فلسفه اخلاق
رفتن به کانال در Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
نمایش بیشتر7 253
مشترکین
-224 ساعت
-137 روز
-5830 روز
آرشیو پست ها
7 253
وقتی از کسی رنجیدی؛
به یکباره او را ترک نکن!
امام علی (غرر الحکم، حدیث ۴۱۵)
سخن امام علی، که درود خداوند بر او باد، حاویِ حقیقت و حکمتِ ژرفی در کیفیت و چند و چون پیوندها و مناسبات انسانی است. این سخن نشان میدهد که آن مرد بزرگ، دلمشغول روابط آدمیان با یکدیگر بوده و در این بابْ تأمّلاتِ نیکویی داشته است. تأمّلاتی که گاه چنان تازه مینماید که گویی از سوی یکی از روانشناسان و مربّیان بزرگ عصر ما، که سالها در این باب اندیشیده و پژوهیده، صورت گرفته است.
امام علی، در این اندرزِ ارزنده، ما آدمیان را از ترک ناگهانیِ کسانی که به نوعی موجب رنجش ما شدهاند برحذر میدارد. چنین مفارقتِ یکبارهای بیآنکه مقدمات ذهنی و روانی آن فراهم شده باشد، بیآنکه هیچ راه جبران و بازگشتی برای آن متصور باشد، دور از اخلاق و انصاف و مروّت مینماید؛ چراکه ممکن است آسیبها و زخمهای جدی و عمیقی را بر فرد مقابل وارد سازد. زخمها و آسیبهایی چه بسا عمیقتر و ماندگارتر از آنچه که خود احیاناً از طرفِ رابطهمان، چشیدهایم و دیدهایم.
ادب جدایی چنانکه دکتر آرش نراقی در جایی به درستی در خصوص رابطه عاشقانه بیان کرده، و البته اختصاص به رابطه عاشقانه ندارد و علیالقاعده میبایستی هر نوع رابطهٔ انسانی را شامل شود، اقتضا میکند که هیچ یک از طرفین، رابطه را بیخبر و یکسویه قطع نکنند. جدایی اگر در نگاه یکی از طرفینِ ارتباط، به امری ناگزیر مبدٌل شده، باید با خردمندی و از سرِ خیرخواهی و بلوغ و آگاهی، گام به گام با گفتوگو و فهم و درکِ متقابل واقع شود.
🔸ایرج رضایی
☘❤️ @filsofak
7 253
کینتسوگی چیست؟ فلسفه «وقتی میشکنی زیباتری!» و تجسم آن بر سفال
هنر باستانی کینتسوگی فعالیتی است در راستای مرمت و ترمیم یک جسم شکسته انجام می شود و مرمتکار ژاپنی ترک های آن جسم را با ماده ای که در آن پودر طلا، نقره و یا پلاتین به کار رفته است پر می کند.
ژاپنی ها معتقدند زمانی که چیزی آسیب می بیند و دچار صدمه می شود بسیار زیباتر و جذاب تر از قبل می شود! این هنر زیبا و باستانی اتصال طلایی یا کینتسوگی نام گرفته است.
هنروران این هنر باستانی با بند زدن و تعمیر سفال ها و سرامیک های شکسته با مواد ارزشمند بر این باور هستند که وقتی چیزی می شکند دارای تاریخ می شود و زیباتر از قبل جلوه می کند.
ژاپنی ها وقتی ظرف های شان می شکست آن را با طلا بند می زدند و تعمیر می کردند.
فلسفه هنر کینتسوگی
هنر کینتسوگی بر این تاکید دارد که اگر شکستی رخ می دهد و یا کاستی هایی در زندگی به وجود می آید ما باید آن را بپذیریم و با هر شکستی از چرخه زندگی خارج نشویم و یک سرخوردگی و شکست باعث نشود دیگر نتوانیم خودمان را پیدا کنیم.
آنها ظروف شکسته را با پودر طلا پر می کنند زیرا اعتقاد دارند که انسان بعد از شکست نه تنها او را ضعف و کاستی در بر نمی گیرد بلکه بسیار ارزشمند تر از گذشته می شود و بیشتر می درخشد.
ژاپنی ها شکست ها را نتایج بسیار ارزشمندی می دانند که در کوله بار افراد موفق یافت می شود و این است که شکست را زیبا جلوه می دهد.
کینتسوگی یک رویکرد فلسفی است که در هنر سفال گری تجلی پیدا کرده است و ریشه در فرهنگ ژاپن باستان دارد.
کینتسوگوری را نازک کاری با طلا هم می گویند که همان طور که گفته شد، ظروف شکسته با طلا ترمیم می شوند و یا برای اتصال تکه های آن از نقره یا پلاتین استفاده می کنند.
کینتسوگی به صورت بسیار عمیق به رنج ها و شکست ها می نگرد. آنها چینی ترمیم شده را بسیار زیباتر از و مستحکم تر و گرانبهاتر می دانند زیرا که به واسطه تحمل رنج و سختی تغییر شکل داده است.
کینتسوگی را هنر پذیرش عیوب و در آغوش گرفتن نقص ها می دانند. این هنر به ما می آموزد که اگر شکستی را تجربه کردیم به سرعت خودمان را نبازیم بلکه روح خود را مرمت کنیم و با الهام از تجربه های گذشته ارزشمندتر و موفق تر و محکم تر از قبل ظاهر شویم.
ژاپنی ها زمانی که اشیاء شکسته را بند می زنند، این شکستگی و آسیب را با پر کردن شان به وسیله پودر طلا بزرگ تر جلوه می دهند و می گویند زمانی که چیزی از آسیبی رنج می برد و تاریخی را پشت سر گذاشته است، زیباتر از قبل میشود.
☘❤️ @filsofak
7 253
🚬درباره سیگار کشیدن
🔹متأسفانه از نظر تکاملی، انسانها نمیتوانند بهراحتی به عواقب بلندمدت عادتهای مضر توجه کنند و مثلاً مصرف غذاهای چرب، پرنمک یا دخانیات را کنترل کنند. یکی از دلایلش این است که این عادتهای مضر پدیدههای نسبتاً جدیدی هستند و انسان مدرن بهسرعت به حجم عظیمی از منابع نمک، چربی و شیرینی دسترسی پیدا کرده، بدون آنکه فرصتی برای سازگاری تکاملی داشته باشد.
🔹همانطور که در جوکها با فاسد شدن سَم شوخی میکنند، میشود به «سیگارِ خوب» هم نگاهی انداخت. یکی از حالتهای شایع سیگاری شدن این است که فرد در ابتدا یکیدو نخ سیگار گرانقیمت و خاص مثل مارلبورو یا سناتور میخرد و در کافه، همراه با قهوه و دوستانش دود میکند. در اینجا یک پیام مثبت به ذهن داده میشود: «سیگارِ خوب». ذهن ما چیزهای مثبت را بهتر درک میکند و جذبشان میشود، پس در ترکیب «سیگارِ خوب»، وزن مثبتها بیشتر است و جنبههای منفی سیگار کمتر دیده میشود.(نمیبینی سیگارِ خوبیه پس جای اعتراض نیست، حیفه)
🔹نکته دیگر این است که خود سیگار چندان جذاب نیست، اما چیزهایی که همراه آن هستند، جذابش میکنند: نحوه نگه داشتن سیگار بین انگشتان، ژست گرفتن، دود کردن و فضای مهآلودی که ایجاد میشود. همچنین، علاقه تکاملی انسان به آتش و دود، همراه با اثر محرک نیکوتین، تأثیر خود را میگذارد و در ذهن فرد یک حس خوب از کلیت سیگار کشیدن شکل میگیرد.
🔹علاوه بر این، حس استقلال، بزرگ شدن، دهنکجی به بزرگترهایی که بیمنطق با خوشیهای جوانان مخالفت میکنند، لذت قانونشکنی پنهانی و احساس پذیرفتهشدن در جمع، از عوامل تقویتکننده این گرایش هستند. در واقع، بسیاری از اوقات افراد حالوهوای همراهی با دوستان را دوست دارند؛ مثلاً وقتی دو نفر به بهانه سیگار کنار هم مینشینند و در فضایی آرام، حس نزدیکی و صمیمیت را تجربه میکنند.
🔹حالا اگر سیگار کشیدن بتواند اضطراب فرد را کاهش دهد، خطر وابستگی جدی میشود. با تکرار این رفتار، احتمالاً در مواقع اضطراب یا بیقراری به سیگار پناه میبرد و بهمرور، با افزایش نیاز، مجبور میشود به جای مارلبورو، به سیگارهای ارزانتری مثل اونیکس یا بهمن روی آورد.
همانطور که دیدیم، سیگار بهخودیخود چیزی جز بیماری، بوی بد، آسیب جسمی و وابستگی ندارد، اما بسیاری از نوجوانان و جوانان بهخاطر حس خوبی که اطراف آن وجود دارد جذبش میشوند. مثلاً در مورد بسیاری از دختران سیگاری، شایع است ابتدای مصرف به سراغ سیگارهای طعمدار مثل «شافل» با بستهبندیهای جذاب میروند تا راحتتر ذهن خود را فریب دهند و احساس گناه طبیعی را خفه کنند.
✨پس حواسمان باشد که بخاطر جذابیتهای جانبی که میشود با جایگزینهای بهتری هم تجربه کرد، آغوشمان را به اعتیاد و وابستگی و آسیب باز نکنیم، چون چنین مسائلی ممکن است درباره گل و الکل و چیپس و تنقلات آسیبزا و ... دیگر هم اتفاق بیفتد( یعنی احتمالا اگر سٓمی را با بسته بندی جذاب به بازار روانه کنند شاید آمار خودکشیها چند برابر شود)
✍: طاهر علیزاده
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻استراتژیِ شکستخورده! #مصطفی_سلیمانی✔️ اشاره اجمالی به دروغ دروغ یک استراتژی است که حقیقت را میپوشاند و به منظور حفاظت از خود و یا دیگری به کار برده میشود. برای دروغگویی میتوان انواعی را برشمرد: دروغگویی از سر عادت دروغگویی از سر انتقام دروغگویی مبهم دروغگویی وفادارانه (مصلحتی یا عرفی) دروغگویی بیمارگونه به طور خلاصه، برخی دروغها گفته میشوند چون فرد نمیخواهد با بیان حقیقت، به خود و یا دیگری آسیبی برساند. برخی دروغها نیز به دلیل ترس از دست دادن امنیت و به منظور جلب آن گفته میشوند. و در نهایت، برخی دروغها نیز برای جلب منفعت شخصی گفته میشوند. در این حالت، فرد برای پیشبرد کار خود، به دیگران آسیب میزند. ✔️ ریشه دروغ برخی دروغ را جزو طبیعت و ذات انسان میدانند و اینطور توضیح میدهند که دروغ در انسانها، شکل پیشرفتهای از فریبکاری حیوانات است؛ اما با این حال، برخی نیز دروغ را فطری نمیدانند و بر این اعتقادند که افراد، دروغ را با توجه به شرایطی که در آن زندگی میکنند میآموزند. 1. خانواده میتواند اولین و مهمترین نقش را در دروغگو بار آوردن فرد بازی کند. دروغگو بودن اعضای خانواده و یا دعوت کردن مستقیم و غیر مستقیم فرزند به دروغگویی، بیشترین تأثیر را بر دروغگو کردن فرزندان دارند. 2. محیط (فضاها و شرایط)، به شدت بر دروغگو شدن اثرگذار است. دروغگویی میتواند در فضای جامعه و با توجه به جو اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه یاد گرفته شود. بدیهی است که وقتی فرهنگ یک جامعه سختگیرانه و بسته نباشد، افراد کمتر دلیلی برای دروغ گفتن ندارند. 3. عزت نفس پایین (شخصیت منفعل و سلطهپذیر)؛ وقتی فردی عزت نفس پایینی داشته باشد، به واکنشها و روش برخورد دیگران بیشتر از افکار و عقاید خودش اهمیت میدهد؛ در نتیجه، از اینکه شخصیت واقعیِ خودش را ابراز کند میترسد. او برای اینکه دیگران را از خودش ناراحت نکند و نرنجاند دست به دروغ میزند. 4. عدم صداقت با خود؛ وقتی فردی با خودش صادق نیست، معمولاً به محض اینکه در یک موقعیت سخت و یا وضعیت بغرنج گرفتار میشود، تلاش میکند تا با دروغ گفتن خودش را، به ظاهر از آن مشکل نجات بدهد. 5. عدم صداقت با دیگران؛ گاهی فرد تمایلی ندارد افکار و علائق خودش را با دیگران به اشتراک بگذارد. در این حالت دست به پنهانکاری میزند، واقعیتها و اطلاعات را مخفی میکند و شروع به سانسور کردن خودش میکند و یا در حالت دیگر، سعی در گمراه کردن دیگران خواهد کرد. 6. ناتوانی؛ گاهی ناتوان بودن از بیان و توضیح دقیق جزئیات یک ماجرا، علت دروغگو بودن اوست. 7. محافظت از خود در برابر تهدید و تنبیه؛ برخی افراد به این دلیل که نمیتوانند با عامل ترس یا تهدید بجنگند یا از چنگ آن فرار کنند، سعی میکنند با ترفند دروغگویی با آن مواجه شوند. 8. احساس کمبود؛ اینکه فرد خودش را نسبت به دیگران در جایگاه پایینتری حس کند، میتواند عامل بزرگی برای دروغگویی او باشد. در این حالت، فرد تلاش میکند که با دروغگویی، یا خودش را بالا ببرد یا دیگران را به پایین بکشد. 9. تأسی به الگوهای دروغگو؛ گاهی دروغگویی یک فرد، برآمده از گرایش او به شخصی است که به عنوان الگو برای او مطرح است. در این شرایط، وقتی الگو دروغگو باشد، فرد هم به دروغ گرایش پیدا خواهد کرد. 10. اختلال شخصیت؛ به طور معمول، گرایش افرادی که به اختلالاتی از قبیل بزهکاری، شخصیت ضد اجتماعی (جامعهستیزی)، دو قطبی، خودشیفتگی، بیشفعالی و کمبود توجه و یا مرزی دچارند، به دروغگویی بیشتر از سایر افراد است. 11. جلب توجه؛ برخی افراد به این دلیل که تمایل به ایجاد رابطه و دوستی با دیگران دارند و میخواهند به هر صورت که شده محبت و توجه آنان را نسبت به خودشان جلب کنند اقدام به دروغگویی میکنند. ✔️ ویژگیهای افراد دروغگو 1. از بیان کردن اصل مطلب طفره میروند و سعی میکنند به مسائل حاشیهای و نامربوط بپردازند. 2. سعی میکنند مطلب مورد نظر را با مطالب دیگر پیوند بزنند و به این روش حواس طرف مقابلشان را به شکل ناملموس پرت کنند. 3. از مستقیم نگاه کردن به چشمهای طرف مقابل فرار میکند. 4. به اثبات حرفهای خودش اصرار میکند و در بسیاری از موارد، این اثبات کردن را با قسم خوردن همراه میکند. 5. به شکل کاملاً غیر طبیعی میخندد و یا گریه میکند. و گاهاً این گریه و خندهها، شکل هیستریک نیز به خودشان میگیرند. 6. در اولین برخورد، بیش از اندازه صمیمی میشود. 7. غالباً طوری رفتار میکنند که انگار حرف طرف مقابلشان را نشنیدهاند. 8. کلمات و عبارات مورد نظر خودشان را مدام تکرار میکنند. 9. به طرف مقابل خود مجالی برای صحبت کردن نمیدهد. 10. دچار برخی تیکهای عصبی است؛ از جمله اینکه چشمهای خودش را میمالد، سر خودش را میخاراند و یا با گوشش ور میرود. 11. سؤال را با سؤال جواب میدهد. ☘❤️ @filsofak
7 253
سینمادرمانی با موضوع اضطراب (۹)
اضطراب و خاطرات تلخ گذشته
🎬 Mrs Dalloway 1997
خانم دالووی
📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی
🌟 امتیاز: 6.5
📺 ژانر: #درام | #رمانتیک
🔥 با هنرنمایی: #ونسا_ردگریو، #ناتاشا_مکالهون، #مایکل_کیچن، #لینا_هیدی، #آلن_کوکس
🔹خلاصه داستان:
فیلم براساس رمان معروف ویرجینیا وولف ساخته شده است و داستان کلاریسا دالووی را روایت میکند که در حال برنامهریزی برای یک مهمانی بزرگ است. اما در طول روز، خاطرات گذشته و اضطرابهایش او را درگیر میکنند.
#مصطفی_سلیمانی
#سینمادرمانی
#اضطراب
❤️☘ @filsofak
7 253
🔻۱۸ طرحواره معرفی شده توسط جفری یانگ
۱. تله محرومیت هیجانی
زمانی در فرد طرحواره اولیه ناسازگار هیجانی تشکیل می شود؛ که فرد در دوران کودکی اش مورد توجه و محبت قرار نگرفته باشد. این افراد احساس تنهایی و افسردگی دارند. از آنجایی که این افراد حس می کنند کسی آنها را درک نمی کند، تمایل خود را نسبت به مورد توجه قرار گرفتن نشان نمی دهند. به همین ترتیب کسی نیز به آنها ابراز محبت نیز نخواهد کرد.
۲. طرحواره بی ثباتی یا رهاشدگی
افرادی که طرحواره رهاشدگی دارند، نسبت به تنها شدن احساس ترس دارند. اگر کوچکترین بی توجهی به آنها شود، فکر می کنند که کسی آنها را دوست ندارد. از جمله رفتار های بارز این افراد وابستگی افراطی، سرزنش دیگران بخاطر رها کردن، حسادت، رقابت و.. می باشد.
۳. طرحواره شرم یا نقص
افراد دارای طرحواره شرم حس می کنند یک نقص ذاتی دارند. احساس تحقیر و بی ارزشی دارند؛ ئ از همه بدتر حس می کنند که کسی آنها را دوست ندارد.
۴. طرحواره خویشتن تحول نیافته یا گرفتاری
یک فرد خود تحول نیافته به خوبی رشد نکرده است. او معمولا خود را گرفتار پدر، مادر، معلم می کند. او احساس می کند که لازم است تا برای تکمیل خود از یک نفر دیگر پیروی کند.
۵. طرحواره ناسازگار شکست
وقتی کودک شکست می خورد و این طرحواره در ذهن او ایجاد می شود، فکر می کند که دیگر باهوش نیست و نمی توانند مانند دیگران پیشرفت کند.
۶. طرحواره وابستگی یا بی کفایتی
فرد وابسته حس می کند که نمیتواند هیچ کار را به طور مستقل به انجام برساند. او حتی نمی تواند برای انجام کارهای روزمره اش برنامه ریزی کند.
۷.طرحواره بازداری هیجانی
فردی که به طرحواره ناسازگار اولیه بازداری هیجانی مبتلا است، هیجانات خود را ابراز نمی کند. این افراد از صحبت کردن و بروز هیجاناتشان فرار می کنند.
۸. طرحواره آسیب پذیری نسبت به بیماری
فرد آسیب پذیر همیشه منتظر بروز یک فاجعه در زندگی می باشد. این افراد به دلیل تجربیات تلخ دوران کودکیشان همیشه از بروز بلای طبیعی یا ابتلا به بیماری های لاعلاج می ترسند.
۹. طرحواره بی اعتمادی
کسی که مبتلا به طرحواره ناسازگار اولیه بی اعتمادی می باشند، تصور می کنند؛ که دیگران میخواهند به او آسیب برسانند. او حتی حرف های صادقانه اطرافیانش را نمی پذیرد. از نظر او دیگران تنها قصد کلک زدن، دروغ گفتن، نامردی و… را دارند. این افراد نمی توانند با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنند
۱۰. طرحواره اطاعت و ترس از تنبیه
فردی که طرحواره اولیه ناسازگار اطاعت دارد، از ترس تنبیه شدن به همه حرف های فرد مقابلش گوش می دهد. این فرد نیازها و هیجانات خود ش را نادیده می گیرند و تحت سلطه دیگران زندگی می کند.
۱۱. طرحواره خود قربانگری
فرد قربانگر خود را فدای دیگران می کند. این فرد با رضایت خود به گونه ای زندگی می کند که نیاز های دیگران را رفع کند. اگر این فرد به کسی نه بگویید احساس خودخواهی و غرور می کند.
۱۲. طرحواره ناسازگار تایید طلبی
فرد تایید تمام زندگی اش را بر این اساس می چیند که تایید دیگران را جلب کند. زمانی دیگران او را تایید نمی کنند احساس افسردگی شدید می کند.
۱۳. طرحواره قادرجویی و استانداردهای سخت
این افراد به استاندارد های سفت و سختی پایبند که به اصطلاح به آنها کمال گرا نیز گفته می شود. این افراد از جان و مال خود مایه می گذارند همه چیز بر طبق استاندارد ها پیچیده یشان پیش برود.
۱۴. طرحواره منفي گرایی و بدبینی
اگر چه زندگی جنبه های منفی مانند درد، فقدان و.. را دارد. اما کسی که مبتلابه طرحواره منفی بینی می باشد؛ بر منفی بودن همین جنبه ها نیز تاکید می کند. فرد بدبین حتی در زمانی که زندگی خوبی دارد، به حنبه ها منفی زندگیش توجه می کند.
۱۵.طرحواره ناسازگار اولیه تنبیه گرایی
این افراد دیگران را به خاطر کوچکترین رفتار ها غلطشان تنبیه می کنند. گاهی نیز فرد مقصر کار بد نیست اما فرد تنبیه گرا برداشت خود را از ماجرا می بیند و او را تنبیه می کند.
۱۶. طرحواره استحقاقی و تکبر و غرور
کسی که طرحواره ناسازگار اولیه بزرگ منشی دارد، مشابه ادم ها خودشیفته رفتار می کند. او خود را از دیگران مهمتر و بالاتر می داند و با دیگران همدلی نمی کند. این افراد اصلا تابع قوانین نیستند، چرا که قوانین برای عموم مردم است نه آنها.
۱۷.انزوای اجتماعی یا خود بیگانگی
افراد مبتلا به طرحواره انزوای اجتماعی تصور می کند که با مردم جامعه همخوانی ندارد. این افراد همیشه در حاشیه زندگی می کنند خود را متعلق به هیچ گروهی نمی داننند.
۱۸. خود کنترلی یا خود انضباطی ناکافی
فردی که طرحواره خود کنترلی دارد، نمی تواند برای زندگی خود برنامه ریزی کند. در زندگی گایه لازم است تا هدف ها یکوچک را قربانی کرد تا به یک هدف بزرگتر رسد. اما این افارد نمی توانند لذت ها انی زندگیشان را کنار بگذارند.
☘❤️ @filsofak
7 253
▪️نقطه مقابل افسردگی خوشحالی نیست، بلکه شورِ زندگی است.
▫️اندرو سالمون، نویسنده، در نطقی قدرتمند و در عین حال تخریبگر، شما را به تاریکترین گوشههای ذهنش در سالهایی میبرد که با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد.
☘❤️ @filsofak
7 253
بیفکری در روابط زوجها
#مصطفی_سلیمانی
🔻بیفکری و بیتدبیری یکی از رذایل و ناهنجاریهای اخلاقی است که مبتلا به آن، به انواع و اقسام رذایل آلوده میشود. ممکن است گاه و بیگاه از خودش رفتار پرخاشگرانه نشان بدهد، با قهرها و دلخوریهای مداوم رابطه را به سردی بکشاند، از حل تعارضات ناتوان باشد و یا در زمانهایی که باید کوتاه بیاید مسئله را کشدار کند و به این ترتیب، آرامش، اشتیاق و خوشبختی را از خود و طرف مقابلش سلب کند. زندگیهای بیشماری وجود دارند که در آن، یکی از زوجین، زن یا مرد، یا هر دوی آنها به این صفت مبتلا هستند و به این دلیل همسر خودشان را با مشکلات و دردسرهای زیادی مواجه میکنند. فردی که شرایط مذاکره و گفتوگوی سالم را نمیداند، بلد نیست فعالانه به صحبتهای همسرش گوش دهد، به دیگری اجازه صحبت نمیدهد، از پرداختن به مشکل ناتوان است و بدون مشخص کردن نوع تعارض، فقط به دنبال مقصر میگردد، نمیتواند برای حل مشکل راه حل ارائه کند، قادر نیست رفتارش را از احساسش جدا کند، با همسرش همدلی کند، به راهحلی به نام «وقفه» فکر نمیکند و روش برد – برد را مد نظرش ندارد، به اندازه کافی برای پیش بردن یک رابطه مشترک باتدبیر نیست. چنین فردی با توجه به تدبر، تفکر و تعقل ناکافیای که برای اداره و کنترل زندگی مشترک از خودش نشان میدهد، قادر نیست امنیت روانی خود و همسرش را تضمین کند. او با بیتدبیری، دیر یا زود، موجبات فروپاشی زندگی مشترکش را فراهم خواهد کرد.
اینکه چطور باید با همسر بیفکر و بیتدبیر خود کنار بیاییم، مسئله و موضوعی است که این نوشتار، خود را متکفل پاسخگویی به آن میداند.
🔹نشانههای همسر بیفکرافراد بیفکر و بیتدبیر، به دلیل افکار نادرست، غیر واقعی و ناسالمی که درباره خود و جهان اطرافشان دارند، دائماً با یک اختلال عاطفی در نظام شناختیشان مواجهند که میتواند منشأ مشکلات و تعارضات بسیاری برای آنها باشد. در واقع، آشفتگی روانی این افراد باعث میشود که آنها مشکلات هیجانی بسیاری را در زندگی مشترکشان تجربه کنند و سبب شوند که همسرشان در جریان زندگی مشترک با آنها به شدت خسته و ملول شود و استیصال را تجربه کند. بر همین اساس، شناسایی ویژگیهای یک همسر بیفکر و بیتدبیر، از این رو که میتواند به اقدام زودهنگام برای درمان و اصلاح او منجر شود، میتواند عامل مهمی برای نجات رابطه مشترک باشد: فرد بیفکر، غالباً با فکر و خرد خودش به جایی نمیرسد، و به دلایل مختلف از درخواست کمک از همسرش نیز اجتناب میکند و در نتیجه، از اندیشه خردمندی که بتواند او را راهنمایی کند دور میماند. فرد بیفکر و بیتدبیر توقع ذهنخوانی دارد. او انتظار دارد بدون ابراز نیاز، از جانب همسرش پاسخ مناسب و کافی را دریافت کند. فرد بیفکر با خطاهای فکری خود، همواره خواه ناخواه احساسات خود و همسرش را تخریب میکند و به این ترتیب رابطه را به نابودی میکشاند. فکر نادرست مانند یک شکارچیِ ماهر به صید احساسات خوشایند طرفین میرود. صمیمیت را از آنها میگیرد و بنیان رابطه متزلزل میکند. فرد بیفکر غالباً در دام تفکر همه یا هیچ میافتد. چنین افرادی نمیتوانند یک حدِ میانه از تفکر داشته باشند، به این خاطر همیشه به این فکر میکنند که همسرشان یا باید کاملاً همانی باشد که آنها میخواهند و همهجوره مورد تأیید آنها باشد و یا چون صددرصد همان فرد مطلوب و آرمانیِ آنها نیست، پس اصلاً مورد تأیید آنها نخواهد بود. فرد بیفکر نمیتواند نگرانی خودش را در مورد موضوعات مختلف تعدیل و کنترل کند. او هیچ تلاشی برای ساماندهی و تنظیم افکار و هیجاناتش نمیکند و به تمام دغدغهها اجازه میدهد که فضای ذهنی و عاطفیاش را توی مشت خودشان بگیرند و به این خاطر، همیشه خودش را با انبوهی از معضلات روبهرو میبیند؛ به شکلی که با دیدن یک نگرانی، بیتابی و ترس بر او مسلط میشود و از نگرانیهای کوچک فاجعهسازی میکند. فرد بیفکر غالباً از نظر ذهنی در حال قضاوت کردن همسر خودش است. او همواره تفکراتی را در خصوص رفتارها و واکنشهای خود و همسرش در ذهنش میچیند که با واقعیت همخوانی ندارند و نتیجهگیریهایی غیر منطقی از امور هستند. در نتیجه بدون داشتن اطلاعات کافی از احساسات حقیقی همسرش، به قضاوت ذهنی او مشغول خواهد شد. فرد بیفکر به بزرگنمایی مشکلات کوچک و فاجعهبار کردن نگرانیهای سطحی عادت دارد و به این خاطر، در بسیاری از موارد به شکل غیر منصفانهای به تجزیه و تحلیل موقعیتها میپردازد و به همسرش برچسبهای گوناگون میزند. ☘❤️ @filsofak
7 253
💐دوستان عزیز به کانال لیست برگزیدگان خوشآمدید💐
کانال لیست برگزیدگان، متشکل از معتبرترین کانالهای علمی و آکادمیک تلگرامی ایران در حوزههای فلسفه و منطق، علومشناختی، روانشناسی، علوم اعصاب، هوش مصنوعی و … است. این کانال به شما این امکان را میدهد تا بتوانید از مطالب معتبر در حوزههای مختلف علمی بهره ببرید و بنابر علاقه خود در رویدادهای علمی مرتبط شرکت نمایید. لطفا برای پیدا کردن کانال معتبر مورد علاقه خود، روی لینک دعوتنامه کلیک کنید.
⭐️پ.ن: محتمل است کانال شما نیز برگزیده باشد اما تاکنون افتخار ارتباط حاصل نشده باشد. بدین منظور به آیدی مدیر تبلیغات پیام دهید تا عضو برگزیدگان شوید:
@advertis_manager
📌لینک دعوتنامه تقدیمتان⬇️:
https://t.me/addlist/xB-d81AH3gxlNzNk
7 253
🔻 چرا من؟! چرا این اتفاق باید برای من بیفته؟! پرسشی مهمل یا قابل درک؟
➕عوامل موثر بر خشم و خصومت و ادراک دوپاره در هنگام مواجهه با ضربه های زندگی
➕نقش این حالت روانی در هضم ضربه های زندگی
➕ترس از اتفاق بد نشانه بیماری است یا نشانه واقعبینی و ظرفیت روانی؟
دکتر قربانی
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻 آیا همه آزاد زاده میشن؟ جان لاک، ذهن سفید و قدرت مردم
➕ در این قسمت از پادکست رشتههای سکوت، به سراغ فیلسوفی میریم که مفهوم آزادی، هویت، و مشروعیت حکومت رو از نو نوشت — ولی خودش هم خالی از تناقض نبود.
➕ جان لاک، صدای مهمی در دوران روشنگری بود. او گفت ذهن ما در ابتدا لوح سفیده،آزادی حق طبیعیه، و حکومت فقط با رضایت مردم مشروعه.
➕اما در کنار این ایدههای انقلابی، لاک در تجارت بردهداری سرمایهگذاری کرد، و سکوتش دربارهی نابرابری اقتصادی و تبعیض نژادی، سؤالات مهمی برای امروز ما بهجا گذاشت.
📌 در این اپیزود میشنویم:
– ذهن سفید یعنی چی؟ و هویت چطور شکل میگیره؟
– آیا دین باید از حکومت جدا باشه؟
– تساهل مذهبی از نگاه لاک
– نقد سلطهی الهی، قدرت شاهان، و دفاع از آزادی وجدان
– تناقضهای جان لاک: آزادیخواهی در فلسفه، سکوت در عمل
– و در نهایت… صدایی برای امروز: وقتی هنوز هم قدرت، خودش رو مقدس نشون میده
📮 رشتههای سکوت
☘❤️ @filsofak7 253
🔻 چرا موسیقی غمگین رو بیشتر گوش میدیم؟
➕این کلیپ از ویدئو نقد و بررسی «کتاب تلخ و شیرین نوشته سوزان کین» گرفته شده.
➕ دکتر آذرخش مکری
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻چرا اندیشهی رواقی طرفدار پیدا کرده است؟ | آسیبشناسی ترویج رواقیگری
➕ این روزها همه به دنبال مطالعهی یک کتاب از اندیشههای رواقیون هستند. مارکوس اورلیوس و اپیکتتوس و سنکا به عنوان سلبریتیهای فلسفه شناخته میشوند. ناشران در چاپ کتابهای مروج این اندیشه سر و دست میشکنند. بزرگان علم حتی ممکن است مردم را تشویق به مطالعهی کتابهایی از این دست کنند. اما چرا؟…
📮 دکتر مرتضی ضرابی
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻 آیا همه آزاد زاده میشن؟ جان لاک، ذهن سفید و قدرت مردم
➕ در این قسمت از پادکست رشتههای سکوت، به سراغ فیلسوفی میریم که مفهوم آزادی، هویت، و مشروعیت حکومت رو از نو نوشت — ولی خودش هم خالی از تناقض نبود.
➕ جان لاک، صدای مهمی در دوران روشنگری بود. او گفت ذهن ما در ابتدا لوح سفیده،آزادی حق طبیعیه، و حکومت فقط با رضایت مردم مشروعه.
➕اما در کنار این ایدههای انقلابی، لاک در تجارت بردهداری سرمایهگذاری کرد، و سکوتش دربارهی نابرابری اقتصادی و تبعیض نژادی، سؤالات مهمی برای امروز ما بهجا گذاشت.
📌 در این اپیزود میشنویم:
– ذهن سفید یعنی چی؟ و هویت چطور شکل میگیره؟
– آیا دین باید از حکومت جدا باشه؟
– تساهل مذهبی از نگاه لاک
– نقد سلطهی الهی، قدرت شاهان، و دفاع از آزادی وجدان
– تناقضهای جان لاک: آزادیخواهی در فلسفه، سکوت در عمل
– و در نهایت… صدایی برای امروز: وقتی هنوز هم قدرت، خودش رو مقدس نشون میده
📮 رشتههای سکوت
☘❤️ @filsofak7 253
🔻 چرا موسیقی غمگین رو بیشتر گوش میدیم؟
➕این کلیپ از ویدئو نقد و بررسی «کتاب تلخ و شیرین نوشته سوزان کین» گرفته شده.
➕ دکتر آذرخش مکری
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻چرا اندیشهی رواقی طرفدار پیدا کرده است؟ | آسیبشناسی ترویج رواقیگری
➕ این روزها همه به دنبال مطالعهی یک کتاب از اندیشههای رواقیون هستند. مارکوس اورلیوس و اپیکتتوس و سنکا به عنوان سلبریتیهای فلسفه شناخته میشوند. ناشران در چاپ کتابهای مروج این اندیشه سر و دست میشکنند. بزرگان علم حتی ممکن است مردم را تشویق به مطالعهی کتابهایی از این دست کنند. اما چرا؟…
📮 دکتر مرتضی ضرابی
☘❤️ @filsofak
7 253
دیگران را نبخشید.
هیچ وقت به دیگران توصیه نمی کنم کسی را ببخشد، دقیقا بر عکس آن را تقاضا می کنم. قبل از اینکه کسی را ببخشید، عصبانیت خود را درک کنید و خشم درونتان را تجربه کنید. با این کار خشم تان آرام آرام از بین می رود. خشم تان را رها کنید. هدف بخشیدن دیگران نیست، هدف آزاد کردن خودتان است. شما طرف مقابل تان را نمی بخشید بلکه خودتان را می بخشید.
#گبور_مته / افسانه ی عادی بودن
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻مکتب شکگرایی
➕در سادهترین تعریف، شکگرایی یک رویکرد فلسفی یا طرز فکریه که اساساً امکان دستیابی به دانش قطعی و یقینی رو زیر سوال میبره. شکگراها معتقدن که ذهن انسان محدودیتهایی داره و حواس ما میتونن فریبنده باشن، بنابراین نمیتونیم با اطمینان کامل ادعا کنیم که چیزی رو به طور مطلق میدونیم.
➕اما این به معنی انکار همه چیز یا بدبینی مطلق نیست. شکگرایی بیشتر یک روش برای اندیشیدنه تا یک مجموعه باورهای ثابت. هدف اصلیش، پرهیز از جزماندیشی (Dogmatism) و قضاوت عجولانه درباره مسائلیه که شواهد کافی براشون وجود نداره.
➕ردپای شکگرایی رو میتونیم تا یونان باستان دنبال کنیم. معروفترین چهره این مکتب، پیرهون الیسی (Pyrrho of Elis) هست که حدوداً در قرن چهارم پیش از میلاد زندگی میکرد. پیرهون معتقد بود که در برابر هر ادعایی، میشه ادعای مخالفی با همون قدرت اقامه کرد. در نتیجه، عاقلانهترین کار، تعلیق قضاوت (Epoché) هست. یعنی نه چیزی رو بپذیریم و نه رد کنیم، بلکه قضاوت خودمون رو معلق نگه داریم. هدف پیرهون از این کار، رسیدن به آرامش ذهنی (Ataraxia) بود؛ چون وقتی قضاوتی نمیکنیم، از اضطراب ناشی از تلاش برای یافتن حقیقت مطلق و ترس از اشتباه رها میشیم.
➕بعدها، سکستوس امپریکوس (Sextus Empiricus)، فیلسوف و پزشک یونانی در قرن دوم میلادی، آثار پیرهون و پیروانش (پیرهونیها) رو جمعآوری و تدوین کرد و باعث شد اندیشههای شکگرایانه برای نسلهای بعد باقی بمونه.
➕جریان دیگهای از شکگرایی هم در آکادمی افلاطون شکل گرفت (شکگرایی آکادمیک) که اونها هم بر ناتوانی انسان در رسیدن به یقین تاکید داشتن، اما شاید کمی کمتر از پیرهونیها رادیکال بودن.
🪧 اصول کلیدی شکگرایی
🍥 1. پرسشگری مداوم: شکگراها دائماً سوال میپرسن: "از کجا میدونی؟"، "شواهدت چیه؟"، "آیا امکان نداره اشتباه کنی؟". این پرسشگری موتور محرک تفکر انتقادیه.
🍥 2. تاکید بر شواهد: ادعاها باید بر اساس شواهد و استدلالهای معتبر باشن. شکگراها به راحتی حرف کسی رو قبول نمیکنن، مگر اینکه دلیل قانعکنندهای وجود داشته باشه.
🍥 3. تعلیق قضاوت (Epoché): همونطور که گفتیم، وقتی شواهد کافی نیست یا دلایل موافق و مخالف به یک اندازه قوی هستن، شکگرا قضاوتش رو به تعویق میندازه. این به معنی بیتفاوتی نیست، بلکه به معنی پرهیز از نتیجهگیری زودهنگام و نادرسته.
🍥 4. تشخیص محدودیتهای شناخت: شکگراها به محدودیتهای حواس و تواناییهای ذهنی انسان آگاهن و میدونن که درک ما از واقعیت لزوماً کامل یا بینقص نیست.
➕شاید فکر کنید شکگرایی یه بحث فلسفی قدیمیه و به درد دنیای امروز نمیخوره. اما دقیقاً برعکسه! در عصر اطلاعات، بمباران اخبار جعلی (Fake News)، تئوریهای توطئه و ادعاهای بیاساس، داشتن یک ذهن شکگرا و پرسشگر از همیشه مهمتره.
🪧شکگرایی به ما کمک میکنه:
🏷 تفکر نقادانه (Critical Thinking) رو در خودمون تقویت کنیم.
🏷 ادعاهای مختلف (از تبلیغات گرفته تا اخبار سیاسی و شبهعلم) رو با دقت بیشتری ارزیابی کنیم.
🏷 فریب مغالطهها و سوگیریهای شناختی (Cognitive Biases) رو نخوریم.
🏷 از جزماندیشی و تعصب روی باورهای خودمون پرهیز کنیم و ذهنمون رو برای دیدگاههای جدید باز نگه داریم.
🏷 در علم، شکگرایی نقش حیاتی داره. دانشمندان دائماً یافتههای خودشون و دیگران رو زیر سوال میبرن و این شک سالم، موتور پیشرفت علمیه.
➕شکگرایی با بدبینی (Cynicism) یا انکارگرایی (Denialism) فرق داره. بدبین کسیه که انگیزههای منفی به همه نسبت میده. انکارگرا کسیه که شواهد محکم رو عمداً نادیده میگیره. اما شکگرا کسیه که میگه: "به من شواهد رو نشون بده تا بتونم قضاوت کنم."
🪧 در نهایت:
➕شکگرایی یک ابزار قدرتمند برای اندیشیدن شفافتر و تصمیمگیری آگاهانهتره. دعوتیه به فروتنی فکری و پذیرش این واقعیت که شاید همه چیز رو ندونیم. به جای اینکه دنبال جوابهای قطعی و ساده برای سوالهای پیچیده باشیم، شکگرایی ما رو تشویق میکنه که با عدم قطعیت زندگی کنیم، به پرسیدن ادامه بدیم و همیشه آماده باشیم تا در صورت ارائه شواهد جدید، نظرمون رو تغییر بدیم.
☘❤️ @filsofak
7 253
🔻 مثلث تاریکترین شخصیتها:
●۱. شخصیت نارسیست
●۲. شخصیت ماکیاولیسم
●۳.شخصیت سایکوپت (روان ستیز)، جامعه ستیز
➕۱. اختلال خودشیفتگی یا نارسیستیک:
این افراد در جستجوی تحسین و توجه از جانب دیگران هستند تا اثبات شود که آنها نیز ایشان را بالاتر از دیگران می بینند. این افراد تحمل انتقاد و شکست ندارند و در صورتی که فردی از آنها انتقاد کند یا آن ها را پس بزند احساس پوچی و تحقیر می کنند.
➕ علائم اختلال شخصیت خودشیفته یا نارسیست:
این کلمه از یک اسطوره یونانی گرفته شده است که در آن جوانی خوش تیپ به نام نارسیسوس انعکاس خود را در حوضچهای از آب میبیند و عاشق آن میشود. فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است:
🏷 اغلب دیگران را ناراحت کند
🏷 برای حفظ روابط مبارزه کند
🏷 خودش را در اولویت قرار دهد
🏷 فکر کند راه “درست” را می داند
🏷 بیشتر اوقات در مورد خودش فکر کند و در مورد خودش زیاد صحبت کند
🏷 هوس توجه و تحسین کند
🏷 در استعدادها و دستاوردها بزرگنمایی کند
🏷 باور کند خاص هست
🏷 اهداف غیر واقعی تعیین کند
🏷 نوسانات خلقی گسترده و سریع داشته باشد
🏷 برای جدی گرفتن احساسات دیگران مشکل داشته باشد
🏷 در مورد موفقیت، پول و قدرت نامحدود خیالپردازی کند
🏷 بر داشتن بهترینها از همه چیز، اصرار کند.
➕ در عین حال، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی یا نارسیسزم در برخورد با هر چیزی که به عنوان انتقاد از نظرشان گفته می شود، مشکل دارند. آنها میتوانند:زمانی که به رسمیت شناخته نمی شوند یا توجه خاصی دریافت نمیکنند، بیتاب یا عصبانی میشوند.در تعامل با دیگران مشکلات اساسی دارند و به راحتی احساس حقارت میکنند.با خشم یا تحقیر واکنش نشان میدهند و سعی میکنند دیگران را تحقیر کنند تا خود را برتر جلوه دهند.در مدیریت احساسات و رفتار خود مشکل دارند.
مشکلات عمدهای را در مواجهه با استرس و سازگاری با تغییرات تجربه کنند.از موقعیتهایی که ممکن است در آن شکست بخورند کنارهگیری میکنند یا از آنها اجتناب میکنند.احساس افسردگی میکنند زیرا آنها به کمال نمیرسند.احساسات پنهانی از ناامنی، شرم، تحقیر و ترس از افشا شدن به عنوان یک شکست دارند.
🔻اغلب، افراد خودشیفته، دارای اختلال جامعهستیزی هم هستند!
☘❤️ @filsofak
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
