Anliliy اساطیر ایـران و
رفتن به کانال در Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 107
مشترکین
+524 ساعت
+717 روز
+16830 روز
آرشیو پست ها
گاهشمار کهن - ۱ شهریور، جشن خنکی هوادر گاهشماری ایران باستان، هر روز از سال نامی جداگونه داشت که برگرفته از ایزدان و مفاهیم مقدس زرتشتی بودن. نخستین روز هر ماه «هُرمَزد روز» نام داشت، به نام اهورامزدا. و چون هرمزدروز از ماه شهریور مصادف بود با آغاز کاهش گرمای تابستان، ایرانیان باستان این روز رو بهشکل نمادین جشن میگرفتن: جشن خنکی هوا!
چرا چنین نامی؟تابستون با گرمای سوزانش رو به پایان میرفت و حتی اولین نشونههای خنکی هوا در باور مردم کهن، ارزش جشنگرفتن داشت. از اونجایی که طبیعت براشون منبع الهام و ستایش بود، حتی یه تغییر کوچیک در دما هم بهونه میشد برای جشن و شادی. هرچند شاید امروزه این خنک شدن هوا رو به وضوح حس نکنیم.
نام دیگهٔ این جشن فغدیه بود.در منطقهی خوارزم، این روز رو «فغربه» یا «فغدیه» هم میگفتن که به همین خنکشدن هوا اشاره داره. و نشون میده که این جشن، ویژهی یه منطقه نبوده و در پهنهی وسیعتری از سرزمینهای ایرانی شناخته میشده. البته ما دقیقا نمیدونیم فغدیه یا فغربه چطور تلفظ میشده. همچنین درمورد آیینهای این جشن چیزی برامون نمونده که بهش استناد کنیم.
اما بازم امیدواریم واقعا هوا خنکتر بشه؛ پس شاد و خجسته باد✨⛲️
#واژه امروز ما پارسی نیست؛ عربیه. اما تو گفتارمون زیاد کاربرد داره.
دربارهی مبـارزه حرف میزنیم.
مبارزه از ریشهی عربی « برز » به معنی آشکارشدن و نمایانشدن میاد.
برز در باب مفاعله تبدیل شده به «مبارزه»؛ از همین ریشه در باب فاعل واژهی «بارز» رو داریم که اونم زیاد استفاده میشه.اما چیشد که مبارزه به مفهوم جنگیدن رسید؟ در عربی، « بَراز » به زمین صاف و مسطحی گفته میشه که هیچ مانعی در اون نیست و به همین دلیل تا دوردستها در دیدرسه.
در فرهنگ جنگی عربهای قدیم، وقتی دو لشکر رو در روی هم صف میکشیدن، گاهی بهجای جنگ همگانی، یک نفر از هر طرف از میان صف بیرون میاومد و به «براز»، همون زمین باز بین دو صف، قدم میذاشت تا در برابر چشم هر دو سپاه، تنبهتن با حریف بجنگه. این عمل «بیرون آمدن از صف و آشکار شدن در میدان باز برای رویارویی» رو مبارزه میگفتن.یعنی تصویر ذهنی پشت کلمه، اون لحظهایه که جنگجو از امنیت جمع بیرون میاد، خودشو در معرض خطر و دید حریف قرار میده، یا به عبارتی خودشو نمایان میکنه و تنبهتن روبهروش میایسته. انلیلی برابر پارسی این واژه رو داریم؟ بله، نبرد و کارزار اما اگه دقیقا یه واژه بخوایم که معنای نبرد تن به تن داشته باشه چی؟ بازم داریم؛ همـآورد!
هم: پیشوند به معنای «با هم، مشترک» آورد: از فعل «آوردن»، به معنای «آورده شده، جفتشده»یعنی «کسی که با تو در یک سطح آورده شده»، یه حریف هموزن و همشأن که در برابرت قرار میگیره.
«همآورد او گر بیاید منم / تن مرد جنگی به خاک افگنم» از شاهنامه.
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش بیستوچهار: بانوی جنگاور آرتـمـیــستا الان تو این فصل بیشتر سراغ ملکههای کاخنشین رفتیم؛ حالا بریم سراغ تنها زنی که تو یه میدون جنگ دریایی واقعی، فرماندهی کشتیهای هخامنشی رو به عهده داشت. از هالیکارناس تا فرماندهی ناوگان 🏷
آرتمیس یکم، ملکهی هالیکارناس،شهری در ساتراپی کاریا، در غرب ترکیهی امروزی بود. پدرش لوگدامیس فرماندار همون شهر بود و مادرش اهل جزیرهی کِرت. بعد از مرگ همسرش، آرتمیس بهتنهایی زمام حکومت هالیکارناس رو به دست گرفت؛ بیوهای که بهجای کنار کشیدن، مستقیم وارد صحنهی سیاست و جنگ شد. وقتی خشایارشا برای دومین حملهی بزرگ به یونان لشکر کشید، آرتمیس هم بهعنوان یکی از فرماندهان تابعهی امپراتوری، با پنج کشتی جنگی و نیروی خودش به این لشکرکشی پیوست. جالبه که خودِ هرودوت، مورخ یونانی، اهل همون هالیکارناس بود؛ برای همین وقتی دربارهی آرتمیس مینویسه، رگهای از افتخار و ستایش تو کلامش دیده میشه؛ چیزی که کمتر نصیب یه فرماندهی «دشمن» میشه.تنها صدایی که جرأت کرد مخالفت کنه 🏷
پیش از نبرد دریایی سالامیس، خشایارشا از فرماندهانش نظرخواهی کرد که آیا باید وارد این جنگ دریایی بشن یا نه. طبق روایت هرودوت، تقریبا همهی فرماندهان مرد موافق جنگ بودن؛ اما تنها کسی که با شجاعت مخالفت کرد و استدلال آورد که ورود به این تنگهی دریایی برای ناوگان بزرگتر ایران خطرناکه، آرتمیس بود. هرودوت مینویسه که خشایارشا نظر آرتمیس رو با احترام شنید، هرچند در نهایت به نصیحتش عمل نکرد و همون تصمیمی که آرتمیس ازش میترسید، به شکست سالامیس ختم شد.نقشهای که جونشو نجات داد 🏷
وسط همون نبرد، وقتی کشتی آرتمیس زیر تعقیب یه کشتی یونانی گیر افتاد و راه فراری نداشت، به روایت هرودوت دست به یه تصمیم عجیب و بحثبرانگیز زد: کشتی خودش رو مستقیم به یه کشتی متحد ایران از اهالی کالینده زد و غرقش کرد. فرماندهی یونانیِ تعقیبکننده، با دیدن این صحنه فکر کرد کشتی آرتمیس یا خودش یونانیه یا داره به یونانیها کمک میکنه، پس دست از تعقیبش کشید. آرتمیس با همین یه حرکت، جونش رو نجات داد و از تعقیب فرار کرد. خشایارشا که از فراز کوه ناظر جنگ بود، این صحنه رو دید و چون نمیدونست کشتی غرقشده مال خودشونه، فکر کرد آرتمیس یه کشتی دشمن رو نابود کرده. طبق روایت معروف هرودوت، خشایارشا با دیدن این صحنه گفته: «مردانم زن شدهاند و زنانم مرد.» جملهای که هم تحسین آرتمیس بود و هم نیشی به فرماندهان مرد ناکارآمدش.هرچند نظر شخصی من اینه روایتهای هرودوت واقعا قابل اتکا نیستن، ولی خب خودِ محققان هم به این داستان با تردید نگاه میکنن. تو یه نبرد دریایی با صدها کشتی از هر دو طرف، بعیده که فرماندهی کشتی تعقیبکننده نتونسته باشه پرچم و علائم کشتیهای ایرانی رو از یونانی تشخیص بده؛ و عجیبتر اینکه چطور خشایارشا از فاصلهی دور، تونسته باشه بفهمه فرماندهی اون کشتی زن بوده. با این حال، حتی اگه جزئیات دقیق این صحنه رنگوبوی داستانسرایی داشته باشه، خودِ حضور آرتمیس بهعنوان فرماندهی واقعی و بهرسمیتشناختهشدهی یه بخش از ناوگان هخامنشی، از منابع مستقل هم تأیید میشه؛ چیزی که تو دنیای باستان، چه یونانی چه ایرانی، بهشدت کمیاب بود. - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
هرودوت - کتاب هفتم و هشتم تاریخ دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Artemisia»
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش بیستوچهار: بانوی جنگاور آرتـمـیــستا الان تو این فصل بیشتر سراغ ملکههای کاخنشین رفتیم؛ حالا بریم سراغ تنها زنی که تو یه میدون جنگ دریایی واقعی، فرماندهی کشتیهای هخامنشی رو به عهده داشت. از هالیکارناس تا فرماندهی ناوگان 🏷
آرتمیس یکم، ملکهی هالیکارناس،شهری در ساتراپی کاریا، در غرب ترکیهی امروزی بود. پدرش لوگدامیس فرماندار همون شهر بود و مادرش اهل جزیرهی کِرت. بعد از مرگ همسرش، آرتمیس بهتنهایی زمام حکومت هالیکارناس رو به دست گرفت؛ بیوهای که بهجای کنار کشیدن، مستقیم وارد صحنهی سیاست و جنگ شد. وقتی خشایارشا برای دومین حملهی بزرگ به یونان لشکر کشید، آرتمیس هم بهعنوان یکی از فرماندهان تابعهی امپراتوری، با پنج کشتی جنگی و نیروی خودش به این لشکرکشی پیوست. جالبه که خودِ هرودوت، مورخ یونانی، اهل همون هالیکارناس بود؛ برای همین وقتی دربارهی آرتمیس مینویسه، رگهای از افتخار و ستایش تو کلامش دیده میشه؛ چیزی که کمتر نصیب یه فرماندهی «دشمن» میشه.تنها صدایی که جرأت کرد مخالفت کنه 🏷
پیش از نبرد دریایی سالامیس، خشایارشا از فرماندهانش نظرخواهی کرد که آیا باید وارد این جنگ دریایی بشن یا نه. طبق روایت هرودوت، تقریبا همهی فرماندهان مرد موافق جنگ بودن؛ اما تنها کسی که با شجاعت مخالفت کرد و استدلال آورد که ورود به این تنگهی دریایی برای ناوگان بزرگتر ایران خطرناکه، آرتمیس بود. هرودوت مینویسه که خشایارشا نظر آرتمیس رو با احترام شنید، هرچند در نهایت به نصیحتش عمل نکرد و همون تصمیمی که آرتمیس ازش میترسید، به شکست سالامیس ختم شد.نقشهای که جونشو نجات داد 🏷
وسط همون نبرد، وقتی کشتی آرتمیس زیر تعقیب یه کشتی یونانی گیر افتاد و راه فراری نداشت، به روایت هرودوت دست به یه تصمیم عجیب و بحثبرانگیز زد: کشتی خودش رو مستقیم به یه کشتی متحد ایران از اهالی کالینده زد و غرقش کرد. فرماندهی یونانیِ تعقیبکننده، با دیدن این صحنه فکر کرد کشتی آرتمیس یا خودش یونانیه یا داره به یونانیها کمک میکنه، پس دست از تعقیبش کشید. آرتمیس با همین یه حرکت، جونش رو نجات داد و از تعقیب فرار کرد. خشایارشا که از فراز کوه ناظر جنگ بود، این صحنه رو دید و چون نمیدونست کشتی غرقشده مال خودشونه، فکر کرد آرتمیس یه کشتی دشمن رو نابود کرده. طبق روایت معروف هرودوت، خشایارشا با دیدن این صحنه گفته: «مردانم زن شدهاند و زنانم مرد.» جملهای که هم تحسین آرتمیس بود و هم نیشی به فرماندهان مرد ناکارآمدش.هرچند نظر شخصی من اینه روایتهای هرودوت واقعا قابل اتکا نیستن، ولی خب خودِ محققان هم به این داستان با تردید نگاه میکنن. تو یه نبرد دریایی با صدها کشتی از هر دو طرف، بعیده که فرماندهی کشتی تعقیبکننده نتونسته باشه پرچم و علائم کشتیهای ایرانی رو از یونانی تشخیص بده؛ و عجیبتر اینکه چطور خشایارشا از فاصلهی دور، تونسته باشه بفهمه فرماندهی اون کشتی زن بوده. با این حال، حتی اگه جزئیات دقیق این صحنه رنگوبوی داستانسرایی داشته باشه، خودِ حضور آرتمیس بهعنوان فرماندهی واقعی و بهرسمیتشناختهشدهی یه بخش از ناوگان هخامنشی، از منابع مستقل هم تأیید میشه؛ چیزی که تو دنیای باستان، چه یونانی چه ایرانی، بهشدت کمیاب بود. - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
هرودوت - کتاب هفتم و هشتم تاریخ دانشنامه ایرانیکا - مدخل «Artemisia»
Repost from N/a
جاویدنام قائم حسینی و گلمحمد محمدی، ۲۱ و ۲۳ ساله، اصفهان عزیز.
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل هخامنشیان
بخش بیستوسه: زنانی که ملکه نبودنتا اینجای فصل هخامنشیان، بیشتر سراغ ملکهها و شاهدختها رفتیم؛ کاساندان، آتوسا، آمستریس، پریساتیس. اما امپراتوری هخامنشی میلیونها زن داشت که تو کاخ شوش زندگی نمیکردن و اسمشون هم تو کتیبههای شاهی ثبت نشده. این بار میخوایم از دروازهی کاخ بیایم بیرون و بریم سراغ اسنادی که از دل بابل، یکی از ثروتمندترین ایالتهای امپراتوری، به دست ما رسیده. آرشیوهایی که تجارتخونهها جا گذاشتن
بر خلاف لوحهای تختجمشید که مال دیوانسالاری دولتیه، آرشیوهایی که ازشون حرف میزنیم مال خانوادههای تاجر و بانکدار بابلی هستن؛ مهمترینشون خاندان «ایگیبی» و خاندان «موراشو» هستن. این دو تجارتخونه، هزاران لوح گلی از قراردادهای تجاری، وام، اجارهی زمین و ازدواج از خودشون بهجا گذاشتن که بازهی وسیعی از اواخر دورهی بابل نو تا میانهی دورهی هخامنشی رو پوشش میده. طبق برآورد پژوهشگرانی مثل مایکل یورسا، فقط از این دوره بیش از ۱۶ هزار سند حقوقی و اداری منتشر شده که هزاران زن، اسمشون توشون اومده. نکتهی جالب اینه که تو همین آرشیو موراشو، حتی به «ملکه پریساتیس» هم اشاره شده؛ یعنی زمینهای اختصاصی این ملکه در نزدیکی نیپور رو کارگزارهاش اداره میکردن. پس زندگی ملکهها و زندگی مردم عادی، هر دو تو یه شبکهی اقتصادی واحد به هم گره خورده بودن.حق مالکیت، خرید و فروش و شهادت دادن
اسناد ایگیبی و آرشیوهای مشابه نشون میدن زنان بابلی در دورهی هخامنشی از ظرفیت حقوقی کامل برخوردار بودن؛ میتونستن زمین و برده بخرن و بفروشن، وام بدن یا بگیرن، طلبکار یا بدهکار باشن، ملک اجاره بدن و حتی تو اسناد رسمی بهعنوان شاهد امضا کنن. این استقلال محدود به زنان آزاد هم نبود؛ حتی زنان برده هم گاهی فعالیت اقتصادی مستقل داشتن. نمونهی مشهورش «ایشونّاتو»ست، زن بردهای متعلق به خاندان ایگیبی که طبق پژوهشهای کورنلیا وونش، مدیریت یه میخانه در شهر کیش رو بر عهده داشت؛ یعنی حتی پایینترین ردهی اجتماعی هم میتونست وارد فعالیت اقتصادی عمومی بشه.قرارداد ازدواج؛
یکی از جذابترین بخشهای این آرشیوها، قراردادهای ازدواجه. تا امروز حدود ۴۵ قرارداد ازدواج از بابل این دوره کشف شده. این قراردادها همیشه بین داماد و خانوادهی عروس بسته میشد، نه خود عروس مستقیما، و معمولا با تعهد داماد برای دادن هدایایی به عروس و خانوادهش شروع میشد. جهیزیهی عروس میتونست شامل زمین، وسایل خونه، جواهرات، پول نقد و حتی بَرده باشه؛ و این دارایی، اموال شخصی زن باقی میموند، نه ملک شوهر. اگه مردی تصمیم میگرفت همسر دوم بگیره، موظف بود مبلغ مشخصی به همسر اول بده و اون هم حق داشت به خونهی پدری برگرده. در مقابل، مجازات خیانت زن از سوی شوهر، طبق این اسناد، مرگ بود؛ نشونهی اینکه با وجود استقلال مالی نسبی، نابرابری جدی تو قوانین خانواده هنوز پابرجا بوده.چرا این اسناد اهمیت دارن؟ 🏺 گلنوشتههای تختجمشید به ما تصویر زنان درباری و کارگاههای دولتی رو نشون میدن؛ اما آرشیوهای بابلی، تصویر زن غیردرباری، زن کوچهوبازار، زن تاجر و حتی زن برده رو کامل میکنن. ترکیب این دو دسته سند باعث میشه بفهمیم استقلال مالی زنان تو دورهی هخامنشی، محدود به چند ملکهی معروف نبوده؛ بلکه بخشی از ساختار قانونی و اقتصادی گستردهتری بوده که از کاخ شاهی تا میخانههای کیش رو در بر میگرفته. - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
مقاله هایی که تو انباری هستن دانشنامه ایرانیکا - مدخل «اسناد»
