fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مُــبـهَـمْ

مُــبـهَـمْ

رفتن به کانال در Telegram

-عمرِ من در کشفِ این مفهومِ مبهم می‌رود؛ -🎀- دلیِ، کپی راضی نیستم.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
792
مشترکین
-924 ساعت
-107 روز
-1030 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+830
در 12 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
26 اکتبر+7
25 اکتبر+7
24 اکتبر+13
پست‌های کانال
2
عمیق نشدن خواب و هوشیار بودن از شدت سر‌و‌صدای زیاد مغز و فکرِ مدام، یکی از زجرآورترین مرحله‌ی زندگیه.
363
3
و در آخر مجبوری که ازش بگذری..
1
4
/
84
5
-یا امیرالمؤمنین روحي فداك، آسمان را دفن کردی زیر ِخاک؟
1 374
6
-
1 031
7
/
117
8
مدت‌ها بود که ندیده بودمش، اما با احساسی شبیهِ انتظار به یادش می‌آوردم.
1 757
9
اندوهِ من در فقدانِ ‌فاطمه‌ هميشگی‌ست. و از اين پس هر شبِ من تا سحر‌، به بيدارى خواهد گذشت.. مولاعلی|خطبه٢٠٢
1 051
10
-بر چوبـه‌ی‌ غـرق‌ِ خون‌ مَحمـل‌ سوگند، لطمه‌زنی‌ در غمت‌ حلال‌ است‌ حسین..
2 307
11
-
-
1 493
12
فکر مرا کردی که میخواهی بروی؟:)
1 305
13
-
1 114
14
وسط روضه چشمامو بستم، بینِ اون‌همه هیاهو و گریه، زجه‌های مدام آدما برای دردِ مادرم، خودمو وسط نجف تصور کردم، رو‌به‌روی ایوون طلا، مظلوم، تنها، بی‌کس، علی.. عزیز از دست داده بود، یاسِ کبودش بین شونه‌های مردونش گم شده بود، دستاش دیگه پناهی برای اون قامتِ خمیده نبود، حسنش هنوز زبون باز نکرده بود از روضه‌ی کوچه، بچه‌ها بی‌پناه و هراسون به چادرِ مادرِ نیمه‌جون چنگ می‌زدن و التماسِ موندن می‌کردن، هنوز نمی‌فهمیدن چرا مادرشون دیگه مثل قبل بغلشون نمی‌کنه؛ خونه دیگه خونه‌ی غم بود، خونه‌ای که تا همین چندروز پیش صدای زهرا توش می‌پیچید، حالا حتی نفس کشیدن هم توش سخت شده بود. بینِ هق‌ هقِ مردونه‌ صدای زمزمه‌هاش به گوش زهرا می‌رسید، زیر لب وصله‌ی جونشو صدا می‌کرد.. با تموم جونش به آخرین رشته‌ی امیدش چنگ می‌زد زهرا بمان.. بمان که رحم به قلب حسن کنی، اصلا ز جای خیز علی را کفن کنی.. چشمامو باز کردم، همه‌چی تموم شده بود؛ تنها علی مانده بود و علی مانده بود و علی..
1 393
15
-
1 237
16
-بینِ دیوار و درِ خانه چه آمد به سرش، مدد از فضه گرفت آن‌که به عالم مدد است..
1 123
17
-
1 127
18
بله آقای طاهری؛ من بايد می‌رفتم، زودِ زودِ زود اون‌که از پیشم رفت، منو جا گذاشته بود‌..
1 259
19
گلارو که بو کردم یاد حرمِ تو افتادم، دمِ ضریحت. بلافاصله به این فکر کردم که مگه چقدر دلم برات تنگ شده که اولین یادآوریِ ذهنم تصویرِ ضریحتو جلوی چشمام میاره؟ فقط متوجه شدم که "آدمِ دلتنگ"، چشم‌هاش همش دنبالِ یه نشونه، یه بویی، یه مکانی، یه صدایی می‌گردن تا معشوقو به یاد بیارن، جنونِ یه عاشق همینه احتمالا..
1 426
20
-
-
1 445