fa
Feedback
𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

رفتن به کانال در Telegram

هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" می‌نویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 244
مشترکین
+424 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
هروقت گم می‌شم خودم رو لا‌به‌لای‌ صحنه‌های تئاتر، فیلم‌نامه‌ها و چیزهایی که قراره خودم خلق‌شون کنم؛ پیدا می‌کنم.

حرف‌هایی که نمی‌تونستم بگم رو کشیدم.
حرف‌هایی که نمی‌تونستم بگم رو کشیدم.

یک روزی، اگر چیزکی شدم، به همه می‌گویم که این دیوانگی از کجا و چطور آغاز شد؛ که میلم به ردیف کردن کلمات، فوران احساسات و دیوانه بودن را از که به ارث بردم. ما همه فرزندان خلف تو بودیم و حالا من به تنهایی بار تو بودن را به دوش می‌کشم، و نمی‌دانم چطور فریاد بزنم که یادت در من زنده‌است، و تو در من زنده‌ای، اگرچه جایت خالیست، بسیار خالی.

@RapRelease - Bad Adat - Sami Beigi (1).mp37.92 MB

Repost from واگویه ›
قصه‌ی عشق. اشرف رویا.

Repost from ساقی
بیخیال بابا، چقدر اهمیت میدی.

Repost from ساقی
دلتنگی ازم یه دختر بچه‌ی غمگین می‌سازه که تمام سلاحای زندگی بزرگسالیشو انداخته زمین و خودشو بغل گرفته و گریه می‌کنه. می‌جنگم تا این ورژنمو نشون ندم، می‌جنگم تا این ورژنمو نبینی، ولی اگه دیدیش بغلش کن، بیشتر از حد تصورت، بی‌پناهه.

کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدم دلتنگی چه شکلیه. کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدم یکی می‌تونه اینقدر مهم بشه و بعد نباشه. کاش هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدم نصف شب از خواب بپرم و گریه کنم.

کاش زندگیم حوالی جایی که هنوز یاد نگرفته بودم آدمی می‌تونه یه روز مثل غریبه‌ها بره، متوقف می‌شد.

چرا نمی‌فهمی. انقدر از دردام سعی نکن برام معنا بسازی. بعضی دردا فقط درد و زهرمارن و قرار نیست آخرش به قول‌ِ خودت به نسخه‌ی بهتری برسم. تو دردم رو زندگی نکردی و فقط شنیدی پس می‌شه انقدر سفسطه‌بافی نکنی؟!

خیلی یهویی یادم اومد پارسال همین‌موقع داشتم فیلمنامه‌ی سریالی که قرار بود یه روزی بسازم رو می‌نوشتم. الان نه یادم میاد فیلم‌نامه چی بود و نه دوتا دفتری که در اون نوشته بودم رو پیدا می‌کنم. عجب خنده‌داری و طفلکی هستی آدم. دیدی یه اتفاق چقدر می‌تونه هم ذوقت رو بگیره، هم تو رو از زندگی بندازه‌؟

طرحی زدی که نقش جهانم تباه شد. بگذار راحتت‌ کنم افتضاح شد. طرحی زدی که هرچه گناه نکرده بود، مشمول کارنامه‌ی این بی‌گناه شد. معکوس شد این جهان شگفتی که داشتم. مثل مناره‌ای که فرو رفت و چاه شد. من این منِ کشیده به تصویر نیستم. این نقشِ بی‌مرکب رنگی سیاه شد. می‌ترسم از بهشت تو بیرون کشد مرا، روزی فرشته‌ای که بگوید ببخشید اشتباه شد. عبدالجبار کاکاوند

‏نه عزیزم نمیشه آشنا شیم. من هنوز اون آشنایی که غریبه شد رو دوست دارم ولم کن.

من از حسرت کشیدن می‌ترسم. برای همین این‌قدر با تمام وجودم زندگی می‌کنم.

Repost from N/a
تو هرچی شانس نیورده باشم تو حس شیشم غوغا کردم

سوگ میتونه تموم بشه ولی سوگواری نه.

هرروز زخمم رو باز می‌کنم تا مطمئن بشم هنوزم درد می‌کنه یا نه. انگار اگه یه روزی درد نکشم خیانت کردم به هرچی بوده.

تراپیستم بهم گفت از یه ویژگی‌ت خیلی خوشم میاد. وقتی غمگین می‌شی، ورق رو برنمی‌گردونی. تقریبا درباره‌ی همه‌چیز بهم گفتی. دیدم وقتی چشات غم داره هنوزم از نگین که می‌گی چشات برق می‌زنه و در کسری از ثانیه لحن صحبتت عوض می‌شه. درست می‌گم نگین بود؟ منم می‌گم آره خانم دکتر. ادامه می‌ده و می‌گه دیدم وقتی حالت خوب نیست، هنوز درباره‌ی استادت‌ بااحترام صحبت می‌کنی، یا حتی وقتی از اونی که من و تو می‌دونیم ناراحتی، بیشتر از اینکه ازش متنفر باشی، دلت براش تنگه. این ویژگی خیلی نادره، همچین خوبم نیست‌. ولی تو سعی کن مواظب باشی.

کی گفته پذیرفتن آسونه و وقتی بپذیری سبک‌بال، آزاد و رهایی؟ نه مرسی؛ من ترجیح می‌دم هیچ‌وقت نپذیرم‌ از صبح که چشام رو باز می‌کنم تا شب که چشامو می‌بندم دارم تلاش می‌کنم که یادم نره، نپذیرم، رفتنت عادی نشه و مطمئن بشم امشبم اشک ریختم. خیالت راحت من آدمِ فراموش‌کردن هیچ‌چیزی نیستم.

amirrahimiofficial – DAD.mp33.70 MB