سکـوت ِ سـالـوادور
رفتن به کانال در Telegram
جایـی کـه طوفـانهـا دفــن شـدهانـد، امـا هـرگـز فـرامـوش نشـدهانـد . . Уважаемый @durov , у нас нет сексуального содержания и тд Мы полностью соблюдали правила телеграма Есть те кто не хочет чтобы мы прогрессировали и ревниво.
نمایش بیشترإيران175 905دسته بندی مشخص نشده است
489
مشترکین
+224 ساعت
+107 روز
-1730 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝖭𝗈𝗏𝖺𝖾🆕
ㅤㅤㅤ◜ starlit thoughts & soft echoes 🔪’s hidden archive
ㅤㅤㅤㅤㅤ𝐍𝐨𝐯𝐚𝐞’𝐬 𝐚𝐫𝐜𝐡𝐢𝐯𝐞 ◝
Repost from 𝗆𝖾𝗅𝖺𝗇𝗂𝖾 𝗉𝖺𝖼𝗄 ، مـلانـي پـک
◜crybaby garden 🪄’s quiet pieces
melanie di’s title page◝
Repost from نـعناع بـرفی هیـونگ
نفس میکشیدم و با هر نفس غم زادهی نگاهم میشد. نفرت توی چشمام ریشه میکرد و یادت بارها و بارها توی ذهنم زنده میشد.. و هر بار، قاتلی بود که پیکرهی بیپناه قلبت رو خاکستر میکرد، قلبی که قصدت شکافتن تمام زخم های مرهم گرفتهاش بود، بعد از هر آغوشی که به تن خستهاش پیشکش میکردی. و این برف تیره هر بار به انتخاب خودش تمام وجودش رو تسلیم قاتل مطرودش میکرد، درست همون لحظه ای که توهم پیروزی سراسر وجودِ تاریک و عزیز زاده شدهات رو به لبخند واداشته بود.
Repost from نـعناع بـرفی هیـونگ
نفس میکشیدم و با هر نفس غم زادهی نگاهم میشد. نفرت توی چشمام ریشه میکرد و یادت بارها و بارها توی ذهنم زنده میشد.. و هر بار، قاتلی بود که پیکرهی بیپناه قلبت رو خاکستر میکرد، قلبی که قصدت شکافتن تمام زخم های مرهم گرفتهاش بود، بعد از هر آغوشی که به تن خستهاش پیشکش میکردی. و این برف تیره هر بار به انتخاب خودش تمام وجودش رو تسلیم قاتل مطرودش میکرد، درست همون لحظه ای که توهم پیروزی سراسر وجودِ تاریک و عزیز زاده شدهات رو به لبخند واداشته بود.
