Hiraeth
رفتن به کانال در Telegram
مینویسم و خلق میکنم و ثبت میکنم برای بودن ... صدام کن فربد https://t.me/XBCHATBot?start=sec-cgehiefee
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
523
مشترکین
-424 ساعت
-437 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
526
اگه از من بپرسید که آیا جهان پوچ هست یا خیر جوابی که بهتون میدم اینه که :
نمیدونم ...
ولی دوتا چیز رو با اطمینان میتونم براتون بگم؛ یکی اینکه انسان خودش میتونه معنا بده، باز ارجاعتون میدم به کانت اونجا که میگه خدا اساسا مقوله ای هست که پیش از ذهن و تجربه در انسان نهادینه وجود داره و باور بهش وظایف اخلاقی رو مشخص میکنه و به نگاه تئوریک و تجربی محور ما معنا و جهت میده. این دیدگاهی هست که پذیرفتمش تا حدی و در مقیاس کلان میشه اینطور گفت که معنای پشت این عالم رو نمیشه فهمید چون ابزارش رو نداریم اما میتونیم خودمون معنا بدیم بهش و خط مشی اعمالمون رو خودمون مشخص کنیم و با جهان طوری برخورد کنیم که گویی، معنویاتی درش نهفته هست و برخی مسائل خارج از حیطه تجربه رو ارجاع بدیم به ایمان که این یجورایی به مورد دوم که میخوام مطرح کنم مرتبط هست .
مورد دومی که بهش مطمئن هستم این هست که من درسته نمیدونم جهان ذاتا معنادار هست یا نه ولی مطمئن هستم در ساختاری خلق شده به دست انسان دارم دارم زیست و زندگانی میکنم که کاملا پوچ و بیمحتوا و بی معنا هست و نمیتونم حجم سرخوردگی و تنفر از این ساختار انسانی رو در قالب کلمات منتقل کنم؛ ساختاری که از لحاظ پوچی و بیمعنایی به قدری عمیق هست که همین عمق باعث میشه افراد گاهی به اشتباه این پوچی رو به کل و ذات جهان تعمیم بدن، جهانی که روز به روز کلمات بیمعنی تر میشن و زندگی انسان روی تسلسل بیپایانی از اهداف ساختگی به دست خودش و به شدت تاثیر گرفته از مدیا و تبلیغات رنگارنگ اما به شدت بیمحتوا، ظواهر زیبایی که اصلا هم زیبا نیست و فقط بغض توی گلوم رو بیشتر میکنه، جوامعی متشکل از توده ای از انسان ها که رنج رو تنها به کلمات تقلیل دادن بدون هیچ تجربه زیستهای از رنج که ای بسا اگه تجربه زیسته ای از این رنجها صورت میگرفت چیزی جز انزوا و کم سخنی به خودش همراه نداشت و نه مشتی کلمات قشنگ تنها و تنها برای ترحم خریدن و خودنمایی .
بگذریم ...
من فراموش نکردم درباره جهانی که اگه خدایی درش باشه صحبت کنم و به موقعش خواهم نوشت که این جهان چطور خواهد بود ...
/ یادداشت ۱۸ مهر
526
تقریبا میتونم بگم اکثر خاطراتی که تو ذهن دارم رو خیلی محو و مبهم میتونم تصور و یادآوری کنم و حتی اگر چیزی رو واضح به یاد میارم دیگه مرورش حسی در من ایجاد نمیکنه و میتونم بگم به گذشته زیاد فکر نمیکنم اما نه همیشه، هنوز که هنوزه گاهی اوقات رو به مرور خاطراتی اختصاص میدم که برای من تداعی کننده شب هستن یا توی شب اتفاق افتادن یا لحظه خاصی که تو شب مشاهده کردم و عبور کردم ازش.
از همه اینها گذشته، این روزها هم دلم یه سفر طولانی میخواد؛ بخشی ازش رو مسافر شب باشم و روزها تو جایی جدید و ناآشنا به ماجراجویی و کشف و پرسه زنی بپردازم. و شبهاش با احساس و زاویه نگاه جدیدی تجربه کنم. آره احساس میکنم شبهای همه جا یک دست و یک شکل هست در نگاه اول، اما هرجایی حس متفاوتی از همین شب به تو منتقل میکنه.
/ یادداشت ۱۶ مهر
526
یه صحبت دلی
مسائل بیش از اونچه که فکرشو میکنید پیچیده هستن. بسیار بسیار بسیار پیچیده و انسان ناچار هست با یک گره ذهنی یک مسئله با همه چالشهایی که داره روبرو بشه و گاهی ساده سازی مسائل بعضا یعنی خیانت. خیلی از چیزهایی که باهاشون سر و کار داریم، متشکل شده از یک زنجیره ای طولانی از علت های مختلف و پشت سرهم تا در نهایت به یک علت العلل که اون چه که مشاهده اش میکنید و ظاهر قضیه هست میرسید و برای یک درک کامل از یک موضوع لازم هست تمام این علت های لازم بررسی و شناخته بشن تا یه تحلیل درست از اون موضوع صورت بگیره. ساده سازی این فرآیند با خودش توهم دانایی و تعصب و دگم به همراه داره و من به نتایجی این وضعیت که تو جامعه آدما دارم میبینم واقعیت خوش بین هستم و حتی میتونم بگم میترسم ...
526
صحبت در مورد کانت خیلی مفصل هست و بنظرم قشنگی صحبتاش به همون سختی و اون استدلال های سنگینش هست راجع به اینکه چرا بحث درباره خداباوری و اخلاق و تو چهارچوب فرآیند های عقل نمیگنجه و جای دیگه از ذهن و به شیوه ای دیگه باید دنبال این قضایا رفت و ساده سازی مطلب شاید لطف چندانی نداشته باشه . به همین مقدار بسنده میکنیم که برخی فاکتورها در ذهن انسان هستن که علاوه بر اینکه تجربه این جهان رو برای ما ممکن میکنن، از طرفی همین فاکتورها به ذهن اجازه هم نمیده از یه حدی فراتر بره و در نهایت مانع از این میشه انسان بتونه به خیلی از زوایای دیگه ای از این جهان اشراف پیدا کنه . ( پس تجربه هم محدودیت های خودش رو داره .)
و با همین نتایج بود که جایگاه علوم تجربی و خدا و اخلاق و از هم تفکیک و مشخص کرد و این برای خواننده و مخاطب کانت، نوعی مرتب سازی فکری و همه چی رو سرجای خودش گذاشتن، فراهم میکنه و این یکی از ثمرات باارزشی بود که با مطالعه این شخص تو این مدت کسب کردم .
از قضا همین محدودیت عقل و کامل نبودن تجربیات و پدیدارهای ما در جهان هست که جا رو باز میکنه برای ایمان داشتن به خدا و پایبندی به اخلاق که هردو به مثابه رشته ای نازک اما محکم هستن .
خود کانت هم میگفت:
″میبایست معرفت را محدود کنم تا جا برای ایمان باز شود.″
526
یکی از چیزهایی که از زندگی تو ایران حالا حالاها حسرتش به دلم میمونه، امکان داشتن یک تفکر منسجم و منظم و تداوم داشتنش هست. در ساده ترین چیزها شما نظری بدی و متاسفانه در سطحی ترین بحث ها حتی، مشتی جماعت از اقشار مختلف روی سرت آوار میشن که فقط با تو ابراز مخالفت بکنن و تورو از اون مسیر فکری منسجمی که داری به زشت ترین شکل ممکن منصرف کنن. مثلا اگه من ساعت ۱۲ شب بیام بگم الان هوا تاریک هست و شبه، قطع به یقین یک نفر پیدا میشه که با من مخالفت کنه و بگه نه الان روز هست و برات دلیل هم میاره که چرا الان روزه و تو ساعت ۱۲ شب داری اشتباه میکنی که آسمون رو تاریک میبینی با کمی هم چاشنی هوچیگری ساده ترین و پیش پا افتاده ترین گزاره رو برای شما به یک بحث بیخود تبدیل میکنن و به شما اطمینان میدم که طرف مقابل هست که بحث رو همیشه میبره. واسه همین مدتی هست که هرکی از هر قشری هر صحبتی میکنه تقریبا همه رو تایید میکنم و حق رو بهشون میدم فقط برای اینکه صداشون بیوفته و واسه همین هست اکثر گفتگوها رو کوتاه و کنترل شده نگه میدارم و بزرگترین دستاوردی که داشتم همین آرامش نسبی فکری هست که پیدا کردم ...
526
Repost from آرش حیدری
با توجه به مشکلات احتمالی در اجرای لینک فوق، فایل مربوط به پادکست بارگزاری شد 👆
پادکست جهان نهیلیستی و نتایج زیبایی شناختی آن همراه با آرش حیدری.
.
طراح پوستر: نگین مسافرین
صدابردار: پارسا شمالی
مدیر هنری: عرفان درّی
@contemporarymusik
