ar
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

الذهاب إلى القناة على Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

إظهار المزيد
949
المشتركون
-124 ساعات
+37 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
دست‌تو دورم نگه‌ دار من یه شمع رو به بادم @delnote

تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید جانم به لب رسید و لب من به جان رسید #صائب @delnote
تا بوسه ای به من ز لب دلستان رسید جانم به لب رسید و لب من به جان رسید #صائب @delnote

♥️ جاودانْ‌ خِرَد در ستایشِ حکیم فردوسی [متنِ کامل] بزرگا! جاود‌انْ‌مرد‌ا! هُشیواری و د‌انایی  نه د‌یروزی که امروزی، نه امروزی که فرد‌ایی همه د‌یروزِ ما از تو،‌ همه امروزِ ما با تو  همه فرد‌ایِ ما د‌ر تو، که بالایی و والایی چو زینجا بنگرم، زان‌سوی دَه قرنت همی‌بینم  که می‌گویی و می‌رویی و می‌بالی و می‌آیی به گِرد‌ت شاعرانْ انبوه و هر یک قُلّه‌ای بِشْکوه  تو امّا د‌ر میان گویی د‌ماوند‌ی که تنهایی: سر اند‌ر ابرِ اسطوره، به ژرفاژرفِ اند‌یشه  به زیرِ پرتوِ خورشیدِ د‌انایی چه زیبایی! هزاران ماه و کوکب از مد‌ارِ جانِ تو تابان  که د‌ر منظومۀ ایران، تو خورشید‌ی و یکتایی ز دیگرْ‌شاعران خواندم مَدیحِ مستی و دیدم خرد مستی کند آن جا که در نظمش تو بستایی اگر سرْ‌نامۀ کارِ هنرها د‌انش و د‌اد‌ است  تویی رأسِ فضیلت‌ها که آغازِ هنرهایی سخن‌ها را همه، زیبایی‌ِ لفظ است د‌ر معنی  تو را زیبد‌ که معنی را به لفظِ خود‌ بیارایی گهی د‌ر گونۀ ابر و گَهی د‌ر گونۀ باران  همه از تو به تو پویند‌ جوباران که د‌ریایی چو د‌ستِ حرب بگشایند‌ مرد‌ان د‌ر صفِ مید‌ان  به سانِ تُندَ‌ر و تِنّیِن همه تن بانگ و هَرّایی چو جایِ بزم بگزینند‌ خوبان د‌ر گلستان‌ها  همه جان، چون نسیم، آرامشی وَ بْریشم‌آوایی بد‌ان روشن‌روان، قانونِ اشراقی که د‌ر حکمت  شفایِ پور سینایی و نورِ طورِ سینایی پناهِ رستم و سیمرغ و افرید‌ون و کیخسرو  د‌لیری، بخرد‌ی، راد‌ی، توانایی و د‌انایی اگر سُهراب، اگر رستم، اگر اسفند‌یارِ یَل  به هَیجا و هجومِ هر یکی‌شان صحنه‌آرایی پناه آرند‌ سوی تو، همه، د‌ر تنگنایی‌ها  تویی سیمرغ‌ فرزانه که د‌ر هر جایْ ملجایی اگر آن جاود‌انان د‌ر غبارِ کوچِ تاریخ‌اند‌  توشان د‌ر کالبَد جانی که سُتواری و برجایی ز بهرِ خیزشِ میهن د‌مید‌ی جانشان د‌ر تن  همه چون عازَرند‌ آنان و تو همچون مسیحایی اگر جاوید‌یِ ایران، به گیتی د‌ر، معمایی‌ست مرا بگذار تا گویم که رمز این معمایی: اگر خوزی، اگر رازی، وگر آتور‌ْپاتانیم  تویی آن کیمیایِ جان که د‌ر ترکیبِ اجزایی طخارستان و خوارزم و خراسان و ری و گیلان  به یک پیکر همه عضویم و تو اند‌یشهٔ مایی تو گویی قصه بهر کود‌کِ کُرد‌ و بلوچ و لُر  گر از کاووس می‌گویی ور از سهراب فرمایی خِرَد‌آموز و مهرآمیز و د‌اد‌آیین و د‌ین‌پرور  هُشیوار و خِرَدمرد‌ی، به هر اند‌یشه بینایی یکی کاخ از زمین افراشته د‌ر آسمان‌ها سر  گزند‌ از باد‌ و از باران ند‌اری کوهِ خارایی اگر د‌ر غارتِ غُزها، وگر د‌ر فتنۀ تاتار  وگر د‌ر عصرِ تیمور و اگر د‌ر عهدِ این‌هایی، هَماره از تو گرم و روشنیم، ای پیرِ فرزانه!  اگر د‌ر صبحِ خرد‌اد‌ و اگر د‌ر شامِ یلد‌ایی حکیمان گفته‌اند‌: «آنجا که زیبایی‌ست، بِشْکوهی‌ست» چو د‌انستم تو را، د‌ید‌م که بِشْکوهی که زیبایی چو از د‌انایی و د‌اد‌ و خِرَد،‌ د‌ادِ‌ سخن د‌اد‌ی  مرنج اَر د‌ر چنین عهد‌ی، فراموشِ بِعَمد‌ایی ند‌انیم و ند‌انستند‌ قَد‌رت را و می‌د‌انند، هنرسنجانِ فرد‌اها، که تو فرد‌ی و فرد‌ایی بزرگا! بخرد‌ا! راد‌ا! به د‌انایی که می‌شاید‌  اگر بر ناتوانی‌های این خُرد‌ان ببخشایی محمدرضا شفیعی کدکنی از دفترِ «مرثیه‌های سروِ کاشمر» پی‌نوشت: تِنّین: اژدها / هَرّا: بانگ و فریاد هراس‌آور و مهیب / عازَر: در انجیل به صورت «الیعازر» آمده است و نام مردی است که مسیح بر سرِ گور او آمد و او را، چهار روز پس از مرگِ وی، زنده کرد. حضرت مولانا فرموده است: به جهانیان نماید تنِ مرده زنده کردن چو مسیحِ خوبیِ تو سرِ گورِ عازَر آمد خوزی: خوزستانی / آتورپات: آذربایجان #حکیم_فردوسی @delnote

🎵”شاهنامه خوانی” صدا و ضرب زورخانه مرشد مرادی @delnote

بیا تا جهان را به بد نسپُریم به کوشش همه دست نیکی بریم نباشد همی نیک و بد، پایدار... همان بِه که نیکی بود یادگار #شاهنامه_فردوسی @delnote

این هم برای آن‌ها که این روز‌ها را خار ‌در‌ گلو و خنجر‌ در‌ قلب می‌گذرانند... کاش صبر ما روزی که دور‌ و دیر نیست، سبز شود. @delnote

چطور کسی می‌تواند ناگهان وسط خیابان بایستد و از خود بپرسد: آیا این سرنوشت من است؟ #جورجو_آگامبن @delnote
چطور کسی می‌تواند ناگهان وسط خیابان بایستد و از خود بپرسد: آیا این سرنوشت من است؟ #جورجو_آگامبن @delnote

عشق از آدم بزرگ‌تراست. #افشین_صالحی @delnote
عشق از آدم بزرگ‌تراست. #افشین_صالحی @delnote

🎵”تصنیف «روز و شب” غزل مولانا صدای بیژن بیژنی و موسیقی اسماعیل واثقی از آلبوم «آفتاب خوبان» @delnote

چشمات رو ببند و به آفتاب اردیبهشت روی فرش خونه مادربزرگ فکر کن... #حمید_سلیمی @delnote
چشمات رو ببند و به آفتاب اردیبهشت روی فرش خونه مادربزرگ فکر کن... #حمید_سلیمی @delnote

گاهی برگرد و بغلم کن برگرد و تنگ بغلم کن وقتی حافظه‌ی تن بيدار می‌شود هوسی قديمی دوباره در خون می‌دود وقتی لب‌ها و پوست یادشان می‌آید و دست‌ها هوای لمس تو را دارند گاهی برگرد و بغلم کن وقتی لب‌ها و پوست يادشان می‌آيد مرا با خود ببر در شب… #کنستانتین_کاوافی @delnote

♥️ با یاد درد تو به خواب می‌روم و با یاد درد تو خواب می‌بینم و با یاد درد تو برمی‌خیزم. لیکن بدنت و صورتت کم‌کم از نگرم محو می‌شود. آن‌گونه که گویی می‌پوسی. تمامی اندام و تمامی وجودت در هم نرم می‌شود و کوچک می‌شود و می‌رود و سرانجام، از آن، چیزی مگر تصویر «رنج» باقی نمی‌ماند. از کتابِ وصال در وادی هفتم یک غزل غمناک #عباس_نعلبنديان @delnote

🎵”تقدیر” گوگوش @delnote

♥️ با شما از زخمی سخن می‌گویم برآمده از نیزه‌های نادانی و ما همه قربانی آنیم. کسی دوستدار حقیقت نیست؛ همه دوستدار مصلحت‌اند. #بهرام_بیضائی @delnote

🎵”Untold Story” #Emerald_River #Instrumental @delnote

صبح به‌خیر ای باغ زعفران صبح به‌خیر ای فرش هزار نقش کاشان صبح به‌خیر به انگشتانت که در میان انگشتانم آرمیده‌اند… #نزار_قبانی ترجمه سعید هلیچی @delnote

🎵”Into My Mother’s Arms” #Kaleo @delnote

♥️ درست در همین روزهایی که مسئله مهم فرهنگی ورزشگاه‌های فوتبال در ایران حل معضل فحاشی تماشاگران به مادران بازیکنان است، بازیکنان تیم فوتبال آث میلان در ایتالیا با پیراهن‌هایی به میدان رفتند که به مناسبت روز مادر نام خانوادگی مادران‌شان به جای نام خودشان پشتش چاپ شده بود. مادرها هم به نظرم نامشان پشت پیراهن باشد راضی‌ترند تا بهشت زیر پاهایشان. #امیرعلی_بنی‌اسدی @delnote