ㅤ flickér 🆕
رفتن به کانال در Telegram
u should’ve locked the door boy @villain_ssbot @nolaflic @Saccrific
نمایش بیشترإيران71 168دسته بندی مشخص نشده است
2 217
مشترکین
+3024 ساعت
-247 روز
+13230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+54
در 19 کانالها
اوت '26
+409
در 63 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+406
در 50 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+536
در 48 کانالها
Get PRO
مه '26
+462
در 33 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+450
در 62 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+80
در 30 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+1 143
در 63 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+1 362
در 38 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +52 | |||
| 02 سپتامبر | +2 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | :)))) بمیرم | 1 |
| 3 | جدی؟؟ فکر کنم توی گپ راجبش گفته بودم | 1 |
| 4 | https://t.me/sacriific/21385
خیلی منتظر این وانشات بودم خدایی عاشقتم
دیدم گذاشتیش جیغ کشیدم، شروع کردم به خوندنش با هر خطش جیغ کشیدم، با آخرش حنجرمو از دست دادم. | 1 |
| 5 | خوشحالم توهم دوستش داشتی | 1 |
| 6 | خیلی ناز بود خوشگل مامان | 1 |
| 7 | با چشمهای هیجانزدهاش به مردی که درست وسط پارکینگ، به صندلی بسته شده بود و حتی کوچکترین تکونی هم نمیتونست بخوره نگاه میکرد.
همین اول یکیو کشتی مامان؟
اینکه با لگنِ شکسته، روی یه صندلی پر از میخ بشینی، حتماً خیلی کار سختیه، مگه نه؟
سونگهونه؟ ی حسی میگه سونگهونه
— هوم؟ چیزی گفتید اقای کیم؟
جهیونی ددی سرد و خشن فولتاپ الفا
من واقعاً از آدمایی که به چیزی که ماله منه دست میزنن خوشم نمیاد
از اینقدر سایکو بودنش خیلی خوشم میاد باعث میشه استاندارد هام برن بالا
دستش رو داخل جیبش برد و انبردست رو بیرون آورد، چند لحظه بین انگشتهاش چرخوند و بعد جلوی چشم مرد گرفت.
میخواد ناخوناشو بکنه؟ یا دندوناشو.
— من از وقتی دیدم دستت رو گذاشتی روی هیسونگ، داشتم به این فکر میکردم که چقدر راحت به آدمی که نباید، نزدیک شدی
استخونای انگشتش؟
لبخندش محو شد، ابروهاش توهم رفتن و بدون اینکه حتی نگاهش رو از روبروش بگیره
تغییر یهویی حالت رفتار همیشه توی ادمای سایکو اتفاق میوفته ولی اینکه اینقد دقیق نوشته بشه؟؟؟؟ فکر نکنم
Anyway، جهیون عاشق صدایی شد که بالافاصله بعد از روندن سمت مرد بلند شده بود.
شخصیت جهیون واقعا خیلی خوبه. غیر قابل پیش بینی بودنش خیلی خوشحالم میکنه دقیقا چیزیه که written by nolan رو میشه بهش نسبت داد.
بعد حدودا نصفه صفحه لنز دوربین رو خون فراگرفت.
بهترین صحنه عمرشو دید
. از قضا، هیسونگ هم همراهیش میکرد و همین برای جهیون مثل رویا بود.
هیسونگم میخاره ها
-
خب بنظرم واقعا به ی چنین چیزی نیاز داشتم. مث همیشه با هر جمله ای که نوشتی غافل گیرم کردی. از اولش که از سایکو بودن جیک شروع شد اصلا فکرشم نمیکردم هیسونگ داخل اتاقش باشه که جیک بخواد از شر دیگران خلاص بشه و اینکه هیسونگ هم باهاش همراهی کرد باعث شد فکر کنم جیک تمام احتمالات رو در نظر گرفته بود که صددرصد تایپ هیسونگه.
فکر نکنم نوشته ای خونده باشم که از اول تا اخرش اینقدر کشش داشته باشه.
برای بار n ام باید بگم که تو تنها الگوم توی نوشتنی و واقعا باعث افتخاره که میتونم نوشته هاتو بخونم. | 1 |
| 8 | بدون متن... | 18 |
| 9 | نازم کن حرف نزن | 18 |
| 10 | سیکتیر | 18 |
| 11 | خانومم حجابتو رعایت کن | 20 |
| 12 | چادر بنداز سرت | 20 |
| 13 | بله؟. | 25 |
| 14 | بدون متن... | 34 |
| 15 | دردم گرفت | 31 |
| 16 | ... | 30 |
| 17 | بدون متن... | 39 |
| 18 | منم سفیدم | 39 |
| 19 | کیرتو میبرم از ته | 39 |
| 20 | کیرم کلفته | 43 |
