| Distorted Human |
رفتن به کانال در Telegram
شعر، موسیقی، گاهی هم فیلم دغدغههای شاعرانه کانال اول ما https://t.me/Daar_wag
نمایش بیشتر3 166
مشترکین
+124 ساعت
-37 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
3 166
دستپاچه شدم و با تعجب گفتم:
«داستان زندگیام؟
چه داستانی؟
کی به شما گفت که زندگی من داستانی دارد؟
من هیچ داستانی ندارم که...»
حرفم را برید:
«چطور زندگیتان داستانی ندارد؟
پس چهجور زندگی کردهاید؟»
«چطور ندارد! بی داستان!
همینطور! تک وتنها! مطلقاً تنها!
شما میفهمید تنها یعنی چه؟»
فیودور داستایوفسکی
3 166
دوباره باران می بارد،
قطرات بیشمار باران، رخوت و سیاهی دروغ های پنهان مانده در گذشته را هر لحظه می شوید...
آه باران !
آه باران !
بِبار ! بر عصری بِبار که غبارِ غم و اندوه نبودن و دروغ را بزدایی
بِبار ! تو باید رنگ تزویر و بی وفایی را از این شهر بشویی...
بِبار ! بر رنج هایی وفادار از خاطرات دور و نزدیک
بِبار ! تا تازه شود زخم و درد نبودن هایی را که رنگ و لعاب دروغین ماندن داشت...
بِبار !
بِبار !
بِبار و در خاطره ات نگاه دار .....
“با من دوباره گوش کنید ...”
3 166
"حال مرا هر کس که میپرسد بگو خوب است
اشکش روان، اندوه جاری، زخمها کاریست..."
#حسین_دهلوی
3 166
چه غریب ماندی ای دل
نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظارِ یاری
نه ز یار، انتظاری ...
#هوشنگ_ابتهاج
@DistortedHuman
3 166
تنها آنها که مرده اند از مرگ نمی ترسند
چون من
چون من که بارها مردانه مرده ام
تابوت خویش را همه ی عمر
بر دوش برده ام
نصرت_رحمانی
