مولوی و عرفان
مثنوی،فیه مافیه،دیوان شمس، سخنرانی اساتید، معرفی عرفان ها ادمین @MolaviAdmin کانال @MolaviPoet . لینک ابتدا کانال t.me/molavipoet/1 . اینستاگرام Molavipoet . خیریه کانال @hayatmolavi
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام مولوی و عرفان
کانال مولوی و عرفان (@molavipoet) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 29 142 مشترک است و جایگاه 2 480 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 11 660 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 29 142 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 29 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -119 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -11 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 6.66% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.39% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 1 942 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 987 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 12 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وعرفان, مولانا, کس, اسحق, انس تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“مثنوی،فیه مافیه،دیوان شمس، سخنرانی اساتید، معرفی عرفان ها
ادمین
@MolaviAdmin
کانال
@MolaviPoet
.
لینک ابتدا کانال
t.me/molavipoet/1
.
اینستاگرام
Molavipoet
.
خیریه کانال
@hayatmolavi”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 ژوئن | +3 | |||
| 29 ژوئن | +4 | |||
| 28 ژوئن | +3 | |||
| 27 ژوئن | 0 | |||
| 26 ژوئن | +1 | |||
| 25 ژوئن | +8 | |||
| 24 ژوئن | +1 | |||
| 23 ژوئن | +2 | |||
| 22 ژوئن | +9 | |||
| 21 ژوئن | +5 | |||
| 20 ژوئن | +1 | |||
| 19 ژوئن | +5 | |||
| 18 ژوئن | 0 | |||
| 17 ژوئن | 0 | |||
| 16 ژوئن | 0 | |||
| 15 ژوئن | 0 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | +8 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | +1 | |||
| 08 ژوئن | +1 | |||
| 07 ژوئن | +2 | |||
| 06 ژوئن | +8 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | +5 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | +6 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
| 2 | 🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
حکا یت چهارم ، باب چهارم گلستان_ در فواید خاموشی_ عالم و ملحد
عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از مَلاحده، لَعَنَهُمُ اللهُ عَلیٰ حِدَةٍ، و به حجّت با او بس نیامد؛ سپر بینداخت و برگشت. کسی گفتش: تو را با چندین فضل و ادب که داری، با بیدینی حجّت نماند؟ گفت: علمِ من قرآن است و حدیث و گفتارِ مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمیشنود؛ مرا شنیدنِ کفرِ او به چه کار میآید؟
آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی
آن است جوابش که: جوابش ندهی
📗 گلستان_ صفحه ۱۳۳
✍سعدی (تدوین و تنظیم و مقدمه از اسمعیل شاهرودی (بیدار)_الهیه شمیران اردیبهشت ماه ۱۳۷۳ شمسی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 180 |
| 3 | لینک جلسه قبل 👈 اینجا
🔊فایل صوتی_121
💬 شرح حکایت چهارم _ گلستان، باب چهارم _ در فواید خاموشی_ عالم و ملحد
🎙 آرمد(علیرضا فولادی)
📽 ویدیو در آپارات👈 اینجا
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 181 |
| 4 | 🌹🌹
@MolaviPoet
«گاهی فقط لازم است بپذیریم که دیر یا زود باید از آرزوی داشتنِ گذشتهای بهتر دست بکشیم.»
📗هدیهٔ رواندرمانی (The Gift of Therapy)
✍اثر اروین دی. یالوم_ترجمهٔ سپیده حبیب
این جمله یادآوری میکند که رشد واقعی از زمانی آغاز میشود که انرژی خود را صرف تغییر گذشته نکنیم، بلکه بر ساختن امروز و آینده تمرکز کنیم.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 171 |
| 5 | سلام وقت همگی بخیر
به دلیل ربات مخرب امکان کامنت زیر پست ها برداشته شد . نظرات و پیشنهادات خود را در گروه https://t.me/+8Gug611xRFgyNGM0
ارسال فرمایید.
سپاس 🌹❤️ | 231 |
| 6 | 🌹🌹
@MolaviPoet
«گاهی فقط لازم است بپذیریم که دیر یا زود باید از آرزوی داشتنِ گذشتهای بهتر دست بکشیم.»
📗هدیهٔ رواندرمانی (The Gift of Therapy)
✍اثر اروین دی. یالوم_ترجمهٔ سپیده حبیب
این جمله یادآوری میکند که رشد واقعی از زمانی آغاز میشود که انرژی خود را صرف تغییر گذشته نکنیم، بلکه بر ساختن امروز و آینده تمرکز کنیم.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 565 |
| 7 | 🌹🌹
@MolaviPoet
لینک جلسه قبل 👈 اینجا
هر چه گویم مثال است مِثل نیست. مثال دیگر است و مثل دیگر. حق تعالی نور خویشتن را به مصباح(۱) تشبیه کرده است جهت مثال، و وجود اولیا را به زجاجه(۲). این جهت مثال است. نور او در کون و مکان نگنجد، در زجاجه و مصباح کی گنجد؟ مشارق انوار حق(۳) جل جلاله در دل کی گنجد؟ الا چون طالب آن باشی آن را در دل یابی، نه از روی ظرفیت که آن نور در آن جاست، بلکه آن را از آنجا یابی همچنان که نقش خود را در آینه یابی - و مع هذا نقش تو در آینه نیست _الا چون در آینه نظر کنی خود را ببینی (۴).
چیزهایی که آن نامعقول نماید چون آن سخن را مثال گویند معقول گردد، و چون معقول گردد محسوس شود(۵). همچنان که بگویی که چون یکی چشم به هم مینهد چیزهای عجب میبیند، و صور و اشکال محسوس مشاهده می کند، و چون چشم میگشاید هیچ نمیبیند. این را هیچ کسی معقول نداند و باور نکند. الا چون مثال بگویی معلوم شود. و این چون باشد؟ همچون کسی در خواب صدهزار چیز میبیند که در بیداری از آن ممکن نیست که یک چیز بیند. و چون مهندسی که در باطن خانه ای تصور کرد و عرض و طول و شکل و هیئت آن. کسی را این معقول ننماید، الّا چون صورت آن را بر کاغذ نگارد. ظاهر شود. و چون معین کند کیفیت آن را، معقول گردد. و بعد از آن چون معقول شود خانه بنا کند بر آن نسق، محسوس شود. پس معلوم شد که جمله نامعقولات به مثال معقول و محسوس گردد. همچنین میگویند که در آن عالم نامه ها پرّان شود. بعضی به دست راست و بعضی به دست چپ. و ملایکه و عرش و نار و جنّت باشد و میزان و حساب و کتاب.هیچ معلوم نشود تا این را مثال نگویند. اگرچه آن را در این عالم مثل نباشد الا به مثال معین گردد.
معنی لغات
۱_مصباح: چراغ
۲_زُجاجه یعنی آبگینه، قندیل ا.ین تعبیرات از آیه ۳۵ سوره نور گرفته شده است. خداوند فروغ آسمانها و زمین است. مَثَل فروغ او قندیلی است که در آن چراغی باشد و آن چراغ در میان قندیلی باشد چون ستاره ای درخشان.
۳_ مشارق انوار حق: افقها و کرانه هایی که خورشید انوار حق از آنها سر بر می زند.
۴_یعنی این که گفتیم نور حق در دل است نباید رابطه نور و دل را رابطه ظرف و مظروف تصور کرد. نسبت نور به دل مانند نسبت نقش صورت است به آینه. آینه ظرف صورت نیست اما نمودار کننده آن است.
۶_ مقصود آن است که بسیاری از چیزها به نظر نامعقول می آید و تصور آن مشکل است اما وقتی مثال بیاورند درک آن آسان میشود. مثال برای آن است که چیزی که به ظاهر غریب مینماید و در ذهن نمیگنجد قابل فهم گردد و قبول و هضم آن برای انسان میسر شود. آنگاه مولانا چند تا مثال می آورد تا روشن سازد که مثال چگونه عمل می کند.
مثالی است برای تقریب ذهن و توضیح مطلب که چگونه ممکن است کسی که از این دنیا می رود اعمال خود را در جهان دیگر باز یابد. میگوید مرگ مانند
📗گزیده فیهمافیه_ صفحه ۱۸۲ تا ۱۸۴
✍ انتخاب و توضیح دکتر محمد علی موحد
نشر ماهی _ ۱۳۹۶
خلاصه و شرح روان
مولانا در این بخش از فیهمافیه میگوید برای فهم حقیقتهای بزرگ و ماورای عقل عادی، باید از مثال استفاده کرد، نه اینکه مثال را خودِ حقیقت بدانیم. مثال تنها وسیلهای است که ذهن را به حقیقت نزدیک میکند.
او برای روشن شدن این مطلب به آیه نور اشاره میکند که خداوند نور خود را به چراغ و آبگینه تشبیه کرده است. این تشبیه به معنای آن نیست که نور خدا واقعاً در چراغ یا ظرفی جای میگیرد؛ زیرا نور الهی فراتر از زمان و مکان است. دل انسان نیز ظرف خدا نیست، بلکه مانند آینهای است که اگر صاف و پاک باشد، جلوه نور الهی را بازمیتاباند؛ همانگونه که تصویر انسان در آینه دیده میشود، بیآنکه خودِ انسان در آینه باشد.
سپس مولانا توضیح میدهد که بسیاری از حقیقتها در ابتدا نامعقول و دور از ذهن به نظر میرسند، اما وقتی برای آنها مثال آورده شود، فهمشان آسان میشود. همانطور که رؤیا، نقشه یک معمار یا طرحی که ابتدا در ذهن است و سپس بر کاغذ و در نهایت به ساختمان تبدیل میشود، نشان میدهد که چیزی میتواند ابتدا نادیدنی و نامحسوس باشد و بعد آشکار گردد.
بر همین اساس، مفاهیمی مانند نامه اعمال، فرشتگان، بهشت، دوزخ، میزان و حساب قیامت نیز نباید صرفاً با معیارهای این جهان سنجیده شوند. آنچه در متون دینی درباره آنها آمده، برای نزدیک کردن ذهن انسان به حقیقتی است که کیفیت واقعی آن فراتر از تصور ماست.
پیام اصلی: مثال، پلی میان جهان محسوس و حقیقتهای معنوی است. انسان نباید مثال را عین حقیقت بداند، بلکه باید از آن عبور کند و به معنای عمیقتر آن برسد. دل پاک نیز آینهای است که انسان در آن میتواند جلوه نور الهی را مشاهده کند.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 708 |
| 8 | 🔊فایل صوتی _67
💬 شرح دفتر اول مثنوی معنوی با تصحیح دکتر موحد_ حکایت شیر و نخجیران_مژده بردن خرگوش سوی نخجیران کی شیر در چاه فتاد_ از بیت ۱۳۳۹
✍ مولانا جلالالدین بلخی
🎙دکتر عبدالکریم سروش
حجم: 11,2MB
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 828 |
| 9 | لینک جلسه قبل 👈 اینجا
🔊فایل صوتی _67
💬 شرح دفتر اول مثنوی معنوی با تصحیح دکتر موحد_ حکایت شیر و نخجیران_ مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد_ از بیت ۱۳۳۹
✍ مولانا جلالالدین بلخی
🎙دکتر عبدالکریم سروش
حجم: 82,3MB
📽لینک یوتیوب 👈 اینجا
🗓مارچ 2019
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 779 |
| 10 | 🌹🌹
@MolaviPoet
«عشق، زندگی است؛
و اگر عشق را از دست بدهی،
زندگی را از دست دادهای.»
📗 بیا دریا شویم
✍ لئو بوسکالیا _ ترجمه ناهید ایران نژاد
این جمله از شناختهشدهترین اندیشههای بوسکالیاست.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 897 |
| 11 | 🌹🌹
@MolaviPoet
شرح روان ابیات مثنوی معنوی_دفتر چهارم
حکایت آن پادشاهزاده که پادشاهی حقیقی به وی روی نمود
(۳۱۴۱)صید دین کن، تا رسد اندر تَبَع*
حُسن و مال و جاه و بخت مُنتفَع*
دین و خداجویی و حقیقت را هدف و شکار خود قرار بده. و آن را طلب کن به دنبال آن از جاه و مقام و اخلاق نیکو و زیبایی برخوردار خواهی شد.( اصل را بجوی، فرع خود به دنبال آن میآید.)
* تَبَع: به دنبال، در پیِ آن.
*بختِ مُنتفَع: بخت سودمند و اقبال نیک.
(۳۱۴۲) آخِرت، قِطار اُشتر دان به ملُك
در تَبَع دنیاش، همچون پَشم و پُشك*
آخرت را مانند يك قطار شتر *بدان که دنیا در برابر آن بسیار بی ارزش است. پس آخرت را طلب کن تا به قدر حاجتت به تو برسد.
* شتر: اگر صاحب شتر بشوی، شیر و پوست و گوشت و... همه آن ها را در اختیار داری
*پشك: مدفوع و سرگین_ نماد بی ارزش بودن
(۳۱۴۳) پشم بگزینی، شتر نَبوَد تو را
ور بُوَد اُشتر، چه قیمت پشم را؟ ا
اگر پشم را انتخاب کنی شتر از آن تو نمیشود و اگر شتر را انتخاب کنی پشم چه بهایی دارد. پشم در مقابل شتر ارزشی ندارد.
(۳۱۴۴)چون برآمد این نِکاح، آن شاه را
با نژاد صالحان بی مِرا*
چون شاه این ازدواج را با آن خانواده صالح و صلح جو( بدون کینه و دشمنی با دیگران) به سرانجام رساند.
*بیمِرا: بدون عناد و ستیزهگری.
(۳۱۴۵)از قضا کَمپیرَکی* جادو که بود
عاشق شه زاده با حسن و جود
اتفاقاً پیره زنی جادوگر عاشق آن شاهزاده زیبا و با سخاوت شده بود.
*کمپیرک: پیرهزن بی ارزش: نماد دنیا
(۴۱۴۶) جادویی کردش عَجوزه کابلی*
که بَرَد ز آن رَشك، سِحر بابِلی
پیرزن شاهزاده را چنان جادویی کرد که حتی سحر ساحران بابل به آن حسادت می کردند. برد. اینکه مولانا آن *کابل پایتخت افغانستان) که قبلا جزو هندوستان بود و ساحران زبده در هندوستان وجود داشت.
*بابل: شهر باستانی کنار فرات که مرکز ساحران آن زمان بوده است.
(۳۱۴۷)شَه بچه شد عاشق کمپیر زشت
تا عروس و آن عروسی را بّهِشت*
بر اثر جذبه آن سحر و جادو شاهزاده عاشق پیره زن شد و از عروس و عروسی گذشت و آن را رها کرد.
*بهشت: رها کرد
(۳۱۴۸) يك سيه ديوی و کابولی زنی
گشت بر شه زاده ناگه رهزنی
يك جادوگر عفريته، پیره زن کابلی،بر شاهزاده مثل راهزنی عقل شاهزاده را دزدید.
(۳۱۴۹) آن نَوَد ساله عجوزی گنده کُس
نه خِرد هِشت* آن مَلِک را و نَه نُس:
پیرزن نود ساله فرتوت با شرمگاهی متعفن برای شاهزاده نه عقلی باقی گذاشت و نه کلامی.
*هشت: گذاشت.
*نس: دهان و اطراف آن. است، اینجا کلام.
(۳۱۵۰) تا به سالی بود شه زاده اسیر
بوسه جایش نعلِ کفشل گَنده پیر*
شاهزاده یک سال اسیر جادوی آن پیرزن بود و پا و جای پای پیر زن متعفن را بوسه میزد.
* گنده پیر: پیرزن متعفن
(۳۱۵۱) صحبت کَمپیر او را میدُرود*
تا زکاهش*، نیم جانی مانده بود
همنشینی با آن پیرزن شاهزاده را ضعیف کرد و سبب لاغری نیمه جانی او شده بود.
*میدُرود : درو میکرد.
*کاهش: کم شدن ، تحلیل رفتن.
(۳۱۵۲) دیگران از ضعف وی با دردسَر
او ز سُکر سِحر، از خود بی خبر
مردم از ضعف و ناتوانی شاهزاده رنج می بردند اما خود شاهزاده چنان مسحور پیرزن شده بود که از حال زار خود خبر نداشت.
(۳۱۵۳) این جهان بر شاه چون زندان شده
وین پسر بر گریه شان خندان شده
این دنیا با تمام وسعت در نظر شاه مانند زندان شده بود اما شاهزاده به گریه بستگان و اطرافیان خود می خندید.
جمع بندی ابیات:
مولانا میگوید اگر انسان حقیقت و خداجویی را هدف اصلی خود قرار دهد، خیرهای دنیوی نیز به اندازه نیاز به دنبالش خواهند آمد. اما اگر دل به دنیا ببندد، مانند شاهزادهای که بر اثر افسون پیرزنِ زشت از عروس زیباروی غافل شد، اسیر خواهشهای نفس و فریب دنیا میشود و حقیقت را از دست میدهد. در این حکایت، شاهزاده نماد روح انسان، پیرزن جادوگر نماد دنیای فریبنده و عروس نماد حقیقت و کمال معنوی است. بنابراین، دلبستگی به دنیا انسان را از سعادت حقیقی بازمیدارد و او را از حال واقعی خود غافل میکند.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 016 |
| 12 | کراماتِ کلمات
جستجوی در کلمات و اشارات شمس تبریزی
اثر دکتر محمد جواد اعتمادی | 1 153 |
| 13 | 🔊 فایل صوتی
📗کراماتِ کلمات
جستجوی در کلمات و اشارات شمس تبریزی
🎙 دکتر محمد جواد اعتمادی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 131 |
| 14 | تا جان دارم بندهٔ مرجان توام
دل جمع از آن زلف پریشان توام
ای نای بنال مست افغان توام
وی چنگ خمش مشو که مهمان توام
✍ مولانا_ رباعی شمارهٔ ۱۱۹۰
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 213 |
| 15 | 🌹🌹
@MolaviPoet
آیات ۱۶ تا ۳۴ سوره مریم
و ای رسول ما یاد کن در کتاب احوال مریم را، آن روز که از اهل خانه خویش کناره گرفت و به مکانی به جانب شرق روی آورد(۱۶). و آنگاه که از همه خویشان در حجاب تنهایی پنهان شد، ما روح خود را (که همان روح القدس یا جبرئیل است) بر او مجسم ساختیم(۱۷). مریم که آن روح مجسم را در آن صورت جمیل دید بدو گفت: من از تو به خدای رحمان پناه میبرم باشد که پرهیزگاری کنی و بدین زیبایی خیال زشتی در خاطرت نیاید (۱۸). روح القدس در پاسخ مریم گفت: من فرستاده پروردگار توام و آمده ام تا به امر او تو را فرزندی بسیار پاکیزه و نیک سیرت بخشم (۱۹). مریم گفت: ای عجب! از کجا مرا پسری تواند بود در صورتی که دست بشری به من ترسیده و من کاری ناشایست نکرده ام(۲۰). روح القدس گفت: پروردگارت چنین فرموده است که: البته این کار تحقق خواهد یافت و آن بر من بسیار آسان است و ما این پسر را آیت رحمت و پیامبر بزرگ الهی برای خلق می گردانیم و قضای الهی بر این کار رفته است(۲۱ ). پس مریم به مشاهده جبرئیل در گریبانش نسیم اهتزازی یافت و به آن پسر بار برداشت و برای آنکه از سرزنش قوم جاهل برکنار باشد به مکانی دور خلوت گزید( ۲۲) و آنگاه که او را درد زایش فرارسید به زیر درخت خرمایی پناه برد و از شدت حزن و اندوه، با خود می گفت این کاش من از این پیش مرده بودم و نامم از صفحه عالم به کلی فراموش شده بود(۲۳ ). پس در این حال روح القدس او را ندا کرد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدمهایت چشمه آبی جاری کرد (۲۴). پس شاخه درخت را تکان ده تا از آن برای تو خرمای تازه فرو ریزد (۲۵). پس ای مریم، از آن خرمای تازه و از آن آب گوارا بخور و بنوش و چشمانت را خنک گردان. و اگر کسی از آدمیان به سوی تو آمد با او به اشارت بگو که " من با پروردگار رحمان عهد روزه بسته ام. از این رو امروز با هیچ
کس سخن نخواهم گفت(۲۶).
پس آن کودک را به نزد قوم خود آورد.
گفتند: ای مریم، کاری سخت عجیب و نامانوس کرده ای (۲۷). ای خواهر هارون، پدرت مردی بدکار نبود و مادرت نیز قدم از راه پاکدامنی بیرون ننهاده بود( ۲۸)
پس مریم اشاره به کودک کرد یعنی که از او بپرسید.
قوم گفتند: چگونه ما سخن گوییم با کودکی که هنوز در گهواره است؟(۲۹) آن کودک لب به سخن گشود و گفت: همانا که من بنده خدا هستم و او کتابی بر من نازل کرده و مرا در شمار انبیا قرار داده است(۳۰) و وجود مرا مبارک و فرخنده پی کرد به هر کجا که باشم، و مرا سفارش کرد به نماز و زکات تا آن دم که زنده باشم (۳۱). و نیز مرا توصیه فرمود که با مادرم نیکویی کنم و خداوند مرا جبّار و زورگو و از اهل شقاوت قرار نداد(۳۲). و سلام خواهد بود بر من در آن روز که تولد یافتم و آن روز که بمیرم و آن روز که بار دیگر به حیات تازه ای مبعوث گردم (۳۳). این است داستان زندگی عیسی اگر در آن شک و تردید دارید و در جستجوی سخن حق و راست هستید(۳۴).
[] این آیات معدود تمامی داستان حضرت مریم و عیسی را از آغاز تا پایان بیان می کند. یک داستان بلند و شکوهمند که در یک صفحه از سوره مریم آمده است اما مجموعه لطایفی که در آن به اشارت آمده میتواند کتابی را به خود اختصاص دهد. سوره مریم وزن و آهنگ و قافیه و حال و هوای خاصی دارد که از آغاز تا پایان حفظ شده است. چنانکه خواندن هر آیه تعلق آن را به این سوره نشان می دهد.
خلاصه داستان چنین است که روزی مریم به مکانی در لامکان دل و به شرقی از شهود احوال روحانی خویش خلوت گزیده و خود را از چشم مردمان در حجاب برده بود شاید میخواست در برکه ای از آبهای مصفای بحر جان غبار عالم خاکی را از دل بشوید و در این حال خداوند روح خود را که همان روح الامین یا روح القدس يا جبرئیل است در صورت بشری صاحب جمال و سَرو قد به سوی مریم فرستاد:
پیش او بر رُست خوبی بی نقاب
آنچنان کز شرق روید آفتاب
(مثنوى)
مریم از دیدن او سخت هراسان شد و گمان برد که بیگانه ای به خلوت او وارد شده است و چون حجابی نداشت نگران شد که مبادا آن جوان زیبارو در وی طمع کند. پس گفت: من پناه میبرم به خدای رحمان که تو جوانی پاک و پرهیزگار باشی، روح گفت: همانا که من رسولی از جانب پروردگار توام و آمده ام که تو را پسری عطا کنم پاک و پرهیزگار. مریم که از پاکی خود اطمینان داشت گفت: چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که هیچ مردی با من نیامیخته و من هیچ گاه دختری نبودهام که به کاری
ناپسند پردازم. روح گفت: پروردگارت می فرماید که این کار برای خداوند بسیار سهل است که تو را بی آن مقدمات معمول پسری عطا کند و خداوند خواهد که این فرزند تو را یکی از آیات و معجزات الهی قرار دهد تا رحمتی باشد بر همه مردمان از جانب تو این کار امری است که در قضای الهی گذشته است و بی گمان رخ خواهد بود.
📗 ۳۶۵ روز در صحبت قرآن
صفحه ۴۴۷ تا ۴۵۰
✍ دکتر حسین الهیقمشهای
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 210 |
| 16 | 🔊 فایل صوتی
💬در ستایش شکست
👥 گفتگوی مصطفی ملکیان و محسن شعبانی در
برنامه به_دانی
حجم :10,2MB
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 286 |
| 17 | 🔊 فایل صوتی
💬در ستایش شکست
👥 گفتگوی مصطفی ملکیان و محسن شعبانی در برنامه به_دانی
حجم :74,8MB
📽لینک یوتیوب 👈 اینجا
کیفیت صدا : 320Kbps
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 289 |
| 18 | 🌹🌹
@MolaviPoet
«میدانیم چه میخواهیم و اگر پایداری کنیم، موفق میشویم؛ اما زمان دستیابی به مقصود، بسته به یاری خداوند است.»
📗خاطرات یک مغ (The Pilgrimage)
✍ پائولو کوئیلو_ ترجمه آرش حجازی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 268 |
| 19 | 🌹🌹
@MolaviPoet
«میدانیم چه میخواهیم و اگر پایداری کنیم، موفق میشویم؛ اما زمان دستیابی به مقصود، بسته به یاری خداوند است.»
📗خاطرات یک مغ (The Pilgrimage)
✍ پائولو کوئیلو_ ترجمه آرش حجازی
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 |
| 20 | خاطرات یک مُغ نخستین رمان پائولو کوئیلو است که بر پایه تجربه واقعی سفر او در مسیر زیارتی «سانتیاگو» نوشته شده است.
خلاصه کوتاه:
این کتاب روایت سفر معنوی نویسنده در جاده باستانی سانتیاگو دِ کومپوستلا در اسپانیاست. پائولو کوئیلو در کنار راهنمای خود، «پترولوس»، با مجموعهای از تمرینهای معنوی، آزمونها و تجربههای درونی روبهرو میشود. او در این سفر درمییابد که بزرگترین گنج، شناخت خویشتن، غلبه بر ترسها، ایمان، عشق و توجه به نشانههای زندگی است؛ نه رسیدن به یک مقصد بیرونی.
پیام اصلی کتاب:
گاهی آنچه انسان در جستوجویش است، نه در پایان راه، بلکه در دگرگونی و رشدی است که در طول مسیر تجربه میکند.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان | 1 415 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
