آنـدراسـته
رفتن به کانال در Telegram
510
مشترکین
-1424 ساعت
+167 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
508
﹙نام: رستهی خون
ژانر: جنایی، معمایی
نویسنده: عسل مهدویفر
پارت: یک﹚
﹒﹒﹒⪩⪨﹒﹒﹒
⪩ #The_Blood_Clan ⪩ #novel
508
خلاصهی داستان:
یتیمخانهی آندراسته، مکانیست پنهان، در دل جنگلی تاریک، جایی که قانون، نه برای نظم، بلکه برای اطاعت کورکورانه نوشته شده. سرپیچی، نه مجازاتی معمول، بلکه دردیست وصفناپذیر که هیچکس جرأت بازگو کردنش را ندارد. مایا به دنبال پاسخ سوالات میگردد؛ اما هر پاسخ، تنها سؤالهای بیشتری به همراه دارد... و شاید در نهایت، پرسش اصلی این نباشد که چگونه فرار کند، بلکه این باشد که واقعاً چه کسی در این بازی پنهان، فرمان میراند؟ ﹒﹒﹒⪩⪨﹒﹒﹒ ⪩ #The_Blood_Clan ⪩ #novel
508
֗ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ᳝ ࣪ ִ ۫ ˑ ֗ ִ ۫ ˑ ֗
انسانها همینقدر رقتانگیزاند، خودشان را میپرستند، در صورتی که اگر همزادشان را ببینند او را کوچک میشمارند و تحقیرش میکنند.#The_Blood_Clan #Spoil
508
مایا نه قویترین بچهی یتیمخونهست، نه باهوشترینش و نه حتی شجاعترینش.
تنها مشکلش اینه که بیش از حد کنجکاوه.
508
+1
بذارین با مایا آشناتون کنم.
از اون آدمهاییه که نمیتونه از کنار یه راز رد بشه.
اگه بهش بگن «اون در رو باز نکن» اولین چیزی که به ذهنش میرسه اینه که دستگیرهش رو به پایین بکشه.
اگه بهش بگن «سؤال نپرس» هزاران سؤال جدید توی افکارش شکل میگیره.
