گلسیب
رفتن به کانال در Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
439
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+87 روز
+7530 روز
آرشیو پست ها
439
من استادِ رفتن و نموندن و گذشتنم، از من بپرس، وقتی دلت گیر باشه هرچقدر هم دور شی فقط دلت جا میمونه و نخکش میشه.
439
فاطمه «هنر» رو بین ترقوههاش حک کرده و «صبر» رو نزدیک قلبش انداخته، مثل اینکه رازِ تمام زیباییها رو میدونه.
439
خیلی تلاشی ندارم که خودم رو مبرا از بدی و زشتی یا بدجنسی نشون بدم و بگم آدم خوبهی داستانِ همهام، نه. گاهی شده منفورترین شخصیت داستان کسی باشم و تقاصش رو هم به گمونم یا دادم یا در نهایت خواهم داد، نوش جونم. گاهی هم شده فرشتهٔ نجات کسی خطاب بشم که مطلقاً لطف خودش بوده ولی زندگی به کامم شیرینتر شده، و فکر میکنم همین یعنی زندگی؛
اینکه اشتباه کنیم تا جبران کردن رو یاد بگیریم، بد باشیم تا خوب بودن رو بفهمیم، بدی ببینیم تا قدرِ خوبیها رو بدونیم و غلطها رو ببینیم تا تشخیص بدیم چی درسته. شاید هیچکس همیشه قهرمان یا همیشه ضدقهرمانِ داستانها نباشه، ما فقط آدمهای عادیای هستیم که ممکن الخطاییم و فقط مهمه تا در مسیرِ فهمیدن و بهتر شدن قدم برداریم، همین.
439
کسی رو از کاری منع نکنیم، قضاوت نکنیم، جدی میگم. چنان در اون شرایط قرار میگیریم و همون اتفاقها برامون میفته و همون راه رو در پیش میگیریم که کفمون ببُره.
