💌 دلنوت
رفتن به کانال در Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
نمایش بیشتر941
مشترکین
-124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
941
پنكه سقفى مىچرخيد. عطر نارنج از پنجرهی توى خانه میدويد. صداى خوراك درست كردن مادر مىآمد. براى خودش آواز مىخواند. راديو يكبند چرند مىبافت.
من تنها بودم.
كف اتاق روى ملحفهاى سپيد و خنك، مثل ابر، مىخوابيدم. همه چيز ساكن مىايستاد تا من بخوابم.
پدر براى ناهار به خانه مىآمد و دوباره زود مىرفت. آن روزها پدر خوشحال بود. كار مىكرد. كُت خيس پدر شبها كنار بخارى خشك مىشد.
از آن روزها فقط راديو روشن باقى مانده است.
پايان
#مرتضی_دربهشتی
@delnote
941
♥️
هر چی بیشتر منتظر چیزهای خوب بمونی، خود این انتظار تبدیل میشه به هزینهای که داری پرداخت میکنی. نوعی سرمایهگذاری. بعد، کار پیچیده میشه. اگر محقق بشه که عالیه اما اگر نشه، دست کشیدن از اون "انتظار" سخت میشه چون براش "خرج" کردی از عمرت، شوقت، تخیلاتت و زندگیت.
کمالگراها هم انگار همیشه "منتظر" چیزی هستند که حتی درست نمیتونن توصیفش کنند؛ اما میدونند "خوبه". خودشون رو شایستهی اون حد از خوبی میدونند و نه کمتر. و وقتی سالها میگذره و خبری از تحقق آرزوها و مطلوبات نیست، نمیتونن بیخیالش بشن یا لااقل تعدیلش کنند. چون "تا الان صبر کردم! اگر قرار بود به کمتر قانع باشم، همون پنج سال پیش اوکی میدادم!". برای اینکه انتظار و رنجِ پنجساله بیاعتبار و بیحرمت نشه، توی این "انتظار" گیر میفته و نمیخواد یا نمیتونه بیاد بیرون.
پس یا باید دردِ خروج از انتظار و توقف رویاپردازی رو تحمل کنه و راحت بشه، یا همچنان به وضع موجود ادامه بده، بلکه اتفاق مثبتی بیفته. تجربه بشری میگه معمولا بهتره از یه جایی به بعد آدم واقعیات رو بپذیره و اون دردِ خروج از انتظار بیثمر یا دور-ثمر رو تحمل کنه.
#معین_دهاز
@delnote
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
