فلسفه اخلاق
رفتن به کانال در Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
نمایش بیشتر7 250
مشترکین
-124 ساعت
-107 روز
-5530 روز
آرشیو پست ها
7 249
▫هرکسی که فلسفهی زندگی را برمبنای شادمانی قرار دهد رنج میکشد. باید صورتحساب را بر مبنای بلاهایی که از آنها گریختهایم بنویسیم.
#آرتور_شوپنهاور
@NazariyehAdabi
7 249
▫هر چه تلاش کردی، هر چه شکست خوردی، مهم نیست. باز هم تلاش کن، باز هم شکست بخور. این بار بهتر شکست بخور ...
#ساموئل_بکت
@NazariyehAdabi
7 249
آدم های سمی رو از دایره زندگیتون خارج کنید !
#پادکست_صوتی از مجتبی شکوری
#روانشناسی 🌱
7 249
◻️◻️◻️◻️
🔷
یکی از سختترین شرایط در اتاقدرمان، کارکردن با بیمارانیست که برای تغییر نیامدهاند، آمدهاند تا روانکاو را در نقش تماشاچی قرار دهند وبس.
🔹برای مثال بیمارانی که میخواهند روانکاو شاهد زجر کشیدنشان باشد، بیآنکه قدمی برای خروج از رنج بردارند، یا آنها کهاز همان شروع درمان پیوسته میخواهند به ما بگویند از ما باهوشترند و بهتر میفهمند و طبیعتاً هر قدمی که ما برداریم آنها از قبل میدانستند.
در چنین شرایطیست که هیچگونه ارتباطی شکل نمیگیرد.
🔹بیماران بسیار جذاب و بامزه که در کار با آنها احساس میکنیم تماشاچی هستیم؛ او دارد سرگرممان میکند و هیچ کار روانکاوانهای رخ نداده است. در اینجا روانکاو احساس میکند نهتنها گیرافتاده، بلکه مورد سوءاستفاده قرارگرفته است.
🔹گیرافتادن دراین شرایط حتماًنیازمند نفرسومی(سوپروایزر) است که با او مشورت کنیم؛ هم راجع به بیمار و هم دربارهٔ خودمان آگاه میشویم.
🔹ما روانکاوان بهشدت نیازمندآنیم که حواسمان به باقیمانده بخشهای بیمارگونه شخصیتمان باشد.
زیرا هیچ موجودی درست و حسابی تحلیل(درمان) نخواهد شد.
[ بخشهایی از مصاحبهٔ هاروی شوارتز با گلن گابارد ]
🔷
✅️@AnalyticTherapy
7 249
🔸«خودفریبی» و «بدباوری» در اندیشهی ژانپل سارتر
▪️ترجمه و صدا: ایمان فانی
#ژان_پل_سارتر
❤️☘ @filsofak
7 249
عشق و دموکراسی
برای استقرار دموکراسی پایدار و اصیل، فرایندها و ساختارها و ایدهها و رفتارهای مختلفی بهعنوان پیششرط یا زمینه و بستر مطرح شده است. از جمله عناصری که در دو دههی اخیر برای شکلگیری دموکراسی واقعی و اصیل مورد توجه قرار گرفته، این است که افراد جامعه یکدیگر را ارج گذارند و به رسمیت بشناسند؛ و یکی از قلمروهای ارجگذاری دیگری، دوست داشتن است
|کانال زیر سقف آسمان، حسن محدثی گیلوایی|
@JameahiBehtarBesazimg
7 249
آدمی هنگامی به جدل روی میآورد که سلاحِ دیگر نداشته باشد. آدمی میداند که دست زدن به جدل شک برانگیز است، زیرا چندان باورپذیر نیست. اثرِ هیچ چیزی را به آسانی اثری که یک جدلگر میگذارد نمیتوان زدود. تجربهی هر مجلس سخنرانی و بحث گواهیست بر آن. جدل آخرین سلاح است برای کسی که سلاح دیگر ندارد. باید بهزور نشان دهی که حق با
توست، و گرنه فنّ جدل به چه کار میآید؟!
👤#نیچه
📖#غروب_بت_ها | مسئلهی سقراط | قطعه ۶
❤️☘ @filsofak
7 249
🎧 یادداشت های زیرزمینی
🖋 فئودور داستایوفسکی
💬 انسان گاهی رنج را به طور وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم.
من... طرفدار امیال ام هستم و آن هم به این سبب که به آن ها در همه حال دسترسی دارم. رنج، تردید است، نفی است. رنج، یگانه دلیل آگاهی ست. آگاهی به عقیده ی من، بدبختی بزرگ انسان است. این را هم می دانم که انسان آن را دوست دارد و با هیچ رضایت مندی دیگری عوض نخواهد کرد.
📙 #کتاب_صوتی
❤️☘ @filsofak
7 249
نخستين شرط پیدایش شخصیت سالم، دریافت توجه مثبت نامشروط (یا غیرشرطی) در دوره شیرخوارگی است. شخصیت سالم زمانی ایجاد میشود که مادر بدون توجه به چگونگی رفتار کودک به او عشق و محبت نشان دهد.
کودک این عشق و محبت را که به رایگان نثارش میشود یا گرایش و شیوه نشان دادن آن را به یک رشته هنجارها و معیارهای درونی شده تبدیل میکند، همان گونه که کودک شیرخوار توجه مثبت مشروط مادر را درونی و از آن خود میسازد.
معنای توجه مثبت نامشروط این نیست که کودک آزاد است هرچه دلش میخواهد بکند و بازداشتن و اندرز دادن در کار نباشد. اگر معنایش این بود، مادر از ترس آنکه مبادا توجه مثبت خود را مشروط سازد، نباید کودکش را از خطر دور میکرد و فرضا از بخاری داغ دور میساخت.
به اعتقاد راجرز، مادر میتواند رفتارهای خاصی را مورد تایید قرار ندهد، بدون آنکه برای دریافت عشق و محبت قید و شرط بگذارد.
در این حالت، فضایی پیدا میشود که کودک ناپسند بودن بعضی از رفتارها را میپذیرد، بدون آنکه وادار شود از انجام دادن آنها احساس گناه و حقارت کند.
پند و اندرز نیست که سبب میشود کودک احساس کند تنها در شرایط خاصی ارزشمند است، بلکه بیشتر شیوه ارائه و روش بیان آن است.
کودکانی که با احساس توجه مثبت نامشروط پرورش مییابند، در هر شرایطی خود را ارزشمند میدانند. و اگر این ارزشمندی به هیچ رو مشروط نباشد، نیازی برای رفتار تدافعی نمییابند.
🔸دوآن شولتز
از کتاب روانشناسی کمال
ترجمه گیتی خوشدل
❤️☘ @filsofak
7 249
✅ دانلود فایل متنی سخنرانی علل دین گریزی جوانان| استاد مصطفی ملکیان|سال 1380
@Mostafamalekian
7 249
🔳⭕️ای کاش شعور خریدنی بود!
مجتبی لشکربلوکی
قبل از هر چیزی، بگذارید سه مثال ساده را با هم مرور کنیم.
فرض کنید که میخواهید فوتبال گل کوچیک بازی کنید، هزاران قاعده نانوشته وجود دارد که باعث میشود دو تیم در برابر هم قرار بگیرند و به راحتی بازی کنند و لذت ببرند. مثلا یک قاعده نانوشته ساده: اندازه دروازههای دو تیم باید برابر باشد. خیلی بدیهی به نظر میرسد؟ نه؟! اما فرض کنید که این قاعده وجود نداشت اول هر بازی باید صدها دقیقه صرف توافق بر سر چنین قواعد بدیهی مشابه میشد.
میخواهید خانه اجاره کنید؛ قواعدی وجود دارد در مورد رهن و اجاره، در مورد اینکه هزینههای تعمیرات خرد و اساسی به عهده چه کسی است. همین قواعد نوشته و نانوشته باعث میشود که این تعامل جمعی آسانتر انجام شود.
میخواهید ازدواج کنید، هر قومی و قبلیهای، ترکیبی از شیربها، مهریه، جهیزیه و تقسیم هزینه های عقد و عروسی را تحت عنوان عرف مشخص و معمولا کمی بالاتر یا پایینتر، حول و حوش عرف توافق میکنند.
به این مثالها میتوانید تاسیس شرکت با چند موسس، رانندگی در اتوبان، سرمایهگذاری در بورس، انتخابات و ... را اضافه کنید. در همه اینها قواعدی وجود دارند که تعامل ما را شکل میدهند. این قواعد عملا برخی رفتارها را ممنوع یا نامقبول میکنند و برخی رفتارها را مقبول و مجاز.
نکته همین جاست: در هر زمینهای، اگر قواعد دارای سه ویژگی زیر باشد وضعیت ما بهبود می یابد: قواعد منصفانه، معقول و محترم باشد.
یک مثال دم دستی: مثلا شما در نانوایی، دو صف دارید: صف تکی و صف چندتایی. این هم منصفانه است (هیچ کس احساس بیعدالتی نمیکند)، هم معقول است (کسی که فقط یک نان میخواهد لازم نیست که به اندازه کسی که ۵ نان میخواهد منتظر بایستد) و هم محترم است (عموما آن را رعایت میکنند).
اگر کمی فکر کنید میبینید که در همین جامعه ما قواعدی وجود دارند که یا شرط منصفانه بودن را ندارند یا شرط معقولیت و یا شرط محترم بودن را. به عنوان مثال رانندگی بین خطوط هم منصفانه است هم معقول ولی محترم نیست و کسی آن را رعایت نمیکند. هر چقدر درجه منصفانگی، معقولیت و محترم بودن قواعد یک جامعه بیشتر باشد آن جامعه راحتتر تعامل میکند و سرمایه انسانی، فیزیکی، دانشی و مالی بیشتری انباشت میکند و به دنبال آن سریعتر مسیر توسعه را طی میکند.
اقتصاددانان به این "قواعد منصفانه، معقول و محترم" میگویند: نهاد. حالا سوال پیش میآید که این نهادها از کجا به دست میآیند؟ جواب آن میشود «شعور جمعیِ درونی شده».
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
شعور متفاوت از اطلاعات، علم، تکنولوژی، قانون و سامانه است. علم را میتوان کسب کرد، فناوری را میتوان خرید، قانون را میتوان کپی کرد و سامانه را میتوان ایجاد کرد. اما ای کاش شعور خریدنی بود. کما اینکه ما در طول دویست سال گذشته سازمانها و سازوکارهای جهان پیشرفته را تقلید کردیم (پارلمان، دانشگاه، انتخابات و ...)، قانونهای مادر را کپی کردیم، فناوریهای روز دنیا را خریدیم، سامانه.های متعدد ایجاد کردیم؛ اما مسئله این است که شعور جمعی درونی شده یک شبه به دست نمیآید. به تعبیر استاد برجسته دانشگاه هاروارد-پروفسور کلیتن کریستنسن- شعور جمعی درونی شده نتیجه یادگیری اشتراکی مردمی هست که با همدیگر کار میکنند تا مسائل را حل کنند و حدس بزنند چه چیزهایی نتیجه میدهد و چه چیزهایی نه! هر دفعه که آنها با یک مسئله کلنجار میروند فقط خود مسئله را حل نمیکنند، بلکه در جریان حل آن مسئله، هر آنچه که اهمیت دارد را نیز یاد میگیرند.
شعور مفهومی صفر و یکی نیست که ملتی داشته باشد و ملتی نداشته باشد. برداشت من این است که در طول این سالها، شعور جمعی ما عمیقا ارتقا پیدا کرده (بعدها شواهدش را خواهم نوشت)؛ اما هنوز راهی طولانی در پیش داریم. چه میتوان کرد؟
۱) شعور با دانستن متفاوت است؛ دانستن با خواندن و حفظ کردن حل میشود اما شعور نیازمند وجدان کردن (درونی کردن) است. نیازمند تکرار و تکرار و تکرار است. به عبارتی مطلب باید خیس بخورد و هضم شود!
۲) توسعه تجربه های جمعی و تشکیلاتی: شرکتها، خیریهها، انجمنها، حزبها، بنیادها و موسسات همه و همه باعث میشوند که ما با هم کار کنیم، با هم مسئله حل کنیم و با هم یاد بگیریم. هر نهاد جمعی، یک کارگاه عملی توسعه است.
۳) درک عمیق تجربیات جهانی و تفاوتها؛ اینکه نباید قوانین و قواعد دیگر جوامع را کپی کرد حرف درستی است اما اینکه در خلا خودمان همه چیز را تست کنیم هم اشتباه دیگری است. راه حل در میانه است. نگاهی عمیق به تجربیات جهانی و یافتن راه حلِ خودمانی (متناسب با شرایط خودمان).
❤️☘ @
7 249
طلب عشق همیشه نوعی تردید در عشق است، و تمام تردیدها به شکل تردیدی در عشق آغاز میشوند. تمام داستانهای عاشقانه داستانهای سرخوردگیاند. به ورطه عشق افتادن شما را به یاد سرخوردگیای میاندازد که نمیدانستید پیشتر داشتهاید؛ انگار کسی را میخواستهاید، یا احساس میکردید از چیزی محرومتان کردهاند، و به نظرتان میرسد که دوباره همان اتفاق افتاده است. و آنچه در این تجربه دوباره تکرار میشود، نوعی سرخوردگی شدید، و سپس نوعی رضایتمندی شدید است. گویی شما منتظر کسی بودهاید اما نمیدانستید منتظر چه کسی هستید تا اینکه او از راه میرسد.
🔸آدام فیلیپس
از کتاب حسرت در ستایش زندگی نازیسته
ترجمه میثم سامانپور
❤️☘ @filsofak
7 249
Repost from معنای زندگی
استرس هنگامی زیان آور است که شما توانایی کنترل آن را نداشته باشید. هنگامی که استرس شدید، برای مدت طولانی ادامه پیدا کند اثرات روحی- روانی شدیدی مانند افسردگی، عصبانیت، فقدان خلاقیت، مشکلات گوارشی، میگرن های شدید بر انسان مستولی می گردد.
#مصطفی_سلیمانی
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 249
Repost from معنای زندگی
استرس هنگامی زیان آور است که شما توانایی کنترل آن را نداشته باشید. هنگامی که استرس شدید، برای مدت طولانی ادامه پیدا کند اثرات روحی- روانی شدیدی مانند افسردگی، عصبانیت، فقدان خلاقیت، مشکلات گوارشی، میگرن های شدید بر انسان مستولی می گردد.
#مصطفی_سلیمانی
❤️☘ @filsofak
7 249
باید اعتراف کنم که یک آرزو را با خود به گور میبرم:
خیلی دلم میخواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یکبار، از میان مردهها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفری که از رسانههای جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است: روزنامهها را زیر بغل میزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایع این جهان باخبر میشوم:
و سپس، با خاطری آسوده، در بستر امنِ گور خود دوباره به خواب میروم.
با آخرین نفسهایم
#لوییس_بونوئل
@NazariyehAdabi
7 249
برای بسیاری از آدمها سوگ مثل از دست رفتن خویشتن است، از دست رفتن بخشی از خودمان. خیلی از آدمها در روزهای سوگواریشان میگویند «یه تیکه از وجود خودم رو از دست دادم». چنین سخنی خاطرنشان میکند که سوگ از آنجا که سرگشته و حیرانمان میکند چقدر رنجآور و دردناک است. غیاب فردی که برایش سوگواریم میتواند تعاملات ما با آدمها یا اشیای دیگر را چنان فرابگیرد که موجب شود زندگی روزمره ما غریب و با بقیه ناسازگار شود.
کارها و اتفاقاتی که قبلا برایمان خیلی اهمیت داشت، بسیار کماهمیتتر میشوند؛ و کارها و اتفاقاتی که بهندرت ممکن بود برایمان اهمیت داشته باشند، اهمیت دوچندان پیدا میکنند. الگوهای فکری دیرپا و احساساتمان یکباره به نظرمان غریب میآید. و از آنجا که جهان یکباره غریب به نظر میرسد، ممکن است فرد نیز احساس بیگانگی و پریشانی کند. سوگ باعث میشود برای خومان ناآشنا یا ناشناخته شویم، کموبیش بیجسم و مجرد.
مایکل چلبی
از کتاب سوگ
ترجمه نصراله مرادیانی
Interior with Woman Reading, Poul Friis Nybo
7 249
فیلم ۷
#دنیای_زنان
یاسمن غمگین
نام فیلم: Blue Jasmine
سال ساخت: 2013
محصول: آمریکا
کارگردان: وودی آلن
بازیگران: کیت بلانشت | سالی هاوکینز | بابی کاناوله | الک بالدوین | پیتر سارسگارد | لوئی سی کی
🔸برنده جایزهٔ اسکار:
بهترین بازیگر نقش اول زن
🔸خلاصه داستان:
جاسمین (کیت بلانشت) که یک شخص زیبای طراز اول نیویورکی است، بعد از اینکه همه چیز زندگی از جمله ازدواجش با تاجر ثروتمند یعنی هال (الک بالدوین) تباه میشود، به آپارتمان معمولی خواهرش میرود تا دوباره خودش را جمع و جور کند...
🔸دانلود فیلم یاسمن غمگین
(بدون سانسور و با زیرنویس فارسی)
❤️☘ @filsofak
7 249
🍃میزان تاثیر پول در احساس خوشبختی
👌اگر ثروتمندتر بودید،آیا خوشبختتر بودید؟
بسیاری از مردم اینگونه فکر میکنند اما تحقیقات انجام شده نشان میدهد که این مطلب درست نیست مگر در مورد افرادی که سطوح درآمدی بسیار پایینی دارند.
افراد با درآمد بالاتر،وقت بیشتری را صرف فعالیتهایی میکنند که با احساسات منفیای همچون تنش و استرس همراه است.آنها به حای اینکه بیشتر وقتشان را صرف تفریح و فراغت کنند،صرف کار میکنند.
امروزه ثروتاندوزی به خودی خود تبدیل به نوعی غایت و شیوهای برای سنجش منزلت انسان یا میزان موفقیت او شده است.....و پول درآوردن به ما امکان میدهد کاری کنیم که احساس میکنیم ارزشمند است،البته تا زمانی که درباره چرایی انجام آن زیاد تأمل نکنیم.
همانگونه که نتیجه برخی از تحقیقات نشان میدهد،[ثروتمندان] بخش کمتری از زندگیشان را در حالت روحی مثبت سپری میکنند.
🔸منبع:
اخلاقی زیستن در یک دنیای به هم پیوسته، پیتر سینگر، ترجمه کیوان شعبانی مقدم، انتشارات طرح نو، ۱۴۰۲، ص۶۵- ۶۹.
❤️☘ @filsofak
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
