آبان ؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
غم اومده خونه ی من ولی دیگه مهمون ناخونده نیست صاحب خونست. https://t.me/pisholllll پلیلیست؛ @Pishollbot ناشناس🐈
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 047
المشتركون
-224 ساعات
+247 أيام
+1 36730 أيام
أرشيف المشاركات
2 047
روحش به پاییز تعلق داشت! به خش خش برگ ها و هوای مه آلود به نم نمِ باران، و بوی خاک های خیس به قهوه های گرم در صبح های سرد به قدم زدن روی برگ های زرد، زیر باران... آرامش را مدیون سکوت و شب بود! غرق می شد در آبیِ نیمه شبِ آسمان؛ دنیای آدم هارا رها کرده بود، و در کُنجِ ساکتی جهانِ خودش، لا به لای خیابان های بارانی و قهوه، لا به لای آولز شجریان و شعر، ماه را تماشا میکرد، روی برگ های پاییز راه میرفت و عطر زندگی را، نفس میکشید.
2 047
ﻫﺴﺘﻰ ﭼﻪ ﺑﻮد ﻗﺼﻬٔ ﭘﺮ رﻧﺞ و ﻣﻠﺎﻟﻰ ﻛﺎﺑﻮس ﭘﺮ از وﺣﺸﺘﻰ آﺷﻔﺘﻪ ﺧﻴﺎﻟﻰ ای ﻫﺴﺘﻰ ﻣﻦ و ﻣﺴﺘﻰ ﺗﻮ اﻓﺴﺎﻧﻪ ای ﻏﻢ اﻓﺰا ﻛﻮ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻟﺬﺗﻰ ﺑﺮﻳﻢ از ﺷﺐ وﺻﺎﻟﻰ ز ﻫﺴﺘﻰ ﻧﺼﻴﺒﻢ ﺑﻮد درد ﺑﻰ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﭼﻨﺎن ﻧﻰ ﻧﺪارم ﺳﺮ ﺷﻜﻮه و ﺷﻜﺎﻳﺖ ﭼﺮاﻳﻰ ﻏﻤﻴﻦ اﻗﺎﻣﺖ ﮔﺰﻳﻦ ﺑﻪ درﮔﺎه ﻣﻰ ﻓﺮوﺷﺎن ﮔﺮﻳﺰ از ﻣﺤﻦ ﭼﻮ ﻣﻦ ﺳﺎﻏﺮی ﺑﺰن ﺳﺎﻏﺮی ﺑﻨﻮﺷﺎن ﻫﺴﺘﻰ ﭼﻪ ﺑﻮد ﻗﺼﻬٔ ﭘﺮ رﻧﺞ و ﻣﻠﺎﻟﻰ ﻛﺎﺑﻮس ﭘﺮ از وﺣﺸﺘﻰ آﺷﻔﺘﻪ ﺧﻴﺎﻟﻰ ای دل ﭼﻪ ز ﺟﺎﻧﻢ ﺧﻮاﻫﻰ ای ﻏﻢ ز ﭼﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻛﺎﻫﻰ ﺗﺮﺳﻢ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻧﻰ ﺳﻮزد از دل ﭼﻮ ﺑﺮ آرم آﻫﻰ ﺑﻪ دﻟﻢ ﻧﻪ ﻫﻮس ﻧﻪ ﺗﻤﻨﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺟﻬﺎن ﻫﻤﻪ روﻳﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﮕﺬر ز ﺟﻬﺎن ﻫﻤﭽﻮن ﻣﻦ اﻓﺸﺎن ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻧﻰ داﻣﻦ ﺑﺰﻣﻢ ﺳﻴﻪ اﻣﺎ ﺳﺎزم ﺟﻤﻊ دﮔﺮان را روﺷﻦ ﻫﺴﺘﻰ ﭼﻪ ﺑﻮد ﻗﺼﻬٔ ﭘﺮ رﻧﺞ و ﻣﻠﺎﻟﻰ ﻛﺎﺑﻮس ﭘﺮ از وﺣﺸﺘﻰ آﺷﻔﺘﻪ ﺧﻴﺎﻟﻰ ای ﻫﺴﺘﻰ ﻣﻦ و ﻣﺴﺘﻰ ﺗﻮ اﻓﺴﺎﻧﻪ ای ﻏﻢ اﻓﺰا ﻛﻮ ﻓﺮﺻﺘﻰ ﻛﻪ ﺗﺎ ﻟﺬﺗﻰ ﺑﺮﻳﻢ از ﺷﺐ وﺻﺎﻟﻰ
2 047
دیدن دنیا از چشمای تو چقدر قشنگه...
اون یادگاریا فقط ابزار بودن تا بهت یادآوری کنن چقدر برام عزیزی، ولی این تویی که با حضورت به همهشون روح و ارزش دادی.
داشتن کسی مثل تو که انقدر خاطرههامونو قشنگ تو آغوش میکشه، بزرگترین دارایی منه. مرسی که هستی😭💋
