fa
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

رفتن به کانال در Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

نمایش بیشتر
940
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
تسلیت به مردم ایران و بندرعباس❤️‍🩹🖤 @delnote
تسلیت به مردم ایران و بندرعباس❤️‍🩹🖤 @delnote

♥️ دلتنگت باشم صبح، دلتنگت باشم ظهر، دلتنگت باشم عصر، تو مگر قرص‌های مقرری... #رویا_شاه‌حسین‌زاده @delnote

آیا سرمازدگان شهر جذامی را آن دلیری‌ هست که با دستان باور درها را بگشایند؟ آیا با نخستین شکوفه تن چرکین زمستانِ جای‌گزیده در ذهن طلسم‌شده را به دستان گرم آفتاب خواهند سپرد؟ آیا پژولیدگان عبور از توفان که دستانِ یخ‌زدۀ یکدیگر را از یاد برده‌اند در پلک شب‌زده روزنی را برای تماشای بهار خواهند گشود؟ #موسی_اکرمی @delnote

دهم آیا سرمازدگان شهر جذامی را آن دلیری‌ هست که با دستان باور درها را بگشایند؟ آیا با نخستین شکوفه تن چرکین زمستانِ جای‌گزیده در ذهن طلسم‌شده را به دستان گرم آفتاب خواهند سپرد؟ آیا پژولیدگان عبور از توفان که دستانِ یخ‌زدۀ یکدیگر را از یاد برده‌اند در پلک شب‌زده روزنی را برای تماشای بهار خواهند گشود؟ #موسی_اکرمی @delnote

و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد و باران تندی گرفت و سردم شد، آن‌وقت در پشت یک سنگ اجاق شقایق مرا گرم کرد #سهراب_سپهری
و یک‌بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد و باران تندی گرفت و سردم شد، آن‌وقت در پشت یک سنگ اجاق شقایق مرا گرم کرد #سهراب_سپهری @delnote

با خواندن ادبيات خوب به هزاران فرد تبديل مى‌شوم و همچنان خودمم. #سی_اس_لويس @delnote

🎵”آهوی وحشی” #فرامرز_اصلانی #Lana_Del_Rey @delnote

تو را نمی‌دانم اما این اردیبهشت دارم به داشتنت فکر می‌کنم. بی‌گمان اولین بوسه، عجیب به اردیبهشت می‌آید. دارم فکر می‌کنم به باران. اینکه باید دستِ کم چند آغوش زیرِ بارانش کنارت قدم بزنم. باید موهایم را پشتِ گوشم بدهم، یک نفس عمیق بکشم و لبخند به لب هایم بنشانم و با خیالِ راحت بیایم به تو.. به داشتنت... تو را نمی‌دانم، اما این دل که من می‌شناسمش بند است به عشق... به اردیبهشت‌های دوست داشتنت... #مریم_قهرمانلو @delnote

من عاشقِ همان دوستت دارم‌هایی هستم که نمی‌گویی! که با نگاهت دلم می‌لرزد؛ که فقط می‌گویی مواظب خودت باش #لیلا_مقربی @delnote
من عاشقِ همان دوستت دارم‌هایی هستم که نمی‌گویی! که با نگاهت دلم می‌لرزد؛ که فقط می‌گویی مواظب خودت باش #لیلا_مقربی @delnote

🎵”هزار و‌یک شب” #عرفان_طهماسبی @delnote

آدم گاهی خودش هم می‌داند همینطور الکی دارد ادامه می‌دهد، ولی مجبور است ادامه بدهد. یعنی عزیزم مجبور است بگوید چه گل‌ خوش‌بویی و ادامه بدهد، بگوید چه موسیقیِ معرکه‌ای و ادامه بدهد، بگوید چه هوای خوبی و ادامه بدهد. آدم مجبور است که به چیزهای کوچکِ بی‌اهمیت چنگ بزند تا بتواند ادامه بدهد. #دلنوشته @delnote

‏حالا آرامم عزیزم، ‏اما آرام بودن دلیل بر شاد بودن نیست... ‏#یلدا_سیدی @delnote

غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می فهمد. من
غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می فهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتاً. ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت های دلپذیر. و همین.  از نامه #سهراب_سپهری به احمدرضا احمدی @delnote

♥️ تقدیر فلسفه‌ی نمی‌دانم‌های خداست! #لیلا_زارع @delnote

🎵”Luck and Strange “ #David_Gilmour @delnote

🎵”Windmills of Your Mind” #Farhad_Mehrad @delnote

♥️ برای من اینکه سعدی گفته بود آدمیان اعضای یک پیکرند برای ایمان به خرد او کافی است. درکی شگفت انگیز از یگانگی عمیقی که در هستی جاریست، از یکی بودن سرشت و سرنوشت انسان‌ها. یگانگی‌ای از جنس همین واقعیت جهان که همه ما یک هوا را تنفس می‌کنیم، که همه ما درگیر دم و باز دم یکدیگریم. هوایی که من بازدم می‌کنم کسی پیش از من دمیده و کسی پیش‌تر از او و دیگری پیش‌تر و به همین ترتیب از پیش و پس. یگانگی‌ای از جنس همین واقعیت جهان که اندوه کسانی که دوستشان داریم ما را اندوهگین می‌کند و اندوه ما کسانی را که ما را دوست دارند، و سپس اندوه آنها دیگرانی که دوستشان دارند و باز به همین ترتیب. ‌یگانگی‌ای از جنس همین واقعیت که ما بدن‌های جدا را ریسمان‌ واحدی به هم دوخته، ریسمانی از جنس عشق که اندوه ما را به هم و شادی‌هایمان را به هم و دلواپسی و دل‌آرامی‌هایمان را به هم گره می‌زند. ریسمانی که از هر جا پاره شود فرقی نمی‌کند. ما همانیم که سعدی گفته بود: درد یکی دیگران را هم بیقرار می‌کند. حکمتی که اگر درک می‌کردیم خودخواهی از جهان رخت بر می‌بست… #امیرعلی_بنی‌اسدی @delnote

هیچ‌کس به اندازه‌ی او رنج‌ نمی‌کشید و هیچ‌کس به اندازه‌ی او از زیبایی‌های کوچک لذت نمی‌برد. او آمیزه‌ای غریب از درد و شادکامی بود و همواره لبخند اشک‌آلودی بر روح خود داشت. #دلنوشته @delnote