مجمع دیوانگان
وبلاگ «مجمع دیوانگان» از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت میشود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر میپردازیم. . ارتباط با ادمین کانال: @DivaneSaraAdmin . اینستاگرام: instagram.com/divanesara_
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام مجمع دیوانگان
کانال مجمع دیوانگان (@divanesara) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 709 مشترک است و جایگاه 3 928 را در دسته سیاست و رتبه 23 510 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 709 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 28 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 54 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 0 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 14.01% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.76% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 921 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 064 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 24 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند حکومت, حق, امیری, مساله, گفتگو تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“وبلاگ «مجمع دیوانگان» از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت میشود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر میپردازیم.
.
ارتباط با ادمین کانال:
@DivaneSaraAdmin
.
اینستاگرام:
instagram.com/divanesara_”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کردهاند.
«شاه به وزیری نیاز داشت تا خشم تودهی مردم را [از ساحت شاه] منحرف کند، در غیر این صورت، ممکن بود خودِ شاه هدف انتقادات عمومی قرار گیرد».بروگش بسیار خوب تشخیص داده بود که دستگاه دیوانی چه کارکردی برای شاه دارد؛ اما آنچه از قلم او جا افتاد، این بود که سود متقابل این دستگاه چه بود و در برابر این کارکرد بلاگردانی از شاه، دیوانیان چه نسیبی میبردند؟ برای پاسخ میتوانیم ۲۰۰ سال پیشتر برویم. زمانی که ژان شاردن فرانسوی، در بخشی از مشاهدات خود از ایران عصر صفوی نوشت:
«ایرانیان میگویند که ناظران و وزیران، زالوهای مکندهی سیریناپذیری هستند که خونِ رعایای پادشاه را میمکند تا خزانه سلطنتی را پر کنند؛ آنان بدینسان شکایات مردم از ستمی که بر آنها میرود را نادیده میگیرند و چنین وانمود میکنند که مصلحت پادشاه به آنان اجازه نمیدهد آنگونه که مایلند به این امور توجه کنند، در حالی که در واقعیت، آنان تنها برای غنی کردن خود به چپاول مشغولند».همهچیز از زمین شروع شد در تاریخ ایران پیشامدرن، زمین کشاورزی، فراتر از یک وسیله تولید اقتصادی، ستون فقرات قدرت سیاسی و توان نظامی محسوب میشد. در دوره ساسانی، زمینها بیشتر به سه دستهی املاک سلطنتی، املاک اشراف و دهقانان بزرگ، و اراضی وابسته به نهادهای مذهبی تقسیم میشدند. پس از یورش اعراب مسلمان، املاک سلطنتی و نهادهای مذهب زرتشتی به بیتالمال (صوافی) واگذار شد، در حالی که بخش بزرگی از دهقانان (زمینداران محلی) مالکیت خصوصی خود را حفظ کردند. در قرون اولیه اسلامی، خلفا گاهی بخشهایی از اراضی بیتالمال را به حامیان خود واگذار میکردند، اما این هنوز یک نظام فراگیر اقتصادی نبود. نظام «اقطاع» بهمعنای واگذاری حق بهرهبرداری از درآمد زمین در ازای خدمت نظامی یا دیوانی، از قرنهای سوم و چهارم هجری (دوره آلبویه) بهتدریج شکل گرفت و در دورهی سلجوقیان به اوج رسید. در این دوران، سلطان، به جای دستمزد یا پاداش، زمینهایی را به سرداران نظامی و وابستگان خود واگذار میکرد. این نخبگان هم در ازای بهرهمندی از درآمد این زمینها، ضمن وفاداری به سلطان، برای او نیروی رزمی و نظامی فراهم میکردند. واگذاریهای زمین در ابتدا قرار بود موقت باشد، اما رفته رفته شکل دائمی و موروثی به خود گرفت و طبقات جدیدی را پدید آورد که میتوانستند بزرگزمینداران عصر اسلامی به حساب بیایند. هرچند این نظام همچنان با نظام فئودالیسم اروپایی تفاوتهای جدی داشت، اما تا حدودی پیامدهای آن را شبیهسازی میکرد؛ یعنی سبب میشد که حکومت مرکزی، نه یک ارتش متمرکز و دائمی داشته باشد، و نه نیازی به یک بوروکراسی فراگیر برای نظارت بر سراسر کشور پیدا کند. از جنبهی بهرهوری اقتصادی نیز هر چند این وضعیت جدید با مالکیت خصوصی اشراف پیش از اسلام تفاوت داشت، اما تا حدودی همچنان کارآمدی خود را حفظ کرده بود. طیولدار به بهرهوری زمین و کسب رضایت رعایا نیاز مستقیم داشت و برای حفظ کیفیت تولید تلاش میکرد. اگر قناتها لایروبی نمیشدند یا دهقانان ناراضی مهاجرت میکردند، درآمد و اعتبار طیولدار هم از بین میرفت. این نظام اقتصادی و نظامی، در دوران مغول هم با تغییرات اندک پابرجا ماند و به عصر صفوی رسید تا اینکه شاه عباس اول، همه چیز را دگرگون کرد. او میخواست قدرت نظامی و نفوذ قزلباشها را کنترل کند. به همین دلیل به فکر ایجاد ارتش دائمی و مرکزی از غلامان و تفنگچیان اجیرشده افتاد که هیچگونه پشتوانه ایلی، منطقهای و یا اجتماعی نداشتند و بجز شخص پادشاه به کسی وفادار نبودند. برای این منظور، شاه تصمیم گرفت زمینهای «ممالیک» (یا همان اراضی واگذار شده به تیولداران نظامی) را به املاک «خاصه» (زمینهای سلطنتی) تبدیل کند. چیزی شبیه سیاست «مصادرهی دولتی». بدین ترتیب، دولت بهجای تکیه بر شبکههای محلی تولید و دفاع، خود را به دستگاه استخراج مستقیم ثروت تبدیل کرد. ادامهی یادداشت را از اینجا بخوانید (یا از گزینه instant view استفاده کنید) کانال «مجمع دیوانگان» @DivaneSara .
