فلسفه اخلاق
رفتن به کانال در Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
نمایش بیشتر7 234
مشترکین
-224 ساعت
-167 روز
-6230 روز
آرشیو پست ها
7 235
چنانچه در آسمان هفتم باشی و رهگذری تقاضای لیوانی آب از تو بکند، از آسمان فرود بیا تا تقاضای او را اجابت کنی.
اگر با مهربانی و رقص و آواز به خدا نزدیک نشوم، پس چگونه نزدیک شوم؟
🔸️سرگشته راه حق
نیکوس کازانتزاکیس
❤️🍀 @filsofak
7 235
#داستان
از آن چشم و از آن اَبرو
(نسخههای نپیچیده یک روانشناس)
این داستان:
دل، آلزایمر نمیگیرد...
✒ #مصطفی_سلیمانی
🔸️مستقیم خیره شدم توی چشمهاش و گفتم «به نظرم باید همهجوره برایش سنگ تمام بگذاری و لجبازیهایش را به جان بخری، تا زخمهایش یواشیواش التیام پیدا کنند»
🔸️مجله: #کرگدن
شماره: ۱۳۴
صفحه: ۱۰۸
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 235
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد. پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم.
اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
🔸️ویکتور_فرانکل
از کتاب "انسان در جستوجوی معنا"
❤️🍀 @filsofak
7 235
به نظر میرسد ما انسانها آفریدگانی در جستجوی معنا هستیم، با این بداقبالی که به درون جهانی تهی از معنا افکنده شدهایم. یکی از مهمترین وظایفمان ابداع معنایی است که تکیهگاه محکمی برای زندگی باشد و نیز دست زدن به تدابیری ماهرانه برای انکار این حقیقت که خودمان این معنا را خلق کردهایم. پس به این نتیجه میرسیم که معنا «جایی» در انتظار ماست. جستوجوی مداوم ما برای نظام محکم معنایی، اغلبمان را به بحران معنا دچار میکند.
افراد بیش از آنچه درمانگران تصور میکنند به دلیل نگرانیهای معنایی به درمان روی میآورند. یونگ گزارش کرده که یک سوم بیمارانش به همین دلیل به او مراجعه کردهاند. در این حالت، شکایتها اشکال گوناگونی به خود میگیرد. برای مثال: «زندگیام انسجام ندارد»، «به هیچچیز اشتیاق ندارم»، «برای چه زندگی میکنم؟ که به چه برسم؟»، «زندگی حتما باید مفهوم عمیقتری داشته باشد.» «حتی حالا در پنجاهسالگی هم هنوز نمیدونم وقتی بزرگ شدم، میخواهم چه کنم.»
🔸️اروین یالوم
از کتاب هنر درمان
ترجمه سپیده حبیب
❤️🍀 @filsofak
7 235
هر آدمی میداند مطالبی با خود دارد که به هیچ وجه میل ندارد آنها را نزد شخصی دیگری فاش کند و یا آنکه احساس میکند این مسائل اصولا گفتنی نیستند، اینها صمیمیترین افکار شخص به شمار میآیند. گذشته از اینها افکار، همان آدم پارهای اوقات احساس میکند چیزهای دیگری هم در ذهن دارد که میل ندارد حتی نزد خود نیز آنها را مرور کند. بدین معنی که میکوشد آنها را حتی از خودش هم پنهان کند و هرگاه اینگونه افکار به ذهنش میرسند بیدرنگ رشته آنها را قطع کرده و از خود میراند.
🔸️زیگموند فروید
از کتاب مفهوم ساده روانکاوی
ترجمه فرید جواهرکلام
❤️🍀 @filsofak
7 235
زمانبندی پیام در تلگرام
آیا میدانید که در تلگرام، میتوانید پیامی را آماده کنید و تنظیم کنید که در فلان روز و در فلان ساعت به فرد یا گروهی ارسال شود؟
برای این کار مراحل زیر را دنبال کنید:
۱. وارد صفحه پیامرسان فرد یا گروهی که قرار است پیامی به او بفرستید بشود.
۲. مطلب خود را آماده کنید (مثلا یک پیام تبریک تولد).
۳. بهجای اینکه در پایان مطلب، گزینه ارسال (Send) را بزنید، روی گزینه ارسال نگه دارید (در تلگرام دسکتاپ باید راستکلیک کنید) تا منوی زمانبندی پیام (Schedule Massege) ظاهر شود.
۴. تاریخ و زمان مورد نظر را خود را بهدقت انتخاب کنید.
۵. گزینه ارسال را بزنید.
۶. گزینه ارسال میتواند با صدا باشد یا بیصدا که انتخابش دست خودتان هست.
❤️🍀 @filsofak
7 235
اسرار پزشکی و حریم شخصی
افشای اسرار پزشکی یکی از مباحث مهم اخلاق پزشکی و حقوق پزشکی است. حفظ اسرار بیمار از جمله حقوق بیمار است که در منشور حقوق بیمار بیشتر کشورها و سایر قوانین و مقررات داخلی و بینالمللی مورد تاکید قرار گرفته است.
طبق راهنمای عمومی اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی، پرونده بالینی بیماران متعلق به خود بیمار است و هیچ کس حق ندارد بدون رضایت بیمار، اطلاعات پرونده پزشکی اعم از پرونده فیزیکی و الکترونیک را در اختیار غیر، قرار دهد یا منتشر کند. متعلقات پرونده از جمله شرح حال بیمار، وضعیت و روند معالجات، دستورات پزشکی و گرافیها از جمله مواردی هستند که اسرار بیمار به حساب میآیند و بدون رضایت او و یا ولی قانونی وی نباید در اختیار دیگران قرار گیرد.
اگر بیمار توان ابراز رضایت نداشته باشد، فقط با اجازه فرد معتمد بیمار و یا ولی قانونی بیمار امکان انتشار اطلاعات پزشکی وجود دارد.
اینکه بیمار فردی عادی، سیاستمدار، هنرمند یا دارای شهرت باشد در کل قضیه هیچ تفاوتی ندارد زیرا افراد خاص و مشهور نیز مانند بقیه افراد زندگی شخصی و حریم خصوصی دارند. البته عموم مردم و طرفداران افراد مشهور، این حق را برای خود قائل هستند که از حال عمومی شخص مورد علاقه خود اطلاع یابند اما این حق نباید تزاحمی با حق حفظ حریم شخصی افراد داشته باشد.
معمولا روند اطلاع رسانی از وضعیت بیماری افراد مشهور و خاص به این ترتیب است که یک فرد از سوی مرکز درمانی بهعنوان سخنگو انتخاب میشود تا در راستای تشفی خاطر عمومی، کلیات حال بیمار را به اطلاع عموم برساند البته این فرایند هم باید با رضایت بیمار و ولی قانونی بیمار انجام شود.
اصولا تیم معالج نباید مصاحبه را انجام دهند و سخنگو باید از میان افرادی خارج از تیم معالج بیمار انتخاب شود و اطلاعاتی که در اختیار عموم قرار میگیرد باید اطلاعاتی کلی و صرفا در حد تشفی خاطر عموم باشد.
🔸️|دکتر نوید رهبر، مشاور امور بینالملل مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی|
❤️🍀 @filsofak
7 235
رقص در ترازوی اخلاق
سروش دباغ
مدتهاست در این اندیشه ام که درباره «رقص» بنویسم و تلقیِ خویش از این کنش انسانیِ پر بسامد در جوامع پیرامونی را با مخاطبان در میان گذارم.[۲] جهت ایضاح بیشترِ مدعیاتم، از پی دکارت، فیلسوف فرانسویِ سده شانزدهم که می گفت: « تقسیم کن تا پیروز شوی»؛ رواست چهار نوع رقص را از یکدیگر تفکیک کنیم: “رقص اروتیک”، “رقص شاد” ، ” رقص هنری” و “رقص صوفیانه” ( سماع).[۳] مطابق با توضیحی که خواهد آمد، به روایت نگارنده، رقص شاد و رقص هنری و رقص صوفیانه، ذیل «اوصاف اخلاقیِ بدساز»[۴] قرار نمی گیرند، متصف به وصف بدی نمی گردند و رفتارهای انسانیِ ناموجهی از منظر اخلاقی نیستند.
رقص اروتیک توام با برانگیختگیِ جنسی است و رقصنده ( اعمّ از زن و مرد)، به نیت برانگیختنِ قوایِ جنسی بیننده، می رقصد. رقص شاد، برای شادی بخشیدن به خود و دیگران انجام می شود و می تواند به صورت فردی و جمعی صورت گیرد؛ رقصی که رافع و دافعِ ملالت و تلخکامی است. رقص هنری، کنشی هنری[۵] است و رقصنده، هنر خویش را پیش چشم دیگران قرار می دهد. رقص باله، پاتیناژ( رقص روی یخ) [۶] و رقص در آب[۷] از جمله رقص های هنری اند.[۸] رقص صوفیانه، سویه عرفانی دارد و متضمنِ اتصال آسمان به زمین، به نحوی که گویی صوفی با یک دست تحفه های آنجهانی را می گیرد[۹] و به واسطه بدن و توسطِ دست دیگر آنرا به زمین منتقل می کند.[۱۰]
در این نوشتار، فارغ از رقص اروتیک، به انحاء دیگر رقص می پردازم. در سنت ایرانی-اسلامیِ پسِ پشت، برخی از عارفان و فیلسوفان و متکلمان، درباره رقصیدن در معنای دوم و سوم و چهارم، رقص شاد و رقص هنری و رقص عارفانه، نوشته و آنرا روا انگاشته اند؛ هر چند این سخنان چندان طنین انداز نگشته است. فی المثل، ابن سینا دررساله « فن شعر» می گوید:« ایقاعِ تنها که آهنگی در آن نیست در رقص یافت میشود؛ به این دلیل رقص با همراهی آهنگ بهتر میشود و بر نفس اثر میگذارد.»[۱۱] بر همین سیاق، خواجه نصیر طوسی در بحث از اموری که در در شعر ایجاد محاکات و خیال انگیزی می کنند، در فصل دومِ پ اساس الاقتباس[۱۲] می نویسد:
« و شعر محاکات به سه چیز کند: لحن و نغمه [آواها]، به وزن [ایقاع]، به نفسِ کلام…و این هر سه که گفتیم مجتمع و متفرّق تواند بود. مثلا محاکات به لحن تنها …و به وزن تنها در ایقاعات که به دست زدن و رقص ایجاد کنند.» در ادامه خواجه تاکید می کند که در رقص، اگر علاوه بر ایقاعات، لحن یعنی آهنگ هم باشد رقص بهتر میشود؛ چرا که رقص به سبب آن با لحنی/ آهنگی نیکوتر و آسانتر می شود که محاکات لحنیِ نفس را مستعدتر می گرداند.[۱۳]
از فیلسوفان و متکلمانِ شیعیِ یاد شده که در گذریم، ابوحامد غزالی، فقیه، متکلم وعارفِ قرن پنجم، در کتاب « سماعِ» احیاء العلوم الدّین، درباره رقصیدن در معنایِ عرفی کلمه چنین می نویسد:
« و رقص سبب تحریک شادی و نشاط است و هر شادی که مباح است تحریک آن رواست و اگر حرام بودی عایشه – رضیالله عنها- به حبشیان ننگریستی با پیامبر در حال پای کوفتن ایشان.» [۱۴]
غزالی، بر اساس آنچه در احیاء العلوم و کیمیای سعادت آمد، استدلال می کند و نتیجه می گیرد که رقصیدن حرام نیست؛ که اگر چنین بود، چطور پیامبر به اتفاق همسر خود به تماشای رقص حبشیان نشست و بر آن خرده نگرفت.[۱۶]
روایت دیگری از این امر را غزالی در کیمیای سعادت، که صورت ملخّص و فارسی شده ی احیاءالعلوم است، چنین آورده است: « عایشه روایت میکند که روز عید، زنگیان در مسجد بازی میکردند، رسول مرا گفت : خواهی که بینی؟ گفتم : خواهم. بر در بایستاد و دست فرا پیش داشت تا من زنخدان بر دست وی نهادم، و چندان نظاره کردم که چند بار گفت که بس نباشد؟ و من گفتم: نه.»[۱۵]
لبّ سخن بوعلی سینا، خواجه نصیر و غزالی، چنانکه در می یابم، از این قرار است که رقصیدن در معنای متعارف که متناسب با رقص شاد و رقص هنری به روایت نگارنده است؛ رقصِ مردم کوچه و بازار که شادی گستر و نشاط آور است، علی الاصول خالی از اشکال است.
رقصیدن، فعلی طبیعی است، نظیر افعال طبیعی دیگر: دویدن، درازکشیدن، چرخیدن، چرت زدن، شنا کردن، فریاد زدن و لیز خوردن … . فعلی که در آن اعضای بدن به نحوی موزون به حرکت در می آیند.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/84373
❤️🍀 @filsofak
7 235
اهانت
«وقتی کسی به دیگری اهانت میکند، نشان میدهد که در واقع هیچ حرف درست و واقعی ندارد که علیه او بیان کند؛ وگرنه علت آن را بیان میکرد و با خیال آسوده نتیجهگیری را به شنوندگان وا میداشت.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در باب حکمت زندگی | آرتور شوپنهاور | محمد مبشری
❤️🍀 @filsofak
7 235
قبل از اینکه اقدامی بکند احساس خطر کرده بود. پرسیدم «پس قصد ازدواج داری»؟ بدون اینکه حرفی بزند سرش را برد پایین و گفت «اوهوم». سؤال کردم «خواستگاری هم رفتی»؟ ابروهایش را بالا انداخت که یعنی نه. بیست و هفت سالش بود، اما داشت با چشم و ابرو با من حرف میزد.
خودکارم را از روی میز برداشتم و گفتم «در یک جمله خلاصه بگو چه شد که احساس کردی به مشاوره نیاز داری»؟
سینهاش را صاف کرد و گفت «خیلی جدی به مسئله ازدواج فکر کردم. یکهو دیدم انگار اصلن آدم ازدواج نیستم».
تهِ خودکارم را گذاشتم لای دندانهام و گفتم «از چه لحاظ آدم ازدواج نیستی»؟ خودش را از روی کاناپه کشید جلو و انگار که بخواهد خیلی یواشکی و آرام حرف بزند تا کسی نشنود، گفت «من توی جمع احساس خوبی ندارم. از همان بچگی احساس خوبی نداشتهام». و سرش را انداخت پایین. انگار که با گفتن این حرف سرافکنده شده باشد.
خودکار را لای انگشتهام چرخاندم و گفتم «خانواده اهل رفتوآمدی داری»؟
ابروهاش را انداخت بالا و گفت «پدر و مادرم روی تربیت ماها حساس بودند. نگذاشتند ما خیلی اینور و آنور برویم».
خودکار را گذاشتم روی پرونده مراجعین و گفتم «از وضعیت تحصیلیات هم بگو». کف دستهایش را روی هم گذاشت و خیلی با اعتماد به نفس گفت «من همیشه شاگرد ممتاز بودهام. همیشه درسم خوب بوده و همیشه همیشه از بچههای همسن و سالم جلو بودهام».
دوباره خودکار را از روی پروندهها برداشتم و گفتم «چطوری جلو بودهای»؟ پا انداخت روی پا و گفت «من درسها را همان بار اول یاد میگرفتم و تعجب میکردم از اینکه بقیه نمیفهمند. من بیشتر ساعتهای مدرسه را دزدکی کتاب غیر درسی خواندهام».
باز شروع کردم به چرخاندن خودکار لای انگشتهام و گفتم «و رابطهات با بچهها»؟ آهی کشید و گفت «خراب. خوشم نمیآمد باهاشان حرف بزنم. انگار حتی یکی از هزاران حرف مرا هم نمیفهمیدند. بچگانه فکر میکردند و بچگانه هم حرف میزدند».
گفتم «پس برای دور گرفتن از بقیه به خودت حق میدهی»؟ دوباره سرش را انداخت پایین و گفت«اوهوم».
دستم را محکم مشت کردم دور خودکار و گفتم «و حالا چرا احساس خطر کردهای»؟
پایش را از روی پا انداخت پایین و گفت «از اینکه ازدواج با این همه انزوا و دور گرفتن خود از بقیه جور در نمیآید. شکست میخورد».
داشتم خودکار را تند و تند توی انگشتم میچرخاندم که یکهو از دستم پرت شد و افتاد روی زمین. گفتم «اوهوم. شکست میخورد».
#مصطفی_سلیمانی
#خاطرات_من_و_مراجعین
.
#تله_انزوای_اجتماعی
#طرحواره_انزوای_اجتماعی
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 235
وقتی خوانندگان خوبی را در کانال #فلسفه_اخلاق مشاهده میکنی و خستگیات در میرود.
ممنونم از همراهیتان🍀😊
❤️🍀 @filsofak
7 235
کی عاشقتر است؟
مادر همانی است که تنه به تنه خدا میزند. خالق است. رحمن و رحیم است و حیات به برکت وجود او آغاز میشود. خطایت را میبخشد، بیآنکه درخواست بخشش کرده باشی، صدایت را میشنود بیآنکه صدایش کرده باشی و خوابت را میبیند بیآنکه توی خیالت برایش جایی گذاشته باشی.
مادر همان است که وقتی سرش داد میکشی و از خانه بیرون میزنی نگران است که مبادا سرما بخوری، نکند شب به خانه برنگردی، یا گوشیات را خاموش کنی یا گرسنه بمانی.
مادر همان است که به خاطر تو شب نخوابیده، خوب غذا نخورده، مریض شده و کم جوانی کرده.
همان است که اگر احوالش را هم نپرسی میگوید همین که حالش خوب باشد کافی است؛
که اگر تو حالت خوب نباشد خواب به چشمش نمیرود؛
و راستی راستی به خودش میپیچد اگر تو خار توی پایت برود.
از آدمهای اطرافت، چه کسی را میشناسی که تا این اندازه برایت خدایی کند؟
که هر چه دارد و ندارد به پایت بریزد؛ از عشق و عمر و خیال؟
مادرت خیالش را به تو داده. صبح از خواب بلند میشود و به فکر درست کردن صبحانه برای تو است، از خانه بیرون میزند تا فلان چیز را برایت بخرد چون امتحان داری و باید انرژی داشته باشی. دهانش یکسره میجنبد به دعا، برای اینکه اضطرابت کمتر باشد، امتحانت راحت باشد و نمرهات خوب شود. صبح تمام نشده به فکر ناهار است و هنوز ناهار از گلویت پایین نرفته، میپرسد شام چه دوست داری که برایت درست کنم؟
مادر همین است. همین که یک لقمه غذا بیتو از گلویش پایین نمیرود، همین که میخواهد دنیاش نباشد اگر تو نباشی، که پیر میشود و زود میمیرد اگر نباشی.
من تا حالا مادرهای زیادی را دیدهام که بعد از مردن بچهشان زود مردهاند، اما بیشتر بچهها بعد از مردن مادرهاشان زندگی را تاب میآورند.
کی عاشقتر است؟
تو، که هی فکر قد کشیدن خودت هستی و خمیده شدنش را نمیبینی یا او که امکان ندارد گریه کنی و نفهمد؟
به این فکر کن که کسی که دوستش داری دوستت نداشته باشد یا کم دوستت داشته باشد، چه میکنی؟
دنیا را ویران میکنی.
اما مادرها باز هم مادریشان را میکنند...
#مصطفی_سلیمانی
#روز_مادر
#روز_زن
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 235
حماقت و فساد ناشی از قدرت
تا به حال فکر میکردیم که قدرت فساد میآورد. ظاهرا داستان عمیقتر از این حرفهاست. یافتههای دانشمندان نشان میدهد که قدرت، حماقت نیز میآورد.
قدرت بدان معنا نیست که ما وزیر و وکیل باشیم. معلم مدرسه هم صاحب قدرت است. پدر یا مادر نیز صاحب قدرت است. مربی تیم فوتبال هم صاحب قدرت است. راننده اتوبوس هم صاحب قدرت است. قدرت همه جا هست. بچهای که رستوران امشب را تعیین میکند هم صاحب قدرت است. تقریبا کسی را نمیشناسم که در معرض این مسئله نباشد. قدرتمندی ناشی از مقام یا مرتبه نیست بلکه یک حالت و تجربه ذهنی است. تجربه ذهنیای که حتی میتواند ناشی از نشستن پشت فرمان یک ماشین باشد. ما همه در معرض حماقت و فساد ناشی از قدرت هستیم. سه تجویز زیر برای جلوگیری از این عارضه قابل پیشنهاد است:
۱. بازگشت ذهنی به گذشته معمولی
قدرت یک حالت ذهنی است. بنابراین اگر زمانی را به خاطر بیاورید که احساس قدرتمندی نمیکردید، مغزتان میتواند با واقعیت ارتباط برقرار کند. پس هر از گاهی خاطراتی را مرور کنید که در آن زمان قدرتمند نبودید.
۲. در انتخاب اطرافیان دقت کنید.
بر اساس متون مذهبی اگر قدرتمند هستید باید کسانی را برای همراهی خود انتخاب کنید که تندترین و صریح ترین زبان را نسبت به شما دارند. تجربه شخصی من نشان می دهد همین نکته کوچک بسیار راهگشاست. هر چه شما قدرتمندتر نیازمند اطرافیان مستقلتر، شجاعتر و منتقدتر هستید.
۳. تعویض جا با دیگران
گاهی جایتان را با زیردستان (افراد فاقد قدرت در آن مسئله) عوض کنید. مثلا رانندگی را به فرد دیگری بسپارید. تصمیمگیری را به افراد دیگر تفویض کنید. آنموقع تازه میفهمید که وقتی دیگران بدون ملاحظه اعمال قدرت میکنند چه حالی به انسان دست میدهد.
🔸️|برداشت از مطلب "چرا قدرتمندان احمق می شوند" دکتر مجتبی لشکربلوکی با اندکی حذف و اضافه|
❤️🍀 @filsofak
7 235
جعل علم
وای به حال قوم و قبیلهای که برای کار ناکرده کارنامه درخشان صادر میکند.
وای به حال قوم و قبیلهای که جعل اسناد مالی را جرم و جنایت میشمارد ولی اسناد مجعول علم و معرفت را معتبر میپندارد!
🔸️|کتاب به اجاقت قسم، محمد بهمنبیگی|
❤️🍀 @filsofak
7 235
📍قوانین قهرکردن در رابطه زناشویی
قهركردن يك نوع خشم و عصبانيت موذيانه است كه میتواند به روابط آسيب جدی بزند.
با اینحال گاهی گریزناپذیر است. بنابراین بهتر است برای قهرکردن قوانینی داشته باشیم و به آن پایبند بمانیم.
۱. حق نداریم به خانوادههای هم توهین کنیم.
۲. حق نداریم مسائل و مشکلات قدیمی و کهنه را مطرح کنیم. در هر دعوا فقط راجع به همان موضوع بحث میکنیم.
۳. شام و ناهار نپختن و شام و ناهار نخوردن نداریم. همهی اعضاء مثل حالت عادی باید برای غذا حاضر باشند.
۴. سلام و خداحافظی در هر صورت لازم است.
۵. هیچکس حق ندارد جای خوابش را عوض کند.
۶. هر کس برای آشتی پیش قدم بشود، آن دیگری باید برای او کادو بخرد.
۷. حق نداریم اشتباه طرف مقابل را تعمیم بدهیم. مثلا عبارت "تو همیشه ..." ممنوع است. چون اینکار علاو بر (این که مغلطه تعمیم افراطی است، دعوا را به اوج میرساند.
۸. باید به هم فرصت بدهیم که هر کس راجع به دیدگاهش نسبت به موضوع دعوا پنج دقیقه بیشتر صحبت نکند و طرف دیگر هم پنج دقیقه زمان برای پاسخگویی دارد و بعد اگر حرفی باقی ماند باید به فردا موکول بشود تا سر و ته بحث مشخص باشد.
🔸️|تئوری انتخاب، ويليام گلاسر|
❤️🍀 @filsofak
7 235
💥 تقدُّمِ اخلاق بر دین یا دین بر اخلاق؟
نقدی از درون بر اندیشهٔ فقیهان
✍️ابوالقاسم فنایی
1️⃣ کار اصلی و اساسی مجتهد این است که حقیقت قدسی و متعالی دین را از قفسِ تنگِ فرهنگِ مخاطبانِ نخستینِ دین برهاند... اول باید متون دینی را ترجمه فرهنگی کرد و آن را از عناصر فرهنگ عصر نزول که از بیرون بر آن تحمیل شده، پیراست و برداشت خود از دین را با عقل و عقلانیت و اخلاقِ نوین موزون و هماهنگ کرد و سپس به استنباط حکم مسایل جدید دست یازید. (ص۴۶۱)
2️⃣ در اجتهاد "قانون محور" شخص میکوشد به صدر اسلام بازگردد و از سیرهٔ سلف صالح پیروی کند و جامعهای بنا کند که احکام رایج در صدر اسلام در آن ساری و جاری است. اما در اجتهاد "الگومحور" شخص میکوشد پیامبر را به زمانه خود بیآورد و ببیند که اگر او "اکنون" و "اینجا" به پیامبری برانگیخته میشد چه میگفت، چه میکرد، چه گونه میزیست، با چه چیزهایی موافقت و با چه چیزهایی مخالفت میکرد و جنگ و صلح، حیات و ممات، طرز تفکر و معیشت و معاشرت، اقتصاد، سیاست و مدیریت او چه گونه بود. (ص۴۴۱)
3️⃣ وقتی کسی از موضع دین و به اسم دین به نقد تمدن جدید دست مییازد و اصل این تمدن یا مظاهر آن را نفی میکند، باید جواب روشنی برای این سوالات داشته باشد که " آیا این خود دین است که تمدن جدید و مظاهر آن را نفی میکند، یا فرهنگ و تمدن قدیم است که در پوشش دین و در سایهٔ قرائتی از دین که با آن فرهنگ و تمدن عجین و سازگار و موزون شده، تمدن جدید و مظاهر آن را نفی می کند؟! (ص۵۰۸)
4️⃣ چگونه است که عقل، ناقص و اسیر هوا و هوسِ آدمیان وقتی میخواهد حقِ اطاعت خداوند و وجوب پیروی از شریعت را اثبات کند، نه خطا میکند و نه تحت تاثیرِ هوا و هوس قرار میگیرد اما وقتی می خواهد حقوق بشر و اخلاق اجتماعیِ مبتنی بر این اخلاق را بشناسد، ممکن است خطا کند و اسیر هوا و هوس شود... چه گونه است که عقل مستقل از شرع نمیتواند سرشت بشر و حقوق بشر را بشناسد اما می تواند سرشت خداوند و حق خدا را بشناسد.(ص۵۷)
5️⃣ دین و آموزههای دینی نمیتوانند هویت نظری انسان و مقتضیات این هویت را نادیده بگیرند؛ یا آن را تضعیف کنند و از میان بردارند و هویت دینی را به جای آن بنشانند، چون در این صورت انسانیت آدمی را از او ستانده. (ص۲۰۴)
6️⃣ به گمان ما آنچه مانع سرکشی آدمیان میشود، اعتقاد راسخ به تقدم اخلاق بر دین از یک سو و اعتقاد راسخ به تقدمِ عقل اخلاقی (عقل حقمحور) بر عقل اقتصادی (عقل سودمحور یا مصلحتمحور) از سوی دیگر است. (ص۲۴۱)
▪️منبع: اخلاقِ دینشناسی؛ پژوهشی در مبنای معرفتی و اخلاقی فقه، ابوالقاسم فنایی، نشر نگاه معاصر، سال ۱۳۸۹
❤️🍀 @filsofak
7 235
مقاله:
🔸️(اخلاق در ساحت جنسیت)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
*مقدمه
بر اساس نگاه غالبِ اندیشههای سیاسی و اجتماعیِ موجود، درک انسان از جهان، مبتنی بر جنسیت او است. به باور صاحبان این دیدگاهها، تفاوتهای زیستی میان زن و مرد موجب ایجاد تفاوتهای روانی-شناختیِ بسیاری در آنها شده و از این رو، چارچوبهای شناختیِ متفاوتی را در هر یک از دو جنس پدید آورده است. این باورها، درک انسان از جهان را متناسب با فهم او میدانند؛ فهمی که حاصل تجربیات او از خود و دیگران است. پذیرشِ این دیدگاه، که درکِ آدمی از جهان، برگرفته از جنسیتِ تمایزیافته (زنانگی یا مردانگی) اوست، صحبت از وجود دو دنیای متفاوت برای هر یک از دو جنس را یک امر منطقی جلوه میدهد؛ اما آیا به واقع، دنیای مردان و زنان با یکدیگر متفاوت است؟
اگر دنیای مردان با دنیای زنان متفاوت باشد، این پیشفرض وجود خواهد داشت که به هر حال، وجودِ یکی از این دو جنس نسبت به وجودِ دیگری برتر است؛ زیرا دنیای متفاوت، برآمده از شیوه نگرش متفاوت، و نگرشِ متفاوت نیز نشأت گرفته از تفاوت درجاتِ اتصاف به فضیلتهای اخلاقی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۳۸
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 235
مقاله:
🔸️(جنسیت و شأن اخلاقی)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
** مقدمه
بر اساس نگاه غالبِ اندیشههای سیاسی و اجتماعیِ موجود، درک انسان از جهان، مبتنی بر جنسیت او است. به باور صاحبان این دیدگاهها، تفاوتهای زیستی میان زن و مرد موجب ایجاد تفاوتهای روانی-شناختیِ بسیاری در آنها شده و از این رو، چارچوبهای شناختیِ متفاوتی را در هر یک از دو جنس پدید آورده است. این باورها، درک انسان از جهان را متناسب با فهم او میدانند؛ فهمی که حاصل تجربیات او از خود و دیگران است. پذیرشِ این دیدگاه، که درکِ آدمی از جهان، برگرفته از جنسیتِ تمایزیافته (زنانگی یا مردانگی) اوست، صحبت از وجود دو دنیای متفاوت برای هر یک از دو جنس را یک امر منطقی جلوه میدهد؛ اما آیا به واقع، دنیای مردان و زنان با یکدیگر متفاوت است؟
اگر دنیای مردان با دنیای زنان متفاوت باشد، این پیشفرض وجود خواهد داشت که به هر حال، وجودِ یکی از این دو جنس نسبت به وجودِ دیگری برتر است؛ زیرا دنیای متفاوت، برآمده از شیوه نگرش متفاوت، و نگرشِ متفاوت نیز نشأت گرفته از تفاوت درجاتِ اتصاف به فضیلتهای اخلاقی است.
🔸️منبع:
حریم امام شماره ۴۳۸
🍀❤️ @The_meaningoflife
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
