کافه تراس در شب
رفتن به کانال در Telegram
675
مشترکین
+724 ساعت
+137 روز
+6430 روز
آرشیو پست ها
من آدم صبوری نیستم
صبح های روز مدرسه ،همیشه دور از چشم بابا چند قطره آب سرد می ریختم داخل چای تا مناسب نوشیدن بشه زودتر.
(هنوزم این عادت و دارم)
بابا که می دید، هربار میگفت:
دختر این چه عادتیه! صبر کن یکم بابا جان چای سرد که مزه نداره چای باید گرم باشه بچسبه به جونت.
آسانسور اگه طبقه همکف نباشه، پیاده میرم،
ایستگاه ماشین تاکسی نباشه،
هندزفری میزارم تو گوشم آهنگ مورد علاقمو پلی میکنم و تا خونه راه میرم.
موقع سفر از توی راه موندن بدم میاد، دلم میخواد زودتر برسیم، قرارم نمیگیره.
من آدم صبوری نیستم
از انتظار متنفرم
اما هربار از خودم میپرسم
چطور برای تو این همه صبور بودم، هم منتظر!؟
عاشق اینم که یکی خیلی رندوم از روزش برام تعریف کنه، رندوم آهنگای مورد علاقشو برام بفرسته ، مثلا امروز اینجا رفتم، شام فسنجون داشتیم، کلاس سخت گذشت...
و معلومه که اون میشه بهترین دوستم..(:
نماز خونه مارو به هر چیزی شبیه جز نمازخانه بودن،
مثلا سالن میکاپ و قرتی بازی، اتاق خواب و استراحت، سالن غذاخوری، فیلم و دابسمش گرفتنو هر چیزی...(:
نماز خونه مارو به هر چیزی شبیه جز نمازخانه بودن،
مثلا سالن میکاپ و قرتی بازی، اتاق خواب و استراحت، سالن غذاخوری، فیلم و دابسمش گرفتنو هر چیزی...(:
اینقد که مسئولای دانشگاه بی ریخت و اخموان اون به همون اندازه مهربون بود
چرا من زودتر پیدات نکردم اخه.
این ترم انتخاب واحدم واقعا به بدترین شکل برداشته شد، اما امروز رفتم پیش استاد زبانم اینقد مهربون بود که باورم نمیشد من
بلاخره بعد از ۷ترم آدم صبور پیدا کردم که میتونه با حوصله رسیدگی کنه به کارت
خلاصه انتخاب واحدمو بهش توضیح دادم و اونم در کمال مهربونی برام قابل تحمل ترش کرد و خشنودم.
دوباره برگشتم از تنهایی به شلوغی و جمعیت دانشگاه،
باید یه دوست برونگرا پیدا کنم همچین مواقعی منو گردن بگیرن.
