fa
Feedback
Khabgard | خوابگرد

Khabgard | خوابگرد

رفتن به کانال در Telegram

برای بازنشرِ مطالبِ سایتِ خوابگرد و مطالبِ دندان‌گیرِ دیگر جاها | رضا شکراللهی https://twitter.com/khabgard سایت: http://khabgard.com ایمیل: info@khabgard.com ‌‌‌

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Khabgard | خوابگرد

کانال Khabgard | خوابگرد (@khabgard) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 16 648 مشترک است و جایگاه 4 329 را در دسته موسیقی و رتبه 19 774 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 16 648 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 29 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -134 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 0% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 0 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند رمان, کتاب, روایت, مستند, ناشر تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
برای بازنشرِ مطالبِ سایتِ خوابگرد و مطالبِ دندان‌گیرِ دیگر جاها | رضا شکراللهی https://twitter.com/khabgard سایت: http://khabgard.com ایمیل: info@khabgard.com ‌‌‌

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 اوت, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته موسیقی تبدیل کرده‌اند.

16 648
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-207 روز
-13430 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+5
در 0 کانال‌ها
ژوئیه '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+96
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+29
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+81
در 26 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+5
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+69
در 11 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+39
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+98
در 13 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+50
در 16 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+31
در 11 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+22
در 7 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+25
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+19
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+44
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+5
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+18
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+86
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+17
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+107
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+23
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+130
در 17 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+69
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+109
در 16 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+93
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+151
در 15 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+139
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+123
در 16 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+173
در 19 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+518
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+205
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+176
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+133
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+1 083
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+148
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+339
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+332
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+3 961
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+1 038
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+1 570
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+1 392
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+167
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+124
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+228
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+75
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+120
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+140
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+15 475
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
28 اوت0
27 اوت0
26 اوت0
25 اوت+1
24 اوت0
23 اوت0
22 اوت0
21 اوت0
20 اوت0
19 اوت0
18 اوت0
17 اوت0
16 اوت+1
15 اوت0
14 اوت0
13 اوت0
12 اوت0
11 اوت0
10 اوت0
09 اوت+1
08 اوت+1
07 اوت0
06 اوت+1
05 اوت0
04 اوت0
03 اوت0
02 اوت0
01 اوت0
پست‌های کانال
ژنرال جک کین معاون پیشین ستاد ارتش آمریکا: ‏- مرحله‌ی نخست عملیات فراتر از انتظارها پیش رفته است. عملیات در اصل برای اواخر امشب برنامه‌ریزی شده بود، اما به دلیل فرصت به‌وجودآمده برای هدف قرار دادن این رهبران، جلو افتاد و بسیار موفقیت‌آمیز هم بود. ‏- این عملیات می‌تواند در صورت لزوم دو تا سه هفته ادامه یابد. بسیار بستگی دارد که آیا رژیم پابرجا می‌ماند یا شروع به فروپاشی می‌کند. اگر تسلیم شود و حاضر به واگذاری قدرت باشد، احتمالاً توافقی با آن صورت خواهد گرفت. در غیر این صورت، عملیات ادامه می‌یابد تا اهداف نظامی‌مان محقق شود. ‏- ما برنامه‌ای سنجیده و مرحله‌به‌مرحله برای برچیدن کامل رهبری سیاسی و ساختارهای پشتیبان آن داریم: مجلس، نهادهای مختلف، شورای عالی امنیت ملی؛ و در بخش نظامی و امنیتی، برچیدن کامل سپاه، نه فقط رهبران بلکه کل زیرساخت و فناوری پشتیبان آن. همچنین بسیج، نیروهای انتظامی و صنایع دفاعی و توان تولیدی. این برنامه‌ای بسیار جامع برای از میان برداشتن همه‌ی ابزارهای بقای رژیم است. ‏- ما هنوز درگیر این مسئله هستیم که دولت جدید متشکل از چه کسانی است. چقدر قرار است مؤثر باشد، چه نوع کمکی از سوی ما نیاز دارد. رژیم برکنار‌شده در واکنش به این تحولات چه خواهد کرد. آیا به حمله به ما ادامه خواهد داد؟ ‏-نمی‌خواهیم کشور را اشغال کنیم؛ می‌خواهیم مردم ایران کشور خود را اداره کنند. معمولاً رژیم‌های اقتدارگرا به یک رژیم اقتدارگرای دیگر واگذار می‌شوند، شاید کمتر ایدئولوژیک و ملی‌گراتر که فکر می‌کنم در این‌جا اتفاق خواهد افتاد. اما این چیزی است که ما می‌توانیم با آن کار کنیم و به اراده‌ی خود آن را شکل بدهیم و در مرحله‌ی بعد می‌توان آن را به سمت انتخابات و دموکراسی سوق داد. ‏- منکر وجود چالش‌ها نمی‌شوم. اگر موفق شویم رهبری رژیم را از میان برداریم و توان بقای آن از جهت توانایی نظامی و اعمال قدرت بر مردم ایران از بین ببریم، دستاورد بزرگی حاصل شده است. سپس دوره‌ی‌ گذار آغاز خواهد شد که خودش هم زمان‌بر خواهد بود. ‏- می‌دانم مردم ایران پناه گرفته‌اند، اما گمان می‌کنم در عین حال خیلی مسرور و شاد هستند. هیچ قصدی برای آسیب رساندن به مردم ایران از سوی نیروهای اسرائیلی یا آمریکایی وجود ندارد، اما انسان‌ها و همچنین ادوات در جنگ دچار خطا می‌شوند. بنابراین مردم باید پناه بگیرند و در همین حالت بمانند. اما وقتی این عملیات به پایان برسد، می‌توانند از جا برخیزند، که همین‌طور هم خواهد شد، و مطمئنم که چنین خواهند کرد. @KhabGard متن کامل در این لینک👇 radiofarda.com/a/33691063.html

2
.
2 166
3
‏آمار و جزئیاتی از کشته‌شدگان نجف‌آباد . ‏این روزها که آیین‌های مردمی چهلم کشتگان شب‌های خونین ۱۸ و ۱۹ دی در نجف‌آباد توجه یک ایران بزرگ در داخل و خارج خاک را برانگیخته، احساسی عمیق از سوگ و افتخار در وجودم نسبت به زادگاهم جوشیدن گرفته است. این حس مشترک، هم‌چون زنجیری از همدلی، ما را از هر نقطه‌ی ایران‌مان بار دیگر به همدیگر متصل کرده است؛ آن هم با خلاقیتی بی‌نظیر که مردم از هر قوم و منطقه‌ای به‌طور یکپارچه عزا را به جشن و حماسه‌ای پرشور بدل کردند و روایت جعلی حکومت از اعتراضات را زیر پا له کردند. ‏چند منبع در نجف‌آباد، به‌طور جداگانه، تا امروز توانسته‌اند آمار دست‌کم ١٨٠ کشته در این شهر و حومه‌اش را تأیید کنند. حومه‌ی نجف‌آباد یعنی شهرها و شهرک‌هایی چون یزدان‌شهر، امیرآباد، فیروزآباد، ویلاشهر، گلدشت، کهریزسنگ و روستاهای بزرگی مثل حاجی‌آباد و نهضت‌آباد. ‏از این شمار، حدود ١١٠ کشته در مزار بزرگ شهر نجف‌آباد به خاک سپرده شده‌اند. در تصویر، عکس ۶٣ جاویدنام را در مراسم چهلم در محوطه‌ی «گلزار شهدا» می‌بینید که کشته‌های خود شهر نجف‌آباد هستند. بوده‌اند کشتگانی هم در این شهر که به دلایل متفاوت نام و عکس‌شان آشکار نشده. برای مثال کشته‌ای هست که فامیل سراسر سپاهی‌اش مانع شده‌اند. ‏از این حدود ١٨٠ کشته، تنها در شامگاه ١٨ دی دست‌کم ١۴ تن در یزدان‌شهر به خون غلتیدند. در یزدان‌شهر آن‌قدر همه با هم آشنایند که فقط یکی از دوستان من در این شهر ٢٢ نفر از کشتگان هر دو شب را یک‌نفس نام برد. ‏جاهایی مثل یزدان‌شهر و امیرآباد و فیروزآباد و یا گلدشت مناطق اغلب مهاجرنشین‌اند؛ خانواده‌هایی که پدران و مادران آن‌ها از دهه‌ها پیش از روستاهای دور به حومه‌ی نجف‌آباد مهاجرت کردند و اغلب خانواده‌های کارگری‌اند. به همین دلیل، و به‌گفته‌ی شاهدان در این مناطق، شماری از خانواده‌ها پیکر عزیزان‌شان را به روستاهای آباءواجدادی‌شان برده‌اند و به خاک سپرده‌اند. ‏امید دارم این اطلاعات با کمک دیگران تکمیل و دقیق‌تر شود. ‏این عدد و رقم‌های تکان‌دهنده را گفتم، بگذارید نقبی هم به حدود ۴٠ سال پیش بزنم تا عجیب بودن این شهر و شهرستان را بیشتر دریابید؛ شهری به‌لحاظ تاریخی به‌شدت مذهبی که در تاسوعا و عاشورا (۱۹ و ۲۰ آذر) سال ۱۳۵۷ هم از اندک‌شمار شهرهای ایران بود که تظاهرات ضد حکومت پهلوی در آن برگزار شد و کشته هم داد. ‏شهرستان نجف‌آباد در هشت سال جنگ ایران و عراق دو هزار و ۵٨٣ شهید داد؛ بیشترین تعداد شهید به‌نسبت جمعیت در کل ایران. برای مثال، ٣٢۵ شهید تنها در عملیات «خیبر» در سال ١٣۶٢ که از این تعداد ١٩٣ نفر فقط در یک شب شهید شدند. ‏⁧ #نجف‌آباد⁩ هم شهر حسینعلی منتظری است و هم شهر بهرام صادقی، نویسنده‌‌ای که از تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران بود. نجف‌آباد هم شهر معین خواننده‌ی محبوب است و هم شهر ابوالقاسم پاینده، پژوهشگر برجسته و داستان‌نویس و مترجم نامدار قرآن. قصه‌ی ⁧ #نجف‌_آباد⁩ سر دراز دارد... @KhabGard
9 360
4
نوشته‌ی یکی از دوستانم که مستندساز است و در تهران زندگی می‌کند. از زاویه‌دید ما نگاه کنید؛ ما که این‌جاییم... شما که بیرون از ایران هستید، خیلی‌هایتان با همان درد و خشمی زندگی می‌کنید که ما. بزرگ‌ترین دلگرمی ما این‌ است که با آن‌همه دلتنگی و اضطرابی که شما دارید و ما تصوری دقیق از آن نداریم، هنوز کنار ما ایستاده‌اید و صدای ما بوده‌اید در دنیا. اما همدلی، به‌تعبیر سوزان سانتاگ، احساسی ناپایدار است و اگر به عمل درنیاید، پژمرده می‌شود. فراموش نکنید که ما دی‌ماه را با تک‌تک سلول‌هایمان زندگی کردیم، با صدای شلیک، با بوی دود، خون، زخم، زندان و وحشت و خاموشی مطلق. به همین دلیل، همان خواسته‌ی مشترک، همان جمله‌ی ساده و عریان، برای ما نه شعار که تلاش برای بقا بود: سقوط این رژیم. اما پس از روزها و شب‌های طولانی خاموشی مطلق، آن‌چه اکنون از روزنه‌های کوچک شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به چشم می‌آید، شباهت چندانی به جنس زخم ما ندارد. این‌جا، در ایران، پادشاهی‌خواه و غیرپادشاهی‌خواه، دوشادوش و دست در دست هم، در خیابان بودیم و زخم خوردیم و کشته دادیم و سرکوب شدیم، اما حالا که به آن سوی پنجره‌ها نگاه می‌کنیم، آن‌چه پررنگ‌تر و پرسر‌وصداتر به چشم می‌آید، نه تکرار نام کشته‌ها که غوغای جریان‌های سیاسی است که همان هم از فعالیت‌های افسران سایبری رژیم قابل تشخیص نیست. آن‌ها که صدای بلندتری دارند، به‌جای این‌که بگویند «چگونه کمک کنیم سرکوب کمتر شود و سرنگونی پیش‌تر بیفتد»، مشغول جدال‌اند که رهبر دوره‌ی گذار کیست. به جای این‌که تمرکز روی اصل خواسته‌ی مردم باشد، از همدیگر می‌خواهند در آزمون وفاداری شرکت کنند. پس از آن‌ همه خون و سرکوب و وحشت و خاموشی، آمدیم و دیدیم برخی صداهای غالب به‌جای این‌که بگویند «ایرانی، داد بزن، حقتو فریاد بزن»، می‌گویند «ایرانی، داد بزن، شاهتو فریاد بزن». و چه عجیب که حتی خود «شاهزاده» هم هنوز خود را «شاه» نمی‌داند و می‌کوشد تمرکز همگان فقط بر گذار باشد. این تغییر فقط یک اختلاف‌نظر سیاسی نیست. این یعنی برخی آن بیرون تصمیم می‌گیرند که درد ما چه معنایی داشته باشد و رنج ما در کدام قالب جا بگیرد. یعنی به جای این‌که دیده شویم، داریم مصرف می‌شویم. یعنی هزار هزار کشته‌ی ما می‌شود مستمسکی برای دعوا بر سر رهبری، و اعتراض‌مان می‌شود میدان مسابقه‌ی نمایندگی. انتظار معجزه از شما هم‌وطنان دلسوخته‌مان نداریم، اما پس از انقلابی که رخ داده و به خاک و خون کشیده شده و اکنون باز هم بوی معامله‌ی سردمداران رژیم خون‌ریز برای بقای بیشتر بلند شده است، تلاش کنید این را ببینید و درک کنید که در بخشی از فضای بیرون از کشور چه تغییر وضعیتی شکل گرفته است. تلاش کنید به‌جای ما این را درک کنید که وقتی دعواهای بیرون اصل اعتراض را می‌پوشاند، ما تنها‌تر می‌شویم؛ هم در خیابان و هم در روایت. حمایت یعنی کمک کنید صدای ما از داخل این خاک واضح‌تر شنیده شود، نه آن‌که شرط و تبصره به آن بچسبانند. یعنی مرکز ثقل را برگردانید به جان انسان‌ها، دادخواهی، آزادی زندانی‌ها، و حق اعتراض برای سرنگونی یک رژیم خون‌ریز؛ نه رقابت برای تریبون و پرچم. اختلاف سیاسی اگر دارند، داشته باشند، اما نگذارید اختلاف‌شان را روی دوش کشته‌ها و خون‌داده‌ها حل کنند. ما پیش و بیش از هر چیز به این نیاز داریم که در فضای رسانه‌ای و شبکه‌ای آن بیرون، دعوا از روی زخم‌های ما برداشته شود و دوباره «خودِ اعتراض» محور شود. کاری کنید وقتی شما را در تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، احساس نکنیم صدایمان دارد زیر آوار جدال‌ها دفن می‌شود. یک «حداقل مشترک» را محور قرار دهید: حمایت از مردمی که برای سرنگونی این رژیم خون داده‌اند و دادخواهی و عدالت برای قربانیان و بازماندگان. آینده، هر چه هست و هرچه که باشد، باید بعدتر در سازوکاری دموکراتیک تعیین شود، نه در میانه‌ی خون، نه روی خاک تازه‌ی کشته‌هایی که هنوز نام هزاران تن از آن‌ها را هم نمی‌دانیم. مرکزیت را به قربانیان و مردم داخل کشور بدهید. به‌جای «طرف کی هستی»، بپرسید «چطور صدای قربانیان شویم». هر کارزار و تجمع یا ترند، تنها وقتی برای به ثمر نشستن خون‌های ریخته کارساز خواهد بود که با نام قربانیان آغاز شود و حول روایت آنان شکل بگیرد، نه با دعوا بر سر چهره‌ها. چه تلخ است آن‌چه این روزها بیرون ایران بیشتر دیده و بازنشر می‌شود؛ دعوا بر سر مالکیت اعتراض به جای حمایت از خود اعتراض. این دقیقاً همان چیزی است که ما در این خاک، زیر سرکوب، نه سزاوار آن هستیم و نه شانه‌های خسته‌مان تاب آن را دارد. @KhabGard
8 301
5
⭕️ چگونه دیکتاتورها سقوط می‌کنند کتابِ چگونه دیکتاتورها سقوط می‌کنند و ملت‌ها زنده می‌مانند، نوشتۀ مارسل دیرسوس، نوعی نقشۀ کالبدشکافی قدرت در نظام‌های اقتدارگراست. دیرسوس با تکیه بر ده‌ها نمونۀ واقعی نشان می‌دهد آنچه دیکتاتوری‌ها را سرپا نگه می‌دارد نه ترس‌خوردگیِ توده‌ها بلکه شبکۀ وفاداری نخبگان سیاسی و نظامی و اقتصادی است. این نگاه برای جامعه‌ای مانند ایران حیاتی است، زیرا سال‌ها تمرکز بر «قیام نهایی مردم» یا تغییرات ناگهانی عمدتاً به سرخوردگی انجامیده است. کتاب با شکستن اسطورۀ سقوط‌های برق‌آسا به خواننده می‌آموزد که تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که ستون‌های درونی قدرت شروع به ترک‌برداشتن کنند. بر اساس تحلیل دیرسوس، ملت‌ها در برابر دیکتاتوری معمولاً با چند مسیر روبه‌رو هستند: فشار اجتماعی از پایین، شکاف و ریزش درون حاکمیت، فشار اقتصادی و بین‌المللی، و در برخی کشورها تهاجم خارجی. در ایران، اعتراضات مردمی بزرگ‌ترین نیروی مرئی تغییر بوده است. قدرتش در مشروعیت‌زدایی و آشکارسازیِ بحران رضایت عمومی است، اما ضعفش در نبود رهبری منسجم و هزینۀ سنگین سرکوب و فرسایش روانی جامعه. طبق تجربۀ تاریخی، شکاف در میان نخبگان طبقۀ حاکم، از مدیران اقتصادی تا فرماندهان نظامی و نیروهای امنیتی، مؤثرترین ضربه به دیکتاتوری‌هاست، زیرا مستقیماً ماشین قدرت را از کار می‌اندازد. اما این روند هم بسیار کُند و آهسته پیش می‌رود و هم در پشت صحنه. فقط زمانی شتاب می‌گیرد که توازن سود و زیان برای بازیگران درون حاکمیت تغییر کند. فشار اقتصادی نیز شمشیری دولبه است. هرچند می‌تواند منابع سرکوب را محدود کند و نارضایتی را افزایش دهد، اما در ساختاری مانند ایران اغلب پیش از آن که حاکمیت را تضعیف کند، طبقات متوسط و فرودست را تحلیل می‌برد و جامعه را از انرژی تغییر تهی می‌سازد. دیرسوس هشدار می‌دهد فقر لزوماً به انقلاب نمی‌انجامد، گاهی فقط به تشدید تقلا برای بقا منجر می‌شود. در این میان، گزینۀ حملۀ خارجی که گاه سریع‌ترین راه‌حل شناخته می‌شود، بنا بر منطق استدلالیِ کتاب، یکی از پرهزینه‌ترین و کم‌اثرترین مسیرهاست. تجربۀ کشورهایی چون عراق و لیبی و افغانستان نشان می‌دهد سرنگونی با زور خارجی عمدتاً به فروپاشی دولت و جنگ داخلی و بازتولید استبداد در شکلی تازه می‌انجامد. در مورد ایران، با ساختار اجتماعی پیچیده و ملی‌گرایی قوی و دستگاه امنیتی گسترده، چنین سناریویی نه‌فقط احتمال گذار دموکراتیک را افزایش نمی‌دهد بلکه می‌تواند کشور را وارد چرخه‌ای طولانی از بی‌ثباتی و خشونت کند. پیام تکان‌دهندۀ دیرسوس برای ایران امروز شاید این باشد که بن‌بست کنونی نه با انفجار ناگهانی شکسته می‌شود نه با ناجی خارجی. یگانه راه مطمئن اما نفس‌گیر و دردناک و طولانی عبارت است از فرسایش تدریجی ستون‌های وفاداری درون قدرت. دیکتاتوری‌ها زمانی سقوط می‌کنند که دیگر نتوانند حامیان خود را راضی و متحد و مطمئن نگه دارند. جامعۀ ایران اگر می‌خواهد از چرخۀ باطل اعتراض و سرکوب عبور کند، باید همزمان فشار اجتماعی را حفظ کند و شکاف‌های درونی حکومت را هوشمندانه تعمیق بخشد. این کتاب یادآوری می‌کند تغییر ممکن است اما نه احساسی و نه فوری. تغییر در سرنوشت ما نه از یک انفجار ناگهانی بلکه از فرسایشی آرام و طولانی زاده می‌شود، مبارزه‌ای پیوسته بر سر وفاداری به قدرت و فروپاشی مشروعیت و سنگین‌‌ترشدن بهای سرکوب. 🆔 @mmaljoo
7 135
6
⁨ ⁨ نه فراموش می‌کنیم، نه می‌بخشیم و نه عقب می‌نشینیم. تنها برای رسیدن به روز انتقام نفس می‌کشیم. ایران را پس می‌گیریم. @Amir
⁨ ⁨ نه فراموش می‌کنیم، نه می‌بخشیم و نه عقب می‌نشینیم. تنها برای رسیدن به روز انتقام نفس می‌کشیم. ایران را پس می‌گیریم. @AmirMiresmaeili
8 152
7
‏سه نکته‌ی زبانی درباره‌ی پیام ۳۰ دی شاهزاده پهلوی ‏ یک) این اولین پیام او در اعتراضات اخیر است که، برخلاف پیام‌های دیگر، فقط گزارش و موضع‌گیری نیست. هم مواردی از تصویرسازی روشن دارد، مثل نورنبرگ، دادگاه ملت و ترک برداشتن رژیم، و هم چند جمله‌ی کوتاه که راحت نقل می‌شود و می‌تواند به شعار یا دستمایه‌ی تکرار تبدیل شود؛ مثلاً «اجازه نمی‌دهیم اندوه‌مان به ناامیدی تبدیل شود» و یا «نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم، نه عقب می‌نشینیم». ‏جدا از قوت و ضعف محتوایی و امضای شخصی، همین تغییر فرم مهم است. پیام طوری نوشته شده که هواداران بتوانند آن را بازگو کنند و ظرفیت این را دارد که یک زبان مشترک حول آن ساخته شود. ‏دو) ابهامی در این پیام هست که جای درنگ دارد؛ ابهامی که هواداران را تا حضور مجدد خیابانی بلاتکلیف می‌گذارد. این ابهام به‌عنوان «رهبر اپوزیسیون» دقیقاً از شکاف میان «فراخوان احساسی» و «راهنمای کنش» می‌آید. ‏آقای پهلوی با قطعیت‌سازی درباره‌ی نزدیک بودن سقوط رژیم و با وعده‌ی «لحظه‌ی بازگشت به خیابان»، انتظار حرکت جمعی را بالا می‌برد، اما هم‌زمان سه مؤلفه‌ی حیاتی هدایت را مبهم می‌گذارد؛ این‌که تا آن «لحظه» هواداران چه کار مشخصی باید بکنند، آن «لحظه» با چه شاخص یا مرجعی تشخیص داده می‌شود و خود آقای پهلوی در این فاصله چه اقدام قابل سنجشی انجام می‌دهد. ‏یک رهبر اپوزیسیون معمولاً می‌تواند حداقل این‌ها را روشن کند: ‏اول تعریف «آماده بودن» در چند گزاره‌ی امن و کلی؛ مثلاً حفظ شبکه‌های اعتماد، کمک به خانواده‌های آسیب‌دیده یا آمادگی برای برخی کنش‌های مدنی. ‏دوم شاخص‌های شروع موج بعدی اعتراضات؛ نه این‌که تاریخ دقیق اعلام کند بلکه مثلاً اگر فلان چیز رخ داد یا اگر بهمان مورد واقع شد، چنان کنید یا چنان خواهیم کرد. ‏صورت‌بندی کم‌هزینه‌تر از نظر زبانی؛ مثلاً به‌جای «فتح تهران» می‌شود از «پس گرفتن خیابان‌ها و فضاهای عمومی» گفت تا سوءبرداشت خشونت‌بار کمتر شود، به‌خصوص که در متن از «جنگیدن» برای فتح تهران و ایران هم گفته می‌شود. ‏نتیجه‌ی فقدان این‌ها در پیام ۳۰ دی این است که بدنه‌ی هوادار بین دو حالت معلق می‌ماند؛ یا منفعلانه منتظر «اعلام لحظه» حضور خیابانی می‌شود که یعنی فرسایش انگیزه و پراکندگی، یا احتمالاً به کنش‌های پراکنده و ناهم‌زمان رو می‌آورد که یعنی افزایش هزینه و کاهش اثرگذاری. ‏این جنس ابهام اگر با حداقل‌هایی مثل آن‌چه گفته شد و ارائه‌ی چند هدف کوتاه‌مدت قابل پیگیری رفع نشود، به‌تدریج اعتماد به ظرفیت رهبری را از «الهام‌بخشی» به «هدایت‌گری» منتقل نمی‌کند و سرمایه‌ی اجتماعی را در دوره‌های سکون فرسوده می‌کند. ‏سه) نکته‌ی سوم به لحن و روح کلی پیام برمی‌گردد. متن تقریباً به‌تمامی در میدان خشم، کیفر و انتقام حرکت می‌کند و همین باعث می‌شود چشم‌انداز عاطفی مخاطب به «مجازات دشمن» محدود بماند. این لحن برای لحظه‌ی سوگ و عصبانیت بسیج‌گر است، اما برای تداوم امید و تاب‌آوری اجتماعی کافی نیست. ‏طبیعی است که هواداران سوگوار هزاران کشته دنبال وعده‌ی انتقام باشند، اما نیاز دارند دست‌کم چند جمله یا عبارت الهام‌بخش هم درباره‌ی «بعد از سقوط» رژیم جمهوری اسلامی بشنوند؛ مثلاً تصویری از بازسازی ویرانی‌ها، ترمیم شکاف‌ها، بازگرداندن امنیت و کرامت، و ساختن یک زندگی عادی در ایرانی که زیر پای حاکمانش دیگر حتا به‌سختی نفس می‌کشد. ‏نبود این چشم‌انداز در بیانیه ریسک تبدیل آن به یک «خطابه‌ی مجازات‌محور» را بالا می‌برد که در کوتاه‌مدت شعله می‌کشد، اما در میان‌مدت نمی‌تواند انرژی سیاسی را به یک امید ملموس پیوند بزند. @KhabGard
7 706
8
انتخاب سرنوشت‌ساز ترامپ درباره ایران اقدام نظامی پرریسک است. اما امیدوار کردنِ دروغینِ آزادی‌خواهان، شرم‌آور خواهد بود. نوشتهٔ کریم سجادپور ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶
5 769
9
چرا انقلاب ۵٧ تکرار نمی‌شود؟ . نویسنده‌ی این مقاله دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه تنسی–چتانوگا و پژوهشگر مسائل ایران است که بر ساختارهای امنیتی و نقش سپاه و بسیج در کنترل اجتماعی تمرکز دارد و هم‌زمان مشاور ارشد سازمان «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» است. 📍حتی اعتراض‌هایی که از نظر اندازه و گستره‌ی جغرافیایی از اعتراض‌های ١٣۵٧ بزرگ‌تر باشند، لزوماً رژیم را به‌طور بنیادی به چالش نمی‌کشند، بلکه می‌توانند به سرکوب سخت‌تر منجر شوند. این نکته یک درس کلیدی را برجسته می‌کند: اعتراض‌ها به‌تنهایی انقلاب ایجاد نمی‌کنند. انقلاب‌ها زمانی رخ می‌دهند که ناآرامی توده‌ای با فلج‌شدن یا ریزش نخبگان تلاقی کند. این در ١٣۵٧ رخ داد، اما اکنون رخ نداده است. آنچه می‌تواند این تعادل را تغییر دهد، نه صرفاً اعتراض، بلکه شوکی مستقیم به ساختار رهبری رژیم است... @KhabGard متن کامل مقاله 👇
5 970
10
آیا آمریکا در قبال ایران در یک معضل راهبردی گرفتار شده؟ دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسه‌ی مطالعات امنیت اسرائیل:‏ دولت ترامپ پیش‌تر نشان داده که برای پیشبرد منافع ایالات متحده حاضر به استفاده از نیروی نظامی است. با این حال، ترامپ یک ترجیح روشن دارد: جنگ‌های کوتاه، قاطع و با پیروزی‌ای که هم قابل نمایش باشد و هم بتوان آن را به افکار عمومی «فروخت». ایران چالشی بنیادین برای این الگو به شمار می‌آید. هیچ مسیر معتبری برای دستیابی به یک نتیجه راهبردی قاطع از طریق یک کارزار محدود و کوتاه‌مدت وجود ندارد. در عین حال، خطرات تشدید تنش—از جمله جنگ منطقه‌ای، حمله به نیروهای آمریکایی، شوک به بازارهای انرژی و درگیری بلندمدت—بسیار جدی است. این وضعیت واشینگتن را با دو گزینه نامطلوب روبه‌رو می‌کند. گزینه نخست، یک کارزار طولانی و پرهزینه است که دولت تمایل چندانی به آن ندارد و افکار عمومی آمریکا نیز به احتمال زیاد از آن حمایت نخواهد کرد. گزینه‌ی دوم، یک عملیات نظامی کوتاه و محدود است که شاید عزم آمریکا را نشان دهد، اما بعید است به نتایجی تحول‌آفرین منجر شود، به‌ویژه در زمینه تضعیف رژیم ایران یا تقویت اپوزیسیون. وضعیت اپوزیسیون ایران نیز بر پیچیدگی ماجرا می‌افزاید. با وجود اشاره‌های گاه‌به‌گاه به چهره‌هایی مانند رضا پهلوی، دولت آمریکا می‌داند که هیچ رهبری متحد و معتبری وجود ندارد که در صورت تزلزل رژیم بتواند قدرت را به دست گیرد. مهم‌تر از آن، زمان به سود واشینگتن نیست. تا وقتی فشار خارجی به فرصتی سیاسی تبدیل شود، با توجه به استفاده نظام‌مند حکومت از خشونت مرگبار برای سرکوب اعتراض‌ها، ممکن است دیگر اپوزیسیونی باقی نمانده باشد که بتوان آن را نجات داد. در چنین فضایی، به نظر می‌رسد دولت آمریکا بر حفظ شتاب ناآرامی‌های داخلی، بازدارندگی در برابر تهران و خریدن زمان تا استقرار توانمندی‌های کافی نظامی آمریکا در منطقه تمرکز کرده است. شاید هنوز امیدی هم وجود داشته باشد که ایران تحت فشار مسیر خود را تغییر دهد. اما تهران اعتراض‌ها را اختلافی بر سر سیاست‌ها نمی‌داند؛ آن‌ها را تهدیدی وجودی تلقی می‌کند. بنابراین هر کاهش خشونتی بیش از آنکه نشانه تمکین به خواسته‌های آمریکا باشد، احتمالاً نتیجه فرسودگی خیابان‌ها خواهد بود. در همین حال، با وجود تنش‌های درونی و رقابت‌های نخبگانی، نظام ایران در مجموع همچنان با جهان‌بینی راهبردی هسته‌ای رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، همسو است. حتی مقاماتی که در خفا از سیاست‌های کنونی انتقاد دارند، تمایل یا توان چندانی برای به چالش کشیدن جدی غریزه بقا و تداوم رژیم نشان نداده‌اند. از منظر ایالات متحده، حتی خوش‌بینانه‌ترین سناریو—یعنی فروپاشی ناگهانی رژیم ایران—نیز پرسش‌های نگران‌کننده‌ای را مطرح می‌کند: فردای ایران را چه کسی اداره خواهد کرد؟ چه کسی کنترل نیروهای نظامی، موشکی و زیرساخت‌های هسته‌ای را در دست خواهد داشت؟ و واشینگتن چگونه می‌تواند اطمینان یابد که ایرانِ پس از رژیم، بی‌ثبات‌تر یا خصمانه‌تر نخواهد شد؟ جمع‌بندی این است که بحران کنونی ایران اساساً با رویارویی‌های گذشته‌ای که در آن‌ها آمریکا می‌توانست از حاشیه عمل کند یا به فشار محدود تکیه کند، تفاوت دارد. امروز واشینگتن در موقعیتی رهبری‌کننده قرار گرفته، بی‌آنکه هدف سیاسی نهایی روشنی داشته باشد. تغییر رژیم تقریباً به‌طور قطع مستلزم یک کارزار گسترده و طولانی خواهد بود، در حالی که اپوزیسیون ایران آن‌قدر پراکنده و ضعیف به نظر می‌رسد که نتواند از فشار نظامی خارجی بهره‌برداری کند. در غیاب یک نظریه‌ی واقع‌بینانه برای پیروزی، ایالات متحده در معرض آن است که به درگیری‌ای کشیده شود که با غرایز راهبردی خودش در تضاد است: آن‌قدر بزرگ که سریع تمام نشود، و آن‌قدر کوچک که تعیین‌کننده باشد. @KhabGard لینک
4 822
11
آیا رژیم ایران سقوط خواهد کرد؟ مقاله‌ی بلند و جدید سایمن سیبگ مانتیفیوری، تاریخ‌نگار و نویسنده‌ی بریتانیایی که با کتاب‌هایش درباره‌ی روسیه و خاورمیانه مشهور است و برخی آثارش به فارسی هم ترجمه شده: . 📍ما در لحظه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم؛ چرخشی در بازی جهان و جرقه‌ای نادر از امید و هیجان. شجاعت معترضان ایرانی حیرت‌انگیز است. 📍مرحله‌ی بعدی قابل پیش‌بینی نیست، اما تاریخ به ما چه می‌آموزد؟ این را نه به‌عنوان کارشناس سیاست داخلی ایران ــ که حتی کارشناسان نیز در فهم آن درمانده‌اند ــ بلکه به عنوان دانشجوی موضوع قدرت و انقلاب می‌نویسم. 📍تاریخ قواعد مفیدی دارد و جمله‌ی معروف آغاز «آنا کارنینا» به کار می‌آید: همه‌ی دیکتاتوری‌های باثبات شبیه هم‌اند؛ هر دیکتاتوری شکننده به شیوه‌ی خاص خود شکننده است. 📍ضربه‌ی نهایی تقریباً همیشه در درون کاخ وارد می‌شود، نه در خیابان. 📍شاهزاده شاید تنها چهره‌ی اپوزیسیونِ وحدت‌بخش در خارج از ایران باشد. این فرصتی است که می‌تواند آن را به چنگ آورد یا از دست بدهد. @KhabGard فارسیِ مقاله👇(زمان مطالعه ٢٠ دقیقه)
3 924
12
تهدیدهای ترامپ برای فشار است یا مقدمه‌ای برای اقدام؟ ترامپ تا کنون دست‌کم پنج بار هشدار داده که اگر حکومت ایران دست به کشتار معترضان بزند، ایالات متحده «اقدام» خواهد کرد. تهدید در الگوی زبانی و رفتاری ترامپاغلب نقش دوگانه دارد؛ هم ابزار فشار برای شکل‌دادن به رفتار طرف مقابل است و هم به‌قصد آماده‌سازی افکار عمومی برای سناریویی که ممکن است در یک نقطه «ناگهان» عملی شود... @KhabGard کاملِ این گزارش تحلیلی👇 radiofarda.com/a/33644711.html
2 971
13
آیا رژیم ایران در آستانه فروپاشی است؟ پنج شرط تعیین می‌کند که آیا انقلاب‌ها به موفقیت می‌رسند یا نه. برای نخستین‌بار از سال ۱۹۷۹، ایران تقریباً همه آنها را دارد. نوشتهٔ کریم سجادپور و جک اِی. گلدستون ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶
2 607
14
‏حکومت حتا اگر با خشونت و کشتار اعتراضات را سرکوب کند، که آرزو دارم چنین نشود و مردم بتوانند کار را تمام کنند، برخلاف ۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و پاییز ۱۴۰۱ ماجرا تمام و به فصل بعدی اعتراضات موکول نمی‌شود. این‌بار حکومت با دو هیولا طرف است که نه می‌توان بازداشت‌شان کرد، نه با گلوله کشته می‌شوند و نه با ارعاب عقب می‌نشینند. ‏دو هیولای بزرگ که نه هر سال یا حتا هر ماه که هر روز هیولاتر می‌شوند: تورم و بی‌آبی. تورم مثل اسید هر روز سفره‌ی مردم را می‌خورد و هر تصمیم اقتصادی را هم به جرقه‌ی بحران تبدیل می‌کند. بی‌آبی هم آتش زیر خاکستر ایران است که به خط قرمز رسیده و نزاع بر سر منابع را گسترده‌تر می‌کند. ‏سرکوب شاید بتواند خیابان را موقتی ساکت کند، اما نه می‌تواند قیمت‌ها را پایین بیاورد نه آب را به ایران برگرداند. این را هم مردم می‌دانند و هم حکومت. دو طرف چیزی برای از دست دادن ندارند، اما نکته این است که مردم چیزی برای پس‌گرفتن دارند؛ ایران‌شان. و این بار همین شاید رمز پیروزی‌شان باشد. @KhabGard
2 973
15
وضعیت در ایران؛ یک تحلیل کوتاه دنی سیترینوویچ، تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسه‌ی مطالعات امنیت ملی اسرائیل الف) پیامدها برای اسرائیل؛ با تضعیف ثبات در ایران، احتمال خطای محاسباتی افزایش می‌یابد؛ به‌ویژه به‌دلیل نگرانی در ایران از تلاش احتمالی اسرائیل/آمریکا برای بهره‌برداری از وضعیت داخلی. بیانیه شورای دفاع ایران درباره حمله پیش‌دستانه شاهدی بر این موضوع است. این مسئله باید در چارچوب تشدید مورد انتظار وضعیت داخلی ایران در نظر گرفته شود. ب) اعتراضات پنجشنبه‌شب ١٨ دی نشان‌دهنده‌ی تغییری مهم است؛ عمدتاً از نظر تعداد معترضان حاضر در خیابان‌ها و جسارت آن‌ها. آنچه هنوز تغییر نکرده، وفاداری نیروهای امنیتی به رژیم است. آن‌ها همچنان وفادار مانده‌اند و بنابراین در مقطع کنونی، با وجود افزایش چالش‌ها، رژیم (هنوز) باثبات است. ج) روشن است که این رویدادها در حال شبیه شدن به وقایع سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۲۲ هستند؛ بنابراین به نقطه‌ای نزدیک می‌شویم که رژیم تلاش‌های سرکوبگرانه خود را «افزایش» دهد، زیرا در حال حاضر گزینه دیگری برای متوقف کردن آن‌ها ندارد. این در حالی است که تردید وجود دارد راه‌حل اقتصادی رضایت‌بخشی که معترضان را قانع کند، ارائه شود؛ به‌ویژه از آن‌جا که با تداوم اعتراضات، مطالبات اقتصادی (که دلیل آغاز اعتراضات بود) به مطالبات سیاسی تبدیل می‌شود. د) تأکید بر این نکته مهم است که به نظر می‌رسد اپوزیسیون هنوز از رهبری واقعی برخوردار نیست و حتی اگر هماهنگی‌هایی میان معترضان وجود داشته باشد، ادامه کار بدون اینترنت دشوار خواهد بود. همچنین ورود پهلوی لزوماً نشان‌دهنده محبوبیت او نیست، بلکه بیشتر بیانگر این درک است که شعارهای بازگشت او «انگشت در چشم رژیم کردن» است. تردید جدی وجود دارد که کسانی که این شعارها را سر می‌دهند، خواهان بازگشت سلطنت به ایران باشند. هـ) لازم است توجه داشت که حجم زیادی خبر جعلی و اطلاعات نادرست وجود دارد و این وضعیت ممکن است با تشدید کنترل رژیم بر اینترنت کشور بدتر شود. افزون بر این، مهم است به یاد داشته باشیم که حتی با وجود تحولات امشب، به نظر می‌رسد رژیم هنوز «سلاح‌های سنگین» خود را به کار نگرفته است. و) مشکل اصلی رژیم این است که نمی‌تواند راه‌حل رضایت‌بخشی ارائه دهد. این واقعیت، همراه با آگاهی از این‌که رژیم سیاستی محتاطانه در سرکوب را دنبال می‌کند، در میان معترضان این احساس را ایجاد می‌کند که چیزی برای از دست دادن ندارند. تغییری باید رخ دهد و احتمالاً رژیم به‌طور قابل‌توجهی تلاش‌های سرکوبگرانه خود را افزایش خواهد داد، زیرا راه‌حل اقتصادی معناداری در افق دیده نمی‌شود؛ و در این‌جا پرسش درباره سیاست دولت آمریکا در قبال ایران مطرح می‌شود. ز) قطع اینترنت نشانه‌ای از سطح فشار بر رژیم و افزایش نگرانی آن است؛ آن هم پس از آن‌که از آغاز اعتراضات تنها سرعت اینترنت را کاهش داده بود. ح) بنابراین، رویدادهای امشب گسترش اعتراضات را نشان می‌دهد و تصمیم برای وارد کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ماجرا را نزدیک‌تر می‌کند؛ امری که با تلاش‌های سرکوبگرانه به‌ویژه خشن همراه خواهد بود. اما حتی اگر این تلاش‌ها موفق شوند، رژیم راه‌حل جادویی برای وضعیت اقتصادی کشور ندارد. ط) رژیم در به‌کارگیری همه توان خود مردد است، زیرا نگران است چنین اقدامی فشار بر نیروهایش برای ریزش را افزایش دهد و تضمینی هم نیست که به پایان اعتراضات منجر شود؛ افزون بر آن، نگرانی از واکنش آمریکا نیز وجود دارد. با این حال، همان‌گونه که گفته شد، رژیم به نقطه‌ای نزدیک می‌شود که ممکن است چاره‌ای نداشته باشد. ی) و نکته‌ای دیگر درباره «فروپاشی رژیم»؛ رویدادهای ایران بی‌تردید دراماتیک هستند، اما در حال حاضر به نظر می‌رسد رژیم، با وجود چالش فزاینده، همچنان پابرجاست. هرچه این وضعیت طولانی‌تر و شدیدتر شود، احتمال تغییرات چشمگیر درون رژیم (جابجایی مقام‌ها، از جمله در رأس آن‌ها رئیس‌جمهور) بیشتر می‌شود. و با توجه به نبود اپوزیسیونی با رهبری سازمان‌یافته (حداقل تاکنون)، احتمال آن‌که ابتدا شاهد تغییر درون رژیم باشیم بیش از تغییر خود رژیم است. در هر سناریویی، بعید است رژیم به‌سادگی کنترل خود بر ایران را واگذار کند. @KhabGard لینک
3 334
16
بسیاری می‌پرسند که تهدیدهای دونالد ترامپ علیه حکومت ایران در جریان اعتراضات سراسری به چه معناست و واشینگتن تا کجا آماده‌ی حمایت از معترضان در ایران است. هانا کاویانی درباره‌ی رویکردهای جاری در واشینگتن با ایلان برمن، نایب‌رئيس «انجمن سیاست خارجی آمریکایی»، گفت‌وگو کرده‌ است. @KhabGard متن کامل را همین‌ پایین بخوانید. 👇
3 886
17
احمد نقیب‌زاده: 🔸 تا پیش از عید نوروز، احتمالاً اسرائيل حمله‌ی دیگری را با همکاری آمریکا انجام می‌دهد و آن زمان پایان تونل بهتر قابل مشاهده خواهد بود. 🔸 تنها شانس باقی‌مانده برای حکومت این است که خامنه‌ای افراد چاپلوس اطراف خود را راهی کویر لوت کند، در غیر این صورت پایان حکومت و همچنین صفویسم در ایران رقم خواهد خورد. 🔸 مردم می‌دانند که قرار نیست فردای جمهوری اسلامی شرایط بهبود یابد، اما دیگر راه چاره‌ای ندارند. @KhabGard متن کامل گفت‌وگوی سعید جعفری با احمد نقیب‌زاده را همین پایین بخوانید. 👇
5 161
18
آیا رضا پهلوی می‌تواند مثال درست یک رهبر اپوزیسیون باشد؟ . این نوشتار تلاش می‌کند، به‌جای داوری سیاسی، با نگاه تحلیلی توضیح دهد که چه عواملی می‌تواند باعث شود یک چهره مانند رضا پهلوی، که از سرمایه‌ی نمادین بزرگی برخوردار است و در نگاه بخشی از افکار عمومی و رسانه‌ها در جایگاه رهبر اپوزیسیون دیده می‌شود، با محدودیت‌های جدی مواجه باشد و چرا کمتر توانسته «موج سازمان‌یافته» بسازد یا آن را به «ظرفیت پایدار» تبدیل کند. هدف نوشتار نه رد یا تأیید بلکه این است که تفاوت میان «بسیج پروژه‌ای» و «رهبری سیاسی» برای مخاطب ملموس‌تر شود و تلاش می‌کند تفاوت‌ها را بر اساس چند شاخص روشن توضیح دهد: مشروعیت بسیج‌پذیر؛ هزینه‌ی پیوستن؛ سبک سازماندهی؛ مدیریت اختلاف؛ کنترل پیرامون و اطرافیان؛ زبان و فن خطابه؛ و نسبت گفتار و عمل. @KhabGard اگر به موضوع این مقاله علاقه‌مندید، توصیه می‌کنم ٢٠ دقیقه وقت بگذارید و نسخه‌ی کامل آن را در این لینک بخوانید. چکیده‌ی آن هم همین پایین از طریق زودبین در دسترس است.
8 141
19
🔸رسانه‌های جهان دربارهٔ اعتراضات اقتصادی-سیاسی ایران چه می‌گویند؟ 🔸دور تازهٔ اعتراضات در ایران که از کمتر از یک هفته پیش آغاز شده و ماهیت اقتصادی- سیاسی دارد، در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب گسترده‌ای داشته و بسیاری از آن‌ها به جنبه‌های خبری و تحلیلی این اعتراضات پرداخته‌اند. 🔸تقریباً همه رسانه‌های غربی، دو وجه مهم این اعتراضات را مورد توجه قرار داده‌اند: این‌که گرچه فشارهای خردکنندهٔ اقتصادی بر بدنهٔ جامعه و سقوط شتابان ارزش پول ملی، جرقهٔ شروع اعتراضات را زد، اما نارضایتی عمومی و انباشته‌شدهٔ مردم به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفت و معترضان، بار دیگر کل نظام جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. 🔸موضوع مهم دیگری که از چشم این رسانه‌ها دور نمانده، گستردگی صنفی و جغرافیایی اعتراضات جاری است و همگی به این موضوع اشاره کرده‌اند که با وجود گذشت کمتر از یک هفته، ایران شاهد گسترده‌ترین اعتراضات از زمان جان باختن مهسا امینی در پاییز ۱۴۰۱ است. https://www.radiofarda.com/a//33637968.html @RadioFarda
7 255
20
چرا لحن کودکانه‌ی دونالد ترامپ تا این حد موفق است؟ . ترامپ در مصاحبه‌ی اخیرش با سایت پولتیکو ۴۵ دقیقه‌ی تمام در حالت آماده‌باش بود؛ رفتاری که در دیگر مصاحبه‌هایش هم تکرار شده است. همین موضوع به‌تنهایی گسستی آشکار با آن چیزی است که در فضای سیاسی از نظر بلاغی جا افتاده است. مصاحبه‌ در حالی آغاز می‌شود که ترامپ روی لبه‌ی صندلی چرمی‌اش نشسته است. او تا پایان مصاحبه این وضعیت را تغییر نمی‌دهد؛ حتا یک‌بار هم به پشتی صندلی تکیه نمی‌دهد، حتا یک‌ بار هم دست‌هایش را روی دسته‌های صندلی نمی‌گذارد. برای مقایسه، اوباما، مرکل، مکرون، و تقریباً هر سیاستمداری در موقعیت‌های مصاحبه‌ی یک‌به‌یک، آدم‌هایی هستند که به عقب تکیه می‌دهند، تمرکز و آرامش را منتقل می‌کنند و با فراغ بال می‌خواهند سیاست‌هایشان را توضیح دهند؛ خوشحال از این‌که بالأخره از فشار زمانِ نطق‌های ۲۰ ثانیه‌ای خلاص شده‌اند؛ این‌که دیگر با ازدحام میکروفن‌ها روبه‌رو نیستند، بلکه با یک انسان واقعی صحبت می‌کنند؛ جایی که گاهی یک شوخی توأم با چشمک، یک طعنه‌ی دوستانه یا نیم‌جمله‌ای سرخوشانه هم ممکن است. اما ترامپ آشکارا برای توضیح آرام سیاست‌هایش نیامده است؛ نه برای دعوت به دیدگاهش و نه برای جمع کردن امتیازهای همدلی. این سخنران دل نمی‌بَرد. این سخنران می‌خواهد اتفاقی بیفتد. او این را به نمایش می‌گذارد؛ این ژست بنیادین بلاغی ترامپ است. و این گسست که با حالت نشستن آغاز می‌شود، در شیوه‌ی سخن گفتن هم ادامه می‌یابد. @KhabGard کاملِ فارسیِ این مقاله به‌قلم اشتفان هنینگ را در خوابگرد بخوانید. 👇
7 037