fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کامبک هپی فیس

کامبک هپی فیس

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 556
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+7530 روز
آرشیو پست ها
همینجوریش خودش انقد کارش زیاده لاغر شده فک کنم به شصت برسه بعد عمل.

منم شنیدم که قبلش باید یه عالمه غذا بخوری که چاق بشی چون تا یه مدت هیچی نمیخوری خیلی وزن کم میکنی

آخر هفته عمل داره بعدش کامل میگم ولی در کل فکر میکنم عمل سختیه.

https://t.me/happyface7670/7354 سلام عزیزم توروخدا به منم بگید تجربیات رو منم عمل فک دارم و فک‌پایینم جلو هست چند ماه دیگه عمل دارم و خیلی میترسمممم

پسرخاله م کرد نقاهت زیادی داشت و کلی لاغر شد چون نمی‌تونست چیزی بخوره

آراد بهم میگه چقد قشنگی ،موهات چقد قشنگن لباست چقد قشنگه هرجوری باشی قشنگی لباس خونه هم بپوشی قشنگی 😭

عالیه نه خودش خیلی چاقه لاغرم بشه به به .

پسرخاله م کرد نقاهت زیادی داشت و کلی لاغر شد چون نمی‌تونست چیزی بخوره

اگه تجربه ای خودتون یا نزدیکانتون درمورد عمل فک دارید ممنون میشم بگید https://t.me/pinkChats_bot?start=sec-gfihbbicif

اصلا هم حوصله مریض داری و بیمارستان و فلان ندارم .

عااا نگفتم بهتون ؟ عمل فک داره . فک پایینش عقبه و دندوناش رو هم قرار نمیگیرن.

نیما آخر هفته یه عمل سنگین داره که تا سه ماه نمیتونه چیزی بجوه بعد من نگرانم که نکنه بچه ها هم بعداً این مشکلات رو بخاطر ژنتیک داشته باشن.

بدبختیشونم آخه بدبختی نیست.

زندگی تو ایران به اندازه کافی سگی هست ترجیح میدم بشینم بدبختی وایت های اروپایی و ببینم تا بدبختی فارسی زبان هارو.

به سلامت روانم با ندیدن بامداد خمار کمک کردم بعد بیام یل و ببینم ؟خلم من؟

هنوز آشپزی به معنای واقعی نکردم از وقتی برگشتم ،هنوز غذاهای قبلی و میخوریم ولی همش در حال شستن و کشیدن و برداشتنم،واقعا منتظرم فقط عادت کنه به مهد آراد که داروش و قطع کنم نمی‌رسم واقعا انقد غذا بخوام بدم بهشون کمرم داغون میشه با ظرف شستن .

به به خونه رو بو گوز برداشته با دلمه کلم.

ولی بچه ها ،من واقعا ناراحتم بابت این نفرتی که بین آدما هست،کاش هیچوقت اوضاع اینجور نمیشد.

دارم به یک پرچم گردان که از گرونی میناله دلداری میدم آدم کم کم به بی ابرویی عادت می‌کنه.

بعد اعصاب هم نداشت من ایستاده بودم پشت پسرش بهم با تشر گفت برو اونور میخوام عکس بگیرم از بچه.