fa
Feedback
عسلانه(کاملترین آرشیو شعر طنز)

عسلانه(کاملترین آرشیو شعر طنز)

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط با مدیر کانال @h11g11

نمایش بیشتر
310
مشترکین
+124 ساعت
+57 روز
+1930 روز
آرشیو پست ها
#مهسا_امینی به کما رفت #دختر_کرد .............. چه می شد اصلا تو بِهِش نداشتی! خَلقو به حال خودشون میذاشتی الان تو دنیا هرچه کار زشته - برای رفتن به همون بهشته! دست یه عده آدم طمعکار یه عده ی دیگه شدن گرفتار بی‌خودی گیر میدن به موی مردم جُف پا میرن تو آبروی مردم می بینی بنده هات چکار می کنن همدیگه رو هی لت و پار می کنن میگن به خاطر رضای خداس!!! رضای تو واقعا اینجور چیزاس؟! خلاصه ی کلام خیلی پستن اونا که از قول تو خالی بستن کاش از تو این جمله رو می شنفتم که بچه جون اینارو من نگفتم #خلیل_جوادی ابیاتی از شعر بلند #بهشت_بی_امکانات #گشت_ارشاد #حجاب #امربه_معروف_ونهی_از_منکر #نیروی_انتظامی https://www.instagram.com/p/CikKw84KPky/?igshid=MDJmNzVkMjY= مهسا جان باخت

دائمن مایه ی ننگید پدر سوخته ها همگی بر سر جنگید پدر سوخته ها شب تاریک و بیابان و رهی سنگستان بر سر راه که سنگید پدر سوخته ها دربی آبی و قرمز چه به دخلم باشد! همه جا بازی رنگید پدر سوخته ها دلمون خوش که بیایید، و "تیمور" شوید وقت خدمت همه لنگید پدر سوخته ها وقت نشخوار گشادید به خوردن باشد خیرتان کو ؟تر و تنگید پدر سوخته ها مملکت بر سر باد است و هوار ای بیداد نکند نشئه ی بنگید پدر سوخته ها! یک نفر آمده پایین یکی بالا رفت بازی الاکلنگید پدر سوخته ها "رگ ندارید " که گویم به "سیاوش"رفتید! همه از شهر فرنگید پدر سوخته ها شاعری خون جگر و "جام جم"ی خواهد ماند همه جا جام شرنگید پدر سوخته ها ... #مرتضی_ماندگار #ماندگار

🌚🌚_ برای مهسا امینی _🌚🌚 از دست شما و ظلم و بیداد شما تاریخ خجل شود کند یاد شما رحمت به یزید و شمر و خولی ای قوم لعنت به شما و گشت ارشاد شما https://t.me/delshoorehy_khayami

داعش چه کرده است که اینها نکرده اند؟ دیگر چه کار مانده که با ما نکرده اند؟! آتش زنان جنگل پر آشیانه از نو جوجه های سوخته پروا نکرده اند گل را به تازیانه خود پرپرانده اند رحمی به حال بلبل شیدا نکرده اند آتش فراهم آمده تا گرممان کند از چوبه های دار که برپا نکرده اند؟ با سجده نیز روس پرستی نموده اند تنها کمر مقابلشان تا نکرده اند جز کُشت و مشت و عرعرِ غرّای عربده چیزی نثار مردم دنیا نکرده اند «ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش» امضا زیاد کرده و اجرا نکرده اند اینان به ذات خویش عمل کرده اند و خلق کاری بجز سکوت و تماشا نکرده اند امیدوار باش و یقین کن که این جهول فکری برای روز مبادا نکرده اند *** #ح_گلچین "رادین" 🆔@hosseingolchin

✍🗡z صدّام مُرید و اِستالین بنده‌تان هیتلر خِجل و یزید شرمنده‌تان روبَه‌صِفتانِ گُرگِ کفتارمَنِش! ای سگ توی روح مُرده و زنده‌
✍🗡z صدّام مُرید و اِستالین بنده‌تان هیتلر خِجل و یزید شرمنده‌تان روبَه‌صِفتانِ گُرگِ کفتارمَنِش! ای سگ توی روح مُرده و زنده‌تان #زورو http://instagram.com/zorro.zolfaghari @zorro_ch

هر چه نان کمتر بیاید زیر دندان بیشتر کفر بالا می رود از بامِ ایمان بیشتر ما به حبل الله چنگ انداختیم و پاره شد قطر آن گویا نبود از بند قیطان بیشتر رزق و روزی می رساند در زمانِ وا شدن بند تنبان از خدای حیِّ سبحان،بیشتر معرفت این نیست،سنگ انداختن،وقتی که نیست هیچکس از حاجیان پابندِ شیطان بیشتر بین دین داران ندیدم رسم دینداری و هست در میانِ نامسلمانان،مسلمان بیشتر شیخ ما عِرقِ وطن دارد،از این رو سالهاست می فرستد پول ما را سمت لبنان بیشتر تا کلید خانه ی ملت به دست دزدهاست می رسد از پشت هم هر لحظه بحران بیشتر تارِ مویی حالِ مومن را مشوّش می کند هر کجا مویی پریشان تر،پریشان بیشتر شیخ دائم از خدا می گفت،اما در عمل باعثِ نزدیکیِ ما شد به شیطان بیشتر #مصطفی_علوی @moalavi #سپیده_رشنو

گیرم عصبی شدی مرا هم کُشتی باشد چه خیالیست مگر کم کُشتی ای مرگ برو سراغ شیخی ، چیزی خسته نشدی اینهمه آدم کُشتی https://telegram.me/khertenagh

یک آدم بانژاد لازم دارد دارای دلی گشاد لازم دارد البته که کدخدایی آبادی یک مختصری سواد لازم دارد #سعید_عندلیب #طنزانه @saeeda
یک آدم بانژاد لازم دارد دارای دلی گشاد لازم دارد البته که کدخدایی آبادی یک مختصری سواد لازم دارد #سعید_عندلیب #طنزانه @saeedandalib

با رِنگ مهستی و یساری بزنم با ژامبون خوک و جوجِ لاری بزنم امشب در رحمت الهی باز است شاید! دوسه پیک زهر ماری بزنم #شب_جمعه #جواد_فرج_پور

نعمت خاله‌كوكب دل پردردى داشت شوهر بى‌خود و نامردى داشت از همان زمره که مخ کم دارند غالبا دست بزن هم دارند شهره در عرصه‌ی بی‌فرهنگی متخلص به فری مافنگی یک قران پول كه پيدا مى‌كرد سيخ و سنجاق مهيا مى‌كرد خاله هر روز به او غر مى‌زد وقت و بى‌وقت تلنگر مى‌زد بلكه یک کم متحول بشود نرود تا دل شب ول بشود زندگى خوب كه نه بدتر شد شكل يك فاجعه، زجرآور شد رفت با دغدغه ایامی چند تا غروبی که خبر آوردند تویوتایی سر پالایشگاه به فری خورده و اِنّا لِلّه ... ! تویوتا‌دار که صرافی داشت بعد از اين حادثه آمد گل كاشت خاله را با دو سه تا بچه كه ديد مبلغی داد به او خانه خرید بسته ای سکه برایش آورد شور در حال و هوایش آورد بخت هم دوسیه در دست رسید دیه از بیمه به پیوست رسید زندگی رسم خوشایندی شد اخم تبدیل به لبخندی شد خاله تا رو به دعا می‌آورد سجده ى شكر به‌جا مى‌آورد كه:" خدا كار تو بى حكمت نيست هرچه داريم به جز نعمت نيست آن كه ده سال دلم را آزرد آخر انگار به يك دردى خورد مصطفی مشایخی @asalane

ستایش شیخ از شمر ذی الجوشن ------------------------ گفت شیخی به شمر ذی الجوشن شد دلم از جمال تو روشن * گرچه کُشتی امام سوم را شوکه کردی تمام مردم را * گرچه تو خاک بر سر احمق لطماتی زدی به نهضت حق * من ولی دوست دارمت‌ای شمر محترم میشمارمت‌ای شمر * خوش بریدی سر حسین علی دور باشد سر تو از کچلی * خدمتی کرده‌ای تو بی تردید که طرف گشت مفتخر به شهید * چون بهرحال آن امام عزیز میشد البته ناتوان و مریض * دیر یا زود در همان ایام لطمه میزد کلسترول به امام * یا که بودش فشارخون بالا قرص آملودیپین کجاست حالا؟ * * یا دیابت به او ضرر میزد خنجر خود ز پشت سر میزد * یا پروستات او ورم میکرد شیعیان را اسیر غم میکرد * یا که با سرعتی فزون از صد در بیابان شتر به او میزد * یا که انگور سم-زده میخورد دور از جان بالأخره میمرد * و بهرحال سیدالشهدا تا ابد داشت زندگی؟ ابدا * همّت تو نبود اگر در کار بود او هم یکی از آن اطهار * حضرتی صاحب ستوده صفات کشته میشد بدون تبلیغات * تو به او خدمتی گران کردی نام آن مرد جاودان کردی * مایه افتخار مردم شد جاودانه امام سوم شد * این میان ارزش مقام تو نیز بهر ما روشن است شمر عزیز * تو به ما عاشقان راه حسین کرده‌ای خدمتی بزرگ این بین * قیمه‌ی نذریِ همین دیروز مزه‌اش همره من است هنوز * جان تو بهترین غذا این بود لیمو عمانیش یه همچین بود * لپه‌اش وای کهربائی وای روغنش وای کدخدائی وای * گوشتش، تکه تکه‌ی الماس کیف کردم به حضرت عباس * سفره را دشت کربلا دیدم دشت را صف به صف غذا دیدم * لشگر مرغ در جلو به به خیمه لوبیا پلو به به * سفره‌ای بود مثل صحنه جنگ کارزاری بدون مکث و درنگ * دجله دوغ آنطرف جاری لِنگ جوجه، نبرد اجباری * بخور از دیس و کاسه و سینی هرچه می‌بینی و نمی‌بینی * ریختم آنچه بود در سفره به گلویم، شما بگو حفره * ریختم پشت هم به یاری حق توی حلقم، شما بگو خندق * بعد یکباره چشم خود بستم علم ران بَرّه در دستم * چشم خود را که باز بگشودم توی اورژانس فاطمه بودم * شمرجان در تمام این احوال کرد افکار من ترا دنبال * تو همانی که در سپاه امام در کنار علی علیه سلام * جنگ کردی به سهل و آسانی عینهو قاسم سلیمانی * حیف شد که رسانه دشمن زد به دعوای کوفیان دامن * خب تو هم ساده دل، ضمیرت پاک تحت تأثیر فتنهء ساواک! * سر بریدی از آن ستوده امام و رسیدی خود تو هم به مقام * که اگر کُشتی آن امام عزیز کرده‌ای کِشت و زرع حاصلخیز * مثل تو هرکسی که شیرین کاشت پیش ما احترام خواهد داشت * دست تو درد نکند اخوی برکت داشت بازوان قوی * اربعین از تو زنده شد‌ای مرد جاودان شد حماسه شله زرد * تو به حضرت اگر زدی ضربت من به حلوا رسیدم و شربت * از تو شد اختراع ماه عزا چه عزائی که متصل به غذا * شمرجان، تو شکوه این دینی الکی زِر نمیزنم اینی * شمر را گر ز روضه برداری تومنی صد تومن ضرر داری * متن روضه هرآنچه گشته درست کپیرایت تمام آن از توست * این توئی چلچراغ این حوزه روشنی بخش تعزیه، روضه * از امام شهیدِ ما تو سری قدری از او امام حسین تری * من که یک شیخ روضه خوان هستم واقعاً از تو قدردان هستم * از تو دارم جواز قتل و قتال خیلی‌یم کشته‌ام در این همه سال * از تو دارم سپرده‌ها در بانک پادگان‌ها پر از هزاران تانک * از تو دارم حریر عمامه خشتک ابرشم به پیجامه * از تو دارم تراس و ایوان را قصر طاغوتی لواسان را * از تو دارم آژانس صیغه و عقد جمعه بازار سکس، قسطی و نقد * عقد پنهان همسر پنجم یا تجاوز به دختر مردم * از تو داریم‌ای بهین جلّاد کاخ مرمر، وَ کاخ سعدآباد * ‌ای شکنجه گر قمه بر کف از تو داریم خانهء اشرف * ‌ای همه عمر خود جنایتکار از تو داریم موزهء دربار * ‌ای پدرسگ صاحاب، شمرِ بلا از تو داریم مبلمان طلا * هست توی خلای ما سیفون صوت آبشار هم میاد از اون! * مستراحی که سهم ما بوده مال شاپورغلامرضا بوده * من که بودم گدای گوشه نشین ترو قرآن خودت بیا و ببین * چند وقته عزیز پوتینم نورچشمی دولت چینم * شهرت من به پشتبانی تو رفته آنسوی بورکینافاسو * من که بودم دعانویس محل میروم کاخ سازمان ملل * باز گویم اگرچه بد کردی چمن کربلا لگد کردی * گرچه درّنده مثل گرگی تو لیک در چشم ما بزرگی تو * و توئی قهرمان کرب و بلا آفرین بر تو شمر، صل علی ------------- هادی خرسندی - لندن @asalane

خدا حفظت کند آقای" مسئول" که خیلی با مرام و با کلاسی مدیری کاردان و با سوادی و در درک و درایت بی قیاسی به هر جایی که خدمت بود لازم بدون هیچ شک آن جا پلاسی قُلمبه گشته" ایمان" در وجودت بدون هيچ گونه انعکاسی! "حقوقت" آن چنان خُرد است و اندک که با سی سال خدمت آس و پاسی نه شب خواب و نه روز آرام داری همیشه از عقوبت در هراسی ندارد مال دنیا پیش تو ارج مخالف با طلا و اسکناسی تو چون درد نداری را کشیدی همیشه با نداران در تماسی نداری یک ستاره در سماوات اگر چه عالمی اختر شناسي!! "اروپا" رفتنت تبلغ دین است تو الحق لایق لوح سپاسی کُنی "کفار" را آن جا هدایت چرا که درس دین را پاس ِ پاسی برای درک محرومین دنیا تو سالی پنج دفعه "لاس وگاسی" نمی دانم ولی با این همه حُسن چرا گویند "شاه اختلاسی" ؟! برای یک نفر مانند" جاوید" "منافق" جان بدان یک فرد خاصی!! 4 شهریور 1401 #محمد_جاوید @javidtanz

می گفت جناب شیخ: در اوّل ماه خیره نشو به آینه و گربه سیاه ضمناً شب جمعه پادگان برزخ! دستور مرخصی دهد به ارواح #جواد_فرج_پور

✍🗡z #زورو در آینه‌ی شعر بزرگان ادب (پژوهش و گردآوری: #سردار_گارسیا ) ✅ همزمان با دهم شهریورماه خجسته‌سالروز میلاد باسعادت #زورو و آغاز #دهه‌ی_مبارک_طنز ، بر آن شدیم تا شِمّه‌ای از آنچه بزرگان شعر و ادب در وصف حضرتش گفته‌اند را تقدیمش نماییم. هرچند خودش فروتنی می‌نمود و نمی‌هشت! با احترام و عرض تبریک؛ #سردار_گارسیا (گروهبان‌گارسیای سابق) مسئول ستاد مرکزی برگزاری جشن تولّد زورو و روابط عمومی ستاد بزرگداشت دهه‌ی مبارک طنز! #فردوسی : برآوردی از طنز کاخی بلند که پیداست دیوار آن از هلند اگرچه در این دوره ضحّاک نیست!!! ولیکن تو را هم ز کَس باک نیست درفشی چو کاوه دهم دست تو هزار آفرین باد بر تو "زورو" #خیام : رفتم توی خانه و گرفتم من دوش بعدش توی پیج زورو رفتم من دوش از شدّت خنده به خودم شاشی... بعد مجبور شدم باز گرفتم من دوش این کوزه مگو عاشقِ "زاری" بوده‌است خنده به لبش همیشه جاری بوده‌است این ریگ‌ که در باسن آن می‌بینی ریگی تهِ کفشِ ذوالفقاری بوده‌است #باباطاهر : چو از غم رفت چشمونم سیاهی به اینترنت گذر کردم صباحی نمودم سرچ کانال زورو را عجب کانال توپ و رو‌به‌راهی خلاصه گر که غم داره دل تو اگه شیخی شده هم‌منزل تو! دوای درد تو پیش زورو بی به خنده حل کنه او مشکل تو #ابن‌یمین_فریومدی : اگر شود که به شعرم شود لبی خندان اگر شود که شوم بنده نیز مثل زورو "هزار بار نکوتر به نزد ابن‌یمین ز فَرّ مملکت کیقباد و کیخسرو" #رودکی : چو سر زدم توی پیج تو ای زورو دیدم به طنز "چون‌که نکو بنگری همه پند است" اگرچه قافیه دارم خودم، ولی الحق که شعر سعدی شیراز همچنان قند است: اگرچه عکس تو را دیده‌ایم در این پیج "هنوز دیده به دیدارت آرزومند است" عجب نبود ز خنده اگر "چیزم" ! دَررفت که هر که رفت از اینجا، چو بنده خندان بود ز فرط خنده به دندان گرفتمی لب خویش "مرا بِسود و فروریخت هرچه دندان بود" #سعدی : پاچه‌ات چون پاچه‌ی ما پاره است چون عبید و ایرجی تو اهل حال ساعتی رفتم زورو در پیج تو بس‌که خندیدم برفتم هِی مَبال شعر طنزی گر بماند زآدمی بِه کَزو ماند سوئیتی در شمال #حافظ : اَلا یا ایّهاالساقی اَدر کاساً و ناول‌ها چِلی آمد زورونام و شد او قاطی ما چِل‌ها به شعر من فقط رقصند ترکان سمرقندی به شعر طنز این خندند الحق کُلِ خوشگل‌ها اگرچه گاهگاهی هم زده تِر توی اشعارش ندارد عیب، من هم خورده‌ام گاهی ز مُسهل‌ها #مولوی : هر که یک‌بار آمده از این‌وَرا سرچ کرده باز هم پیج تو را مثنوی‌هایت اگرچه مادّی است! در سماع ما چو قرص شادی است بی‌خیال قافیه، وزن و عروض هیچ آدابی و ترتیبی مَجو(ز) ... لطف دیگر شاعران در پُست بعد! 🌺🙏 http://instagram.com/zorro.zolfaghari @zorro_ch

کِی نامِ وطن پیشِ تو ارزشمند است؟ بینِ تو و این خاک، کجا پیوند است؟ با این یقه‌جِردادگی و ماله‌کشی پیداست سرت به آخورِ کی بند است! #شروین_سلیمانی @ShervinSoleimani

آب،آب،آب... چهل سال است مسئولان ِ آبی در این خاک کهن کردند لابی برای پول هی پروانه دادند به نحوی با نگاه ِ دوست یابی به آنهایی که می بودند فعال جفا کردند با سرور مآبی به تنبل ها مکرر وام دادند که مانده چون سوال بی جوابی خیار و گوجه ، ذرت کشت کردند به اسراف و تغافل غرق آبی مسیر رودها را نیز بستند بدون اعتنا و اضطرابی دخالت کرده در تدوین قانون نشان دادند بر مردم سرابی که ما هستیم گر که ما نبودیم شما بودید مانند گلابی؛ که هی می سوختید و می چزیدید نه شهدی داشتید و نه شرابی!!! فروش آب اکنون کارشان است فروشی با روالی نا صوابی زده سدّ ِ فراوان بی نتیجه مکرر با شعار کاریابی فنا کردند هر حقابه ای را بدون همت و خیر و ثوابی مجوزهای حفر چاه دادند کنار چشمه و کاریز ، رابی* و حالا دم زنند از مُرّ ِ قانون که بنمودند در آن پیچ و تابی به نام خشکسالی سخت بستند به پای دامداران هم طنابی یکی را داده آب از چاه بسیار شده از گوجه چون عالیجنابی یکی موجر یکی مامور اجرا به نحوی دل بخواه و انتسابی گروهی را به جرم آب ِ خوردن سیاست کرده توی منجلابی و آن هایی که با پروانه هستند مجهز کرده کنتور انتصابی چنان عمق زمین را پاره کرده و آب آورده بیرون آفتابی که دیگر قدرت جبران آن نیست در این حال و هواهای شتابی زمین و باغ را ویرانه کردند نه فکری مانده و نه انتخابی هزاران چاه را هم پر نمودند که خشک و منفعل بودند و قابی به دِه پیر و جوان بیکار گشتند به سوی شهر با حال خرابی واویلا در واویلا شد زمانه وطن افتاد در خشکی حسابی همایش در همایش حکم در حکم صدور بخشنامه چون کتابی دمی بیدار گردیدند کز فقر نه تیری مانده بود و نه خشابی گزارش هایشان کلّن غلط بود که می گفتند بارانی نیابی بنازم بارش باران "مونسون" که از او شد وطن اندک مُجابی اگر باران نمی آمد خَمینه به تابستان گرم و التهابی به کوه و دشت می شد ظلم بسیار جگرهای همه می شد کبابی تمام دشت و دره خشک می شد  بلا بود و غم و درد و عذابی خلاصه آب را نابود کردند بدون رافت و حد و نصابی نکرده اینچنین ظلمی به ایران نه آمریکا نه سلمان ِ وهابی کسی از کار ایشان نیست خوشدل یَل ِ پُف کرده هستند و حُبابی خوشا تغییر و تنبیه خطاکار به اقدامی سریع و انقلابی *رابی:فزون شونده          جعفر زارع خوشدل https://t.me/khoshdeltanzjedi #آب_خشکسالی #عذاب_درد #خطا_لابی #باران-خمینه_مونسون #شعر_ادبیات_شاعر #طنز_تعهد_خنده

بی عشق تو هرچه زر و زیور ،کشک است آمار طلا ،ارز شناور، کشک است چشمان تو می‌رسد حساب همه را دیوان محاسبات کشور کشک است #سعید_عندلیب #طنزانه

#شعر_طنز هم مصلّای مطلّای معلّا مال اوست هم مداوای مسیحای مهیّا مال اوست ما دعاخوانانِ کنج فقر که ول مَعطلیم با چنین عمّامه ای دنیا و عقبی مال اوست من نخواهم رفت مسجد پیش آن واعظ که او چون به خلوت می رود "از آن قضایا..." مال اوست همسرِ خائن عزیز مصر را دقمرگ کرد هر که خوشگل بود امثال زلیخا مال اوست نیستند اعضای یک پیکر بنی آدم، بجاش هر کسی که پول دارد کلّ اعضا مال اوست جای من اشغال شد گفتم شکایت می کنم رفتم و ثابت به من شد جا و ناجا مال اوست خانمی معصوم تسخیرِ سفارت می کند ابتکار رفتن از دیوار بالا مال اوست آنکه خیلی بیشتر از بی حجابی شاکی است یحتمل می بینی اش که باند فحشا مال اوست کودکی را می شناسم از تمام زندگی در خیابانهای شهرش سوز سرما مال اوست "مرگ بر شاهِ" شماها بی اثر مانده ست چون «خاوری» مال شماها و «هویدا» مال اوست گفتمش این خاک پرگوهر تماماً مال ماست گفت آری گرچه مال ماست امّا مال اوست روز بعدش شد تصاحب خانه ام، شاکی شدم یک سند آورده شد که: خب بفرما مال اوست گفتم این خانه به قرآن ارث اجداد من است خنده ای کردند و فرمودند: حالا مال اوست بیت پایانی ست و باید به لاتین رو کنم چون خبر دادند که حتّی الفبا مال اوست *** #ح_گلچین "رادین" 🆔@hosseingolchin

خدا حفظت کند آقای" مسئول" که خیلی با مرام و با کلاسی مدیری کاردان و با سوادی و در درک و درایت بی قیاسی به هر جایی که خدمت بود لازم بدون هیچ شک آن جا پلاسی قُلمبه گشته" ایمان" در وجودت بدون هيچ گونه انعکاسی! "حقوقت" آن چنان خُرد است و اندک که با سی سال خدمت آس و پاسی نه شب خواب و نه روز آرام داری همیشه از عقوبت در هراسی ندارد مال دنیا پیش تو ارج مخالف با طلا و اسکناسی تو چون درد نداری را کشیدی همیشه با نداران در تماسی نداری یک ستاره در سماوات اگر چه عالمی اختر شناسي!! "اروپا" رفتنت تبلغ دین است تو الحق لایق لوح سپاسی کُنی "کفار" را آن جا هدایت چرا که درس دین را پاس ِ پاسی برای درک محرومین دنیا تو سالی پنج دفعه "لاس وگاسی" نمی دانم ولی با این همه حُسن چرا گویند "شاه اختلاسی" ؟! برای یک نفر مانند" جاوید" "منافق" جان بدان یک فرد خاصی!! 4 شهریور 1401 #محمد_جاوید @javidtanz

Repost from N/a
✍🗡z روز #کارمند (۲) 🌺😜 «در وقت نماز، جوجه‌ها در سیخ است... » تقریباً توی هر #اداره‌ای برید روی شیشه‌ی در ورودی یا تابلوی اعلانات، یا روی کمد توی اتاق کارمندا، یا روی زونکنا، یا بالای سر کارمندا ، یا زیر شیشه‌ی روی میزشون (و در بعضی اداره‌ها، رو و توو و زیر همه‌ی این موارد!) با خط خوش و فونت درشت متذکر شدند که: «در وقت نماز، طواف کعبه هم تعطیل است» (و معنی و مفهومش اینه که در اون ساعت اداره هَردمبیل است!)... خیلی هم خوب، نماز اول وقته و کلی فضیلت (سعدی هم غلط فرمود که گفت: عبادت به جز خدمت خلق نیست...) اما باور کنید دسته‌ای از همین کارمندا رو شاید فقط و فقط به زور اسلحه بشه واسه نماز اول وقت صبح بیدار کرد (اونم فقط با تیربار، اونم فقط اگه دست یه داعشی مسئولیت‌پذیر! باشه) ... بیشترشون رو در موقع اذان مغرب عمراً بشه از کنترل ماهواره و کاناپه جدا کرد... و اکثر قریب به اتفاق‌شون روزهای غیرکاری و مخصوصاً ظهرهای جمعه دَمدمای اذان ظهر، مشغول ذکرند و زیر لب زمزمه می‌کنند: حَی عَلَی الجوجه‌ کباب! بعدش بگیر تا شب بخواب!!! 📢 از اینجا به بعد رو مخاطبینی بخونند که به چَم و خم شعر با گویش محلی ( و در اینجا، لهجه‌ای نزدیک به لهجه شهرضایی) آشناند. من مضمونی نزدیک به همین مضمون رو وسطای یه شعر محلی هم گفتم؛ ... توو پرانتز می‌گم، ایناند مردی‌خواب توو اداره ، پُشتی میز ، جَخ بی‌لاحاب! (لحاف) نصفی روزا خمیازه می‌کشند باقیشُم توو کار نومازا ورزشند (نماز) ساعتی نُه مِثْ خروسی بی‌محل زوود می‌گن حی عَلی خیرالعمل دو سه ساعت اینا توو نومازخونند صدتا پرونده به دَسُم وِیلوونند توو اداره‌اند روزا با شورت، ورزشی بِذا بیگم تا اینُم بَلِد باشی: وَخ نوماز می‌گَن طوافُم تعطیله پس اِدارا کا دیگه هردمبیله... #زورو ای هموطنان آهای مردم دعوت به تفکر و تبسم 👇 @zorro_ch