fa
Feedback
PENELOPA

PENELOPA

رفتن به کانال در Telegram

سرشت حقیقی روح، شکوفایی مستمر است تا حرکت خود را به سوی نواحی عظیم تری از آگاهی شخصی ادامه دهد. .

نمایش بیشتر
452
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
او مانند تکه‌ای از روحم، همیشه آنجا بود. من ناامیدانه تلاش می‌کردم انکارش کنم، تلاش می‌کردم فراموشش کنم، اما هیچ‌کدام از آن‌
+4
او مانند تکه‌ای از روحم، همیشه آنجا بود. من ناامیدانه تلاش می‌کردم انکارش کنم، تلاش می‌کردم فراموشش کنم، اما هیچ‌کدام از آن‌ جلسه‌های مشاوره و روانکاوی نتوانست او را از وجودم بیرون بکشد. ما بخشی از همدیگر بودیم. "به زندگی قسم " "رنه کارلینو" در لحظه‌ی وقوع عکسها "استرادلا" صدو یک ساله و" مارکو رززینی"اهل میلان ،صد و دوساله بودند و هشتاد سال بود یکدیگر را دوست می‌داشتند حتی وقتی مارکو سه سال در جنگ مفقود شد این ارتباط عمیق شکسته نشد. @MENMETHOD

گفت غم رو هم خودت میفهمی و هم بقیه، غصه رو هم فقط خودت میفهمی و اگه سخت توضیحش بدی، شاید بقیه هم بفهمن، اما امان از اندوه، که خودتم نمیفهمیش، چه برسه که بخوای برای کس دیگه‌ای هم توضیحش بدی این اندوه طولانی رو

Happy new year 🎆 2022

photo content
+1

استادمحمدرضاشجریان نوازنده منصورصارمی آلبوم همایون مثنوی شعر عراقی بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟ نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟ بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی همه عالم به تو می‌بینم واین نیست عجب به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید وین عجبتر که تو خود روی بکس ننمایی گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی» وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی بیا که بی تو به جان آمدم زتنهایی نماند صبرو مرا بیش از این شکیبایی بیا که جان مرا بی تو نیست برگ حیات بیا،که چشم مرا بی تو نیست بینایی زبس که برسر کوی تو.ناله ها کردم بسوخت برمن مسکین دل تماشایی زچهره پرده برانداز،تا سرندازی روان فشاندبر روی تو زشیدایی

Bea Miller.mp33.46 MB

sticker.webp0.55 KB

به‌جان دلبرم کز هر دو عالم خدای من ‌تمنای‌دیگر جز دلبرم نیست آرام جانم سرو روانم من بی‌تو نمانم بیا ای نازنین بیا ای مه جبین دردت به‌جانم ازغم عشقت دل‌ شیدا شکست شیشه می ‌در شب ‌یلدا شکست ازبس‌که زدم ریگ بیابان به‌کف خار مغیلان همه در پا شکست ازغم عشقت دل‌ شیدا شکست