میخواهم زنده بمانم
رفتن به کانال در Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
543
مشترکین
+124 ساعت
+87 روز
+10430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+64
در 19 کانالها
اوت '26
+183
در 45 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+361
در 48 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 28 کانالها
Get PRO
مه '26
+1
در 10 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 20 سپتامبر | 0 | |||
| 19 سپتامبر | +1 | |||
| 18 سپتامبر | +4 | |||
| 17 سپتامبر | 0 | |||
| 16 سپتامبر | +3 | |||
| 15 سپتامبر | +3 | |||
| 14 سپتامبر | +1 | |||
| 13 سپتامبر | +6 | |||
| 12 سپتامبر | +5 | |||
| 11 سپتامبر | +7 | |||
| 10 سپتامبر | +3 | |||
| 09 سپتامبر | +1 | |||
| 08 سپتامبر | +2 | |||
| 07 سپتامبر | +1 | |||
| 06 سپتامبر | +2 | |||
| 05 سپتامبر | +10 | |||
| 04 سپتامبر | +3 | |||
| 03 سپتامبر | +1 | |||
| 02 سپتامبر | +4 | |||
| 01 سپتامبر | +7 |
پستهای کانال
| 2 | تا ابد روحم متعلق به این صدا تو دلِ جنگله. | 1 |
| 3 | صدای بارون🌧 | 61 |
| 4 | بدون متن... | 62 |
| 5 | بدون متن... | 33 |
| 6 | بدون متن... | 63 |
| 7 | روحش چنان در غم آمیخته بود که جز تاریکی، صدای هیچ چیز را نمیشنید. | 92 |
| 8 | احتمالا وقتی از درد میافتی رو زانوت،
من خیلی دور از توام، روی زانوی خودم... | 100 |
| 9 | احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت، من خیلی دور از توام،
زیر دردای خودم. | 98 |
| 10 | اونجای زندگیام که بانو قمرالملوک وزیری میخونه: عمر من مرگیست نامش زندگانی. | 99 |
| 11 | بدون متن... | 100 |
| 12 | بدون متن... | 99 |
| 13 | آه ای اندوهِ مدام... | 117 |
| 14 | راستش عزیزم این سری جوری همهی زندگیام رو باختم که دیگه جونی برای نگه داشتن چیزهایی که برام باقی مونده ندارم. فقط ساکت نشستم یه گوشه، و رفتن دونه دونه چیزهایی که توی زندگی داشتم رو تماشا میکنم. | 114 |
| 15 | هرچی بیشتر پیش میره، بیشتر به این پی میبرم که هیچکجای این دنیا جایی ندارم. | 116 |
| 16 | نمیخندم، حرف نمیزنم، نفس نمیکشم، لذت نمیبرم، زندگی نمیکنم مبادا در وفاداری به غمی که جهانم رو بلعیده خیانت کرده باشم. | 116 |
| 17 | بدون متن... | 119 |
| 18 | بدون متن... | 117 |
| 19 | عزیزم، احساس میکنم اگر بخندم، حتی به قدرِ لبخندی کوچک،
اگر بِگِریم، حتی به کفایتِ چند قطره اشک،
اگر کلامی به لب بیاورم، حتی به تعداد چند واژهی ساده
و اگر به قدرِ آهی نفس بکشم، چه بسا سخت و سنگین،
به غمِ خویش خیانت کردهام.
راستی که تاکنون چنین برای غمی وفادار نبودهام.
[دستنویسهای من، بامداد پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵] | 22 |
| 20 | کاش در یکی از همین شبها
ساحرهای، دستِ نسیمی، چیزی میآمد و مرا درمنِ خوابهایم میربود،
و صبح تنها خاطرهای به جا مانده از من، در جای خالیام چشم میگشود.
[دستنویسهای من، بامداد پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵] | 184 |
