (م ۷۷۴ق) با لحن جانبدارانه، جدلی و ضد شیعی می‌نویسد: «رافضیان در دوران حکومت آل‌بویه، در حدود سال ۴۰۰ هجری و اندکی پیش و پس از آن، در این امور زیاده‌روی کردند. در بغداد و شهرهای دیگر، در روز عاشورا طبل‌ها (دَبادیب) نواخته می‌شد، خاکستر و کاه در کوچه‌ها و بازارها پاشیده می‌شد، پارچه‌های عزا بر دکان‌ها آویخته می‌شد و مردم اندوه و گریه را آشکار می‌کردند. بسیاری از آنان در آن شب آب نمی‌نوشیدند تا با حسین همدردی کنند؛ زیرا او تشنه کشته شده بود. سپس زنان با چهره‌های گشوده از خانه بیرون می‌آمدند، نوحه‌سرایی می‌کردند، بر صورت‌ها و سینه‌های خود می‌زدند و با پای برهنه در بازارها راه می‌رفتند و کارهای دیگری از این قبیل انجام می‌دادند که (به عقیده مؤلف) از بدعت‌های زشت، هوس‌های ناپسند و رفتارهای ساختگی بود. آنان با این کارها و مانند آن می‌خواستند حکومت بنی‌امیه را نکوهش کنند، زیرا حسین در دوران حکومت آنان کشته شده بود». سپس ابن کثیر می‌گوید: «در مقابل رافضیان و شیعیان، ناصبیانِ اهل شام در روز عاشورا رفتاری معکوس پیش گرفتند. آنان در روز عاشورا حبوبات می‌پختند، غسل می‌کردند، خود را خوشبو می‌ساختند، بهترین لباس‌های خود را می‌پوشیدند و آن روز را عید قرار می‌دادند. انواع خوراکی‌ها تهیه می‌کردند و شادی و سرور خود را آشکار می‌ساختند. مقصود آنان از این کار، مخالفت با رافضیان و مقابله با آنان بود» (ابن کثیر، ۱۴۰۷، ج ۸: ۲۰۲). اسناد یادشده به خوبی نشان می‌دهند که در دوره آل‌بویه (قرن چهارم هجری)، در بغداد، عزاداری عاشورا از سطح مجالس خصوصی فراتر رفت و به یک آیین عمومی شهری تبدیل شد. گزارش سال ۳۵۲ هجری (در منابعی مانند ابن جوزی، ابن اثیر و ابن کثیر) از تعطیلی بازارها، توقف خرید و فروش، نصب خیمه‌ها و پارچه‌های عزا در بازار، نوحه‌سرایی عمومی و حضور زنان عزادار در معابر سخن می‌گوید. گزارش ابن مسکویه در سال ۳۹۳ق نشان می‌دهد که مراسم عاشورا همچنان در بغداد رواج داشته و شامل: نوحه‌سرایی در مشاهد و زیارتگاه‌ها، آویختن پارچه‌های عزا در بازارها، بوده است؛ تا جایی که حکومت در آن سال برخی از این مظاهر را ممنوع کرد. گزارش ابن کثیر تصویری گسترده‌تر از این مراسم ارائه می‌دهد و از آویختن پارچه‌های عزا بر دکان‌ها، اظهار حزن عمومی، خودداری برخی از نوشیدن آب به یاد تشنگی امام حسین، نوحه‌خوانی، لطم بر صورت و سینه و حضور زنان در بازارها یاد می‌کند؛ هرچند با لحنی انتقادی و مذهبی.
220
4
#اثبات_اعلمیت_یک_فقیه_ممکن_نیست. ----- دو روز است کتب مهم فقهی و اصول فقه، اثر فقهای متقدم و معاصر پیرامون شرط اعلمیت و یا عدم شرط اعلمیت در تقلید از مراجع را مطالعه می‌کنم. دیدگاه ملا احمد نراقی از مخالفین شرط اعلمیت در تقلید برایم جالب و تازه بود. وی در کتاب «مستند الشیعه» بحث مفصل، زیبا و جالبی دارد و سرانجام به این نتیجه می‌رسد که تشخیص اعلم ممکن نیست، چه برسد که تقلید از وی واجب باشد. وی با طرح دیدگاه‌های مختلف و پاسخ دادن به آن‌ها می‌گوید که ممکن است یک فقیه در کل ابواب فقه اعلم نباشد؛ چه این که برخی را ممکن است بیشتر و برخی دیگر را کمتر کار کرده باشد. بنابراین در آن قسمت‌ها که خوب روایات را حلاجی و طبق چارچوب مبانی، احکام را استنباط کرده، نسبت به آن بخش که دیگران کمتر کار کرده‌اند، اعلم است. به نظر می‌رسد که گرایش و یا تخصص در رشته‌ی دیگر یک فقیه نیز در حوزه کار او مؤثر است. برخی مانند آیت الله خویی که تخصص بیشترش در علم رجال است، این تخصص بر نوع برخورد او با روایات و استنباط وی از آن روایات موثر است و برخی ممکن است تاریخ اسلام را خوب حلاجی کرده باشد و این بر استنباط او تٱثیر دارد. اگر فقیهی، جامعه‌شناسی یا علوم سیاسی خوانده باشد و بر فقه و اصول هم تسلط خوب داشته باشد، قطعا فتواهایش در مسائل اجتماعی، سیاسی و روابط بین الملل متفاوت خواهد بود. مثلا مرحوم آیت الله صادقی تهرانی یک مفسر توانمند بود و رساله عملیه قرآنی و متفاوت نوشت که با رساله‌های عملیه دیگر مراجع تفاوت بسیار داشت. حتی حضور یک فقیه در میان مردمان با فرهنگ‌ها و جغرافیای مختلف در استنباط و بیان احکام فرق می‌کند. احتمال فراوان وجود دارد که تجربه اجتماعی آیت الله فیاض و آیت الله محقق کابلی در صدور فتوای تعیین سن تکلیف دختران در ۱۳ سالگی نقش داشته‌ باشد؛ چه این که دختران ۹ ساله هزاره با داشتن جغرافیای خشن و تغذیه نه چندان مناسب، کودک به شمار آید، اما یک دختر ۹ ساله در عراق و کشورهای عربی به نشانه‌های بلوغ دست یابد. همین طور در معرض پرسش‌های مداوم و مدیریت فرهنگی و رسانه‌ای بودن آیت الله خامنه‌ای باعث شد که وی ۷۳ جلسه درس خارج فقه خود را به موسیقی اختصاص دهد و کاربردی‌ترین نظریه فقهی را در این باره داشته باشد. افزون بر همه این‌ها _ چنان که فقها هم احتمال داده‌اند_ ممکن است یک فقیه در اثر کهولت سن و یا بیماری توانایی‌هایش را از دست دهد که اعلم بودن او را زیر سوال قرار دهد. بنابراین، به گمان نگارنده، اثبات اعلم بودن یک مرجع هرگز ممکن نیست و اگر گفته می‌شود فلان مرجع، اعلم است، صرفا از باب تسامح و یا انگیزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی است. بنا دارم این موضوع را در قالب یک مقاله بیشتر تبیین کنم. یاهو. ۲۱ جوزای ۱۴۰۵ @mfayyazm
389
5
بدون متن...
349
6
خاطره‌ای از دیدن #آیت_الله_اراکی ---- تابستان ۱۳۷۱ که آیت الله خویی از دنیا رفت، در حرم امام رضا، صحن جمهوری از سوی تولیت آستان قدس مراسم ختم ایشان برگزار شد و در آن مراسم، آیت الله اراکی (۱۲۷۳-۱۳۷۳ش)، را نیز روی ویلچر آورده بودند. آن زمان در مشهد بودم و اتفاقا من در صف اول جمعیت، روبه‌روی آقای اراکی نشستم. دیدم بندۀ خدا از شدت پیری از اول جلسه تا آخر جلسه چشم‌هایش بسته و دهنش باز بود. آن زمان طلبه مبتدی بودم، با خود گفتم: تقلید از شما قطعا جایز نیست. سال بعد ایشان در سن ۱۰۰ سالگی (البته حدود دو ماه و اندی کمتر) فوت کرد. وی بعد از رحلت آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۸، به عنوان مرجع تقلید مطرح شد و در سال ۱۳۷۱ رساله عملیه‌اش چاپ شد که در صفحه اول آن نوشته شده بود: «عمل برساله شريفه توضيح المسائل كه عده‌اى از فضلاء مورد وثوق ايدهم الله تعالى با فتاوى حقير تطبيق نموده‌اند و به صحت آن شهادت داده‌اند مجزى است انشاء الله تعالى الاحقر محمد على العراقى» (اراکی، ۱۳۷۲: ۵). آیت الله اراکی هنگام فوت آیت الله خمینی، ۹۵ ساله بود و زمانی که رساله‌اش چاپ شد و خود تصریح کرد که رساله را ندیده، اما «عده‌ای از فضلا» شهادت داده‌اند که مطابق فتوای اوست، ۹۷ ساله بود. این سخن او بدین معناست که بزرگوار نه توان تحقیق و مطالعه را داشته و نه می‌توانسته با مسائل مستحدثه ارتباط برقرار کند و پس از حلاجی، فتوا بدهد. به نظر می‌رسد که آن سه سطر کوتاه ۳۴ کلمه‌ای، طعن سنگینی بر نهاد فقاهت و مرجعیت است. متأسفانه سنت حوزه چنین است که دردوران پیری مرجع، فرزندان و اطرافیان، امور را پیش برده و اجتهاد و جایگاه مرجعیت او تا زمان فوت باقی است. روشن است فقیهی که بر مسند پیامبر و امام تکیه می‌زند، لازم است بر اوضاع پیرامون خود مسلط باشد و به نیازمندی افرادی که به او رجوع می‌کنند، پاسخ دهد. #منبع اراکی، محمدعلی. (۱۳۷۲). توضیح المسائل، قم: دفتر تبلیغات اسلامی. @mfayyazm
324
7
بدرود آیت‌آلله! --- آیت الله فیاض از فقیهان برجسته‌ی معاصر رخت سفر بست؛ فقیهی که در میان فقهای معاصر یک سر و گردن از همه بالاتر بود. او از برجسته‌ترین شاگردان آیت الله خویی بود و در روش استنباط فقهی و اصولی، بیش از هر مرجع دیگری به مکتب خویی نزدیک ماند. ایشان در فقه، بر تحلیل‌های دقیق اصولی و بررسی سندی روایات تأکید فراوان داشت. اما در مقایسه با برخی مراجع سنتی، فتاوای او در برخی مسائل اجتماعی و مستحدثه انعطاف بیشتری داشت. بسیاری از مقلدانش معتقد بودند که در مواردی که دلیل شرعی قاطع وجود نداشت، از سخت‌گیری‌های غیرضروری پرهیز می‌کرد. یکی از ویژگی‌های مهم او، فاصله گرفتن از دخالت مستقیم در حکومت بود. او به سنت حوزه نجف نزدیک بود؛ سنتی که مرجعیت را ناظر و راهنما می‌داند، نه لزوماً اداره‌کننده حکومت. از این جهت، دیدگاه او با نظریه «ولایت مطلقه فقیه» که در جمهوری اسلامی ایران مبنای حکومت است، تفاوت‌هایی داشت. آیت‌الله فیاض اهل خطابه‌های سیاسی، حضور رسانه‌ای گسترده یا فعالیت‌های تبلیغاتی نبود. اعتبار او بیشتر بر پایه تدریس طولانی‌مدت خارج فقه و اصول در نجف و تألیفات علمی‌اش استوار بود. آثار مهمی در اصول فقه و شرح مباحث استادش خویی نگاشته و خود نیز آثار وزینی را تألیف کرد. او تا آخر عمر به فقه سنتی وفادار ماند. در یک ویدویی که چند سال پیش از وی دیدم، مانند بسیاری فقیان به شدت مخالف فلسفه بود. چون در میان جامعه هزاره زندگی نکرده بود، نیازهای فرهنگی جامعه را کمتر درک می‌کرد و در پاسخ به استفائات، روایت‌محورانه پاسخ می‌داد. از ویژگی‌های برجسته او نگاه فراملی به تشیع بود. با آنکه از منطقه شیرداغ مالستان بود، هویت علمی او در حوزه نجف شکل گرفت. از این رو، خود را مرجع شیعیانِ یک کشور خاص نمی‌دانست، بلکه در چارچوب مرجعیت جهانی شیعه فعالیت می‌کرد. این ویژگی سبب شد در میان شیعیان افغانستان، عراق، پاکستان، هند و کشورهای خلیج نفوذ داشته باشد. البته با توجه به این که بیشتر علمای حوزه قم و نجف بالاتفاق وی را در اصول و فقه برجسته‌تر از دیگران می‌دانستند، با توجه به مصالح سیاسی و ملی در عراق و ایران مقلدان کمتری داشته و از اقبال زعامت حوزه نجف برخوردار نشد؛ چه این که طایفه و ملیت او مانع مهم قلمداد می‌شد و دفتر و اطرافیانش نیز ضعیف عمل کردند. روشن است که در میان مراجع نجف، او از کم‌حاشیه‌ترین چهره‌ها بود. به ندرت وارد منازعات تند سیاسی یا اختلافات حوزوی می‌شد و معمولاً مواضع معتدل و آرام اتخاذ می‌کرد. تمرکز فعالیت‌های اجتماعی و انسانی او در افغانستان و هزاره‌جات بود. لذا چندین شفاخانه ساخت و موسسۀ خیریۀ او فعالیت چشمگیری داشت. فقدان او برای جامعه ما ضایعه‌ی بزرگی است که به دشواری پر خواهد شد. این‌جانب رحلت آن عالم وارسته را به مقلدان و دوستان تسلیت می‌گویم. خداوند او را با صالحان محشور نماید. ۱۴ جوزا / مرداد ۱۴۰۵ @mfayyazm
477
8
نقدی بر سخنان دکتر ناصری داوودی.pdf
472
9
نقو و بررسی سخنان دکتر ناصری داوودی راجع به جشن روز فرهنگ هزاره. @mfayyazm
1
10
در شماره هشتم فصلنامه علمی، پژوهشی #قبسات، مقاله‌ای از این‌جانب نیز چاپ شده‌است که چکیده آن مقاله را تقدیم عزیزان می‌کنم و خوانش کامل آن را به خود مجله ارجاع می‌دهم: #از_کنعان_تا_صحرای_سینا (پژوهشی مستند در مهاجرت بنی‌اسرائیل) #چکیده مقاله‌ی «از کنعان تا صحرای سینا» با رویکردی تطبیقی و میان‌رشته‌ای، روایت مهاجرت بنی‌اسرائیل را در سه سطحِ متن دینی، جغرافیای تاریخی و داده‌های باستان‌شناسی بررسی می‌کند. در بخش نخست، گزارش تورات (سِفر پیدایش، خروج و اعداد) و بازخوانی قرآنی آن در سوره‌های بقره، اعراف، طه، شعراء، یونس و مائده تحلیل می‌شود؛ از اسکان خاندان یعقوب در جاشَنِ شرق دلتا تا خروج منسوب به عصر موسی و سرگردانی چهل‌ساله در سینا. در ادامه، داده‌های مربوط به جمعیت ادعایی خروج (حدود ششصد هزار مرد جنگی و جمعیتی بالغ بر دو میلیون نفر)، مسیرهای احتمالی عبور از «یَم سُوف» (خلیج سوئز، دریاچه‌های تلخ و دریاچه تیمساح) و امکان‌سنجی پدیده‌های طبیعی مانند «Wind Setdown» بررسی می‌گردد. در بخش دوم، دیدگاه‌های شاخص باستان‌شناسان و مصرشناسان معاصر تحلیل می‌شود. پژوهشگرانی چون فینکلشتاین و سیلبرمن، ردفورد و دوِر، فقدان هرگونه شاهد مستقیم از حضور گسترده‌ی بنی‌اسرائیل در سینا یا ثبت مصریِ خروج جمعی را دلیلی جدی بر غیرتاریخی‌بودن روایت کلان می‌دانند. در مقابل، کیچن و هوفمایر ضمن پذیرش نبودِ شواهد مستقیم، امکان رخداد مهاجرت‌های محدود یا هسته‌های تاریخی کوچک را منتفی نمی‌دانند. همچنین جریان «تجدیدنظرطلب» در نقد تاریخی عهد عتیق (تامپسون، دیویس، هندل) روایت خروج را بیش از آنکه گزارش تاریخی هم‌زمان باشد، برساخته‌ای هویتی–الهیاتی متعلق به دوره‌های متأخر (به‌ویژه عصر یوشیا و پساتبعید) تلقی می‌کند. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که میان روایت دینی و داده‌های باستان‌شناختی، تنشی جدی وجود دارد. با این حال، امکان تبیین‌های حداقلی ـ مانند خروج گروه‌های کوچک سامی و تبدیل آن به روایت هویت‌ساز ملی ـ همچنان در فضای پژوهش باز است. @mfayyazm
487