fa
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

رفتن به کانال در Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

نمایش بیشتر
7 246
مشترکین
-324 ساعت
-127 روز
-5730 روز
آرشیو پست ها
🔹️دانلود فیلم عصر معصومیت (۱۹۹۳) THE AGE OF INNOCENCE 📥 کیفیت: ۷۲۰p 📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی 💢 نسخه کامل بدون حذفیات 🌟 امتیاز : 7.2 از 10 📺 ژانر : #درام | #عاشقانه  🏆 برنده: برنده 1 اسکار 15 برنده و 33 نامزدی ➕برنده اسکار بهترین طراحی لباس و نامزد 4 اسکار دیگر ➕برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل زن ➕برنده بهترین کارگردانی و بازیگر نقش مکمل زن از انجمن ملی نقد فیلم آمریکا ➕نامزد جایزه گرمی بهترین موسیقی متن فیلم ♨️ سال انتشار : 1993 👤 کارگردان: مارتین اسکورسیزی 🌟 ستارگان: دنیل دی‌لوییس، میشل فایفر و وینونا رایدر و... 🚩 محصول کشور: آمریکا🇺🇸 ✍ خلاصه داستان: دهه ۱۸۷۰ در نیویورک وکیلی بنام «نیولند آرچر» (دنیل دی لوییس) با دختری بنام «می ولاند» (وینونا رایدر) از خانواده مینگوت نامزد می‌شود. آرچر می‌خواهد عروسی هر چه سریع‌تر برگزار شود، اما از طرف دیگر هر روز بیشتر مجذوب دختر عمه نامزدش، «الن اولنسکا» (میشل فایفر) می‌شود... ✔️این فیلم در لیست "فیلم‌هایی که قبل از مرگ باید دیده شود" قرار دارد. کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۱۰ #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ @filsofak

آدم‌های کاغذ و قلم #مصطفی_سلیمانی 🔸️بعضی آدم‌ها رسمن عاشقند. آدم‌هایِ کاغذ و قلم که بلدند بی‌هوا سرِ راهت سبز شوند و با نوکِ قلم‌شان امید بپاشند به کاغذِ زندگی‌ات. آن‌ها که اهلِ نوشتن از مهربانی‌اند و در هر حالی پیِ کلمه‌ای می‌گردند که قِل بخورد توی کاغذِ مهرشان. آن‌هایی که بلدند حتی بوها و رنگ‌ها را هم کلمه کنند برایت. نام این‌ها را باید «نویسنده‌های عاشق» بگذاری. عاشقانی که هیچ‌وقت بلد نبوده‌اند بی‌روح باشند. نخواسته‌اند کلمات را همین‌طور خشک و خالی به خوردت بدهند. صمیمی‌اند و خودمانی. خالقانی‌اند که خودشان را شبانه‌روز وقفِ خَلقِشان می‌کنند، و تواضع منش‌شان، و عشق تجربه زیسته‌شان است. حالا اگر از این‌ ناب‌های نایاب بپرسی چطور حالتان را خوب کرده‌اید و من چطور باید حالم را مثل شما خوب کنم، بی‌برو برگرد برایت یک نسخه می‌پیچند: «نوشتن را امتحان کن». می‌گویند «مثلِ فیلی نباش که از بس تویِ خودش کِز کرده، سخت می‌تواند عاج‌هایش را پیدا کند»؛ پس خودت را روی کاغذ بریز. راستی اگر روزی از بختِ خوش و پیشانیِ بلندت، یکی از این‌ها به تورَت خورد، مبادا چشم از چشم‌هاش برداری که بد قافیه را می‌بازی. می‌دانی دارم از که حرف می‌زنم؟ از کسی که همه احساسات و عواطفِ سرکوب شده‌ات را می‌شناسد و با گوشت و پوست و استخوانش دردهای شبیه درد تو را لمس کرده است. مخاطب حرف‌هام کسانی‌اند که «عشق» را جوری برایت شرح می‌کنند که احساس می‌کنی نبض جهانت را توی دست‌هاشان گرفته‌اند. آن‌ها با حضورشان در زندگی تو، کاری می‌کنند که بی‌تفاوتی دُمش را بگذارد رویِ کولش و برود پِیِ کارش. آن‌قدر به دنیایت ارزش می‌دهند که چیزِ بُنجل دیگر در دنیایت معنایی نخواهد داشت؛ جوری که حتی صدایِ قارقارِ کلاغ و جیرجیرِ برف پاکنِ ماشین هم، زیباترین سمفونیِ دنیا را در ذهنت تداعی کند. این آدم‌ها بلدند حتی نگاه تو را هم مهربان کنند؛ آن‌قدر که دلت بخواهد سرپرستیِ تمامِ بی‌خانمان‌ها و کودکانِ کار را هم بر عهده بگیری و حتی مادرِ تمامِ بچه گربه‌ها و جوجه‌گنجشک‌هایِ بی‌پناه هم باشی. اصلن جنسِ محبت‌شان امضادار است و در دل و جانت ردِّپا می‌گذارند. می‌توانند باهات کاری کنند که همیشه منتظر باشی. منتظرِ یک اتفاقِ خوب، جهتِ افتادن، لایِ کلمات، لایِ ساعت‌هایِ غمگین و شاد، لایِ نگاه‌های سنگین و آغوش‌های سرد. این آدم‌‌ها از جنسِ ماندگاری‌اند. از جنسِ رفاقت‌هایِ ناب و ابدی. دور نباشید از این آدم‌ها که نویدِ روزهایِ خوبِ زندگی‌اند، بس که رسالت نیکی به گردن دارند: «واسطۀ خوب شدنِ حالِ دیگران» ❤️☘ @filsofak

اگر راستی‌راستی آب بخواهی، ابر به‌شخصه بالای سرت فرود می‌آید. هروقت بخواهی تشنگی‌ات را فرو‌می‌نشاند. برگ و بارت می‌شود. و تنگ در آغوشت می‌گیرد. اگر راستی‌راستی بخواهی برسی، هيچ‌وقت از رفتن بازنمی‌مانی. #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @The_meaningoflife

نابینایان_و_ارتباط_مجله_ارتباطات_مصطفا_سلیمانی.pdf2.74 MB

🔹️ از این شاخه به آن شاخه بیشتر آدم‌ها خودشان را بی‌چاره می‌دانند. معتقدند استعدادهاشان به هدر رفته و کسی بالاسرشان نبوده و قدرشان را ندانسته است. ولی همین آدم‌ها، وقتی نوبت به خودشان می‌افتد، خودشان هم قدر خودشان را نمی‌دانند. شب را روز می‌کنند و روز را شب، و تنها کاری که انجام نمی‌دهند، دانستنِ قدرِ خودشان است! بیشتر آدم‌ها، حتی آن‌موقع که تصمیم می‌گیرند قدر خودشان را بدانند، باز هم در مسیرِ بی‌چاره کردنِ خودشان قدم برمی‌دارند! این‌جوری که تصمیم می‌گیرند از خودشان یک اَبَر انسان بسازند! یک همه‌کاره! یک همه‌فن‌حریف! یک همه‌چیز‌دان! یک غیرِ انسان! بیشتر آدم‌ها وقتی یادشان می‌افتد که باید قدرِ خودشان را بدانند، دستپاچه می‌شوند؛ درست مثل کسی‌که توی یک بیابانِ برهوت گیر افتاده و دارد برای یک قطره آب جان می‌دهد. این‌جور وقت‌ها بیشتر آدم‌ها، دیوانه‌وار شروع می‌کنند به کندنِ زمین! زمین را جا به جا می‌کَنند و مثل مرغ سر کنده، برای رسیدن به آب پرپر می‌زنند. چهار متر این‌ور می‌کَنند، پنج ‌متر آن‌ور، نیم متر هم یک طرفِ دیگر. می‌کَنند و خودشان هم می‌دانند که با این‌جور کَندنی، به هیچ‌جا نمی‌رسند. می‌کَنند و آخرش هم دست از پا درازتر می‌شوند. می‌کَنند و تَهَش هم، تشنه و خسته و مأیوس و غم‌زده، ولو می‌شوند روی شن‌ها و دراز به دراز می‌افتند و می‌میرند؛ بدون این‌که حتی یک چکه آب هم گلوشان را تَر کرده باشد. بیشتر آدم‌ها عادت دارند بیهوده و بی‌هدف از این شاخه به آن شاخه بپرند. عادت دارند نیروی وجود‌ی‌شان را بی‌تمرکز، پخش کنند روی هزار تا موضوع، و دست آخر، هیچ‌چیز به دست نیاورند و از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده شوند. عادت دارند انرژی‌شان را متفرق کنند. عادت دارند به همه‌کار بپردازند و به هیچ‌کاری نپردازند. عادت دارند همه‌کاره هیچ‌کاره شوند. انگار نه انگار که نور خورشید، وقتی می‌سوزاند که مداومت و تمرکز داشته باشد. و انگار نه انگار که آب، وقتی سنگ را سوراخ می‌کند که از چکّه مداوم خسته نشود. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۵۱ 🍀❤️ @The_meaningoflife

🔹پرونده روان‌شناسی #عزت_نفس ۵ موضوع:‌ (تقویتِ انتقادگرِ درون) #مصطفی_سلیمانی با داستان: پوشک مجله حریم‌ امام، ش ۵٠٣

پنج "من" وجودی انسان ۱. آن‌چه واقعا "من" است؛ من ِ واقعی. ۲. آن‌چه من گمان می‌کنم من هستم؛ منی که خود من خیال می‌کند وجود دارد؛ تصور من از خود. ۳. آن‌چه دیگران گمان می‌کنند من هستم؛ تصور دیگران از من. ۴. آن‌چه گمان می‌کنم دیگران در مورد من گمان می‌کنند؛ تصوری که من از تصور دیگران راجع به خود دارم. ۵. آن‌چه دیگران گمان می‌کنند من در مورد خود گمان می‌کنم؛ تصوری که دیگران از تصور من راجع به خود دارند. در واقع، با یکی از این "من"ها زندگی می‌کنیم، اما آن چهار من دیگر را باید تعطیل کنیم و تنها به تصوری که خود از خود داریم توجه کنیم. دایما دنبال چاق ‌و‌ چله‌کردن تصوری که دیگران از ما دارند هستیم و آن را به قیمت نحیف‌ و لاغرکردن تصوری که از خود داریم، چاق می‌کنیم. |مصطفی ملکیان، مقاله زندگی اصیل؛ نشرنگاه معاصر| ❤️☘ @filsofak

🔹️دانلود فیلم عشق حقیقی (2003) Love actually 2003 📥 کیفیت : BluRay 📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی 💢 نسخه کامل بدون حذفیات 🌟 امتیاز : 7.6 از 10 📺 ژانر : #درام | #عاشقانه | #کمدی 🏆 برنده 1 جایزه فیلم بفتا 10 برنده و 29 نامزدی دیگر ⚠️ دارای محدودیت سنی +18 🔞 ♨️ سال انتشار : 2003 👤 کارگردان : Richard Curtis 🌟 ستارگان : Hugh Grant,Martine McCutcheon,liam neeson 🔥با هنرنمایی #هیو_گرانت #مارتین_مک_کاچون #لیام_نیسون 🚩 محصول کشور : آمریکا🇺🇸انگلستان🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿فرانسه🇫🇷 ✍ خلاصه داستان : داستان درباره هشت زوج متفاوت و نحوه برخورد آنها با عشقشان در یک ماه قبل از کریسمس در لندن است و... کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۹ #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ @filsofak

🔹️ روانِ به‌هم ریخته! بیشتر آدم‌ها روانِ به هم ریخته‌ای دارند. انگاری که ذهنشان یک جاده هشت‌بانده پرترافیک است، که توی هر صد مترش، یک تصادفِ زنجیره‌ای شده و آن وسط‌مسط‌هاش هم، بعضی از مسافرها از ماشین‌شان پیاده شده‌اند و دارند توی سر و کله هم می‌زنند. بیشتر آدم‌ها روانِ به هم ریخته‌ای دارند. انگاری که توی کله‌شان یک کتابخانه بزرگ هست، که هیچ کتابیش، سر جای خودش نیست. بیشتر آدم‌ها، توی ذهنشان الم‌شنگه است. داد و بیداد است. بگیر و ببند است. غلغله و کولی‌بازی است. بیشتر آدم‌ها، سکون و سکوت را نمی‌فهمند که قرار باشد روانِ آرام و مرتبی داشته باشند. خیال می‌کنند هرچقدر بیشتر حرف بزنند باکمالات‌ترند و اصلاً به این فکر نمی‌کنند که شاید بهتر باشد فقط محض ضرورت زبان باز کنند! بیشتر آدم‌ها، بیست و چهار ساعته نطق می‌کنند، حتی وقتی یک بخت‌برگشته زبان‌بسته‌ مادرمرده‌ای دارد براشان چهار کلمه حرفِ حساب می‌زند! بیشتر آدم‌ها، حتی اگر زبانشان را هم از هم باز نکنند، باز دارند توی ذهن‌شان با خودشان حرف می‌زنند. این‌طور نشان می‌دهند که ساکتند و دارند گوش می‌دهند، اما فکرهای توی ذهن‌شان، آن‌قدر زیادند که دارند از هم سبقت می‌گیرند، و این‌جوری می‌شود که نمی‌توانند حتی توی سکوت هم حرف‌های طرف مقابلشان را بشنوند و وارد دنیاش شوند. بیشتر آدم‌ها، حتی اگر کسی روبه‌روشان ننشسته باشد هم، باز به حرف زدن ادامه می‌دهند! بیشتر آدم‌ها اصلاً بلد نیستند توی خلوت و تنهایی خودشان هم سکوت کنند. بیشتر آدم‌ها ذهن‌شان یک جاده هشت‌بانده پرترافیک است که ماشین‌های توش، از یک‌جا به جای دیگر سرک می‌کشند و نوک می‌زنند و آن‌قدر هر کی به هر کی است که معلوم نیست چی به چیست و چه خبر است. بیشتر آدم‌ها، روانِ به هم ریخته‌ای دارند و همین است که فکرشان شلوغ‌پلوغ است و زیاد حرف می‌زنند. شاید هم چون زیاد حرف می‌زنند و فکرشان شلوغ‌پلوغ است، روانِ به هم ریخته‌ای دارند. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۵۰ 🍀❤️ @The_meaningoflife

بیشترِ آدم‌ها راضی‌اند دنیا با چک و لگدهاش و رفت‌ و آمدِ آدم‌هاش، زندگی کردن را یادشان بدهد! سختشان است مثل بچه آدم بنشینند پ
+8
بیشترِ آدم‌ها راضی‌اند دنیا با چک و لگدهاش و رفت‌ و آمدِ آدم‌هاش، زندگی کردن را یادشان بدهد! سختشان است مثل بچه آدم بنشینند پشت یک ورقه نازک کاغذ، تا ببینند دل‌شان چطور راه زندگی را یادشان می‌دهد! بیشتر آدم‌ها دنبال راه سخت‌ترند، چون از کاری که شروعش سخت‌تر است می‌ترسند. وگرنه کیست که با خودش حرف بزند و به خودش معتاد نشود؟ کیست که با خودش خلوت کند و جز خودش، از همه عالم دست نکشد؟ کیست که از خودش بنویسد و دیوانه خودش و دیوانه نوشتن نشود؟ #مصطفی_سلیمانی . پانویس: [برای ثبت‌نام و اطلاعات بیش‌تر به دایرکت پیام دهید] 🔹️کارگاه آنلاین|جمعه‌ها| ۸ جلسه دوساعته|مهلت ثبت‌نام نهایتا ۱۰ تیرماه.

قدرت شبکه خبرنگاری که شبکه‌ای ندارد و میان ذهن خود و برداشت خود با ده‌­ها ذهن دیگر ارتباط برقرار نمی­‌کند سخنانش در حد تحریریه باقی می‌ماند. خبرنگاران را می‌توانیم به گروه‌­های دیگر تعمیم دهیم؛ کارآفرینان، سیاست­‌مداران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و گروه‌­های حرفه‌ای دیگر. اگر تولیدکننده­‌ای با هم‌­قطاران داخلی و خارجی خود تبادل اطلاعات و تحلیل نکند، طبعا در محیطِ محدودتری تصمیم‌سازی خواهد کرد. اگر نویسنده و یک دانشگاهی صرفا در خلوت ذهن خود، نظریه بنویسد بدون آنکه مَحّک بیرون از ذهن بخورد، در دایره‌ای با شعاع محدود قرار خواهد گرفت و کارآمدی نخواهد داشت. شعاعِ دایره تعامل و معاشرت، سرنوشت افراد، بنگاه‌­ها، سیستم‌ها و حکومت‌ها را تعیین می‌کند. کسانی که کتاب­‌های جدید نمی­‌خوانند، سفر نمی­‌کنند، مشاهده نمی‌­کنند، دیالوگ ندارند و با طیفی از شبکه‌ها در تعامل نیستند، چگونه می‌توانند کارآفرینان، نویسندگان، سیاست‌­مداران و خبرنگاران نوآور و خلاقی باشند؟ تصمیم‌سازی نیازمند شبکه‌سازی است. تصمیم‌سازی­‌های مهم­‌تر، شبکه­‌های وسیع­‌تر و پیچیده‌­تر می‌طلبد. بودنِ در شبکه‌ها حتی پی­‌آمدهای مثبتِ اخلاقی دارد. زیرا افراد متوجه می­‌شوند از آن­‌ها باهوش‌­تر و مطلع‌­تر و دقیق­‌تر هم وجود دارد و از دایره بسته‌­ی خودخواهی، خودمحوری، خودحق‌پنداری و خودبزرگ‌پنداری خارج می­‌شوند. ذهنِ آدمی خیلی سریع به محیطی که در آن زندگی می‌کند دل می‌بندد. خلاقیت و رشد در سایه شنیدنِ حرف‌های جدید و معاشرت با افراد نوآور است. وقتی دایره معاشرت و شبکه تعامل محدود شد، هم اشتباه زیاد می‌شود و هم فکر و رفتار فسیل و مستهلک می‌شوند. شبکه‌­های اجتماعی(Social Media) جایگزینی برای دیدن، شنیدن، صحبت کردن و شنیدن انتقاد نیستند. |دکتر محمود سریع‌القلم| ❤️☘ @filsofak

🔹پرونده روان‌شناسی #عزت_نفس ۴ موضوع:‌ (زادگاه، عملگرد و منابع تغذیه‌ای انتقادگرِ درون) #مصطفی_سلیمانی با داستان: کاش دستی داشتم برای بغل کردن مجله حریم‌ امام، ش ۵٠٢ ❤️☘️ @filsofak

🔹️ اراجیفِ مفت! آدم‌ها گاهی حرف می‌زنند، اما صادق نیستند. گاهی حرف می‌زنند، صادق هم هستند، اما بی‌وقت و بی‌موقع حرف می‌زنند. گاهی‌وقت‌ها حرف می‌زنند، صادق هم هستند، و به‌جا و به‌موقع هم حرف می‌زنند. اما همه‌کس این‌طور نیست و هرکسی هم نمی‌تواند همیشه این‌طور باشد! این‌طور حرف‌هايی مثل دُر و گوهر، ناب و نایابند. باقیِ حرف‌ها، مثل خاک و هوا، که سر‌ تا پامان را گرفته‌اند، دور تا دورمان را پر کرده‌اند. کافیست سر بچرخانیم تا حرف مُفت از در و دیوار بریزد روی سرمان و مُخمان را بخورد. بعضی حرف‌ها، آن‌قدر مفتشان هم گران است که حد و حساب ندارد. به زبان می‌آیند که حداقل توی بعضی‌جاها به درد بخورند، اما می‌زنند هزار جای دیگر را به هم می‌ریزند. یعنی آن‌قدر وزنه بدی‌هاشان به خوبی‌هاشان می‌چربد که بهتر است در نطفه خفه شوند. حرف‌های مفت هزار تا گیر و گور دارند؛ مثلاً خوب که زیر و روشان می‌کنی می‌بینی می‌شود از لابه‌لا و این‌ور و آن‌ورشان هزار مدل دروغ بیرون کشید. می‌شود دید که از واقعیت‌‌، فرسنگ‌ها دورند و در یک جمله «فقط حرفند»! می‌شود دید که یک فریبِ بزرگند! این‌جوری که فقط بخشی از حقیقت را نشان می‌دهند و روی بقیه‌اش خاک می‌پاشند. حتی از دروغ هم ترسناک‌تر! می‌شود دید که بی‌سر و تَهَند. حد و حساب ندارند. پُر از پرگویی‌اند، و صاحبانی دارند که براشان مهم نیست که روحشان با وراجی‌های بی‌وقفه، تیره و تار شود. می‌شود دید که منفعت‌طلبانه‌اند! یعنی محض این گفته می‌شوند که صاحبشان را بُت کنند. می‌شود دید که صاحبِ حرف، دلش می‌خواهد با اراجیفِ مفتی که تحویل این و آن می‌دهد، خودش را عرضه کند! می‌شود دید که یک حرفِ مفتِ حسابی است و هیچ دخلی به دُر و گوهر ندارد. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۴۷ 🍀❤️ @The_meaningoflife

🔹️دانلود فیلم 🎞 (In The Mood For Love) 🎥 «در حال و هوای عشق»(۲۰۰۰) 📝 زیرنویس چسبیده فارسی|کیفیت 720p ✂️ بدون سانسور 🌍محصول کشور: چین/هنگ کنگ 🔹️ژانر: عاشقانه/درام 🔹️نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: وونگ کار وای 🔥بازیگران: تونی لیانگ/مگی چانگ 🏆امتیاز IMDB: ۸.۱ 📝خلاصه داستان: فیلم در مورد سردبیر یک روزنامه‌ به نام چاو موان است که به همراه همسر خود به یک ساختمان جدید نقل مکان میکند. در این میان زنی به نام سو لی ژن نیز همراه با همسرش در همین ساختمان ساکن میشود. اما پس از مدتی چاو و سو متوجه میشوند همسرانشان با یکدیگر در ارتباط هستند و این موضوع آن‌ها را شوکه میکند تا اینکه… 🔹️در نظرسنجی که در سال ۲۰۱۸ توسط شبکه بی‌بی‌سی انجام شد، در حال وهوای عشق In the Mood for Love نهمین فیلم برتر غیر انگلیسی زبان سینمای حال حاضر به شمار می‌رود. کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۸ #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ @filsofak

تحریف مغز در گرداب حباب مصطفی‌سلیمانی 🔹️می‌خواهیم تغییر کنیم اما نمی‌توانیم؛ چون در یک عزلتِ اطلاعاتی به دام افتاده‌ایم. در شماره ۱۴۴ از مجله ارتباطات، به موضوع «تحریفِ مغز در گرداب حباب» پرداخته‌ام. 🔹️اگر دوست دارید بدانید چرا این‌روزها فقط با بازتاب صدای خودتان مواجه هستید، نوشته مرا در مجله ارتباطات بخوانید. #مدیریت_ارتباطات ❤️☘ @filsofak

🔹️ حرفی برای گفتن تک‌تکِ آدم‌ها دل‌شان می‌خواهد حرفی برای گفتن داشته باشند. دل‌شان می‌خواهد چیزی از خودشان به دنیا اضافه کنند. دوست دارند اندیشه و عقیده‌‌شان سرمشق دیگران باشد. و برای رسیدن به این خواسته، در به در به دنبال یک راه تازه می‌گردند. به خیالشان، می‌توانند دم به دقیقه یک خروجیِ اطلاعاتی داشته باشند و به خوردِ مخاطبینشان بدهند، اما به فکرشان هم نمی‌رسد که به چه قیمتی؟! کم پیش می‌آید که آدم‌ها قیمتِ خودشان را بدانند! کم پیش می‌آید که حواسشان باشد حرف‌های تازه‌، وقتی می‌ارزند که حقیقت را دور نزده باشند! کم پیش می‌آید که نگران «فضیلت فکری» خودشان باشند. اما صبح تا شب از خودشان می‌پرسند چرا حرف‌ها و فکرهای تازه‌ام خریدار ندارند و روی دستم باد می‌کنند!؟ آدم‌ها به این فکر نمی‌کنند که اگر به فضیلت «صداقت» آراسته نباشند، تصورات غلطشان را قاطیِ حرف‌های تازه‌شان می‌کنند و کمی بعدتر یاد می‌گیرند غلط‌هاشان را ماله‌کشی کنند! آدم‌ها به این فکر نمی‌کنند که اگر به فضیلت «شجاعت» تجهیز نشده باشند، برده دیگران می‌شوند و برای بقای خودشان، دست به هر کار پرخاشگرانه‌ای می‌زنند! آدم‌ها به‌ این‌ فکر نمی‌کنند که اگر از فضیلت «تواضع» محروم باشند، خودشیفته و متعصب بار می‌آیند و هیچ نقد و انتقادی را نمی‌پذیرند! کم پیش می‌آید که آدم‌ها نگران فضیلتِ فکری خودشان باشند، اما همه‌شان بلااستثناء دل‌شان می‌خواهد حرفی برای گفتن داشته باشند، چیزی به دنیا اضافه کنند و اندیشه و عقیده‌‌شان سرمشق دیگران باشد! #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۴۶ 🍀❤️ @The_meaningoflife

حباب فیلتر و اتاق پژواک چه بر سر کاربران می‌آورد؟ میانه‌روها به حاشیه میروند ✍🏽 مصطفی سلیمانی| روان‌شناس ◾️ دوقطبی شدن به‌دنبال محدود شدن گستره اطلاعات هر کاربر در فضای مجازی، به‌ناچار، افراطی‌گری ایدئولوژیکی نیز تشدید خواهد شد و با واگرا شدن مواضع و نظرات سیاسی، احزاب سیاسی به صورتی جدی شکل خواهند گرفت. در شرایطی که رسانه‌ها نظرات خودشان را بر جوامع تحمیل می‌کنند، سطحی‌نگری و عوام‌زدگی کاربران، موجب کاهش سطح گفت‌و‌گوی آنها با یکدیگر می‌شود و در نتیجه، از هر طیف، فقط تندروها مجال سخن‌گفتن پیدا می‌کنند و میانه‌روها به حاشیه رانده می‌شوند و به این ترتیب، نظریه‌های جانبدارانه اوج می‌گیرند و استدلال‌های سیاسی افت می‌کنند و کاربران، با این تفکر که گویی هیچ محتوا و نظری غیر از محتوا و نظر خودشان وجود ندارد، یک شکاف دوقطبی عمیق، در جامعه پدید می‌آورند. ◾️ تشدید تعصبات کاربر کاربران همفکر، برای تأیید عقاید فعلی خودشان، عقاید افراد مخالف را می‌کوبند و حذف می‌کنند و به‌صورت ناخودآگاه، به فیلتر اطلاعات دیگران می‌پردازند. مشاهده مداوم اطلاعات همسو، سبب می‌شود که کاربران از مشاهده دیدگاه‌های مخالف عاجز بمانند و نتوانند تمام جنبه‌های یک موضوع را ببینند و در نهایت، غیرمنطقی عمل کنند. ◾️ زودباور شدن کاربر وقتی مطالب مورد نظر یک کاربر، دائماً به وسیله افراد همفکر و اشخاص هم‌گروهش تأیید یا بازنشر ‌شود، آنگاه کاربر هیچ‌وقت با عقیده یا نظری مواجه نخواهد شد که سست‌بودن باورها و اطلاعاتش را به او گوشزد کند. در این حالت، فرد به‌تدریج نسبت به تأیید شدن از جانب دیگران و تصدیق گرفتن از آنان عادت می‌کند و به این ترتیب، رفته‌رفته خودش را به‌طور کلی هم‌مسلک و هم‌مرام همفکران خودش می‌بیند و در راستای این هم‌مسلکی، دامنه این اشتراکات را به قدری گسترده می‌کند که به افکار نزدیکانش، بدون هیچ انتقادی اعتماد می‌کند و در واقع، مقاومت خودش را نسبت به مطالب دریافتی از سوی آنها از دست می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود که کاربر فضای مجازی، نظرات همفکرانش را بدون تحلیل و واکاوی تأیید کند و به عبارتی، به دام ساده‌لوحی و زودباوری گرفتار شود. ◾️ متوقف‌شدن رشد کاربر وقتی کاربر فضای مجازی، در یک پیله ارتباطی حبس می‌شود، به‌اشتباه خودش را در یک جهان ارتباطی گسترده غرق می‌بیند. او در این جهان، به واسطه مواجه‌شدن با نظرات و عقاید موافق، آرام و خوشحال به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که این فضای ادراکی، چیزی جز یک توهم نیست و آرامشی که بر فضای افراد همفکر حاکم است، به‌نوعی فقط تسکین فشارهای روانی گروه است و آنچه در بلندمدت باقی می‌ماند، یک فضای فکری بسته است که با بایکوت‌کردن نظرات متنوع و مخالف، راه را بر رشد فکری مخاطبان خودش می‌بندد و آنها را در یک رکود فرساینده گیر می‌اندازد. فردی که از نظر اطلاعاتی در حصر قرار گرفته است، به‌ندرت می‌تواند خلاقیت و نوآوری‌ای داشته باشد. ◾️ تفکیک اجتماعی کاربر با چندپاره‌شدن جامعه و تفکیک اجتماعی کاربران فضای مجازی، خواسته یا ناخواسته، افراد خودشان را زیر چتر یک قشر خاص می‌برند و در نتیجه، تحت فشار غیرمستقیم گروه، خودشان را با سایر افراد، همرنگ و هم‌نوا می‌کنند و به هنجارهای اجتماعی‌ای متوسل می‌شوند که مطابق با خواسته همفکران‌شان است و کمک می‌کند آنها در جمع بمانند. ◾️ تنها شدن کاربر کاربر در محدوده آسایش همفکران، پیوسته با اطلاعات آشنا و داده‌های مورد علاقه‌اش روبه‌رو می‌شود و به این ترتیب، از دیگران و اطلاعات متنوع و متعددی که دارند، فاصله می‌گیرد. این فاصله، او را در یک حباب نامرئی زندانی می‌کند؛ حبابی که بعد از فعالیت بیشتر کاربر در فضای مجازی، گستره و دامنه بزرگ‌تری پیدا می‌کند و تنهایی بیشتری را برای او رقم می‌زند. محیط حبابی که فرد درون آن گیر افتاده، هرچند در ظاهر، باب میل اوست و مطابق با علاقه‌مندی‌ها و باورهای او جلو می‌رود، اما در باطن، به یک زندان کوچک و مختصر شبیه است که کاربر را به کنج عزلت خودش کشانده است. ◾️ گرایش کاربر به سوگیری تأییدی کاربر محبوس در حباب فیلتر، به‌مرور ترسو و راحت‌طلب می‌شود. او پیوسته تلاش می‌کند که خودش را از هرگونه نگرانی دور کند و یک موقعیت فریزشده برای خودش دست‌وپا کند. و به این دلیل، به منطقه امن ذهنی خودش خو می‌گیرد و از هر تجربه تازه‌ای طفره می‌رود و در نهایت، به دام خطای شناختی تأیید گرفتار می‌شود. به این معنا که با اشتباه ادراکی خود، درصدد تأیید مدل ذهنی و مفروضات فعلی خودش برمی‌آید و شواهد متناقض و متضاد را، بدون بررسی و واکاوی رد می‌کند. 🗞 این‌ها بخشی از یادداشت مصطفی سلیمانی در شماره ١٤٤ ماهنامه مدیریت ارتباطات و در پرونده حباب فیلتر است. ◽️◽️◽️ @cm_magazine

حباب فیلتر و اتاق پژواک چه بر سر کاربران می‌آورد؟ میانه‌روها به حاشیه میوند ✍🏽 مصطفی سلیمانی| روان‌شناس ◾️ دوقطبی شدن به‌دنبال محدود شدن گستره اطلاعات هر کاربر در فضای مجازی، به‌ناچار، افراطی‌گری ایدئولوژیکی نیز تشدید خواهد شد و با واگرا شدن مواضع و نظرات سیاسی، احزاب سیاسی به صورتی جدی شکل خواهند گرفت. در شرایطی که رسانه‌ها نظرات خودشان را بر جوامع تحمیل می‌کنند، سطحی‌نگری و عوام‌زدگی کاربران، موجب کاهش سطح گفت‌و‌گوی آنها با یکدیگر می‌شود و در نتیجه، از هر طیف، فقط تندروها مجال سخن‌گفتن پیدا می‌کنند و میانه‌روها به حاشیه رانده می‌شوند و به این ترتیب، نظریه‌های جانبدارانه اوج می‌گیرند و استدلال‌های سیاسی افت می‌کنند و کاربران، با این تفکر که گویی هیچ محتوا و نظری غیر از محتوا و نظر خودشان وجود ندارد، یک شکاف دوقطبی عمیق، در جامعه پدید می‌آورند. ◾️ تشدید تعصبات کاربر کاربران همفکر، برای تأیید عقاید فعلی خودشان، عقاید افراد مخالف را می‌کوبند و حذف می‌کنند و به‌صورت ناخودآگاه، به فیلتر اطلاعات دیگران می‌پردازند. مشاهده مداوم اطلاعات همسو، سبب می‌شود که کاربران از مشاهده دیدگاه‌های مخالف عاجز بمانند و نتوانند تمام جنبه‌های یک موضوع را ببینند و در نهایت، غیرمنطقی عمل کنند. ◾️ زودباور شدن کاربر وقتی مطالب مورد نظر یک کاربر، دائماً به وسیله افراد همفکر و اشخاص هم‌گروهش تأیید یا بازنشر ‌شود، آنگاه کاربر هیچ‌وقت با عقیده یا نظری مواجه نخواهد شد که سست‌بودن باورها و اطلاعاتش را به او گوشزد کند. در این حالت، فرد به‌تدریج نسبت به تأیید شدن از جانب دیگران و تصدیق گرفتن از آنان عادت می‌کند و به این ترتیب، رفته‌رفته خودش را به‌طور کلی هم‌مسلک و هم‌مرام همفکران خودش می‌بیند و در راستای این هم‌مسلکی، دامنه این اشتراکات را به قدری گسترده می‌کند که به افکار نزدیکانش، بدون هیچ انتقادی اعتماد می‌کند و در واقع، مقاومت خودش را نسبت به مطالب دریافتی از سوی آنها از دست می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود که کاربر فضای مجازی، نظرات همفکرانش را بدون تحلیل و واکاوی تأیید کند و به عبارتی، به دام ساده‌لوحی و زودباوری گرفتار شود. ◾️ متوقف‌شدن رشد کاربر وقتی کاربر فضای مجازی، در یک پیله ارتباطی حبس می‌شود، به‌اشتباه خودش را در یک جهان ارتباطی گسترده غرق می‌بیند. او در این جهان، به واسطه مواجه‌شدن با نظرات و عقاید موافق، آرام و خوشحال به نظر می‌رسد، اما حقیقت این است که این فضای ادراکی، چیزی جز یک توهم نیست و آرامشی که بر فضای افراد همفکر حاکم است، به‌نوعی فقط تسکین فشارهای روانی گروه است و آنچه در بلندمدت باقی می‌ماند، یک فضای فکری بسته است که با بایکوت‌کردن نظرات متنوع و مخالف، راه را بر رشد فکری مخاطبان خودش می‌بندد و آنها را در یک رکود فرساینده گیر می‌اندازد. فردی که از نظر اطلاعاتی در حصر قرار گرفته است، به‌ندرت می‌تواند خلاقیت و نوآوری‌ای داشته باشد. ◾️ تفکیک اجتماعی کاربر با چندپاره‌شدن جامعه و تفکیک اجتماعی کاربران فضای مجازی، خواسته یا ناخواسته، افراد خودشان را زیر چتر یک قشر خاص می‌برند و در نتیجه، تحت فشار غیرمستقیم گروه، خودشان را با سایر افراد، همرنگ و هم‌نوا می‌کنند و به هنجارهای اجتماعی‌ای متوسل می‌شوند که مطابق با خواسته همفکران‌شان است و کمک می‌کند آنها در جمع بمانند. ◾️ تنها شدن کاربر کاربر در محدوده آسایش همفکران، پیوسته با اطلاعات آشنا و داده‌های مورد علاقه‌اش روبه‌رو می‌شود و به این ترتیب، از دیگران و اطلاعات متنوع و متعددی که دارند، فاصله می‌گیرد. این فاصله، او را در یک حباب نامرئی زندانی می‌کند؛ حبابی که بعد از فعالیت بیشتر کاربر در فضای مجازی، گستره و دامنه بزرگ‌تری پیدا می‌کند و تنهایی بیشتری را برای او رقم می‌زند. محیط حبابی که فرد درون آن گیر افتاده، هرچند در ظاهر، باب میل اوست و مطابق با علاقه‌مندی‌ها و باورهای او جلو می‌رود، اما در باطن، به یک زندان کوچک و مختصر شبیه است که کاربر را به کنج عزلت خودش کشانده است. ◾️ گرایش کاربر به سوگیری تأییدی کاربر محبوس در حباب فیلتر، به‌مرور ترسو و راحت‌طلب می‌شود. او پیوسته تلاش می‌کند که خودش را از هرگونه نگرانی دور کند و یک موقعیت فریزشده برای خودش دست‌وپا کند. و به این دلیل، به منطقه امن ذهنی خودش خو می‌گیرد و از هر تجربه تازه‌ای طفره می‌رود و در نهایت، به دام خطای شناختی تأیید گرفتار می‌شود. به این معنا که با اشتباه ادراکی خود، درصدد تأیید مدل ذهنی و مفروضات فعلی خودش برمی‌آید و شواهد متناقض و متضاد را، بدون بررسی و واکاوی رد می‌کند. 🗞 این‌ها بخشی از یادداشت مصطفی سلیمانی در شماره ١٤٤ ماهنامه مدیریت ارتباطات و در پرونده حباب فیلتر است. ◽️◽️◽️ @cm_magazine

🔹️ چاره تنهایی . بیشتر آدم‌ها با احساس تنهایی دست به گریبانند. خودشان را توی عالم، تک و تنها می‌بینند، و انگار هر چقدر هم دست‌وپا می‌زنند، نمی‌توانند خودشان را از این مخمصه نجات بدهند. اما تنهایی چاره دارد. بعضی‌وقت‌ها آدم‌ها از احساس سنگینِ تنهایی خفه می‌شوند، چون «خودِ واقعی‌»شان نیستند. عقل و فهم خودشان را کنار گذاشته‌اند و با عقل دیگران زندگی می‌کنند. این‌طور آدم‌هایی تنهایانِ دور افتاده از خویشند. بعضی‌وقت‌ها آدم‌ها حس می‌کنند توی این عالمِ عریض و طویل، یک گوشه تنها افتاده‌اند، چون چشمشان دائم پیِ فکر و حرف بقیه دودو می‌زند. این‌طور آدم‌هایی، آن‌قدر خودشان را پس می‌زنند و به بقیه آویزان می‌شوند که احساس تنهایی روی گله به گله وجودشان چنبره می‌زند. بعضی‌وقت‌ها آدم‌ها آن‌قدر خودشان را دست‌ِبالا می‌گیرند که راستی‌راستی همه را از دور و اطرافشان فراری می‌دهند. این‌طور آدم‌هایی آن‌قدر خودشیفته‌اند که تنها خودشان را قبول دارند و می‌پسندند. و همین است که تنهایی سهمشان می‌شود. بعضی‌وقت‌ها آدم‌ها خودشان را با کاری مشغول می‌کنند که با جانشان آمیخته نیست. به کاری مشغول می‌شوند که استعدادی توش ندارند. و از این‌جا مانده و از آن‌جا رانده می‌شوند. این‌طور آدم‌هایی آن‌قدر کلافه‌ و خسته‌اند که نمی‌توانند با هيچ‌کس اُخت و اُنس بگیرند. و آن‌قدر غمگینند که حتی حوصله خودشان را هم ندارند و همین می‌شود که تنها می‌شوند. بعضی‌وقت‌ها آدم‌ها با خودشان در جنگند. یعنی خودشان را می‌کوبند. از خودشان بیزار می‌شوند. با خودشان دشمن می‌شوند. و طولی نمی‌کشد که با بقیه هم سرِ جنگ و دشمنی برمی‌دارند. این‌طور آدم‌هایی آن‌قدر دل‌زده و خشمگینند، که نمی‌توانند هیچ‌کس، حتی خودشان را هم بپذیرند. تنهایی ثمره جنگ‌های درونی است. اصلاً آدم‌ها، همه‌شان بی‌کم و کاست توی تنهایی غوطه‌ورند، مگر این‌که خودِ واقعیشان باشند، خودشان را آویزانِ بقیه نکنند، خودشان را با بقیه برابر ببینند، پی علاقه و استعداد خودشان باشند، و با خودشان توی صلحِ مطلق زندگی کنند. #مصطفی_سلیمانی #آدم_ها ۴۵ 🍀❤️ @The_meaningoflife

🔹️دانلود فیلم 🎞Jules et Jim 🎥 «ژول و ژیم»(۱۹۶۲) 📝 زیرنویس چسبیده فارسی|کیفیت 720p ✂️ بدون سانسور 🌍محصول کشور: فرانسه 🔹️ژانر: رمانتیک/کمدی/عاشقانه 🔹️نویسنده: فرانسوا تروفو و ژان گرو براساس رمانی از هانری‌پی‌یر روشه 🔹️کارگردان: فرانسوا تروفو 🔥بازیگران: ژن مورو/اسکار ورنر/هنری سره/سیروس رضوانی 🏆 📝خلاصه داستان: سال ۱۹۱۲ در پاریس، ژول مرد نویسنده اتریشی خجالتی و ژیم مرد نویسنده پاریسی خوش مشرب تحت شیفته مجسمۀ سنگی یک زن هستند تا این که با کاترین مواجه می‌شوند که همزاد مجسمه به نظر می‌آید. ژیم باوجود آن که ارتباط نزدیک میان ژول و کاترین، در کنار آنها می‌ماند. کاترین هم حتی وقتی از ژول صاحب فرزند می‌شود ترجیح می‌دهد ژیم کنارشان بماند. 🔹️در سال ۲۰۱۰ این فیلم از طرف ماهنامه امپایر در رتبه چهل و ششم فهرست ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما انتخاب شد. همچنین ترانۀ این فیلم به خوانندگی به ژرژ دلرو از طرف هفته نامه تایم به عنوان یکی از ۱۰ ترانۀ برتر تاریخ سینما انتخاب شد. این فیلم یکی از آثار شاخص جریان موج نوی سینمای فرانسه است. کارگاه #عشق_درمانی فیلم ۷ #مصطفی_سلیمانی ❤️☘ @filsofak