『آوای دریا』
رفتن به کانال در Telegram
3 140
مشترکین
+12124 ساعت
+2327 روز
+86430 روز
آرشیو پست ها
3 220
آدم گاهی در دنیا نه جایی برای رفتن دارد نه جایی برای ماندن.
مانده است وسط دنیا؛ بی پناه، ترسیده و خسته....
3 220
وقتی قهوه میخوری از تلخیش لذت میبری اما وقتی بادوم میخوری اگه تلخ باشه میندازیش!چون از بادوم انتظار تلخی نداری!
بحث، بحث انتظاره...
3 220
منِ عزیز لطفا وقتی یکی شخصیت واقعیش رو نشونت میده، سعی نکن فقط چون دوسش داری دوباره اونجوری که میخوای تصورش کنی.
3 220
آدمِ درست نمیذاره فکرهای بد بکنی
نمیذاره شک کنی
نمیذاره قهر کنی
نمیذاره گریه کنی
همه چیز رو واست توضیح میده و حلش میکنه.
3 220
ترسم آن روز که بیایی و نباشد بدنم
کوزه گر کوزه بسازد ز خاک بدنم
لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من
بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم
3 220
دلش میخواست در کتابش غرق شود و به داستان خود باز نگردد. چنان برقصد که از خود جدا شود و به خود باز نگردد.
تمام وجود او تمنای سفری یک طرفه و بی بازگشت بود....
3 220
غم که از حد بگذرد دل حس پیری میکند سن هرکس را غمش اندازه گیری میکندگاهی غم از مرز طاقت میگذرد، و دل پیش از آنکه خطی بر چهره بیوفتد، حس پیری میکند. آن وقت دیگر تقویم ها معنایشان را از دست می دهند. و سال ها نه در عدد، که در سنگینی دل سنجیده میشود. هر اندوه، تکه ای از جوانی روح را با خود میبرد، و هر لبخند، پیروزی کوچیکی ست در میان جنگلی بی صدا. آدم ها شاید در ظاهر هنور همان باشند، اما در درونشان، هزاران فصل گذشته و هزار پاییز برگ ریخته. شاید همین است راز آن نگاه های ساکت و آرام، نگاه هایی که هزار بار شکسته اند و باز لبخند زده اند.... _A @Avay_eDaryaa
