کوچه ارغوان🪻
رفتن به کانال در Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
80
مشترکین
+124 ساعت
+57 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
«بله، به تو احتیاج دارم! زیرا تو تنها کسی
هستی که میتوانم درموردِ رنگِ یک ابر با او
صحبت کنم.»
• ولادیمیر ناباکوف / نامه به ورا
بهترین خواب
هنگامیست که سنگینی یک کتابِباز روی قفسه سینه یا صورت باشد و ندانی به کدام دنیا رفتهیی خیال یا سرزمین جملهها.
✨🌌
هرگز به چنین برداشتی از مفهوم کتاب نیندیشیدهام: دیواری میان انسان و واقعیت.
-اینها پنجره است عسل، دیوار نیست؛ عصارهی واقعیت است نه کاغذ و مقوا..
عسل، مدتها، مبهوت، نگاه میکند، و عاقبت میگوید:
خدای من! خدای من! چقدر کتاب! چقدر کتاب! تو، واقعا، همهی اینها را خواندهیی؟
- بیشتر شان را.
پس تو.. تو از پشت یک دیوار بلند کاغذی و مقوایی به زندهگی نگاه کردهیی.
کدام دیر؟ کدام دیر عزیز من؟ برای عاشق، زمان وجود ندارد تا حضورش باعث شود که دیر یا مختصری دیر به قرارگاه برسد.
یک عاشقانه آرام
-نادر ابراهیمی
