fa
Feedback
کانال بازنگری | ترکاشوند

کانال بازنگری | ترکاشوند

رفتن به کانال در Telegram

بازنگری کانال رسمی امیر ترکاشوند نویسندۀ کتب: • حجاب شرعی در عصر پیامبر: T.me/baznegari/4 • نسخ سنگسار توسط اسلام: T.me/baznegari/6 و گردآورندهٔ کتاب • رجمِ سنگسار: T.me/baznegari/314 • فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال: T.me/baznegari/1162 .

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام کانال بازنگری | ترکاشوند

کانال کانال بازنگری | ترکاشوند (@baznegari) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 177 مشترک است و جایگاه 4 867 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 19 199 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 177 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 08 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -81 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند دین, رهبری, فلسطین, آقا, بازنگری تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
بازنگری کانال رسمی امیر ترکاشوند نویسندۀ کتب: • حجاب شرعی در عصر پیامبر: T.me/baznegari/4 • نسخ سنگسار توسط اسلام: T.me/baznegari/6 و گردآورندهٔ کتاب • رجمِ سنگسار: T.me/baznegari/314 • فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال: T.me/baznegari/11...

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 09 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کرده‌اند.

17 177
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-8130 روز
آرشیو پست ها
🔸اگر فاطمه دوباره زنده می‌شد چه می‌کرد؟ امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۹/۱۳ اگر فاطمه (س) دخت گرامی پیغمبر، دوباره (البته این بار در ایران) به دنیا می‌آمد و به اصطلاحِ برخی روایات، "رجعت" می‌کرد در این صورت چه کنشی از خود در قبال انواع نابسامانی‌ها نشان می‌داد؟: آیا رفتار فدکی از خود نشان می‌داد و بر علیهِ حکمرانان در موضوعات فوق اساسی و فراتر از فدکِ "آب و هوا و خاکِ" بحران‌زده، فریاد می‌زد و طرح شکایت می‌کرد؟ یا رفتار هیئتی از خود نشان می‌داد و در مجالس سوگِ خود (فاطمیه) شرکت می‌کرد و بر جان‌دادن لایِ در و دیوار می‌گریست و یا رفتارِ حواس‌پرت در خصوص افزایش پیاپی دلار و کم شدن ارزش پول، از خود نشان می‌داد و می‌رفت پای مناظره و استدلالِ این و آن (سلیمانی و کاشانی) می‌نشست تا ببیند کدام‌شان روایت دقیق‌تری از علت درگذشتش در ۱۴۰۰ سال پیش دارند؟ و یا نه، حواسش جمع بود و پای سخن معاون وزیر بهداشت و درمان می‌نشست تا علت درگذشتِ ده‌ها هزار انسان بی‌گناه از شهروندانِ معاصر! (و نه مربوط به قرن‌ها پیش) در اثر آلودگی هوا که سالانه به دستِ حکمرانان فاطمی!! به وجود آمده را بشنود اگر فاطمه اینک زنده بود، بر پهلوی شکسته یا نشکسته‌ی خود یا محسّنِ سقط‌شده یا نشده‌اش در هزاره‌ای پیش نمی‌نگریست بلکه بر مرگ خاموش و مظلومانه‌ی ده‌ها هزار نفری معاصرانِ حالِ حاضرش می‌گریست زیرا خود گفته بود: الجار ثم الدار اگر فاطمه اینک دوباره متولد می‌شد گمانم آرزوی بازگشت به زندگی قبل را می‌کرد زیرا در آن زمان نه مشکل آب داشتند نه هوای‌شان آلوده و گوگردی بود نه زمین‌شان خطر فرونشست داشت نه مجبور می‌شد ماسک بزند و حتی‌الامکان از خانه بیرون نرود نه خلق‌الله به خاطر او و علت مرگش به جان هم می‌افتادند. (سخنانِ خودانتقادیِ رئیسی معاون وزیر بهداشت و درمان مبنی بر مرگ ۵۸۰۰۰ نفر در سال در اثر سیاست‌های غلط "اینجا"). @baznegari

Repost from خرد منتقد
🔵  تاملی کوتاه در باب یک مناظره سلیمانی اردستانی چه گفت؟ اخیرا مناظره‌ای طولانی میان دو روحانی به نام‌های "عبدالرحیم سلیمانی اردستانی" و "حامد کاشانی" در پلتفرم آزاد برگزار شد و بر روی یوتیوپ در دسترس همگان قرار گرفت. عنوان مناظره این است: مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟ از عنوان مناظره، برمی‌آید که قرار است هر دو شرکت کننده‌ در مناظره، در نهایت به این پرسش پاسخ گویند که: آیا حضرت زهرا شهید شده است و یا به سبب دیگری وفات یافته‌اند؟ به سخن دیگر، بیننده در برابر یک پرسش تاریخی قرار می‌گیرد. اما کسانی این پرسش تاریخی را به یک پرسش ایمانی و الاهیاتی تبدیل نمودند و هرگونه تردید در شهادت حضرت زهرا را به مرزهای خروج از دین نزدیک نمودند. از این رو، پس از انتشار مناظره، مناقشاتی تند و بداخلاقی‌هایی درگرفت و بساط توهین و بد زبانی و حمله‌ی مجازی و حضوری علیه سلیمانی اردستانی شکل گرفت. ❓اما مگر سلیمانی اردستانی چه گفت که به واکنش‌های غیراخلاقی مخالفان او منجر شد؟ آیا او شهادت را انکار کرد؟ و آیا انکار یک رخ‌داد تاریخی مانند شهادت، زیر سوال بردن اصول و بنیادهای دینی می‌شود؟ ✅  همان‌گونه‌که  که سلیمانی بارها در مناظره تکرار کرد، قصد او انکار و نفی شهادت نیست. و هم‌چنان‌که به صراحت می‌گوید:  اساسا شهادت و یا وفات حضرت زهرا مسئله‌ی او نیست. مسئله‌ی اصلی سلیمانی که توسط کاشانی، تعمدا شنیده نمی‌شد این بود:   روایتی که از شهادت حضرت زهرا در لسان بزرگان و کتب پیشین، بیان شده است، با عدالت امام در تضاد است. در حقیقت موضع سلیمانی در این مناظره، موضع "ندانم‌انگار" است. به سخن دیگر نه شهادت را رد می‌کند و نه می‌پذیرد، بلکه می‌گوید کیفیت و چگونگی وفات حضرت زهرا را نمی‌دانم. و نمی‌دانم آیا شهید شده است و یا خیر، او نه موضع اثبات و نه موضع نفی ندارد و اساسا از جدال شهادت و وفات بیرون می‌آید. به تعبیر دیگر، او اصل واقعه را در پرانتز می‌گذارد و در باره‌ی آن اظهار نظر نمی‌کند. ✅  مسئله‌ی سلیمانی در مناظره، نفی شهادت حضرت زهرا نبود، بلکه داستان و روایت مشهور و تاریخی را که رایج است با ‌"عدالت" در ترازو می‌نهد. و در این سنجش، فهم او از روایت (و نه اصل رخ‌داد تاریخی)، چنین است که روایت رایج از شهادت نمی‌تواند با عدالت علی، جمع شود و این دو در تضاد و ناسازگاری است. طرف دیگر مناظره اما تمام تلاش خود را بر این نکته متمرکز کرده بود که اثبات کند حضرت زهرا، شهید شده است. این مناظره، بین دو نفری برگزار شد که در یک افق و یک جهت قرار نداشتند و مسئله‌شان یکی نبود. از این رو فقدان مسئله‌ی مشترک، مناظره را به گفتاری بریده بریده تبدیل کرد. کاشانی یا تعمدا مسئله‌ی سلیمانی را نادیده می‌گرفت و او را به موضوع رد و انکار می‌کشاند و یا درک نادرستی از مسئله‌ی او داشت. او تا پایان مناظره با روشی نه‌چندان پسندیده، بر مدار خویش بود و به گفتار طرف مقابل توجهی نمی‌کرد. به گمانم میان سلیمانی و کاشانی، مناظره‌ای شکل نگرفت، بلکه تک‌گویی‌هایی بود که هر یک از شرکت‌کنندگان، به نوبت، ایده‌ی خود را بیان می‌کردند. کاشانی می‌خواست اثبات کند حضرت زهرا شهید شده است. و سلیمانی دریافت خودش را مبتنی بر ناسازگار بودن روایت شهادت را با عدالت علی بیان می‌کرد. و حالا سلیمانی مورد تهاجم و حمله قرار می‌گیرد که چرا روایت شهادت را با عدالت امام علی در تضاد می‌بیند. رگ گردن برخی بیرون زده است که او دریافت خودش را چرا بیان کرده که: روایت نقل شده‌ی تاریخی و مشهور از شهادت حضرت زهرا با عدالت امام علی در تنافر و تضاد است. واکنش‌های بسیار تند و زننده و غیراخلاقی علیه سلیمانی نشان می‌دهد که چقدر به فقر "گفت‌وگو"، "آزادی بیان"، "مدارا" و "اخلاق" گرفتار شده‌ایم. و تردید در روایت‌های رسمی، چقدر می‌تواند پرمخاطره شود. ✔️ همین خطرات و هزینه‌های سنگین است که چرخ اندیشه و تفکر را از حرکت بازمی‌دارد و جامعه را به سکون و انجماد می‌کشاند. جامعه‌ای چنین، آینده‌ای نخواهد داشت. ✍️ علی زمانیان ... ۱۲ / ۰۹ / ۱۴۰۴ @kherade_montaghed

.       جهان به دو بخش   ولایت اهل بیت و اهل یهود           تقسیم شده ... تقابل در مرحله آخرالزمانی است (سعیدی رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا) "اینجا" و "اینجا" بدون شرح رونوشت به: مردم کشورهای چین و هندوستان و برزیل و روسیه و ژاپن و مغولستان و کره شمالی و جنوبی و فلسطین و دیگر کشورهای جهان در اروپا و آفریقا و امریکای جنوبی و شمالی، تا اعلام کنند جزو کدامیک از آن تقسیم‌بندی‌اند: تابع ولایت اهل بیت‌اند یا تابع اعتقادات یهودیان؟ برخی شاید اصحاب کهف را افسانه بدانند که مگر می‌شود افرادی به خوابِ مرگ‌وار روند و قرن‌ها بعد با همان دلبستگی‌های گذشته‌شان دوباره وارد جامعه شوند، اما ما به رأی‌العین می‌بینیم که کسانی بر مسندهای حکمرانی تکیه زده‌اند که انگار از هزار سال پیش و با همان دلبستگی‌ها و تقسیم‌بندی‌ها به میان ما بازگشته‌اند! آیا اینان نمی‌دانند اهل بیتِ (ع) مورد نظرشان همه‌گی فرزند زمان خویشتن بودند؟ آیا اینان نمی‌دانند که از باب نمونه مردم کشور چین و هندوستان با دو میلیارد و هشتصد و پنجاه میلیون جمعیت (یعنی ۳۵ درصد جمعیت جهان) نه تنها به تشیع و اسلام و یهودیت و حتی هیچ‌یک از ادیان ابراهیمی اعتقاد ندارند و بلکه خداپرست نیز نیستند، با این وصف چگونه می‌توان آن‌ها را تابع ولایت اهل بیت یا تابع اعتقادات قوم یهود دانست؟ برای پی بردن به عمق فاجعه در نابسامانی امورِ کشورمان، باید سخن این فرد و امثال او را روزی دو بار خواند زیرا آن‌چه گفته شد سخن افراد غیر مسئول نبود (که آنان فراوان‌اند) بلکه سخن فردی است که متولی اعتقادات و سیاست در رده‌ای بسیار مهم و تعیین‌کننده است. او به فرماندهان خط فکری و سیاسی می‌دهد کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۹/۱۲ @

استقبال از جنگ و انفجارهای عظیم آخرالزمانی برای فرش گستردن در پای ظهور مهدی که قرار است جهان را گلستان کند و فرمانروایی دادگر
استقبال از جنگ و انفجارهای عظیم آخرالزمانی برای فرش گستردن در پای ظهور مهدی که قرار است جهان را گلستان کند و فرمانروایی دادگر باشد به این پرسش و پاسخ دقت کنید: تا ظهور چقدر مانده است؟ عمر پیرهایی که دکتر جوابشان نموده نیز کفاف این را میدهد که ظهور امام مهدی عج را به چشم ببینند. مدت زیادی تا انفجار رخدادهای عظیم آخرالزمانی باقی نمانده و جنگ یکی از ملزومات آن است. پُست اخیر کانال تلگرامی "امام مهدی"  (حاوی پرسش و پاسخ بالا) از این قرار است: 《تا ظهور چقدر مانده است؟ زمان دقیق ظهور را خدا میداند اما عمر پیرهایی که دکتر جوابشان نموده نیز کفاف این را میدهد که ظهور امام مهدی عج را به چشم ببینند ان‌شاءالله. این جمله بی حساب کتاب بیان نمیشود و همه امور مربوط به ظهور از دایره احتمالات خارج شده و پا در عرصه حتمیات نهاده است. مدت زیادی تا انفجار رخدادهای عظیم آخرالزمانی باقی نمانده و جنگ یکی از ملزومات آن است که شیطان پرستان دستپاچه را مجبور به آخرین دست و پا زدن ها میکند》 "اینجا" با این توصیف آیا این مهدی! خواستنی است؟ آیا باید به چنین قرائت و شخصیتی از مهدی دل بست؟ امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۸/۰۵ T.me/baznegari/

مستجاب‌الدعوه بودنِ فرعون         در بارش باران (کاش فرعونی پیدا شود) امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ مطابق روایتی که شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه از امام جعفر صادق نقل کرده، یاران فرعون نزد او از کاهش آب نیل و این که آن مشکل موجب هلاک‌مان خواهد شد سخن گفتند؛ فرعون گفت فعلاً بروید. شب که شد فرعون به میانِ رود نیل رفت و دست‌ به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! می‌دانی که می‌دانم که جز تو کسی نمی‌تواند آب ببارانَد پس آب‌مان دِه. صبح که شد، رود نیل فوران زد و سرشار از آب شد. متن روایت: 《قال الصادق ع جاء أصحاب فرعون إلى فرعون فقالوا له غار ماء النيل و فيه هلاكنا فقال: انصرفوا اليوم، فلما ان كان من الليل (جن اللیل) توسَّط النيل و رفع يديه إلى السماء و قال: اللهم إنّك تَعلم أنّى أعلم أنه لا يقدِر على أن يجئَ بالماء إلّا أنت فجِئنا به فأصبَح النيل يَتَدَفَّقُ》 (جامع احادیث الشیعه ج ۶ ص ۳۷۳ و ۳۷۴ ش ۵۳۵۲ ، من لا يحضره الفقيهِ صدوق  ج ۱ ص ۵۲۶) داستان‌های فراوانی از وجود علمای پارسا و سینه‌سوخته که با دعا و نماز استسقائی، دریچه‌های آسمان را باز کردند و سیلاب در شهر و دیار راه انداختند، برای‌مان نقل می‌کردند و ما دورادور دل‌خوش به آن نقل‌های راست و ناراست بودیم. اینک که با وجود سال‌ها خشکسالی و بسیج مُلک و دولت برای رویش چنان پارسایانی، به توفیق نرسیدیم (و دریغ از حتی یک نمونه)، آرزو می‌کنیم کاش فرعونی پیدا شود تا با نیایش خالصانه‌اش به درگاه الهی دلِ آسمان را به مهر آورد و خاک‌های تفتیده و رودهای مرگیده و سدهای خشکیده را سیراب کند. T.me/baznegari

شهید باهنر و تعلیق امامت به قبول مردم امامت! و رهبری جامعه منهای "پذیرش مردم و رأی مردم و قبول مردم" درست نیست و اصلاً معنا ندارد (شهید محمدجواد باهنر) امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۸/۲۸ اگر مردم امام و رهبرِ بالقوّه‌ای را نخواهند، آیا رهبری و ولایتِ او معنا دارد؟ پاسخ باهنر: 《و آخرین نکته در مورد امام و امامت [این است که] مورد قبول مردم باشد یعنی اگر چنانچه کسی صفات خوب را هم دارد ولی مردم نپذیرفتنش، نمی‌تواند رهبری کند. رهبری در اسلام، امامتِ متکی به قبول و پذیرش مردم است و لذا در اینجا ما دامنه‌ی بحث زیادی داشتیم: پیغمبر، پیغمبر است ولی کِی امام است کِی ولیّ است؟ وقتی مردم بیعت کنند باهاش یعنی مردم قبول کنند، بپذیرند، آن وقت می‌تواند امر و نهی کند و والی تعیین کند. حضرت علی به یک حساب امام بود به یک حساب ولیّ بود ولی اون امامتِ سیاسی، امامت اجتماعی و حکومتی، کِی توانست اجرا کند و اِعمال کند؟ بعد از این‌که مردم ریختند و بیعت کردند با او، پذیرفتند، قبول کردند. اگر پذیرشِ مردمی نباشد، امامت معنا ندارد؛ و لذا اصلاً حکومت و امامت در اسلام، منهای مردم و رأی مردم و قبول مردم درست نیست》 ویدئو "اینجا" T.me/baznegari/

چرا یوسفِ پیامبر!!!       در دوران خشکسالی          دعوت به نماز باران نکرد؟ (حضرت یوسف برای خشکسالیِ هفت ساله آیا نماز باران خواند یا تدبیر به خرج داد؟) امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۲۷ برجسته‌ترین مثال قرآنی پیرامون خشکسالی و باران نیامدن، داستانِ پیش‌بینی هفت سال خشکسالی، و اتخاذ سیاستِ ذخیره‌سازی در سال‌های پیش از آن، در کلام حضرت یوسف مطابق آیات نورانی قرآن است (ر.ک: سوره یوسف آیات ۴۷ تا ۴۹). آقای رضایی در مسجد با استناد به همین آیات، سخن از لزوم اتخاذ تدابیر کارشناسی، به جای توسّل به نماز باران و استسقا، در دوران خشکسالی شد تا بحران مدیریت شود. آری بدیهی است که او اخبار و داستان‌های مربوط به خواندن نماز باران را بارها شنیده و خوانده است اما ترجیح داده به جای آن (، که نمی‌دانیم اثربخش است یا نه)، به آیات روشن قرآن که از قول یوسفِ صِدّیق، لزوم اتخاذ تدبیر را گوشزد کرده و لام تا کام از نماز باران حرفی نزده، استناد کند. ما هیچ مشکلی با خواندن نماز باران از سوی علاقه‌مندان، در روزهای خشک (که هواشناسی نیز بارش را پیش‌بینی نکرده باشد) نداریم (و اساساً مگر دعا کردن برای بارش باران اشکال دارد؟) اما باید دانست که راهِ قرآنی در این موضوع نه خواندن نماز برای بارش بلکه اتخاذ تدابیر علمی و ذخیره‌سازی و... است http://T.me/baznegari

.         وزارت آب و برق نامِ وزارت آب و برق را باز گردانید     امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۲۳ سال ۱۳۵۳ نام وزارت آب و برق به وزارت نیرو تغییر یافت تا امروز قدرنشناسی‌مان از آن دو موهبت جایگزین‌ناپذیر (: آب و برق) به اوج خود رسد زندگی بشر از دیرباز در پرتو آب و در پرتو برقِ عالَم‌تاب خورشید به تکاپو افتاد. تمدن‌ها در ساحل آب‌ها پدید آمد کشاورزی با پرتو آن برق عالَم‌تاب به بار نشست. نامگذاری وزارتی به نامِ "آب و برق" برخاسته از نیاز اساسی بشر به آن دو موهبت بود تا همواره یادمان باشد که اگر آن دو آسیب ببینند، زندگی زیر و زِبَر خواهد شد نمی‌دانم چه شد که در سال ۱۳۵۳ دچار چنان غفلتی شدند و نام وزارت آب و برق را (به وزارت نیرو) تغییر دادند تا ناخواسته از اولویت‌اش کاسته گردد؛ قطعاً بهانه‌ی ایجاد سازمان انرژی اتمی و الحاقش به آن (و یا انتقال وظایفی از شرکت نفت و گاز به آن)، توجیه درستی برای از سکه انداختن آب و برق نبود! و فرضاً اگر  تغییر نام به دلیل آن ادغام‌ها در آن روز توجیه‌پذیر بود (که البته نبود) اما در سال‌های بعد که سازمان انرژی اتمی، مستقل و جدا شد و وزارت نفت هم جداگانه تأسیس شد، دیگر چه توجیهی برای بازنگشتنِ به همان نام زیبای "وزارت آب و برق" وجود دارد!؟ مگر وزارت نیرویِ بی‌نیرو و بی‌توان‌تان جز آب و برق، مأموریتی دارد؟ امروزه همه بر آن متفق‌اند و به آن احترام می‌گذارند که مهم‌ترین وزارت‌خانه وزارت آموزش و پرورش است و هیچ‌کس در این رقابت حتی فکرش به وزارت نیرو ،که در تهِ جدولِ اهمیت است، نمی‌رسد اما اگر وزارت آب و برق همچنان بر همان نام بود، بی‌گمان باید به رتبه‌ی نخستِ وزارت آب و برق ،حتی جلوتر از وزارت آموزش و پرورش، تن می‌دادیم. اولویت آب و برق نسبت به دیگر وزارتخانه‌ها بر کسی پوشیده نیست و گمان نکنم کسی در این باره تردید داشته باشد. (بیماری تغییرِ نادرستِ نام‌ها به این‌جا پایان نیافت و دامن شهربانی ،که درست‌ترین نام بود، را نیز گرفت و تبدیل به نیروی انتظامی و از آن بدتر فراجا شد؛ پاسگاه به کلانتری، پاسبان به مأمور، وزارت کشاورری به وزارت جهاد کشاورزی [در پیِ فاجعه‌ی بزرگ انحلال محبوب‌ترین نهاد انقلابی یعنی جهاد سازندگی / به طوری که امروز نه جهاد سازنگی وجود دارد و هم این که به وزارت کشاورزی به اختصار می‌گویند وزارت جهاد!!!؛ آیا از این بی‌ربط‌تر و بی‌سلیقه‌تر سراغ دارید؟]، ...) اینک که ما با بحران بزرگِ آب و برق روبروییم ،که بخشی از آن محصول همان تغییر نام و از اولویت افتادنِ آب و برق در سیاست‌ها است، باید دو گام زیر را فوری برداریم تا مگر توفیقی به دست آید: در گام اول، نام وزارت آب و برق زنده گردد در گام دوم وزیری در ترازِ آن وزارتخانه ،با توجه به ارشدیتِ آن وزارتخانه (که نام پرآوازه‌ی آب و نیز برق را یدک می‌کشد) و نیز به ویژه با توجه به ناترازی و بحران بزرگ کنونی، برای آن انتخاب شود تا دولتی دوم در وزارت آب و برق شکل گیرد. وزیری که در شرایط کنونی این پتانسیل را دارد و با توان خود و بسیج متخصصان می‌تواند در حدّ و اندازه‌های رفع این بحران باشد گزینه‌های زیر است: مهندس بیژن زنگنه دکتر محمود احمدی‌نژاد غلامحسین کرباسچی محمد مخبر و بسا: اسحاق جهانگیری محمدباقر قالیباف با معاونت پرویز فتاح فراموش نکنیم اسم تعیین کننده است پس: اسمِ زیبا و گویای وزارت آب و برق را زنده کنید و سپس یکی از اسم‌های مشهورِ بالا را در رأس آن وزارتخانه قرار دهید. آن‌چه نوشته شد، یادداشت یک شهروند عادی و غیر متخصص در آن حوزه است که البته با نگرانی بحران‌ها را دنبال می‌کند و دل به کورسوهای امید بسته است http://T.me/baznegari

دهۀ نخستِ قرن دهۀ تغییرات مهم حضور رنگارنگ زنان در مراسم رونمایی از مجسمه شاپور ساسانی در شامگاه جمعه ۱۶ آبان ۱۴۰۴ در میدان ا
دهۀ نخستِ قرن                 دهۀ تغییرات مهم حضور رنگارنگ زنان در مراسم رونمایی از مجسمه شاپور ساسانی در شامگاه جمعه ۱۶ آبان ۱۴۰۴ در میدان انقلابِ تهران، همراه با جشن‌آواز از برگزار کنندگان تشکر می‌کنیم؛ دست‌شان درد نکند. رنگارنگی و ایرانی‌گرایی بیش باد. رنگارنگی و جشن در تاریخ خودِ انبیا نیز چشمگیر بود، و همچنین همتِ تمام‌شان سرزمین خودشان بود! پس، از دیدگاه دینی نیز می‌توان با آرامش خاطر از ایران و از جشن و از تنوعِ پوشش گفت. گمانم دهه نخست سده کنونی، برای ایران و مردمش دهه تغییرات مهم و تدریجی و درون‌زا است. (گمانم شخصیت‌های سیاسی جا مانده و بسا همچنان جا خواهند ماند). امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۷ @

از برای ایران تا ثبت جهانی منشور کوروش (با ثبت جهانی منشور کوروش منتظر واکنش رهبری و رئیس‌جمهور می‌مانیم) امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۶ رهبری نظام در اولین دیدار پس از تجاوز رژیم تروریست‌محور و آپارتایدی اسرائیل به کشورمان، از "ایران" گفتند و شنیدند، و خواهان سرود "ای ایران" شدند. این نخستین بار در جمهوری اسلامی از آغاز سلسله فقها در ۴۷ سال پیش است که رهبری نظام اسلامی چنین شفاف از ایران به خودی خود، آن‌هم در فضای پرشورِ آن دیدار، سخن گفت. اینک که بالاترین نهاد بین‌المللی و جهانی در امور فرهنگی یعنی یونسکو، منشور حقوق بشرِ کوروش کبیر ،پادشاه ایرانِ بزرگ، را پس از بررسی‌های کارشناسی و تأیید انتساب آن، به ثبت جهانی رسانده و آن را از نخستین منشورهای حقوق بشر جهان (که بر احترام به تنوع فرهنگی تأکید دارد) و «سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری» و «نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی» توصیف کرده، بیش از هر زمانی جا دارد که رهبری نظام و رئیس‌جمهور و نیز به ویژه رئیس دستگاه قضایی و دادگستریِ کشور، در باب این منشورِ ۲۵۰۰ ساله سخن گویند و اطلاعیه دهند و این موفقیت را با مردم‌شان به اشتراک گذارند و دوباره برای ایران هم‌آوا شوند و به سازمان صدا و سیما دستور دهند اینقدر با پخش سریال‌های تاریخی کره و دیگر همنوعان چشم‌بادامی، سعی بلیغ در شناساندن تاریخ هزاره‌های پیشِ آنان به مردم ایران نداشته باشند و از پرسه زدن در کوچه پس‌کوچه‌های تاریخ پادشاهانِ آنان به نمایش تاریخ گذشته‌های دورِ خودمان شیفت کنند. عظمت کوروش و منشور آن را بی‌آن‌که حتی از محتوای آن آگاه باشیم می‌توان در این نکته بسیار مهم دریافت که کشور مورد تهاجمِ کوروش یعنی عراق کنونی نیز همراه ایران و تاجیکستان جزو سه کشوری بود که پیشنهاد ثبت جهانی آن منشور را به یونسکو داد!!! (خوش‌تر آن باشد حدیث دلبران / گفته آید در حدیث دیگران). اگر رهبری و رئیس‌جمهور به این منشور و این توفیقی که از اعماق تاریخ به سمت ما ایرانیان در برابر دیدگان جهانیان جلوه کرد، بی‌توجهی کنند، موجب آزردگی خاطرِ بسیاری از ایرانیان بوده و مزه‌ی "برای ایران" را تلخ خواهد کرد. T.me/baznegari در همین باره: منشور حقوق بشر کوروش ثبت جهانی شد "اینجا"

منشور حقوق بشر کوروش، ثبت جهانی شد (تصویب رسمی منشور کوروش در یونسکو) در رویدادی تاریخی که دقایقی [ساعاتی] پیش ۶ نوامبر ۲۰۲۵
منشور حقوق بشر کوروش، ثبت جهانی شد (تصویب رسمی منشور کوروش در یونسکو)   در رویدادی تاریخی که دقایقی [ساعاتی] پیش ۶ نوامبر ۲۰۲۵ برابر با ۱۵ آبان ۱۴۰۴ در صحن چهل‌وسومین کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند به ثبت رسید «منشور کوروش کبیر» به‌عنوان یکی از نخستین منشورهای حقوق بشر جهان که بر احترام به تنوع فرهنگی تأکید دارد، به رسمیت شناخته شد. این قطعنامه (که از سوی ایران، تاجیکستان و عراق ارائه شد) منشور کوروش را «سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری» و «نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی» توصیف می‌کند. طبق این تصمیم، یونسکو موظف است آموزه‌های برگرفته از منشور کوروش را در برنامه‌های آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود تقویت کند. هدف این ابتکار آن است که ارزش‌های جهانی نهفته در این سند تاریخی از جمله مدارا، عدالت و احترام به تنوع فرهنگی و مذهبی برجسته شود. اصول منشور کوروش بر ترویج جامعه‌ای فراگیر و مبتنی بر همکاری فرهنگی تأکید می‌کند. منبع: وب‌سایت کمیسیون ملی یونسکو ایران. انتظار است در اولین سخنرانی رهبری نظام به این رویداد جهانی پرداخته شود امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۸/۱۶ T.me/baznegari

ولایت ، برخورداری ولایت را در اصل و حقیقت و در شکل دقیق و کامل، عبارت از "ولایت خدا" می‌دانند و دیگر ولایت‌ها فرع و تفویضی شمرده می‌شوند. حال اگر خوب به ولایت خدا (الله) بر بندگانش (ناس) بنگریم؛ هیچ کس در دایره آن ولایتِ الهی، بر دیگری برتری ندارد و همه در نزد او یکسان‌اند و در نتیجه شرط "برخورداریِ" خلق‌الله از مواهبِ ولاییِ خدا همچو: تنفّس، آب، هوا، خاک، گیاهان، درختان، رودها، دریاها، جنگل‌ها، کوهستان‌ها، نمای زیبای آسمان، مظاهر طبیعت و...، مشروط و وابسته به قومیت و ملت، رنگ پوست، نژاد، دین، مذهب، زن یا مرد، کودک یا بالغ، عابد یا غیرعابد، این دین یا آن دین ... نیست (و طبیعی است که در ولایت تشریعی خدا نیز همان عدل و عدم تبعیض حکم‌فرما می‌باشد)؛ اما در نظام ولاییِ تعریف‌شده در افکار کلامی و اعتقادات سنتی ما و به تبع آن در نظام ولاییِ حکومت کنونی ما، برخورداریِ افراد در بسیاری از حوزه‌های زندگی، مشروط به تبعیض‌های غیر خدایی می‌شود. بله برخورداری در حوزه‌ی عام و مطلقِ ولایت خدا تبعیض‌بردار نیست اما ما ولایت‌مان گویا بر مدار تبعیض بنا شده است. این واقعیتِ مهم را در مقام انتقاد از وجود مشکل در ولایت سیاسی کشورمان نگفتم چه، چنین حق و تفسیری برای این نوع ولایت، برخاسته از میراثی است که با گذر زمان به دست صاحبان کنونی ولایت رسیده (و تازه اینان تا جایی که توانسته‌اند انعطاف نشان داده و ناخواسته از میراث عدول‌ها کرده‌اند) بلکه این مطلب را دقیقاً در انتقاد از همان میراثِ پالایش‌نشده و ناسازگاریِ آشکار میان سمت‌وسویِ ولایت خدا بر بندگان با ولایت افراد بر مردم که در آن میراث موج می‌زند (و وضعیت کنونی کشور حاصل همین تعارض است) نوشتم. امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۵ T.me/baznegari

(جامعه پسا-خرافات، علی ملک‌پور صفحه ۲) درست‌تر شاید این باشد که اذعان کنیم که ما به تدریج به سوی یک جامعه پسا-خرافات پیش می‌رویم. تفاوت این دو یعنی دین و خرافات این است که دین از منظر باورمندان و نیز از دیدگاه جامعه‌شناسان دین دارای کارکردهای انسجام‌بخشی، تامین آرامش روانی، تقویت وجدان جمعی، کنترل اجتماعی درون‌زا و بالاخره تمهید یک زیست اخلاقی است و این همه در تعریف خرافات نمی‌گنجد. این نقطه تمایز و  تفکیک دین از خرافات است. خرافات کم و بیش در همه جوامع بشری یافت می‌شود ولی دانشمندان به نحله‌های خرافی نمی‌گروند در حالی که تعداد دانشمندان دین‌باور در همه رشته‌های علمی با تخصص‌های بالا کم نیستند. علاوه بر این، خرافات در همه صور آن عاری از معانی بلند انسانی است و قدرت اقناع عقل سلیم را ندارد؛ دین و مذهب اما این قابلیت را دارد که الهام‌بخش معانی و منویات معنوی و دوران‌ساز باشد و به رغم کارنامه قابل انتقاد دین‌باوران و حکومت‌های دینی در تاریخ، ولی باز خدمات و حسنات این نهاد دیرپا هم قابل انکار نیست و معلوم نیست با فرض محال با انحلال اندیشه و ایمان دینی، جوامع  بشری سعادتمندتر از آنچه در گذشته بوده  و یا اکنون است، می‌بود. بهترست بگوییم ما در شرف جامعه پسا- خرافات هستیم. این تحول مهم و امیدبخش نیز البته به وضوح آشکار است چندان که مشاهده روزمره همه ما در کوی و برزن و خانه و خیابان حکایت از رشد نوعی عقلانیت جمعی در نقد و طرد خرافات است و گویا جامعه ایرانی از پس رسوب هزاره‌های خرافه‌گرایی و عقل‌‌گریزی، نسیم فرح‌بخش خردمندی را استشمام می‌کند. شهروند ایران امروز کمتر از گذشته  اسیر خرافات است و در هر سطحی از سواد و اگاهی به درجاتی از اندیشه خرافی فاصله می‌جوید؛ خواه این خرافات ریشه در باورهای  دین سنتی داشته باشد یا از نوع خرافات غیردینی به شمار آید. ضعف بنیا‌نهای عقیدتی و معنوی جامعه خواه از نوع دین‌گریزی باشد یا از دین‌ستیزی خشونت‌طلبانه علیه باورهای دینی یا افراد و مراکز مذهبی، می‌تواند نشانه‌ای از بحران‌های اجتماعی در حال و آینده پیش‌رو تلقی شود، ولی در هر حال  عبور از خرافات و لوازم و حواشی آن طلیعه ظهور خرد در جایگاه شایسته آن است. خرافات دشمن عقل و رقیب  دین است. خرافات عقل را منزوی و دین را آلوده می‌خواهد و نیز ضد رشد فردی و مانع توسعه ملی است در حالی که بر مبنای  نظریه های جدید علمی دین می‌تواند کارکردهای توسعه‌گرایانه داشته و اسباب و انگیزه‌های تعمیم  مشارکت مدنی را تقویت کند. یافته‌های پیمایش ملی ۱۴۰۲ همچنین نشان می‌دهد که ما با تحول در امر دینی مواجه‌ایم و نه انکار و عبور از باورهای دینی. هنوز افراد کاملا بی‌دین کمتر از یک‌چهارم شهروندان ایرانی را در بر می‌گیرد و  باورمندان به دین هم در سطوح متفاوتی به دین و احکام و مناسک فردی و جمعی  اعتقاد دارند و به هیچ وجه نسبت‌ها در گروه‌های اجتماعی همسان نیست. عبور جامعه از دین هم در مقام نظر و هم در تجربه بشری نه مقدورست و نه مطلوب، زیرا نهاد دین در کنار دیگر نهادهای اجتماعی از جمله خانواده،  مالکیت، سیاست و بالاخره تعلیم و تربیت، ارکان زیست جمعی را قوام می‌بخشد، بدیهی است که  هیچ یک از این ویژگی‌ها را نمی‌توان در خرافات جست‌و جو کرد. با این توصیف‌ به نظر می‌رسد جامعه ایرانی با بیش از ۱۴ میلیون تحصیل‌کرده دانشگاهی و حدود ۴ میلیون دانشجو، در شرف وداع با طیف وسیعی از خرافات هزاران ساله است. این نوزایی فرهنگی و دینی  که از سپیده‌دم جنبش مشروطیت آغازیدن گرفت، اینک قوام و دوام درخور یافته و بازگشت‌ناپذیر می‌نماید. اکنون بر حاملان و کاسبان "صنعت خرافات" است که در پی آموختن حرفه موجه‌تری باشند  زیرا  نسل نو را در وادی خرافات همراه خود نخواهند داشت. دین‌باوران نیز که از آمیختگی دین و خرافه سخت دلزده و ناخرسندند، در طلیعه جامعه پسا- خرافات باید به واکاوی باورهای سنتی پرداخته و بیش از پیش نهاد دین و سازمانهای دینی را به خدمت اجتماع و توسعه ملی درآورند و ذیل دین‌باوری معاصرتی مبشر کرامت انسان، مروج حقوق بشر و عقلانیت باشند و این همه را به زیور اخلاق درآمیزند تا از جانب جامعه و نسل نوخاسته ایرانی  با طیب خاطر پذیرفته شده و به خدمت و خلاقیت همت گمارند. ای خوش آن روزی که منادیان و مروجان خرافات دینی و غیردینی از نقش تاریخی خود منعزل شده تا در پس عزلت ایشان، راه رشد جامعه از خرسنگ‌های خرافات پاک‌سازی شود. کانال بازنگری (ترکاشوند) منبع: کانال نویسنده (علی ملک‌پور) "اینجا" و روزنامه همدلی "اینجا". صفحه اولِ این یادداشت "اینجا"

جامعۀ پساخرافات علی ملک‌پور (جامعه‌شناس) ۱۴۰۴/۸/۱۴ برخی جامعه‌شناسان ایرانی از جامعه پسا-دینی سخن می‌گویند. من با این مفهوم م
جامعۀ پساخرافات علی ملک‌پور (جامعه‌شناس) ۱۴۰۴/۸/۱۴ برخی جامعه‌شناسان ایرانی از جامعه پسا-دینی سخن می‌گویند. من با این مفهوم موافق نیستم زیرا هم تجربه زیسته من در عرصه عمومی و هم یافته‌های تجربی از جمله یافته‌های طرح پیمایش ملی نگرش‌ها و گرایش‌های ایرانیان ( ۱۴۰۲) نشان می‌دهد که باور مردم به دین به صور مختلف تحول یافته است ولی این تحول سمت و سوی انکار حداکثری دین را نشان نمی‌دهد بلکه تحولی از نوع بازاندیشی در باورهای دینی و البته کاهش پای‌بندی به مناسک عملی و مشارکت در مجامع و مراکز مدهبی است‌؛ از جمله چندی پیش یکی از مقامات نهاد مدیریت مساجد کشور اظهار داشت که از ۷۵ هزار مسجد موجود در ایران حدود ۵۰ هزار باب آن غیرفعال است و تنها یک سوم کل مساجد کشور یعنی ۲۵ هزار باب به طور منظم و مشهود فعالیت دینی و تبلیغی دارند. اصل تحول در نگرش‌ها و باورهای مردم و به ویژه نسل جدید به دین کاملا پذیرفتنی است اما هنوز ما با جامعه پسا-دینی مواجه نیستیم آنگونه که این اصطلاح مثلا در مورد جامعه پسا-فئودالیسم به کار می‌رود. ادامه در صفحه ۲ ، لینک زیر:

این اندازه که شما از امام خمینی می‌ترسید، پیغمبر از خدا نمی‌ترسید در این‌جا توجه خوانندگان کانال بازنگری را به این خاطره بسیار مهم از دهه شصت و دوران جنگ تحمیلی که از سوی محمد تقی بانکی (رئیس سازمان برنامه و بودجه [۶۰ تا ۶۳] و وزیر نیرو [۶۴ تا ۶۶]) بیان شده جلب می‌کنم تا دریابید در آن زمان، حتی سران قوا تا چه اندازه مسحور شخصیت امام خمینی بودند به گونه‌ای که در برابرش چه راحت، زبان‌شان بند می‌آمد!!!. گمانم رهبر کنونی نیز توانسته تا حدود زیادی این فاصله را میان خود با سران حتی رؤسای جمهور حفظ کند. امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۰ محمدتقی بانکی: 《‌‏در سال ۶۴ یک تیمی بودیم که به ابتکار آقای بهزاد نبوی رفتیم از آقای‌‎ ‌‏موسوی اردبیلی اجازه گرفتیم که خدمت‌شان برسیم و هر دو هفته یک‌‎ ‌‏‌بار خدمت ایشان می‌رسیدیم. یک عد‌ه‌ای بودند، آقای سلامتی آقای ‌‎نمازی آقای محمدعلی نجفی بود آقای محسن نوربخش و آقای بهزاد نبوی آقای محسن هاشمی آقای سیدمحمد خاتمی که آن موقع وزیر‌‎ ‌‏ارشاد بود و یک عده هم از مجلس می‌آمدند مثل آقای دعایی و... و در ‌‎ ‌‏آن جلسات و در آن موقعی که کابینه دوم آقای موسوی مطرح می‌شد که‌‎ ‌‏مثلا آقای محتشمی وزیر کشور بشود یا نشود در یک جلسه‌ای ما پیله ‌‎ ‌‏کردیم به آقای موسوی اردبیلی که سرنوشت جنگ چگونه می‌خواهد ‌‎بشود؟ آقای موسوی اردبیلی رسما می‌گفت جنگ باید تمام شود. می‌گفتیم پس چرا تمامش نمی‌کنید؟ می‌گفت ما خیلی این کار را کردیم. ‌‎یک دفعه من و آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای رفتیم خدمت امام که‌‎ ‌‏بگوییم آقا دیگر جنگ باید پایان برسد. در آنجا که رفتیم به آقای هاشمی ‌‎گفتیم که تو حرف بزن. ایشان هم گفت چشم. وقتی امام تشریف آوردند ‌‎ ‌‏فرمودند چه کار دارید؟ هاشمی گفت عرضی نداریم؛ آمدیم احوال‌تان را ‌‎بپرسیم و امام گفت حالم خوب است و پا شد رفت. برگشتیم به آقای ‌‎ ‌‏هاشمی ... وقتی آقای اردبیلی این را گفت آقای نمازی برگشت گفت‌‎ ‌‏این اندازه که شما از امام می‌ترسید، پیغمبر از خدا نمی‌ترسید》 (منبع؛ پرتال امام خمینی، کتاب عصر جهاد، دوران خدمت فصل سوم‌‌‏ خاطرات ‌‏محمدتقی بانکی‌‎ ص ۱۱۸ "اینجا" + کانال آوای خرد "اینجا") کاش در کنار سران قوا، دکتر حسین نمازی نیز به حضور امام خمینی می‌رسید بلکه بی‌جهت مسحور نمی‌شد و زبانش بند نمی‌آمد و حرف دلِ سران مبنی بر لزوم خاتمه جنگ را با او در میان گذاشت. عباس تاج زبانش بند نیامد روزی مرحوم مهندس مصطفی کتیرائی (وزیر مسکن و شهرسازی در دولت موقت بازرگان) را دیدم و شرح آنچه از مهندس تاج وزیر نیروی دولت بازرگان در اعتراض به امام خمینی در جایی خوانده بودم را جویا شدم. او نیز آن اعتراض را واقعی دانست و شرح داد که: هیئت دولت بازرگان در قم به حضور امام خمینی رسیدیم. می‌دیدیم آنجا برخی افراد بودند که دست امام را می‌بوسیدند. جلسه آغاز شد؛ به یکباره مهندس تاج خطاب به امام شروع به سخن کرد و اعتراض نمود که چرا اجازه می‌دهید مردم دست‌تان را ببوسند و شروع کرد به توضیح دادن که این کار مخالف روح اسلام است! ما جا خوردیم از سخنان مهندس تاج، اما امام خمینی حرف مهندس تاج را تأیید کرد و ادامه داد: [گمانم مهندس کتیرایی از قول امام نقل کرد که هنگام ورودم به ایران] "آنقدر دستم را بوسیدند که دستم تاول زد". مهندس کتیرائی در ادامه به ذکر توجیهی از امام در آن جلسه پرداخت که گواه چاره‌ای نداشتن یا دلخوش بودن برخی‌ها به این امور بود که من خوب در خاطرم نمانده. آری مهندس تاج‌َم آرزوست که بی‌لکنت حرف خود را بزند

این‌ها که گفته شد خوب است باور می‌کنیم اما انتظار مردم از رئیس‌جمهور و رئیس دولت‌شان این نیست که او، آن‌طور به خود سخت گیرد (البته اگر گرفت مایه خشنودی است) بلکه انتظار ملت از آن جایگاه این است که معیشت مردم و سطح رفاه‌شان را در مدت حکمرانی‌اش بهبود بخشد! آیا چنین بود؟ آیا سطح معیشت و رفاه و برخورداری از نعمت‌ها، در دوران مرحوم رئیسی افزایش یافت؟ یا نه، همان ماند که بود و یا فقر بیش از پیش افزایش یافت؟ بله باید به این‌ها پرداخت پزشکیان هم از نهج‌البلاغه و حق سخن بگوید ولی مادامی که در بر همان پاشنه و امواج گرانی بچرخد، چه فایده! دورانِ ذوق کردن به این‌که امام علی نان خشک را با زانو می‌شکسته و می‌خورده و یا جامه‌اش را وصله می‌زده، به سر آمده! بلکه باید پرسید مردم آن عصر در پرتو دولت علی (ع) به چه سطحی از رضایت و رفاه رسیدند؟ امام علی به خود بالید که با اجرای سیاست‌ها و برنامه‌هایی در حکومتش، عموم مردم شهر کوفه و مشخصاً دهک‌های کم‌درآمد، به رفاه (رفاه متناسب با آن زمان) رسیدند و مشکل «خوراک ، مسکن و آب شُرب» ندارند (ر.ک: اینجا) امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۸/۰۹ @baznegari ویدئو "اینجا"

دولت و حکومت مردم‌آزاری نکنند (گام اول از وظایف حکومت نسبت به ملت) 《چگونه مردم و انسجام ملیِ دوران جنگِ ۱۲ روزه را حفظ کنیم؟ سیاست‌هایی که باعث ناراحتی مردم می‌شود را کنار بگذاریم. دولت و حکومت مردم‌آزاری نکنند》 (مصاحبه با حسین علایی، رئیس اسبق ستاد مشترک سپاه "اینجا") نمونه‌هایی از مردم‌آزاری حکومت در حق مردم که رفع آن، خرجی ندارد: ✔️رفع فیلتر تلگرام، اینستاگرام و... که اعصاب مردم را به هم ریخته ✔️دادن گواهینامه موتورسیکلت به بانوان (چرا خلبان و راننده اتوبوس و کامیون و سواری و حتی ترکِ موتور آری اما این نه! ) ✔️رفع جرم‌انگاری از فقدان روسری ✔️کم کردن انعکاس اخبارِ فلسطین و پررنگ‌تر شدن اخبار مربوط به ملتِ خودمان (اُمت هم که بخواهید بسازید [که البته بعید است بتوانید] ابتدا باید از رشد و رفاه ملت خود آغاز کنید تا الگویی عینی به نمایش گذارید) ✔️کاستن از حضور آخوندها در شبکه‌های تلویزیون (باور کنید نمایش بی‌شمار آنان در شبکه‌های مختلف، روی اعصاب مردم است. بسیاری از بهترین دوستان من، در آن سِلک هستند! پس این درخواستِ فردی بدخواه آنان نیست؛ من دوستدار آنان‌ام) امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۸/۰۵ T.me/baznegari/1642

حماس توافقِ ترامپ‌محور با اسرائیل را در راستای منافع ملت فلسطین اعلام کرد گروه‌های مختلف فلسطینی هم‌صدا معتقدند اجرای این توافق (توافق حماس با اسرائیل با ابتکار آمریکا و مشارکت قطر و مصر و ترکیه) در راستای منافع ملت فلسطین است متن خبر: 《حماس از آغاز اقدامات مرحله دوم توافق غزه خبر داد. «حسام بدران» عضو دفتر سیاسی جنبش حماس با اشاره به اینکه وجه ممیز این دور از مذاکرات، مشارکت تعداد زیادی از گروه‌های فلسطینی است،‌ ادامه داد: ما دیدارهایی با گروه‌های مختلف برگزار کردیم و همه آن‌ها به صورت متفق‌القول معتقدند اجرای این توافق در راستای منافع ملت فلسطین، به ویژه در نوار غزه است》 منبع، کانال اخبار سپاه قدس "اینجا". مبارک است انشاءالله؛ امید که به فرجام رسد و رنج دیرینه فلسطینیان و تبعیضی که علیه‌شان بود پایان پذیرد. کاش جمهوری اسلامی می‌توانست در این مسیر مشارکت کند و سهمی در کاهش آن رنج و در احقاق حق‌شان ایفا کند؛ نمی‌دانم شاید ناملموس و غیرمستقیم چنین بوده، خدا داند. اگر آمریکا بتواند این خدمت به مردم فلسطین را به نقطه‌ی پایانی و مطلوبِ فلسطینیان برساند، در این صورت متولیان جمهوری اسلامی ایران نیز باید به پاس این اقدام تاریخی‌شان، دشمنی با امریکا را کنار گذارده و روابط رسمی و دیپلماتیک با آن کشور را از سر گیرند و بر گذشته صلوات فرستند، به ویژه که آنان در مقاطعی پیشنهاد عادی‌سازی روابط داده‌اند (وَ إن جنحوا للسِّلم فاجنَح لها و توکّل علی الله -سوره انفال آیه ۶۱-) کانال بازنگری | امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۸/۰۳ @baznegari

فروپاشی هسته/ایمان امیر ترکاشوند: نزدیک به دو هفته پیش، نان بربری ساده و گِرد را به قیمت هر عدد هفت هزار تومان خریدم؛ سپس چند
فروپاشی هسته/ایمان امیر ترکاشوند: نزدیک به دو هفته پیش، نان بربری ساده و گِرد را به قیمت هر عدد هفت هزار تومان خریدم؛ سپس چند روز پیش همان نان را از همان نانوایی به قیمت بیست هزار تومان خریدم، یعنی ۱۸۵ درصد افزایش و تقریبا سه برابر شدنِ آن. همان نانوایی نان لواشِ بی‌کیفیت که با یک باد خشک می‌شود را تا دو هفته پیش هر عدد ۱۲۰۰ تومان (صد تومان بالا پایین) می‌داد و از چند روز پیش هر عدد ۴۰۰۰ تومان شد! یعنی افزایشِ ۲۳۵ درصدی و تقریبا سه و نیم برابر شدنِ آن. آنچه گزارش کردم نقل یک نانوایی دو نانوایی (و یک کالا و دو کالا) نیست بلکه در بیشتر نانوایی‌ها که مراجعه داشتم همین حکایت جاری بود. الکذب هو خراب الایمان (دروغ ویرانگر ایمان است)؛ حال اگر دروغ در حکمرانیِ مبتنی بر دین و ایمان باب شود نتیجه می‌گیریم که ایمان در آن حکمرانی فرو پاشیده و ویران شده؛ یعنی هسته رفته و پوسته‌ها برجاست؛ خب چه فایده!؟ (۱۴۰۴/۰۸/۰۳) معاون استاندار تهران: قیمت نان افزایش نمی‌یابد. نرخ فعلی نان، نرخ منصفانه‌ای است. هیچ برنامه‌ای برای افزایش قیمت نان وجود ندارد و با هرگونه تخلف در این زمینه برخورد خواهد شد.