fa
Feedback
Anliliy اساطیر ایـران و

Anliliy اساطیر ایـران و

رفتن به کانال در Telegram

زاده‌ی خـاک و خورشــید‌ 🌞 دانشجوی هوافضا و دلداده‌ی ایران «سپیده‌دم خرافه نیست، ایمان داشته باش.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 105
مشترکین
+4424 ساعت
+627 روز
+16630 روز
آرشیو پست ها
زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌شش: زنان در مادیان هزار دادستان
این‌بار به‌جای یه شخصیت خاص، سراغ خودِ متن قانونی می‌ریم؛ سندی که برخلاف خیلی از منابع این مجموعه، نه روایت یه مورخ، نه افسانه، بلکه مستقیماً کتاب قانون دادگاه‌های واقعی دوره‌ی ساسانیه.
کتابی که از دل دادگاه بیرون اومد 📜
«مادیان هزار دادستان» یعنی کتاب هزار داوری، یه متن حقوقی به زبان فارسی میانه‌ست که در نیمه‌ی اول قرن هفتم میلادی، توسط فرخ‌مرد پسر وهرام گردآوری شد. برخلاف یه قانون‌نامه‌ی خشک و انتزاعی، این کتاب مجموعه‌ای از هزار پرونده‌ی واقعی یا فرضی دادگاهیه؛ یعنی داریم مستقیم می‌بینیم قضات ساسانی، تو مناقشات واقعی خانوادگی، چه تصمیماتی می‌گرفتن.
سه نوع رسمی ازدواج، سه سطح متفاوت از حقوق 💍
طبق این متن، ازدواج زرتشتی به چند دسته تقسیم می‌شد:
پادشازن: ازدواج «کامل‌الحقوق»؛ زن با رضایت کامل خانواده‌ش وارد این ازدواج می‌شد و بالاترین سطح حقوق قانونی و ارثی رو داشت.
چاکرزن: نوعی ازدواج خاص برای بیوه‌زنانی که همسر اولشون بدون فرزند پسر مرده بود؛ زن دوباره ازدواج می‌کرد، اما فرزندان این ازدواج، از نظر قانونی به‌عنوان وارث همسر اول ثبت می‌شدن، نه همسر واقعی و زنده‌ش. هدف این قانون، حفظ تداوم نسل و ارث خاندان اول بود.
خودسرزن: ازدواجی که بدون رضایت رسمی خانواده انجام می‌شد؛ حقوق این زن به‌مراتب محدودتر از پادشاه‌زن بود.
برای خودن انواع بیشتر ازدواج‌ها این پست رو ببینید.
طلاق و اموال؛ جایی که قاضی‌ها واقعاً فکر می‌کردن ⚖️
یکی از پژوهش‌های تازه که مستقیماً همین بخش از مادیان رو بررسی کرده، نشون می‌ده قضات ساسانی، حتی وقتی دلیل دقیق طلاق تو پرونده ذکر نشده، تلاش قابل‌توجهی برای تضمین حمایت مالی زن بعد از طلاق می‌کردن. اما همین پژوهش یه نکته‌ی جالب و صادقانه هم داره: گاهی مردها از خلأهای قانونی سوءاستفاده می‌کردن؛ مثلاً با متهم کردن زن به «نافرمانی» یا با هدیه دادن دارایی‌های متعلق به زن به شکل صوری، تلاش می‌کردن از زیر تعهدات مالی طلاق شونه خالی کنن.
دخترانی که خودشون «امین» می‌شدن 👩‍⚖️
یکی از جالب‌ترین نهادهای حقوقی این متن، «ستوری» بود. اگه مردی بدون پسر می‌مرد، دخترش می‌تونست به‌عنوان «ستور» یعنی امین یا جانشین حقوقی منصوب بشه؛ یعنی مسئولیت حفظ و اداره‌ی دارایی پدر رو به عهده می‌گرفت تا نسل و آیین خانوادگی قطع نشه.
مادیان هزار دادستان نشون می‌ده که ساختار حقوقی ساسانی، برخلاف تصور رایج از یه جامعه‌ی کاملاً مردسالار و ساکت، پر از بحث، اختلاف‌نظر بین حقوق‌دانان، و تلاش برای متعادل کردن حقوق زنان در کنار حفظ ساختار پدرسالار خانواده بود. - منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
کریستیان بارتلمه، زن در حقوق ساسانی، ترجمه‌ی ناصرالدین صاحب‌الزمانی ‌ فرخ‌مرد بهرامان، مادیان هزار دادستان، پژوهش سعید عریان

و سپس این رو بخونید از نگاه ایرانیان‌ باستان در راستای حفظ چرخه تولید‌مثل.

این رشته‌پست خیلی جالب از شوکا عزیز و نگاهش به ریشه مردسالاری و پدرسالاری رو بخونید.

#پادکست #زنانی‌که‌باید‌بشناسید
https://t.me/banobanovan

Repost from N/a
اون خوشگل‌خانوم کنار ماه، سیارهٔ ناهیده. از اونجایی که اسمم آناهیتا‌ست، ناهید یا ستاره‌صبح رو خیلی دوست‌دارم؛ ناز و بلا✨

Repost from N/a
پیام ویدیو00:07

خیلی هم قشنگ می‌شه🫠

یه سریال ناب میشه دراورد با دراماهای بوران و خواهرش😂

Unpopular opinion : Tea>>>Coffee
Unpopular opinion : Tea>>>Coffee

به قدری فهرست این سری سنگین و طولانی شده که دیگه نمی‌تونم هایپرلینک کنم:)

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌پنج: آزرمی‌دخت
این بخش پیش‌نیاز داره، نخست اینو بخونید. آزرمی‌دخت، خواهر بوران و دومین و در نهایت آخرین زنی بود که رسماً بر تخت شاهنشاهی ساسانی نشست. داستان کوتاه سلطنتش، یکی از خشن‌ترین و در عین حال قاطعانه‌ترین روایت‌های این فصله.
به تخت رسیدن وسط جنگ دو خاندان بزرگ 👑
بعد از اینکه بوران برای اولین بار از تخت کنار گذاشته شد و شاپور، نوه‌ی شهربراز، کوتاه‌مدت جایگزینش شد، این‌بار خاندان اشرافی «پارسیگ» (پارس‌ها)، به رهبری پیروز خسرو، آزرمی‌دخت رو به‌عنوان ملکه‌ی جدید بر تخت نشوندن. طبق منابع، آزرمی‌دخت وقتی به قدرت رسید، اعلام کرد قصد داره دقیقاً مثل پدرش، خسرو پرویز، حکومت کنه.
خواستگاری‌ای که تهدید بود، نه عشق 💍
اما امپراتوری در اون لحظه، بین دو خاندان بزرگ رقیب تقسیم شده بود: پارسیگ‌ها،که آزرمی‌دخت رو حمایت می‌کردن و پهلوی‌ها، اشراف پارتی‌تبار، به رهبری فرخ هرمزد. فرخ هرمزد برای تثبیت قدرت خودش و ایجاد یه اتحاد اجباری بین دو خاندان، از آزرمی‌دخت خواستگاری کرد؛ کاری که در واقع تلاشی آشکار برای تصاحب تاج‌وتخت از طریق ازدواج بود.
تصمیمی که به قتل ختم شد ⚔️
آزرمی‌دخت جرأت نکرد مستقیم و علنی این خواستگاری رو رد کنه؛ به‌جاش نقشه‌ی دیگه‌ای کشید. با کمک سیاوخش، یکی از اشراف خاندان مهران (نوه‌ی همون بهرام چوبین که تو بخش‌های قبل باهاش آشنا شدیم)، فرخ هرمزد رو به یه توطئه‌ی درباری کشوند و به قتل رسوند. این یعنی آزرمی‌دخت، به‌جای تسلیم شدن به یه ازدواج تحمیلی، ترجیح داد مستقیماً وارد بازی خشن قدرت بشه.
انتقامی که خیلی زود از راه رسید
اما این تصمیم هزینه سنگینی داشت. رستم فرخزاد، پسر فرخ هرمزد که در اون زمان فرمانده‌ی سپاه در خراسان بود، به محض شنیدن خبر قتل پدرش، به‌سرعت به‌سمت تیسفون حرکت کرد. طبق روایت‌های تاریخی، رستم آزرمی‌دخت رو دستگیر کرد و کشت؛ برخی روایت‌ها حتی به کور کردن چشمانش پیش از قتل هم اشاره می‌کنن، هرچند این جزئیات بین منابع یکسان نیست.
نتیجه‌ای که به نفع خواهرش تموم شد
بعد از مرگ آزرمی‌دخت، همون خاندان پهلوی که حالا انتقامشو گرفته بود، بوران رو برای بار دوم به تخت شاهنشاهی برگردوند؛ این‌بار با نفوذ مستقیم و قابل‌توجه خودِ رستم فرخزاد در پس پرده‌ی قدرت.
آزرمی‌دخت رو نمی‌شه صرفاً قربانی یا صرفاً قدرتمند خطاب کرد؛ اون هم ابزار دست خاندانی بود که به تخت رسوندنش، هم خودش تصمیم گرفت به‌جای تسلیم، دست به یه اقدام خشن و پرمخاطره بزنه؛ تصمیمی که در نهایت جونش رو گرفت. با این دو خواهر، بوران و آزرمی‌دخت، فصل زنان فرمانروای رسمی ساسانی به پایان می‌رسه؛ بعد از اونا دیگه هیچ زنی در تاریخ ایران باستان به این عنوان نرسید. تو بخش بعدی این فصل، از دربار فاصله می‌گیریم و سراغ قانون و جامعه می‌ریم 🪎 ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان ترجمه‌ی عباس زریاب

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌پنج: آزرمی‌دخت
این بخش پیش‌نیاز داره، نخست اینو بخونید. آزرمی‌دخت، خواهر بوران و دومین و در نهایت آخرین زنی بود که رسماً بر تخت شاهنشاهی ساسانی نشست. داستان کوتاه سلطنتش، یکی از خشن‌ترین و در عین حال قاطعانه‌ترین روایت‌های این فصله.
به تخت رسیدن وسط جنگ دو خاندان بزرگ 👑
بعد از اینکه بوران برای اولین بار از تخت کنار گذاشته شد و شاپور، نوه‌ی شهربراز، کوتاه‌مدت جایگزینش شد، این‌بار خاندان اشرافی «پارسیگ» (پارس‌ها)، به رهبری پیروز خسرو، آزرمی‌دخت رو به‌عنوان ملکه‌ی جدید بر تخت نشوندن. طبق منابع، آزرمی‌دخت وقتی به قدرت رسید، اعلام کرد قصد داره دقیقاً مثل پدرش، خسرو پرویز، حکومت کنه.
خواستگاری‌ای که تهدید بود، نه عشق 💍
اما امپراتوری در اون لحظه، بین دو خاندان بزرگ رقیب تقسیم شده بود: پارسیگ‌ها،که آزرمی‌دخت رو حمایت می‌کردن و پهلوی‌ها، اشراف پارتی‌تبار، به رهبری فرخ هرمزد. فرخ هرمزد برای تثبیت قدرت خودش و ایجاد یه اتحاد اجباری بین دو خاندان، از آزرمی‌دخت خواستگاری کرد؛ کاری که در واقع تلاشی آشکار برای تصاحب تاج‌وتخت از طریق ازدواج بود.
تصمیمی که به قتل ختم شد ⚔️
آزرمی‌دخت جرأت نکرد مستقیم و علنی این خواستگاری رو رد کنه؛ به‌جاش نقشه‌ی دیگه‌ای کشید. با کمک سیاوخش، یکی از اشراف خاندان مهران (نوه‌ی همون بهرام چوبین که تو بخش‌های قبل باهاش آشنا شدیم)، فرخ هرمزد رو به یه توطئه‌ی درباری کشوند و به قتل رسوند. این یعنی آزرمی‌دخت، به‌جای تسلیم شدن به یه ازدواج تحمیلی، ترجیح داد مستقیماً وارد بازی خشن قدرت بشه.
انتقامی که خیلی زود از راه رسید
اما این تصمیم هزینه سنگینی داشت. رستم فرخزاد، پسر فرخ هرمزد که در اون زمان فرمانده‌ی سپاه در خراسان بود، به محض شنیدن خبر قتل پدرش، به‌سرعت به‌سمت تیسفون حرکت کرد. طبق روایت‌های تاریخی، رستم آزرمی‌دخت رو دستگیر کرد و کشت؛ برخی روایت‌ها حتی به کور کردن چشمانش پیش از قتل هم اشاره می‌کنن، هرچند این جزئیات بین منابع یکسان نیست.
نتیجه‌ای که به نفع خواهرش تموم شد
بعد از مرگ آزرمی‌دخت، همون خاندان پهلوی که حالا انتقامشو گرفته بود، بوران رو برای بار دوم به تخت شاهنشاهی برگردوند؛ این‌بار با نفوذ مستقیم و قابل‌توجه خودِ رستم فرخزاد در پس پرده‌ی قدرت.
آزرمی‌دخت رو نمی‌شه صرفاً قربانی یا صرفاً قدرتمند خطاب کرد؛ اون هم ابزار دست خاندانی بود که به تخت رسوندنش، هم خودش تصمیم گرفت به‌جای تسلیم، دست به یه اقدام خشن و پرمخاطره بزنه؛ تصمیمی که در نهایت جونش رو گرفت. با این دو خواهر، بوران و آزرمی‌دخت، فصل زنان فرمانروای رسمی ساسانی به پایان می‌رسه؛ بعد از اونا دیگه هیچ زنی در تاریخ ایران باستان به این عنوان نرسید. تو بخش بعدی این فصل، از دربار فاصله می‌گیریم و سراغ قانون و جامعه می‌ریم 🪎 ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان ترجمه‌ی عباس زریاب

sticker.webp0.03 KB

به نامِ تو که اسم رمز ماست شبِ «مهسا» طلوع صد «ندا»ست

Repost from N/a
"درود و مهر " من لیمو هستم و اینجا مکانیه که بتونیم باهم برخی ابهامات ذهنی که برای شما وجود داره رو شفافتر کنیم. کار ما اینجا
"درود و مهر "
من لیمو هستم و اینجا مکانیه که بتونیم باهم برخی ابهامات ذهنی که برای شما وجود داره رو شفافتر کنیم.
کار ما اینجا اینه که مهارت خودمون رو براتون به نمایش بزاریم. توی نگاه اول شاید فقط یکسری کارت ساده بنظر بیان. ولی من اینجام که برای شما حقایق پشتشون رو برملا کنم. ممکنه این حقایق خوشحال کننده و یا ناراحت‌کننده باشن. به هر حال هدف ما اینه که بتونیم به شما کمک کنیم
به طور خلاصه: سلام، فالگیرم شاید ما چیزی هستیم که شما نیاز دارید

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌چهار: بوران؛ نخستین زنی که رسماً شاهنشاه شد.
بعد از هفت زن که هرکدوم به شکلی در حاشیه یا کنار قدرت بودن، می‌رسیم به بوران؛ کسی که برای اولین بار در کل تاریخ ساسانی، نه همسر یا مادر یا نایب‌السلطنه، بلکه خودِ شاهنشاه شد.
فروپاشی‌ای که با یه پدرکشی شروع شد
بوران دختر خسرو پرویز بود. در سال ۶۲۸ میلادی، پسر خسرو، شیرویه که بعدها به نام قباد دوم شناخته شد، پدرش رو سرنگون و اعدام کرد؛ و برای از بین بردن هر رقیب احتمالی، تقریباً همه‌ی برادرها تنی و ناتنی خودشو کشت. تنها بوران و خواهرش آزرمی‌دخت زنده موندن. قباد دوم خودش هم چند ماه بعد بر اثر طاعون درگذشت؛🤦🏻‍♀ پسر هشت‌ساله‌ش، اردشیر سوم، جانشینش شد، اما اونم توسط «سردار شهربراز» به قتل رسید. خودِ شهربراز هم فقط چهل روز بعد کشته شد. امپراتوری در عرض کمتر از دو سال، چهار تا پادشاه رو از دست داده بود.
تنها وارث مشروع باقی‌مونده 👑
درست وسط این هرج‌ومرج، اشراف پارتی یا پهلوی‌ها به رهبری فرخ هرمزد، بوران رو به‌عنوان تنها وارث مستقیم و مشروع خاندان ساسانی که هنوز زنده بود، بر تخت نشوندن. بوران در بهار سال ۶۳۰ میلادی رسماً شاهنشاه شد؛ برای اولین بار در تاریخ ساسانی، لقب «شاهنشاه» (نه فقط ملکه یا بانبیشن) رسماً به یه زن رسید.
ملکه‌ای که پدرش رو دوباره زنده کرد
بوران در دوران کوتاه سلطنتش، تلاش کرد اعتبار و یاد پدرش، خسرو پرویز، که امپراتوری در دوره‌ش به بزرگ‌ترین گستره‌ی تاریخیش رسیده بود، رو احیا کنه. طبق طبری، بوران فُسفَرُّخ، کسی که پشت توطئه‌ی قتل شهربراز بود، رو به مقام وزارت رسوند. سکه‌های واقعی از دوره‌ی سلطنت بوران، از سال اول تا سوم، هنوز باقی مونده؛ روی این سکه‌ها، اون با تاج مخصوص شاهنشاهی، با بال‌های باز و کره‌ی روی سر، به تصویر کشیده شده. دقیقاً همون نمادهایی که پیش‌تر فقط مردان شاهنشاه ازشون استفاده می‌کردن.
سلطنتی که دو بار قطع شد
سلطنت بوران زیاد دووم نیاورد؛ به‌زودی با شاپور، نوه‌ی شهربراز، جایگزین شد. بعد از اون، خواهرش آزرمی‌دخت به تخت نشست. اما بعد از افتادن آزرمی‌دخت، همون اشراف پهلوی، این‌بار به رهبری رستم فرخزاد، بوران رو دوباره و برای بار دوم به تخت برگردوندن؛ دوره‌ای که در اون قدرت واقعی بیشتر دست رستم بود تا خودِ بوران، و همین باعث نارضایتی اشراف پارسی یا پارسیگ‌ها شد.
پایانی خشونت‌بار
بوران در نهایت در جریان یه شورش، توسط مخالفانش خفه شد؛ به‌احتمال زیاد در پاییز سال ۶۳۱ یا اوایل ۶۳۲ میلادی. جانشینش برادرزاده‌ش، یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی شد؛ همون کسی که در دوره‌ش، امپراتوری ساسانی نهایتاً در برابر حمله‌ی اعراب فروپاشید.
بوران و آزرمی‌دخت، تنها دو زنی بودن که در کل تاریخ ایران باستان، رسماً و با قدرت کامل شاهنشاهی حکومت کردن. سلطنت بوران، هرچقدر هم کوتاه و پرآشوب، ثابت کرد که در بحرانی‌ترین لحظه‌ی تاریخِ یه امپراتوری ۴۰۰ ساله، خودِ نهاد سلطنت ساسانی، امکان انتقال به یه زن رو داشت. تو بخش بعدی این فصل، سراغ خواهرش، آزرمی‌دخت، می‌ریم؛ دومین و آخرین ملکه‌ی رسمی ساسانی 🪎 ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان ترجمه‌ی عباس زریاب

زن در آیینه‌ی ایـــران باستـان | فصل ساسانیان
بخش چهل‌و‌چهار: بوران؛ نخستین زنی که رسماً شاهنشاه شد.
بعد از هفت زن که هرکدوم به شکلی در حاشیه یا کنار قدرت بودن، می‌رسیم به بوران؛ کسی که برای اولین بار در کل تاریخ ساسانی، نه همسر یا مادر یا نایب‌السلطنه، بلکه خودِ شاهنشاه شد.
فروپاشی‌ای که با یه پدرکشی شروع شد
بوران دختر خسرو پرویز بود. در سال ۶۲۸ میلادی، پسر خسرو، شیرویه که بعدها به نام قباد دوم شناخته شد، پدرش رو سرنگون و اعدام کرد؛ و برای از بین بردن هر رقیب احتمالی، تقریباً همه‌ی برادرها تنی و ناتنی خودشو کشت. تنها بوران و خواهرش آزرمی‌دخت زنده موندن. قباد دوم خودش هم چند ماه بعد بر اثر طاعون درگذشت؛🤦🏻‍♀ پسر هشت‌ساله‌ش، اردشیر سوم، جانشینش شد، اما اونم توسط «سردار شهربراز» به قتل رسید. خودِ شهربراز هم فقط چهل روز بعد کشته شد. امپراتوری در عرض کمتر از دو سال، چهار تا پادشاه رو از دست داده بود.
تنها وارث مشروع باقی‌مونده 👑
درست وسط این هرج‌ومرج، اشراف پارتی یا پهلوی‌ها به رهبری فرخ هرمزد، بوران رو به‌عنوان تنها وارث مستقیم و مشروع خاندان ساسانی که هنوز زنده بود، بر تخت نشوندن. بوران در بهار سال ۶۳۰ میلادی رسماً شاهنشاه شد؛ برای اولین بار در تاریخ ساسانی، لقب «شاهنشاه» (نه فقط ملکه یا بانبیشن) رسماً به یه زن رسید.
ملکه‌ای که پدرش رو دوباره زنده کرد
بوران در دوران کوتاه سلطنتش، تلاش کرد اعتبار و یاد پدرش، خسرو پرویز، که امپراتوری در دوره‌ش به بزرگ‌ترین گستره‌ی تاریخیش رسیده بود، رو احیا کنه. طبق طبری، بوران فُسفَرُّخ، کسی که پشت توطئه‌ی قتل شهربراز بود، رو به مقام وزارت رسوند. سکه‌های واقعی از دوره‌ی سلطنت بوران، از سال اول تا سوم، هنوز باقی مونده؛ روی این سکه‌ها، اون با تاج مخصوص شاهنشاهی، با بال‌های باز و کره‌ی روی سر، به تصویر کشیده شده. دقیقاً همون نمادهایی که پیش‌تر فقط مردان شاهنشاه ازشون استفاده می‌کردن.
سلطنتی که دو بار قطع شد
سلطنت بوران زیاد دووم نیاورد؛ به‌زودی با شاپور، نوه‌ی شهربراز، جایگزین شد. بعد از اون، خواهرش آزرمی‌دخت به تخت نشست. اما بعد از افتادن آزرمی‌دخت، همون اشراف پهلوی، این‌بار به رهبری رستم فرخزاد، بوران رو دوباره و برای بار دوم به تخت برگردوندن؛ دوره‌ای که در اون قدرت واقعی بیشتر دست رستم بود تا خودِ بوران، و همین باعث نارضایتی اشراف پارسی یا پارسیگ‌ها شد.
پایانی خشونت‌بار
بوران در نهایت در جریان یه شورش، توسط مخالفانش خفه شد؛ به‌احتمال زیاد در پاییز سال ۶۳۱ یا اوایل ۶۳۲ میلادی. جانشینش برادرزاده‌ش، یزدگرد سوم، آخرین شاهنشاه ساسانی شد؛ همون کسی که در دوره‌ش، امپراتوری ساسانی نهایتاً در برابر حمله‌ی اعراب فروپاشید.
چرا بوران نقطه‌ی اوج این فصله
بوران و آزرمی‌دخت، تنها دو زنی بودن که در کل تاریخ ایران باستان، رسماً و با قدرت کامل شاهنشاهی حکومت کردن. سلطنت بوران، هرچقدر هم کوتاه و پرآشوب، ثابت کرد که در بحرانی‌ترین لحظه‌ی تاریخِ یه امپراتوری ۴۰۰ ساله، وقتی هیچ مرد بازمانده‌ای از خون شاهی باقی نمونده بود، خودِ نهاد سلطنت ساسانی، امکان انتقال به یه زن رو داشت؛ یه واقعیتی که کاملاً از دل سکه و اسناد رسمی، نه فقط داستان یا حماسه، به ما رسیده. تو بخش بعدی این فصل، سراغ خواهرش، آزرمی‌دخت، می‌ریم؛ دومین و آخرین ملکه‌ی رسمی ساسانی 🪎 ـ منابع این بخش برای مطالعه‌ی بیشتر
تورج دریایی، شاهنشاهی ساسانی تئودور نولدکه، تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان ترجمه‌ی عباس زریاب