آبان ؛
رفتن به کانال در Telegram
غم اومده خونه ی من ولی دیگه مهمون ناخونده نیست صاحب خونست. https://t.me/pisholllll پلیلیست؛ @Pishollbot ناشناس🐈
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 056
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+187 روز
+1 34330 روز
آرشیو پست ها
2 056
پایبندِ قفسم، باز و پرِ بازم نیست
سرِ گل دارم و پروانهی پروازم نیست
گل به لبخند و مرا گریه گرفتهست گلو
چون دلم تنگ نباشد که پرِ بازم نیست؟
هوشنگ ابتهاج
2 056
روحش به پاییز تعلق داشت! به خش خش برگ ها و هوای مه آلود به نم نمِ باران، و بوی خاک های خیس به قهوه های گرم در صبح های سرد به قدم زدن روی برگ های زرد، زیر باران... آرامش را مدیون سکوت و شب بود! غرق می شد در آبیِ نیمه شبِ آسمان؛ دنیای آدم هارا رها کرده بود، و در کُنجِ ساکتی جهانِ خودش، لا به لای خیابان های بارانی و قهوه، لا به لای آولز شجریان و شعر، ماه را تماشا میکرد، روی برگ های پاییز راه میرفت و عطر زندگی را، نفس میکشید.
