゛᥆ძᥱ𝗍𝗍ᥱ | نویسندگی
رفتن به کانال در Telegram
989
مشترکین
+5324 ساعت
+4797 روز
+70730 روز
آرشیو پست ها
یه اشتباه رایج هم اینه که فکر کنیم چون یک داستان رو شروع کردیم، حتماً باید تا آخر همون داستان رو ادامه بدیم. نه. گاهی نویسنده باید پروژه رو متوقف کنه، چیزی یاد بگیره و بعد برگرده.
فـور کنید چنـلتون رو در وصف چند کلمه توصیف کنم.
جوین باشید
هیچ نوع شروعی همیشه بهترین نیست. انتخابش به ژانر، ریتم، شخصیت و چیزی که میخوای در داستان برجسته کنی بستگی داره. اگر داستانت پر از اتفاقه، شروع با کنش میتونه مناسب باشه. اگر جهانسازی و اتمسفر اهمیت زیادی دارن، توصیف میتونه بهتر جواب بده. اگر هم یک راز مرکزی داری، میتونی از همون ابتدا بخشی از اون رو مطرح کنی. تمرین: یک ایدهی داستانی ساده انتخاب کن و سه شروع متفاوت براش بنویس؛ یکی با دیالوگ، یکی با کنش و یکی با راز. بعد ببین کدوم شروع بیشتر تو رو به ادامه دادن ترغیب میکنه. گاهی پیدا کردن شروع مناسب، خودش بخشی از پیدا کردن داستانه.
۱۲ راه برای شروع داستان ::
شروع داستان یکی از مهمترین بخشهای نویسندگیه، چون اولین فرصتیه که داری توجه خواننده رو جلب کنی و وارد دنیای داستانت بشی. اما شروع خوب لزوماً به معنی یک جملهی خیلی عجیب، شاعرانه یا پر از هیجان نیست. مهم اینه که شروع، خواننده رو با خودش همراه کنه و دلیلی برای ادامه دادن بهش بده. اینها چند روش پرکاربرد برای شروع داستان هستن: 1. Action | شروع با کنش داستان رو از لحظهای شروع میکنی که یک اتفاق در حال رخ دادنه. مثلاً بهجای اینکه چند پاراگراف دربارهی شهری که قرار است در آن جنگ شود توضیح بدی، داستان رو از لحظهای شروع میکنی که ناقوس خطر به صدا درمیاد. این روش برای داستانهای ماجراجویی، اکشن و فانتزی خیلی کاربردیه. 2. Dialogue | شروع با دیالوگ داستان با حرف یک شخصیت آغاز میشه. دیالوگ میتونه از همون ابتدا سؤال، تنش یا اطلاعاتی مهم ایجاد کنه. مثلاً: «اگه امشب از این قصر بری، دیگه هیچوقت نمیتونی برگردی.» فقط حواست باشه دیالوگ شروع، بهتره دلیل خوبی برای شنیده شدن داشته باشه. 3. Description | شروع با توصیف میتونی داستان رو با توصیف یک مکان، فضا، زمان یا تصویر خاص شروع کنی. این نوع شروع برای داستانهایی که اتمسفر و جهانسازی در اونها مهمه، خیلی مناسبه. البته توصیف بهتره فقط زیبا نباشه؛ بذار چیزی دربارهی دنیای داستان یا حالوهوای شخصیت هم به خواننده بگه. 4. Thought / Emotion | شروع با فکر یا احساس اینجا خواننده از همون ابتدا وارد ذهن شخصیت میشه؛ با یک فکر، ترس، خواسته یا احساس. مثلاً: «او همیشه فکر میکرد از آتش نمیترسد؛ تا روزی که آتش نامش را صدا زد.» این روش برای داستانهای شخصیتمحور و روایتهایی که دنیای درونی شخصیت اهمیت داره، مناسبه. 5. Question | شروع با سؤال داستان رو با سؤالی شروع میکنی که ذهن خواننده رو درگیر کنه. این سؤال میتونه دربارهی یک تصمیم، یک راز یا یک موقعیت اخلاقی باشه. فقط بهتره سؤال واقعاً به داستان مربوط باشه، نه اینکه صرفاً برای جلب توجه نوشته شده باشه. 6. Mystery | شروع با راز از همون ابتدا چیزی رو کامل توضیح نمیدی؛ یک اتفاق عجیب، اطلاعات ناقص یا مسئلهای حلنشده مطرح میکنی. خواننده ادامه میده چون میخواد بفهمه چه اتفاقی افتاده و چرا. این روش در داستانهای معمایی، فانتزی و رازآلود خیلی استفاده میشه. 7. Intriguing Statement | شروع با جملهی غیرمنتظره داستان با جملهای آغاز میشه که عجیب، متناقض یا غیرمنتظرهست. مثلاً: «پادشاه در روز تاجگذاریاش برای نخستینبار فهمید که مرده است.» این نوع شروع وقتی خوب جواب میده که جمله فقط عجیب نباشه و به یک ایده یا مسئلهی واقعی در داستان وصل بشه. 8. In Medias Res | شروع از میانهی ماجرا بهجای شروع از اولین اتفاق زمانی، داستان رو از وسط یک موقعیت مهم آغاز میکنی و اطلاعات مربوط به قبل رو کمکم در طول روایت آشکار میکنی. مثلاً داستان از لحظهی فرار شخصیت شروع میشه، نه از روزی که تصمیم گرفت فرار کنه. این روش میتونه ریتم و کنجکاوی رو بیشتر کنه، اما باید حواست باشه خواننده بیش از حد سردرگم نشه. 9. Character Introduction | شروع با معرفی شخصیت شخصیت اصلی رو از طریق یک رفتار، عادت، تصمیم یا ویژگی خاص معرفی میکنی. بهجای اینکه بگی «او آدم خسیسی بود»، میتونی رفتاری نشون بدی که این ویژگی رو آشکار کنه. این روش کمک میکنه خواننده شخصیت رو از همون ابتدا بهتر بشناسه. 10. Foreshadowing | شروع با پیشآگاهی در این روش، راوی به اتفاقی مهم در آینده اشاره میکنه، بدون اینکه تمام جزئیات رو فاش کنه. مثلاً: «آن روز، هیچکس نمیدانست آخرین باری است که ناقوسهای شهر به صدا درمیآیند.» این نوع شروع برای داستانهای تراژیک، حماسی و روایتهایی که سرنوشت در اونها مهمه، کاربرد زیادی داره. 11. Letter / Diary / Document | شروع با نامه یا سند داستان میتونه با یک نامه، دفتر خاطرات، گزارش، اعتراف یا سند خیالی آغاز بشه. این روش بهخصوص برای داستانهایی که گذشتهی پنهان، راز یا تاریخچهی مهمی دارن، جذابه. 12. Ordinary → Unusual | شروع عادی با یک اتفاق غیرعادی همهچیز در ابتدا طبیعی به نظر میرسه، اما یک جزئیات کوچک نشون میده چیزی درست نیست. مثلاً: «صبح روز تولد هفدهسالگیاش، همه برایش جشن گرفته بودند؛ جز آینهای که تصویرش را نشان نمیداد.» این روش باعث میشه یک موقعیت آشنا، کمکم حس کنجکاوی یا رازآلودگی پیدا کنه. پس کدوم روش رو انتخاب کنیم؟
Repost from ㅤ𝖭𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖲𝗍ɑ᷼𐑾៹⋆ 𝗉𝖺𝖼𝗄
فور کنید بگم اگه اونر چنلتون بودم کجاشو عوض میکردم و گیر بدم بهتون.
