𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭
رفتن به کانال در Telegram
321
مشترکین
-324 ساعت
+107 روز
+6830 روز
آرشیو پست ها
خاله بهم افتخار کن من بهتون رسیدم و متوجه شدم که آه. بالاخره بعد از پنجاه پارت خاله یادش اومد یه شیپ داشت به اسم آلپرن و ایلسو، و داره میسازتشون🧘🏻♀️من عاشق این دونفرم💞💞💞💞
اصلا هیجان و بدبختی توی یه رمان نباشه بدرد نمیخوره. خوشبختی خیلی لوس بازیه تهش یدونه در صدتا بدبختیشون نه صدتا خوشبختی در یدونه بدبختی🧘🏻♀️
