fa
Feedback
⋆ 𝗧𝗥𝗢𝗣𝗛𝗬 𝗥𝗢𝗢𝗠 🛋🇨🇦

⋆ 𝗧𝗥𝗢𝗣𝗛𝗬 𝗥𝗢𝗢𝗠 🛋🇨🇦

رفتن به کانال در Telegram

#1 HUDCON'S WHORE 🍄🌶 < You are Shane fucking Hollander, If you ever forget that, I will drag you back in here and fuck you until you remember. بچه رو با آب وان حموم نریز دور Talk : @LandleopardINtrophyroombot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
450
مشترکین
-324 ساعت
-57 روز
+1330 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+4
در 0 کانال‌ها
سپتامبر '26
+101
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+189
در 23 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+207
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+186
در 7 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
01 اکتبر+4
پست‌های کانال
به خودت باور داشته باش داداشششش
به خودت باور داشته باش داداشششش

2
sticker.webp
41
3
بدون متن...
46
4
+1
بدون متن...
61
5
sticker.webp
61
6
خیلی قشنگ بود و نمیتونستم که نزارمش_
62
7
_ کانر درباره مونولوگ ایلیا (ep5) : «فکر می‌کنم کلاً وقتی ایلیا رو بازی می‌کنم یه کشمکش درونی و یه جور بالا و پایین شدن دائمی رو توش حس می‌کنم. خیلی شبیه مسیریه که آدم برای رسیدن به حال خوب و سلامت روان طی می‌کنه. این مسیر هیچ‌وقت صاف و سرراست نیست؛ یه وقتایی یه‌دفعه کلی جلو می‌ری، یه وقتایی دوباره پسرفت می‌کنی، بعضی وقت‌ها هم یه مدت همه‌چی کاملاً ساکت و آرومه. برای ایلیا هم دقیقاً همین اتفاق می‌افته. بعضی وقت‌ها به یه جور رهایی می‌رسه؛ انگار بالاخره یه چیزی که مدت‌ها اذیتش می‌کرده و یه درد سنگین رو دوشش گذاشته بوده، از وجودش بیرون می‌ریزه. ولی یه مدت بعد، یه مشکل و دردسر جدید دوباره سر و کله‌ش پیدا می‌شه که بالاخره باید باهاش کنار بیاد و حلش کنه. و تا وقتی که مستقیم با ترست روبه‌رو نشی و ازش رد نشی، اون ترس هی داره از درون می‌خورتت... پس آره، فکر می‌کنم اون لحظه توی تونل، برای اولین بار واقعاً یه بار سنگین رو از روی دوش ایلیا برداشت. حتی اگه شین اون موقع اصلاً نفهمیده بود چه اتفاقی داره می‌افته، ایلیا بالاخره تونست همه‌ی احساساتی رو که توی خودش ریخته بود، بریزه بیرون؛ عشق، درد و سرخوردگی. فکر می‌کنم همون‌جا بود که فهمید لازم نیست همیشه همه‌چی رو توی خودش نگه داره. می‌تونه درباره‌ش حرف بزنه، می‌تونه احساساتش رو به زبون بیاره. بعضی چیزها اون‌قدرا هم ترسناک نیستن که آدم مجبور باشه برای همیشه دربارشون سکوت کنه.»
61
8
بدون متن...
59
9
sticker.webp
59
10
بدون متن...
60
11
بدون متن...
80
12
خودمم خیلی دوستش دارم 😭😭
4
13
اینو دوست دارم
4
14
بابا بدویید دیگه 💔
1
15
با توت فرنگی انتخاب کنید
8
16
با توت فرنگی انتخاب کنید
1
17
تروفی روممونو 🍂 کنم
4
18
هادکان پاییزی برام بفرستید
1
19
بدون متن...
84
20
Fuck me 😭
35