fa
Feedback
کانال رسمی هواداران محسن چاوشی

کانال رسمی هواداران محسن چاوشی

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی اطلاع رسانی محسن چاوشی: @mohsenchavoshi اینستاگرام شخصی محسن چاوشی: http://www.instagram.com/mohsenchavoshi اینستاگرام رسمی هواداران محسن چاوشی: http://www.instagram.com/mohsenchavoshinet وبسایت رسمی محسن چاوشی: www.MohsenChavoshi.net

نمایش بیشتر
MohsenChavoshi FCشبکه:MohsenChavoshi FCکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 029
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '22
دسامبر '220
در 0 کانال‌ها
نوامبر '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '210
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 094
در 0 کانال‌ها
پست‌های کانال
بغض تولدت... حس و حال عجیبی دارم. هم شادم و هم غمگین. امشب 38 ساله می‌شوی و زمان شرمسار می‌شود از گریز بی‌امان خود. سپیدی رو سیاه است از آن‌که بر تار موهای تو نشسته و خستگی برای یک شب هم که شده جایش را به لبخند شیرینت داده و به میمنت این اتفاق، انسان‌هایی تولد تو را با بغضی عاشقانه در خلوت خود جشن گرفته‌اند. بی آن‌که بدانند کجایی و چه می‌کنی و شادی یا غمگین؟ من بغض دارم. نمی‌دانم از شوق جشن میلادت است یا از آن‌که این شماره‌های بی رحم تو را 38 ساله کرده‌اند. اگر خودت هم بغض داری، بغضت را روی جان و دلم می‌گذارم. گفته‌ای که می‌خواهی خوشی‌ات عمیق‌تر از لبخندی چند ثانیه‌ای باشد اما به مبارکی این شب زیبا غم‌های دلت را بتکان. به خاطر خودت، به خاطر خانواده‌ات و به خاطر رفاقت‌مان. گرچه هیچکس رابطه بین‌مان را درک نکرد. گاهاً خودم هم متوجهش نمی‌شوم و می‌مانم در پارادوکس این دوری و نزدیکی. البته اهمیتی هم ندارد. برای من همین بس که دل خودت شاد باشد و دل خانواده‌ات. زانکو، همسرت و پدر و مادری که عاشق‌شان هستی. سرشان سلامت. سنگ صبور! تولدت را دوست دارم اما نمی‌خواهم روزی بشنوم که 40 ساله شده‌ای. روزی که تو این رفاقت را شروع کردی 25 سالت بود. در این سال‌ها 26، 27 تا 38 ساله‌ شدنت را خاطرم هست ولی گذر عمر خودم را نه. به خاطر این عشقی که من به تو دارم و دیگران به تو دارند هم لایق خندیدنی. آدم‌های کمی پیدا می‌شوند که سال‌های سال رفقای‌شان را نگه دارند و این‌چنین با جان و دل دوست داشته شوند. تو یکی از آن اندک آدم‌هایی. محسن عزیز! لطفاً برای ما بخند. دوست داریم دیگر هیچوقت مردادت پاییز نباشد. نه هوادارت هستیم و نه مخاطبت؛ عزیزتر از جان مایی. عزیزتر از جان! آدم‌های زیادی در زندگی‌مان آمدند و رفتند و تو می‌مانی و می‌مانی و می‌مانی. خوشحالیم که تو را با هیچ چیزی معامله نکرده‌ایم. نه با دیدنت، نه با امضایت و نه با عکسی یادگاری. 38اُمین سالروز بودنت در دنیای تلخی‌ و شادی‌ها مبارک و ممنون بابت آن‌چه که به ما یاد دادی؛ تواضع، گذشت، اخلاق، معرفت، انسانیت، مهربانی، دیوانگی و عاقلی. 🔷 متن از: سجاد مالمیر

2
محسن چاوشی ۳۸ ساله شد 🌹
محسن چاوشی ۳۸ ساله شد 🌹
14 029
3
Pesaram.mp3
14 558
4
ای دوست! ساده و خالصانه‌تر از این نمی‌شود گفت که چرا می‌مانی. عاشقانه‌تر از آن‌چه که تو گفتی دلیلی نیست برای «نه» گفتن به واژه غریب هجرت. باور کن که تو با چند واژه حجت را تمام کردی. کم آزار ندیدی. کم به رفتن وادار نشدی. کم نخواستند برای آن‌ها باشی. پاسخ همه چیز را دادی. چرا نمی‌روی؟ - پسرم، پدرم، مادرم و همسرم. به چه مانده‌ای؟ - به بوی این خاک... و چه نازنین نعمت‌هایی است؛ پدر، مادر، فرزند و همسر. چه کوه غمی است وطن! و تو چه وصله پینه شده‌ای به این گربه غمگین و کز کرده. چه دردها کشیدی با این خاک آتش‌دیده. نامردانه جنگ شد و تو خاک خراسان تا کرمانشاه و اهواز را بوییدی. جای جای این خاک، وطنت شد. خرمشهر به دنیا آمدی. در مشهد پا گرفتی و در تهران بزرگ شدی. قلبت هم همیشه در کرمانشاه و کردستان است. به شیراز می‌روی، عشق. به تبریز می‌روی عشق و به مازندران می‌روی عشق. آخر تو کجا بروی؟ این وطن برای توست. باید بدانی که خودت هم باعث ماندنی. باعث ماندن من. باعث ماندن من در این خاک و باعث ماندن من در این دنیایی که من هم همچون تو از برای مصلحت در حبسش اسیرم. خودت هم کم جادو نکرده‌ای! خودت هم مگر کم پیچیده‌ای به دل خاطرات پاییز و بهار و زمستان مردم این شهر؟ یک نفر را روزی باید که «ربنا» گفتن خودت را بستاید. من به ربنای مست خودت کم مسلمان نشده‌ام.. 🔷 متن از: سجاد مالمیر
12 624