ch
Feedback
𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

前往频道在 Telegram

‌ ‌ ‌t.me/Nwriter2bot

显示更多
未指定国家未指定类别
320
订阅者
+124 小时
+157 天
+6930 天
帖子存档
حس کردم زمین و آسمون داره یکی میشه✨

سلام عشق من به خوبی تو امیدوارم تو هم خوب باشی😭

خیلی فکر کردم چطور بسازمشون

😭😭😭😂😂😂

احسنت بر تو دوست خوب من🩵

https://t.me/sirdasnovel/2647 خیانت به اولاشششش؟

https://t.me/sirdasnovel/2662 داداش با کوروغلو نه توروخدا کوروغلو تا همینجا هم دهنش سرویس شده بسه😭😭😭😭😭😭😭

خاله یه سوال بپرسم؟ الان ما میدونیم اولاش ک دنیز رو از قبل میشناخت و عاشقش بود کان و پینار هم ک باهم بودن آلپرن و ایلسو هم ک تازه دارن اوکی میشن زینپ و اردمم دوماهه آشنا شدن و باهمن سوال اینه... بوراک هم از 8 سال قبل آوا رو میشناخته و دوسش داشته از دور؟ چون من ب نتیجه ای نرسیدم

https://t.me/sirdasnovel/2633 عای آره صداش خیلی وحشتناکه حالا منکه تنها نیستم ولی تو که تنهایی خیلی بده😭

https://t.me/sirdasnovel/2633 آره خیلی وحشتناکه😔😭

https://t.me/sirdasnovel/2633 سلام خاله قشنگم حالت چطوره؟🥹🤍✨️ واییی آره وحشتناک بود🥺😭

خاله بهم افتخار کن من بهتون رسیدم و متوجه شدم که آه. بالاخره بعد از پنجاه پارت خاله یادش اومد یه شیپ داشت به اسم آلپرن و ایلسو، و داره میسازتشون🧘🏻‍♀️من عاشق این دونفرم💞💞💞💞

اصلا هیجان و بدبختی توی یه رمان نباشه بدرد نمیخوره. خوشبختی خیلی لوس بازیه تهش یدونه در صدتا بدبختیشون نه صدتا خوشبختی در یدونه بدبختی🧘🏻‍♀️

لج کرد فکر کنم

تصمیم گرفت جای بوراک و اولاش رو عوض کنه