✨𝑬𝒍𝒚𝒓𝒂✨
رفتن به کانال در Telegram
𝒘𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒔 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎𝒔 𝒔𝒕𝒂𝒚. [تاسیس چنل [۱۴۰۵/۳/۵ خوش اومدین بیاین تو دم در بده🤗 @Midnightt_botbot بات تبلیغ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7233941415 بات گپ
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
337
مشترکین
-924 ساعت
-497 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
337
🌙 بعد از نیمهشب | 11
موضوع: انتخاب
ما همیشه فکر میکنیم انتخابهایمان متعلق به خودماناند. اینکه چه چیزی را دوست داریم، چه مسیری را انتخاب میکنیم، با چه آدمهایی وقت میگذرانیم و از چه چیزهایی فاصله میگیریم. اما اگر کمی بیشتر فکر کنیم، سؤال عجیبی شکل میگیرد: چند درصد از انتخابهای ما واقعاً انتخاب خودمان بوده؟ قبل از اینکه چیزی را انتخاب کنیم، هزاران چیز روی ما اثر گذاشتهاند. خانواده، محیطی که در آن بزرگ شدهایم، تجربههایی که داشتهایم، آدمهایی که دیدهایم، چیزهایی که از آنها ترسیدهایم و حتی اتفاقهایی که هیچ کنترلی رویشان نداشتهایم. ممکن است فکر کنیم یک چیز را دوست داریم، اما شاید از کودکی یاد گرفتهایم که باید دوستش داشته باشیم. ممکن است از چیزی بترسیم، بدون اینکه بدانیم اولین بار این ترس از کجا آمده. حتی بعضی تصمیمهایی که خیلی شخصی به نظر میرسند، شاید نتیجهی سالها اتفاق و تجربه باشند. پس اگر گذشتهی ما اینقدر روی تصمیمهایمان تأثیر دارد، آزادیِ انتخاب دقیقاً کجای ماجرا قرار میگیرد؟ شاید انتخاب واقعی این نباشد که هیچ چیزی روی ما اثر نگذارد. شاید غیرممکن باشد که کاملاً مستقل از گذشته، محیط و تجربههایمان تصمیم بگیریم. اما شاید بتوانیم لحظهای مکث کنیم و بپرسیم: «من این را میخواهم، یا فقط به خواستنِ آن عادت کردهام؟» این سؤال ساده میتواند خیلی چیزها را تغییر دهد. چون گاهی اولین انتخاب واقعی ما، انتخاب یک مسیر جدید نیست؛ انتخابِ دوباره فکر کردن دربارهی مسیری است که همیشه تصور میکردیم تنها گزینهی ماست. شاید ما هیچوقت نتوانیم تمام اتفاقهایی را که روی زندگیمان اثر گذاشتهاند انتخاب کنیم. اما میتوانیم از جایی به بعد، نسبت به انتخابهایمان آگاهتر شویم. و شاید عجیبترین آزادی همین باشد: اینکه بفهمی همیشه مجبور نیستی همان چیزی را ادامه بدهی که یک روز، بدون اینکه خودت انتخابش کرده باشی، وارد زندگیات شده است. 🌙
337
وقتی حالتون خوب نیست و کسی باهاتون حرف میزنه لطفا همگام با حالتون باهاش رفتار نکنین شاید اون قلبش بشکنه و خب قلب شکستن تاوانش آنچنان ساده نیست.... 🙂
یکم پیش دیدم جلو روم چطور یکی شکست:)
