𝗌𝗎𝗇︎𝗀︎𝗁︎𝗈𝗈𝗇︎
رفتن به کانال در Telegram
21𝗌𝗍 𝖼︎𝖾𝗇︎𝗍𝗎𝗋𝗒 𝗏︎𝖺𝗆︎𝗉𝗂𝗋𝖾 📮 @qakanbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
460
مشترکین
+424 ساعت
+147 روز
+3330 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
Work project 🔞
Part4:Partway through the movie, instead of watching the film, Sunoo realized he had been staring at Heeseung for several minutes. From that moment on, the distance between them shrank until Sunoo was pressed right up against Heeseung, and the boy turned his gaze toward him.
Repost from N/a
୨୧
➼ 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒎 𝑨𝒈𝒂𝒊𝒏
➼ 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Jayhoon
➼ 𝑆𝑖𝑑𝑒 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Heesun
این داستان، داستان یه عشق آتشین مثل رمانهای بچگیهامون نیست. داستانی از جنس درد و التیامه. داستان دو آدمه که یاد میگیرن بیشتر تکیهگاه باشن تا دو عاشقِ مجنون، داستان دو آدمه که زخمهای هم رو در سکوت درمان میکنن.𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter FIVE⁵ 🔐 ❥ 𝘢𝘯𝘰𝘯 #BloomAgain ───ʚ˚ɞ ─── @auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.
Repost from 𑜰𝖺𝗌𝗂𝗌.
𝙏𝙝𝙧𝙤𝙖𝙩 𝙛𝙪𝙘𝙠𝙞𝙣𝙜: 𝙉𝙞𝙠𝙞 𝙭 𝙨𝙪𝙣𝙜𝙝𝙤𝙤𝙣
Notes: Very Toxic niki/ Hoon gets compared to a puppy?/ Niki basically uses him/ Back stage/ Kind of public/ Cumming in mouth( please don't try this at home(
Repost from Exit
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟
Repost from 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 𝑻𝒊𝒈𝒉𝒕 چپتر جدید
𝑵𝒐 𝑭𝒂𝒄𝒆:
𝑪𝑯𝑨𝑷𝑻𝑬𝑹 8
𝑪𝒍𝒊𝒄𝒌 𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒕𝒐 𝒓𝒆𝒂𝒅
❖ ─────────────── ❖
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 • 𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚 • 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 • 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂 • 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚 • 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕 • 𝑺𝒎𝒖𝒕
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 • 𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 • 𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊
❖ ─────────────── ❖
𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 : #𝑲𝑰𝑻𝑨
𝑩𝒐𝒕 : @TelltoKavin_Bot
𝑷𝒂𝒓𝒕 : 8
#𝑭𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 #𝑵𝒐𝑭𝒂𝒄𝒆 #𝑯𝒆𝒆𝑯𝒐𝒐𝒏 #𝑱𝒂𝒚𝑾𝒐𝒏 #𝑺𝒖𝒏𝑲𝒊 #𝑲𝑰𝑻𝑨
❖ ─────────────── ❖
Repost from 𝗍𝗁𝖾𝗄𝗂𝗅𝗅𝖺 🗯 {𝗋𝖾𝗌𝗍}
𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥
"با همین دست های خونی، خون هرکسی که بهت نزدیک بشه رو میریزم!"
Repost from †
بله زیبای من. من انقدر روانیام که میتونم ساعتها تو رو به تخت ببندم و با نگاهی که از شدت خواستنت به مرز جنون رسیده، تکتک جزئیات وجودت رو تماشا کنم. انگار تمام زیباییهای دنیا توی تو خلاصه شدن و من محکومم که تا آخرین لحظهی عمرم، تشنهی داشتنشون بمونم. میتونم ساعتها به چهرهی زیبای تو خیره بشم، به چشمهای خمارت که بین درد و لذت برق میزنن لبخند بزنم. لبخندی که هیچچیز جز دیوونگیِ محض پشتش نیست. میخوام تمام لحظههاتی رو که با عجز و درد از من میخوای تا تمومش کنم رو گوشهی ذهنم حک کنم، نگاههات و لرزش صدات رو و حتی اشکهایی رو که گوشهی چشمهات جمع میشن. انگار یک جنون سرخ و بیمار تمام وجودم رو بلعیده جنونی که با هیچ چیزی آروم نمیگیره. حتی اگه تمام دنیا رو به پام بریزن. اونقدر نزدیکت باشم که دیگه هیچ فاصلهای بین خواستن من و وجود تو باقی نمونه، که حتی سایهات هم نتونه ازم فرار کنه. وجودِ من. من تو رو با یه عشق آروم و معمولی نمیخوام. تو رو با تمام آشوبی میخوام که شبها خواب رو از چشمهام میگیره، با تمام اون حسادت سیاهی که از تصور لمس شدنت توسط دستهای دیگه به جونم میافته، جنونی که باعث میشه دنیا توی چشمهام رنگ قرمز به خودش بگیره. برای من تو فقط یک آدم زیبا نیستی تو وسواسی هستی که ازش فرار نمیکنم و آتیشی که خودم با دستهای خودم شعلهورترش میکنم. چیزی که فکر از دست دادنش میتونه تمام وجودم رو به خاکستر تبدیل کنه. و لعنت به من، که با وجود تمام این جنون هر بار نگاهت میکنم بیشتر از قبل میخوامت.
Repost from N/a
↶Before I saw you again, I was nobody
↶couples : heejake , jaywon , ningselle , sunki
p1 p2 p3
داستانی در مورد هیسونگی که سال آخر دانشگاهش رو با خوبی میگذرونه ، جیکی که تازه وارد دانشگاه شده اگر هیسونگ دوباره کسیو که دوستت داشت تو سال اخر دبیرستان از دست داده بود ، شبیه اون رو دوباره ببینه و حس دژاوو آشنایی به اون سراغ اون بیان و همینطور خاطرات آشنایی به سراغ جیک بیان چه اتفاقی میوفته ؟unknow
lıl strawberry ᝰ.ᐟ 🍓
ıc : 𝟤𝟦 usual ؟collectı𖹭n
