fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

تصدّقت

تصدّقت

رفتن به کانال در Telegram
850
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+137 روز
+15730 روز
آرشیو پست ها
‌ سادات دوست دارم اندامم خوشکل شه خیلی ناراحتم

تا غذام اماده می‌شه غر بزنید @namedontasadoqbot

بنده شخصا بازه‌ی توی غار رفتنم فراهم نشه، عصبی می‌شم. گاهی وقت‌ها دلم می‌خواد توی ذهنم صحبت کنم و حال بیان کلمات و تولید صدا رو ندارم. دوست دارم بعضا تنها فیلم ببینم، کتاب بخونم، فعلا به هیچی نپردازم حتی.. و بعدش شارژ می‌شم. واقعا تنهایی برای من حکم منبع انرژی رو داره. جانِ مادرت بذار تنها باشم اینقدر سعی نکن منو اجتماعی کنی.

کاش برخی متوجه بشن ما دونوع آدمیزاد داریم، نوع اول همیشه می‌تونه ارتباط بگیره/نوع دوم افرادی‌ان که واقعا باید تنها باشند یک بازه رو که بتونن ارتباط بگیرن. درونگرایی هم یک‌جور مرضه و یک درونگرای بدبخت لازم داره گاهی کسی باهاش صحبت نکنه، ازش توقع نداشته باشه، یکم تنها باشه و یه گوشه بمونه... و اصلا در این نوع ارتباط گرفتن هیچکس مقصر نیست، نه فرد درونگرا نه فرد اجتماعی و برونگرا؛ ولیکن فضا بدید.

کاش ابر بودم.
کاش ابر بودم.

بچه‌ها
بچه‌ها

انگار هرچقدر می‌گذره یهو یکی با صدای بلند توی سرم می‌گه، صبرکن حواست هست خبر شهادت آقا رو به گوشت رسوندن؟ صبرکن ببینم حواست هست آقا رو تشییع کردن؟ نماز خوندن براش؟ از مصلی بردنش؟ حواست هست آقا خیلی وقته سخنرانی نکرده؟ حواست هست دشمن حرامی و قاتلش هنوز زنده‌ست؟ حواست هست آقا دفن شده؟ حواست هست آقا شهید شد آقا شهید شده...؟ اصلا چجوری زنده‌ای؟

هنوز هم نمی‌دانم صبر بر فراقت چگونه باید کرد...

و چه منزجرکننده‌ست زنده‌موندن بدونِ تو عزیزدلم...
+1
و چه منزجرکننده‌ست زنده‌موندن بدونِ تو عزیزدلم...

خب دیگر بسه شب بخیر.

وای اینقدر دلم براش سوخت. خلاصه ما با کسب اجازه از والده عکسشو گرفتیم.

مجتبی هم اومده بود مذاکره برای تقسیم عروسک😂😂

خلاصه با زور بازوی بقیه بچه‌ها عروسکه از مجتبی‌ طفلک گرفتن دادن سوسن سوسن هم د بدو اومد بغل مامانش.

سوسن رفت این عروسکه رو از مجتبی بگیره، مجبتی بیچاره عروسک رو‌ گرفت قایم کرد پشتش. سوسن شروع کرد جیغ کشیدن و گریه اینا و سلیطه بازی.😂😂

بعد سوسن رفت، از سوسن عکس ندارم چون دختر بچه‌ست چشماش سبزه هم قدوقواره مجتبی‌ست بوره

یه خرگوش بچه تو مهد بود. مجتبی گرفتش دستش دوید.

شیطونه ولی مزاحم بقیه هم نمی‌شه؛ حالا این نشستنشم ماجرا داره.

وای دلم تنگ شد اصلا.

می‌دوئه ولی بی‌صدا می‌دوئه. انگار اصلا جیغ زدن بلد نیست.😂😂😂

‌ شلوغ کاری نمیکنه؟