fa
Feedback
☕️کافه شعر☕️

☕️کافه شعر☕️

رفتن به کانال در Telegram
452
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
⛔️(شـــعر ☫ ممنـــوعه)⛔️ @SherVaTaraB چگونه پیرهنت را دوباره تا بکنم؟ بیا بیا که برای تو جان فدا بکنم گلوله چشم تو را بسته است و ممکن نیست که من دوباره لبم را به خنده وا بکنم به قامتت ننشاندی لباسِ دامادی نشد برای تو افسوس پاگشا بکنم به حیله‌ی چه علاجی و با چه دارویی شکافِ زخمِ عمیق تو را دوا بکنم؟ جوان من! تن من! روح من! تَهَمتَن من! شهید من! به چه اسمی تو را صدا بکنم؟ چنان بگریم از این داغ با تمام وجود که سنگ قبر تو را دشت کربلا بکنم وَ گریه نیز حریف غمت نخواهد شد به رقص بلکه عزای تو را اَدا بکنم پس از تو ای گل رعنای من، نخواه از من به چشم سُرمه بسایم، به سر حنا بکنم به احترام تو هر صبح جمعه می‌خواهم کبوتری بخرم از قفس رها بکنم #سعید_مبشر

⁨⁨. ارفعی فرمان کوروش را از زبان اکدی (گویش بابلی نو) به زبان فارسی ترجمه کرد #سارا_باقری استاد عبدالمجید ارفعی، از برجسته‌ترین پژوهشگران زبان‌های باستانی ایران و از معدود متخصصان خوانش خط میخی عیلامی، اکدی و سومری، صبح چهارشنبه ۶ اسفند پس از سال‌ها فعالیت علمی در حوزه ترجمه و تفسیر متون کهن، درگذشت. او در زمان مرگ ۸۶ سال داشت و پس از یک دوره‌ بیماری ریوی، در بیمارستان آراد تهران، چشم از جهان فروبست. ارفعی نخستین کسی بود که فرمان کوروش بزرگ (استوانه کوروش) را نه از برگردان‌های انگلیسی، فرانسوی یا آلمانی، بلکه مستقیما از زبان اکدی (گویش بابلی نو) به زبان فارسی ترجمه کرد. ارفعی، دارنده نشان «خورشید» کمیسیون ملی یونسکو ایران، شهریور ۱۳۱۸ در گنو بندرعباس به دنیا آمد. پدرش میرعبدالله ارفعی، اصالتا اهل اوز فارس بود. او دوران دبستان را در بندرعباس و یزد گذراند و در سال ۱۳۲۸ به تهران رفت و در مدارس منوچهری و البرز تحصیل کرد؛ جایی که با بهرام بیضایی آشنا شد. او درباره دوستی خود با بیضایی و داریوش آشوری گفته بود: «ما هر سه در دبیرستان البرز و دارالفنون بودیم. من و بیضایی در دارالفنون بودیم و آشوری در البرز. سال ششم دبیرستان که به رشته ادبی رفتیم، همه در دارالفنون جمع شدیم و بعد هم هر سه به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفتیم.» آشنایی او با متون باستانی از نوجوانی آغاز شد. در سال‌های پیش از ورود به دانشگاه، در کتابخانه ملی با نوشته‌های ابراهیم پورداوود آشنا شد و نزد استاد متینی، الفبای فارسی باستان را آموخت. زبان پهلوی را با مطالعه «کارنامه اردشیر بابکان» فرا گرفت و برای یادگیری اوستایی، گات‌های پورداوود را سرمشق قرار داد. #عبدالمجید_ارفعی #زبان_شناس_زبانهای_باستانی

استاد عبدالمجید ارفعی نخستین مترجم ایرانی منشور کوروش درگذشت روحش شاد تسلیت به جامعه ادبی و فرهنگ گستر ایران

بدرود، فرزند ایران! #ایران #عبدالمجید_ارفعی هخا

عبدالمجید ارفعی (۹ شهریورِ ۱۳۱۸ بندرعباس - ۶ اسفند ۱۴۰۴ تهران پژوهشگر و متخصص زبان‌های باستانی اکدی و ایلامی، ایلام‌شناس و از آخرین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی در جهان و از مهم‌ترین کتیبه‌خوانان ایرانی است و برخی از لوح‌های گلی تخت جمشید با تلاش وی ترجمه شده است اضافه بر این وی از دانش وسیعی دربارهٔ تاریخ و فرهنگ میان رودان (بین‌النهرین) باستان برخوردار است. او ۶ اسفند ۱۴۰۴ درگذشت.

رفتی و ذره ذره‌ی شمعِ من آب شد تصویرِ عشق در نظـرِ من سراب شد از انجمادِ سردِ نگاهت دلم شکست دنیـای غصه روی سرِ من خراب شد فریـاد زد تمـامِ من از دردِ بی کسی انـگار در وجـود و تَنـم انقـلاب شد سرکوب شد صدای درونم به تیرِ غم گُم در میانِ همهمه و پیچ وتاب شد تا خواستم کـه دردِ دلـم را بگویمت دیدم‌حدیثِ عاشقی‌ام شعرِ ناب شد در واژه‌های خستهٔ شعرم نشاندمت بعد ازتو قصه‌های‌دلم یک کتاب شد رفتی‌و عشق در تَنِ بیجان و مُرده‌ام مانندِ یک سؤال کُهن، بی جواب شد #مریم_عرفان ࿇─┅━━•✺⊱❤️⊰✺•━━┅─࿇

#ژان_ژاک_روسو @beitmandegar
#ژان_ژاک_روسو @beitmandegar

⛔️(شـــعر ☫ ممنـــوعه)⛔️ @SherVaTaraB مباد ماهی سرخم، کبود برگردد جنازه‌اش به منِ مرده‌رود برگردد دلم کباب، دلم خون‌... خدا کند این‌بار عزیز قلب من از بین دود برگردد نفس‌نفس زدنش با دهان معترضش الهی از پسِ گفت‌وشنود برگردد روانم آن‌قدر آشفته‌ است و خون که رواست به سوی ماهی آزاد، رود برگردد! برای او که ندیده‌ست رنگ دریا را درون کیسه‌ی مشکی چه سود برگردد!؟ چنانچه با بغلی ناگشوده بازآید چنانچه با تنِ بی‌تاروپود برگردد به‌پاست جشن عروسی به پاس او که مباد بدون ساز، بدون سرود برگردد... #سحر_هادیان دی ۱۴۰۴🖤

. چه حال و روز خوشی داشت آدمی، آن روز که روی شانهٌ او بیل بود جای تفنگ درخت و گندم، مهر و امید می پرورد نه تلخکامی و وحشت، نه زشت نامی و ننگ تو خود به یاد چه می‌افتی از تبسم گل؟ تفنگ‌ها همه یادآوران تابوت‌اند جهان چگونه به دست بشر جهنم شد؟ جهانیان همه قربانیان باروت‌اند چه روزگار بدی، هر قدم که می‌گذری دو نوجوان مسلسل به دست استاده‌ست ز چارسوی جهان، هر خبر ز نوع بشر برادری که به تیر برادر افتاده‌ست سرم فدای تو ای پیرمرد بیل به دوش که تار و پود تو در کار آب و آبادی ست. نبینمت دگر ای نوجوان تفنگ به دست که دسترنج تو جز خون و مرگ و وحشت نیست. #فریدون_مشیری

دیدم که خونت آبیاری کرد میهن را شد ریشه‌ات در خاک و معنا کرد رستن را دیدم که جانت می‌بَرَد بر دوش جسمت را دیدم که می‌کاری به دست خویشتن، تن را در دست‌هایت کفتری دیدم که شد آزاد    در چشم‌های بسته‌ات خورشید روشن را دیدم که فصلی تازه از نام اساطیری بردی ز یادم زال و سیمرغ و تهمتن را  دیدم گلوله در تنت راز گل سرخی است وقتی که قلبم می‌کِشد تیر این شکفتن را بی گرد و بی زنگار از تو چشمه‌ای جوشید آیینه‌ای هستی که می‌بینم در آن من را #فریبا_صفری‌نژاد

استاد شهرام ناظری: «من متعلق به منطقه‌ای هستم در جوار بیستون و دالاهو. جایی که موسیقی و ساز به چشم یک پدیده آسمانی و آئینی نگریسته می‌شود به همین دلیل برای دست زدن به ساز، وضو می‌گیرند و آن را پاکیزه نگه می‌دارند.» امروز بیست و نهم بهمن ماه هفتاد و ششمین زادروز هنرمند محبوب‌ کوردو شوالیه موسیقی جهان، استاد شهرام ناظری خجستەباد❤️❤️❤️

وایِ من زین زخم‌های ماندگار لاله‌ها از خون دمیده بی‌شمار  آه ایران، مادرِ خونین جگر تابه کی از سووَشانت داغدار؟ حیله‌ها ،سهراب‌های نوجوان وای بر تهمینه‌هایِ  بی‌قرار  تکه تکه  بابَکان  بَر دامنت  مامِ ایران، ای همیشه سوگوار آه، اَز این قرن‌ها و دردها  بر نِشابورت که شد خون جویبار تیغ و رگ‌هایِ امیرانِ کبیر ای بسا منصورهایِ سربدار سال‌های سال در غم بوده‌ای  پاک کن از چهره‌ات دیگر غبار  پاره کن زنجیرِ غم آزاد شو   شیر را کی تابِ ماندن در حصار؟ سووشون«سوگ سیاوش» #م_شیرانی_طلوع

اینجا همه مادرانه‌ها رنگ غم است پشت پدران از غم فرزند خم است در سوگ عزیز خود همه می‌رقصند آهنگ عروسی و عزا مثل هم است! #رحیمی_رامهرمزی ┄┅─═◈═─┅┄