نُهمِ شَهریور...
کانال بسته
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
518
مشترکین
-624 ساعت
-267 روز
+9830 روز
آرشیو پست ها
"کسی از من پرسید: زندگی چطور پیش میرود؟
و من به او گفتم: همهچیز خوب پیش میرود؛ پول از دست میرود، سلامتی از دست میرود، خواب از دست میرود، مو از دست میرود، آرامشِ خاطر از دست میرود، همهچیز از دست میرود؛ و تو داری با آنچه که باقی مانده صحبت میکنی."
دلم برای خود گذشتهام تنگ شده. احساس میکنم یک منِ بزرگی رو توی گذشته گم کردم. جای غمانگیزشم اینجاست که دیگه نه من قراره آدمِ گذشته شم، و نه اون منِ گذشته قراره دوباره به من برگرده.
جدیدا از توی رختخواب که بلند میشم، شبیه یک مُرده توی تابوتم که انگار از اون تو بیرون اومده و بلند شده؛ یک مُردهی سوختهی خاکستر شده که وقتی بلند میشه تیکههاش خورد میشه و زمین میریزه و هنوزم ازش دود بلند میشه.
